• تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، رابرت دنیرو هم به جمع چهره های سرشناسی پیوست که ادعا می کنند از کمپانی وینشتاین پول طلب دارند. بازیگر سرشناس فیلم «پدرخوانده ۲» می گوید شرکت تحت مدیریت هاروی وینشتاین چیزی در حدود ۹۴۰ هزار دلار از دستمزدش در فیلم «کتاب بارقه امید» را به وی پرداخت نکرده هست. فیلمی به کارگردانی دیوید ا. راسل و با بازی بردلی کوپر و جنیفر لاورنس که توانست دنیرو را نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد کند.

ادعای دنیرو در شرایطی مطرح می شود که کمپانی وینشتاین در حال گذراندن پروسه ورشکستگی هست و چهره های دیگری از مشهورترین چهره های هالیوود مانند کویینتین تارانتینو، مریل استریپ و جورج کلونی هم با مطرح کردن ادعاهای مشابه خواهان تسویه حساب این شرکت شده اند. مبلغ مورد ادعای تارانتینو چیزی در حدود ۴ میلیون دلار هست و جورج کلونی و استریپ هم ادعا می کنند بخشی از دستمزدشان برای کار در فیلم «آگوست: اوسیج کانتی» هنوز پرداخت نشده هست.

کمپانی وینشتاین در حال حاضر احتمالا به شرکت لنترن کپیتال فروخته خواهد شد که در روزهای گذشته توانسته نام خودش را به عنوان اولین گزینه خرید شرکت مطرح کند. به نظر می رسد هیئت مدیره وینشتاین هم چندان از این موضوع بدشان نمی آید و در روزهای گذشته با کاهش ۲۳ میلیون دلاری ارزش شرکت موافقت نسبی خودشان را با فروش به مبلغ ۲۸۷ میلیون دلار اعلام کرده اند. طلبکاران شرکت وینشتاین احساس می کنند ممکن هست در صورت فروش شرکت مذکور به لنتزن کپیتال دیگر رنگ پول خودشان را هم نبینند و به همین منظور در روزهای گذشته مدام در رسانه ها پیگیر مطالباتشان هستند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مراسم آغاز بیستمین سال فعالیت رادیو ورزش با حضور صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک ایران، علی اصغر پورمحمدی قائم مقام سیما، لامرضا میر حسینی مدیر رادیو ورزش و جمعی از گویندگان و گزارشگران شبکه رادیویی ورزش برگزار شد. حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی با اشاره به نقش رادیو ورزش گفت: این شبکه مانند ایستگاهی هست  که این رسانه را به اینجا رسانده و بایستی برای آینده بهتر نقش رادیو ورزش را مورد بررسی قرار دهیم. دور هم جمع شده‌ایم که بدانیم چه سرمایه‌ای داریم و برای  استفاده بهینه آن برنامه‌ریزی کنیم.  تصویر کردن یک لحظه از طریق گوش و شنوایی به تنهایی کارسختی  هست که این  تصویر سازی را همکاران رادیو ورزش انجام می‌‎دهد. دوستان ما در رادیو ورزش تلاش می کنند این هیجان را به مخاطب انتقال دهند و ما بایستی  بدانیم چگونه به ورزش قهرمانی رسیده ایم و رسانه در این راستا  و در ارتقای ورزش قهرمانی چه نقشی می تواند ایفا کند.

وی با اشاره به اینکه رادیو باید در راستای توسعه ورزش همگانی به کمک متولیان حوزه ورزش بیاید، اظهار کرد: رادیو ورزش توانسته به عنوان عضو خانواده ورزش در کنار مخاطبان حضور داشته باشد، کشور ما خواه ناخواه هیجان‌زده رویدادهای بزرگ ورزشی هست و این اتفاق بدی نیست. رادیو باید در راستای توسعه ورزش همگانی به کمک متولیان حوزه ورزش عمل کند. از مرز اینکه رسانه‌ای باشیم که فقط گزارش بدهیم و برنامه تولید کنیم عبور کرده‌ایم و امروز باید بتوانیم در مخاطبان انگیزه به ورزش را ارتقاء دهیم.

شاه آبادی در پایان خاطرنشان کرد: شاید یک روزی فقط انتظار از ما این بود که برنامه خوب و تاثیر گذار انجام دهیم ولی امروز دنبال نتیجه و کارکرد این حرکتمان هستیم .ما باید بتوانیم در مخاطبان آنچنان انگیزه‌ای ایجاد کنیم که بخشی از سبد هزینه‌های خود را در زندگی به ورزش اختصاص دهد.

عبدالمجید احمدی معاون وزیر ورزش با اشاره به جبران خلأ اطلاع‌رسانی به واسطه فعالیت رادیو ورزش، تأکید کرد: شاهد اتفاقات خوبی بعد از تأسیس رادیو ورزش بودیم. با افتتاح این شبکه خلاء اطلاع‌رسانی جبران شد به گونه‌ای که از این شبکه می‌توان به نام زبان جامعه ورزش یاد کرد. فضای رسانه‌ای تغییر کرده هست و امروز این رسانه آنقدر گسترده شده هست که کار کردن در آن ظرافت خاص خودش را دارد. باید شرایط تعامل رسانه با مردم را فراهم کنیم تا بتوانیم حرف مردم را به خوبی منعکس کنیم.

صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک ایران با بیان اینکه رادیو ورزش باید ورزش را به تکست جامعه ببرد، اذعان کرد: رادیو ورزش در بیست سالگی شبیه به یک جوان بیست ساله هست که باید دارای چهار ویژگی عقلانیت خلاقیت شجاعت و صداقت باشد؛ امیدواریم رادیو ورزش در اوج جوانی اش این شرایط را دارا باشد. رادیو ورزش باید ورزش را به تکست اجتماع کوچه بازار و محیط کار ببرد. همچنین ایجاد فضای باز برای نقد سازنده، شفافیت در حوزه  ورزش را داشه باشد و شفافیت پاسخگویی را شکل بدهد. ورزش در رادیو ورزش باید به یک نقطه ختم شود و آن هم توسعه اخلاق در جامعه هست. ورزش نباید هدف باشد بلکه باید بستری برای اخلاق سازی در جامعه شود.

وی در خاتمه افزود: رادیو ورزش نباید ذائقه مردم را به یک ورزش سوق دهد بلکه با نیاز شناسی مخاطب باید به ورزش‌های دیگر بها دهد. رسالت اصلی رسانه انسجام ملی هویت بخشی و پرهیز از تفرقه‌گرایی هست. همچنین باید به قومیت‌ها و فعالیت‌های ورزشی آنها  نیز توجه شود.

انتهای پیام/

 

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، با توجه به برگزاری مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۱۸ در کشور روسیه و پخش زنده این مسابقات در ساعات پایانی شب که همزمان با ساعت پخش برنامه تلویزیونی «جهان‌آرا» هست این برنامه تا پایان این مسابقات پخش نخواهد شد. بنابر این پس از پایان این دوره از مسابقات فوتبال، مخاطبین شاهد پخش مجدد برنامه «جهان آرا» از شبکه افق خواهند بود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

 به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (علیه‌السلام) صبح دیروز (شنبه) با حضور و سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده کل قوا برگزار شد. در این دیدار به رسم هر ساله امام خامنه ای با گروهی از جانبازان دیدار می‌کنند، اما در دیدار امسال یک اتفاق جالب رخ داد. خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا ماجرای این اتفاق جالب را از امیرحسین حاجی نصیری یکی از جانبازان مدافع حرم حاضر در این مراسم جویا شد. 

او که در سال ۹۴ در منطقه خانطومان سوریه به درجه جانبازی نائل و دچار عارضه نخاعی شده هست، در این خصوص می‌گوید: من به خاطر اینکه مداح و روضه خوان اهل بیت هستم قبل از جانبازی‌ام در یکی از مراسم‌های روضه، انگشتری ارزشمند را به عنوان صله دریافت کردم. بر روی این انگشتر کلمه “یا حسین(ع)” و در درون رکابش یا “اباعبدالله(ع)” درج شد بود و  این انگشتر برای من خیلی با ارزش بود.

او ادامه می‌دهد: زمانی که قرار شد به سوریه بروم، همسرم به من گفت که ” نذر می‌کنیم که اگر در سوریه شهید شدی این انگشتر را تقدیم حضرت آقا کنیم” که شهادت نصیب ما نشد و در آن سفر من جانباز شدم.

حاجی نصیری می‌گوید که تا اینکه خداوند قسمت ما کرد در مراسم میثاق پاسداری دانشگاه امام حسین(ع) حضور پیدا کنم و از نزدیک حضرت آقا را زیارت کنم. زمانی که آقا برای دیدار به سمت ما آمدند من به عنوان اولین نفری بودم که با حضرت آقا دیدار می‌کردم.

او می‌افزاید:  پس از آنکه با حضرت آقا دیدار کردم انگشتری را که نذر کرده بودم را از دستم در آوردم تا تقدیم ایشان کنم. حضرت آقا دستشان را بر روی سر من گذاشتند و زمانی که متوجه شدند که سر من داغ شده هست، خطاب به مسئولان گفتند که “جانبازان در زیر آفتاب  اذیت شده اند!”. پس از آن، همان ۵ بوسه معروف را بر صورت من زدند و من هم انگشتر را تقدیم ایشان کردم و ماجرای نذر کردن این انگشتر را برایشان تعریف کردم.

این جانباز مدافع حرم می‌گوید: حضرت آقا این انگشتر را از من گرفتند و انگشتری که در دست خودشان بود را به من هدیه دادند.

انتها پیام/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مراسم هفتم مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌اکبر حسینی استاد اخلاق روز گذشته (پنجشنبه ۷ تیر) در مسجد فائق تهران برگزار شد.

در این مراسم شخصیت‌هایی همچون حجت‌الاسلام سید علی خمینی نوۀ امام خمینی (ره)، حاج ماشاالله عابدی، حاج حیدر خمسه مداح اهل‌بیت (ع)، سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌ جمهور، سید رضا صالحی امیری رئیس کمیته ملّی المپیک، حجت‌الاسلام سید حمید میرباقری، محمدحسین سعیدیان و محمدحسین سبزعلی از قاریان بین‌المللی کشور، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، حجت‎الاسلام ابوترابی فرد امام جمعۀ موقت تهران، حمیدرضا مقدم‌فر مشاور فرهنگی و رسانه‌ای فرماندۀ کل سپاه، حسین شیخ‌الاسلام مدیرکل سابق بین الملل مجلس شورای اسلامی، حجت‌الاسلام شهاب مرادی، سید وحید حقانیان معاون امور ویژه دفتر مقام معظم رهبری و بسیاری از چهره‌های فرهنگی و حوزوی دیگر برگزار شد.

گفتنی هست امروز جمعه هشتم تیرماه بعد از نماز مغرب و عشاء مراسم یادبود این عالم بزرگوار در مسجد اعظم قم برگزار می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌اکبر موسوی حسینی استاد اخلاق (اخلاق در خانواده) که مدتی از بیماری رنج می‌برد، چهارشنبه، ۳۰ خردادماه در پی وخامت اوضاع جسمی به بیمارستان منتقل شد و پنجشنبه، ۳۱ خردادماه در سن ۷۹ سالگی دعوت حق را لبیک گفت و روز جمعه، اول تیرماه بعد از اقامه نماز به امامت آیت‌الله امامی کاشانی و تشیع باشکوه بر دوش مردم مومن تهران در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظیم(ع) آرام گرفت.

در ادامه می‌توانید تصاویری از این مراسم را تماشا کنید:

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، مجید کیانیان مدیر پژوهش مدرسه ملی سینمای ایران با اعلام این خبر در توضیح جزئیات برگزاری دوره آموزش عالی «مطالعات فیلم: نظریه، نقد و تحلیل» گفت: مدرسه ملی سینمای ایران به منظورارتقای فضای نظریه، تحلیل و نقد در سینما در نظر دارد به مدت ۹ ماه، با حضور مدرسانی از میان برجسته‌ترین منتقدان و صاحب‌نظران ملی و بین‌المللی دوره آموزش عالی «مطالعات فیلم: نظریه، نقد و تحلیل» را از تیرماه برگزار ‌کند.

وی درباره ثبت نام متقاضیان در این دوره آموزش عالی گفت: یک ماه از انتشار فراخوان برگزاری دوره «مطالعات فیلم: نظریه، نقد و تحلیل» می‌گذرد و تا پایان مهلت ثبت نام استقبال برای حضور در این دوره خوب بود و فراتر از تصور اولیه، چندین مرتبه با تقاضای افزایش ظرفیت حضور هنرجویان در این دوره آموزش ۹ ماه  مواجه بودیم.

مدیر پژوهش مدرسه ملی سینمای ایران در ادامه با اشاره به آزمون ورودی متقاضایان حضور در این دوره آموزش عالی گفت: طبق برنامه ریزی انجام شده آزمون ورودی برای حضور در این دوره آموزشی روز چهارشنبه ۱۳ تیرماه از ساعت ۱۰ صبح در مدرسه ملی سینمای ایران برگزار می‌شود. این آزمون به صورت کتبی بوده و هریک از متقاضیان به سؤالاتی بر مبنای پیش‌نیازهای اعلام شده در تکست فراخوان پاسخ خواهند گفت.

وی ادامه داد: پس از آزمون ورودی متقاضیان مجاز به حضور در این کارگاه‌ها، می‌توانند از تاریخ ۲۳ تیرماه در کلاس‌ها حاضر شده و از حضور استادان ایرانی و بین‌المللی در دوره آموزش عالی «مطالعات فیلم: نظریه، نقد و تحلیل» بهره ببرند. طبق طراحی انجام شده در مجموع ۲۷۰ ساعت و در هر ماه ۳۰ ساعت آموزش در طول دوره در نظر گرفته شده هست.

مدیر پژوهش مدرسه ملی سینمای ایران در پایان با اشاره به ساختار آموزشی این دوره افزود: هدف این دوره فراتر از آموزش مبانی و اصول اولیه نقد در سینما، گفتگو در باب چگونگی ایجاد رویکردها و جریان‌های فکری هست و بر همین مبنا سرفصل‌ها و موضوعات دوره عموماً در قالب سمینار و به شکلی گفتگو محور ارائه خواهند شد. «اصول نقد: مفاهیم و روش‌شناسی»، «نظریه در سینما»، «آسیب‌شناسی نقد در سینمای ایران»، «زیبایی‌شناسی سینمای معاصر ایران و جهان»، «روایت و روایت‌شناسی»، «قصه‌گویی در سنت ایرانی»، « مفهوم ژانر»، «ژانر در تاریخ سینما»، «ژانر در تاریخ سینمای ایران» و موضوعات میان‌رشته‌ای نظیر «سینما و روان‌شناسی»، «سینما، سیاست و جامعه» و «سینما و فلسفه» از جمله مباحثی هستند که در این دوره طرح خواهند شد.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم ایرانی خرس

همینک در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا ، تماشایی و جذاب خرس با بهترین کیفیت و بدون تگ تبلیغاتی

فیلم ایرانی خرس به کارگردانی خسرو معصومی با کیفیت اصلی و لینک مستقیم به همراه تصاویر بازیگران و صحنه هایی از فیلم

این فیلم محصول سال ۱۳۹۰ می باشد .

دانلود فیلم ایرانی خرس 1 دانلود فیلم ایرانی خرس

دانلود فیلم ایرانی خرس

فیلم ایرانی خرس به نویسندگی و کارگردانی خسرو معصومی و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی ساخته شده است .

فیلم خرس دارای مضمونی اجتماعی است .

این فیلم سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری و همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد در سی امین دوره جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد .

گفتنی است فیلم سینمایی خرس مدت هاست که توقیف شده است .

فیلم خرس از زوایه ای نو به موضوع جنگ پرداخته و مشکلات و ناگفته های جنگ را به تصویر می کشد . جنگی که به کشور ما تحمیل شد و آسیب ها و عواقب زیادی بر جای گذاشت .

بازیگران فیلم خرس

پرویز پرستویی ، مریلا زارعی ، فرهاد اصلانی ، علی اوسیوند ، ناصر آقایی ، مائده طهماسبی ، ابوالفضل شاه کرم ، علی اکبر حبیبی کیا بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

عوامل فیلم خرس

نویسنده و کارگردان : خسرو معصومی

تهیه کننده : جواد نوروزبیگی

طراح گریم : محمدرضا قومی

مدیر برنامه ریزی : غزل معصومی

مدیرتولید و مجری طرح : فرشته مهدی زاده

موسیقی : پیمان یزدانیان

تدوین : حسن حسندوست

سرمایه گذار : پرویز پرستویی

صداگذار : محمدرضا دلپاک

مدیر فیلمبرداری : علی محمد قاسمی

مدیر صدابرداری : احمد صالحی

عکاس : خسرو جلالی

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین تصاویر منتشر شده از فیلم خرس دعوت می کنیم :

دانلود فیلم ایرانی خرس 5 دانلود فیلم ایرانی خرس

مریلا زارعی در نمایی از فیلم خرس

دانلود فیلم ایرانی خرس 4 دانلود فیلم ایرانی خرس

حضور پرویز پرستویی در فیلم سینمایی خرس

دانلود فیلم ایرانی خرس 3 دانلود فیلم ایرانی خرس

جدیدترین عکس های بازیگران فیلم خرس

دانلود فیلم ایرانی خرس 2 دانلود فیلم ایرانی خرس

امیدواریم از دیدن این فیلم ایرانی لذت ببرید ..

نوشته دانلود فیلم ایرانی خرس اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، حجت‌الاسلام محمدحسن ابوترابی‌فرد امام جمعۀ موقت تهران در مراسم هفتم مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌اکبر حسینی استاد اخلاق که روز گذشته (پنجشنبه ۷ تیر) در مسجد فائق تهران برگزار شد، طی سخنانی عقل را مهم‌ترین و با ارزش‌ترین سرمایۀ انسانی در مدرسۀ اهل‌بیت (ع) دانست و اظهار کرد: محدثان در طول تاریخ در تدوین ابواب روایی نخستین بابی که را نامگذاری کرده‌اند، کتاب عقل بوده هست.

امام جمعۀ موقت تهران با بیان اینکه اهل تفکر و اندیشه در مدرسۀ اهل‌بیت (ع) زانو می‌زنند، گفت: عقلانیت و دیانت در مدرسۀ دین با هم گره خورده و گوهر اخلاق راه را برای حضور دین در جان و جامعۀ اسلامی هموار کرده هست. مرحوم حجت‌الاسلام حسینی نماد عقلانیت، دانش و اخلاق بود، این ویژگی‌ها رمز تعالی فرد و جامعه محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید:

برگزاری مراسم یادبود مرحوم حجت‌الاسلام حسینی به روایت تصویر

حجت‌الاسلام ابوترابی فرد با اشاره به حدیثی از امیر‏المؤمنین (ع) بیان کرد: حضرت علی (ع) بر اساس حدیثی اصل و حقیقت انسان را لُب، خرد و اندیشۀ آدمی معرفی می‌کنند. باید شاگردان مدرسۀ دین، اندیشه و خردورزی را در صدر برنامه‌های آموزشی و رفتاری خود قرار دهند، چراکه این راه و روش شاگردان مدرسۀ اهل‌بیت (ع) هست.

وی با بیان اینکه در آموزه‌های وحیانی دین‌باوری ملاک حقانیت هست، خاطرنشان کرد: تعبّد ما در عقالانیت ما ریشه دارد، لذا ماندگار و پایدار هست، دین‌باوری و خداباوری نماد عقلانیت و تسلیم بودن در برابر خداوند نشانۀ رشد و حیات عقلانی انسان هست.

امام جمعۀ موقت تهران افزود: انسان به هر میزان که از مرتبۀ عقلانیت بالاتری برخوردار باشد، به همان میزان در برابر آموزه‌های دینی نیز تسلیم خواهد بود، لذا امام صادق (ع) می‌فرماید: «العقلُ ما عُبِدَ بِه الرحمن» عقل آن هست که با آن خدا عبادت شود.

بیشتر بخوانید:

آیت‌الله تحریری: فقدان حجت‌الاسلام حسینی، شکافی در جامعه ایجاد کرد

حجت‌الاسلام ابوترابی فرد تأکید کرد: تمام دغدغۀ رهبر معظم انقلاب اسلامی این هست که مدرسۀ اهل‌بیت (ع) شاگردان صالحی داشته باشد و جوانانی در این مدرسه زانو بزنند و به آموزه‌های وحیانی آراسته شوند و تا مرز شهادت، مجاهد فی سبیل الله باشند. این دغدغده هست که هر روز دشمنان ما را در موضع ضعف قرار می‌دهد.

وی مرحوم آیت‌الله فائق را نمونۀ اخلاق و تفکر دینی معرفی کرد و گفت: مرحوم آیت‌الله بهجت می‌گفت آقای فائق اهل بهشت هست؛ چون اهل ایمان علم و عمل صالح هست. انسان‌هایی که خود را در فهم دین به کار می‌گیرند، ارزشمند هستند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حداقل در حوزه تئاتر به نحوی بوده هست که ورود نیروهای جوان بدان عملی نبوده هست. نیروهای تحصیل‌کرده و علناً پیش‌روتر از نیروهای دیگر جاافتاده در حوزه فرهنگ، با موانع بزرگی برای هدایت و سکانداری عرصه فرهنگ مواجه بوده‌اند. همه چیز به یک تلنگر کوچک در برهه‌های خاص ختم شده هست. برای مثال در ادوار جشنواره تئاتر فجر، پس از ۳۶ سال برگزاری کسی نتوانسته جوان‌تر از حسین فرخی در سال‌های دور، به سمت دبیری این جشنواره منصوب شود. پست‌های مدیریتی و حتی هدایت سالن‌های کوچک و بزرگ از دست نیروهای جوان دور بوده هست. نیروهای جوان نیز اکنون در شیب میانسال افتاده‌اند و امیدی به حضور جوانان دهه هفتادی و هشتادی وجود ندارد. ساختار بسته فرهنگی در حوزه دولت فرصت عرضه‌اندام را گرفته هست و حضور یک شخصیت جوان در یک جایگاه سیاستگذاری، موجبات خوشحالی و امیدواری می‌شود.

انتخاب میلاد نیک‌آبادی اگرچه می‌توان ذهن را با اما و اگرها درگیر کند؛ اما یک اتفاق مثبت برای حضور نیروهای جوان هست. آنچه می‌خوانید گفتگویی هست درباره چرایی و چگونگی حضور میلاد نیک‌آبادی در دفتر کانون تئاتر دانشگاهی.

***

مسئول کانون قبل از تو چه کسی بود؟

نیک‌آبادی: کانون تئاتر دانشگاهی از سال ۸۴ که آقای پارسایی آمدند با آقای رحمت امینی شروع به کار می‌کنند.سال‌ها با حضور آقای امینی پیش رفت. خیلی نمی‌توانم درباره اتفاق‌هایی آن سال‌ها صحبت کنم. بعضی معتقدند اتفاقات خوبی آن سال‌ها افتاده و اینکه توانستند با سالن مولوی وارد همکاری شوند و آنجا را به پایگاهی برای پروژه‌های دانشجویی یا اساتید تبدیل کنند. یکی دو سالی با همین شکل و شمایل کار کردند. به صورت بیرونی و نمود بیرونی داشته، کارهایی که می‌کردند بعد از آن افول داشته و آرام آرام بیکار شد.

یعنی با رفتن امینی؟

شفیعی معتقد بود اداره کل باید جمع و جورتر باشد

نیک‌آبادی: امینی همچنان بود؛ ولی از آن میزانی که قبلاً داشته و کار می‌کرده و فعال بودند و جوش و خروش داشتند آرام آرام کم می‌شود. دوباره حکم آقای امینی زده می‌شود و آقای امینی دوباره مسئول این کانون می‌شود تا دوره مدیریت آقای طاهری. وقتی آقای طاهری می‌آید آقای باباشاهی را می‌گذارد مدیر آنجا و ناصر باباشاهی می‌شود مدیر. شروع می‌کنند به برگزاری جلسات و تنها کارهایی که در آن دوره دارد اتفاق می‌افتد و خوب هم بود تلاش برای ایجاد امکاناتی هست تا در اختیار دانشجوها بگذارند. چندتا پلاتو از اداره تئاتر می‌گیرند. آنها را برنامه‌ریزی می‌کنند به صورت رایگان در اختیار بچه‌ها بگذارند. آقای شفیعی که می‌آید اعتقادی به این دفتر ندارد و معتقد بوده که اداره کل باید جمع و جورتر باشد و خیلی پهن و گسترده نشود. معتقد بود این دفتر کار خاصی برای آنها انجام نمی‌دهد و شده مسئول پلاتوها خودمان از جوان‌هایی که باید حمایت کنیم حمایت می‌کنیم تا زمانی که آقای کرمی آمدند. البته آقای شفیعی تا چند ماه آخرش هم بنا به صحبت‌هایی که با آقای امینی داشته گویا معتقد شده که این دفتر را راه بیاندازند.

یعنی قرار بود دفتر دوباره احیا شود؟

 

نیک‌آبادی: بله چون من یک مصاحبه در ایسنا  از آقای امینی خواندم. ه قرار بود چند ماه آخر آقای شفیعی متقاعد شدند که این دفتر را راه‌اندازی کنند.

 

کانون آیین‌نامه‌ای دارد؟

چرا یک آقایی مثل آقای ایکس بیاید میلیون‌ها تومان پول بگیرد، با آن شرایط کیفی؟

نیک‌آبادی:هیچی ندارد. در سایت ایران تئاتر وقتی می‌روید یا سایت وزارت ارشاد، در جایگاه اداری حقوقی مرکز هنرهای نمایشی، زیر مجموعه آن چیزی وجود دارد به نام کانون تئاتر دانشگاهی. در آن سه صفحه وجود دارد. همین چیزهایی که گفتم و یک‌سری عدد و رقم که مثلاً حدود دویست میلیون تومان پول داشتند که تقسیم شده هست به افراد، حق جلسات، کمک هزینه برای اجرا و یک‌سری برنامه‌ها. فقط شبیه تاریخچه هست. تازه تاریخچه کاملی هم نیست. من خودم معتقدم که جایگاه حقیقی و واقعی خود را نتوانسته پیدا کند. یعنی اساساً تا امروز هر اتفاقی که افتاده یک اتفاق معمول بوده و به نظرم آقای شفیعی حق داشته هست؛ چون در واقع یک بازویی آن وسط بوده فقط پول را از این می‌گرفته می‌داده به آن و این. من خیلی بحث بر سر کانون دارم. در مورد محل حمایت از آثار دانشجویی و آثار نسل جوان. یکی از وظایفش این هست که تولیدات را هدایت کند به سمت‌های مشخص و سفارش کار بدهد و از جوان‌ها بخواهد جوان‌ها را وارد دور کند. امکانات سخت افزاری را متناسب تقسیم کند و در اختیار بچه‌ها بگذارد. چرا یک آقایی مثل آقای ایکس بیاید میلیون‌ها تومان پول بگیرد، با آن شرایط کیفی؟ با آن شرایط تماشاگر و بتواند اجرا برود؟ در واقع ما سعی می‌کنیم نیروهای نخبه‌ای بشناسیم که در تئاتر دانشجویی وجود  دارد. کما اینکه تا الان انجام دادیم و لیست کردیم تا ببینیم و رصد کنیم و تا جایی که نیاز هست از آنها حمایت کنیم. از آنهایی که کنج ازلت را برمی‌گزینند هم بخواهیم که بیایند و کار کنند.

در این مدت به تئاتر دانشجویی که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که خیلی بچه‌هایی که جایزه گرفتند؛ حتی موفق به ورود به دنیای حرفه‌ای نشده‌اند.

من به اصلاً اعتقاد ندارم متولی تئاتر دانشگاهی  وزارت علوم هست

نیک‌آبادی: مسئله سر همین هست. تئاتر کارکردن خیلی سخت شده. در یک شرایطی باید با گروهی کار کنیم که به گیشه‌مان کمک کند. یا اگر بخواهیم کمی نگاه هنری‌تر داشته باشیم می‌بینیم واقعاً سخت هست. برای همین خاطر می‌گویم اگر قرار هست حمایتی از این نسل صورت بگیرد. حمایت از این نسل باید سازوکار بهتری داشته باشد. من به عنوان کسی که از این طیف آمدم، از دانشگاه آمدم و در دانشگاه درس می‌دهم و با دانشجوها سروکار دارم خیلی وظیفه خودم می‌دانم همان آدم‌هایی که در دوره‌ای در تئاتر دانشجویی بودند و الان نیستند را پیدا کنیم و اگر بخواهند دوباره کار کنند. یا برگزیده‌هایی که الان وجود دارد را به امان خدا رها نکنیم. بحثی را به من می‌گویند و من به آن اصلاً اعتقاد ندارم، می‌گویند که متولی تئاتر دانشگاهی  وزارت علوم هست و جشنواره تئاتر دانشگاهی دست وزارت علوم هست. دانشگاه‌ها دست وزارت علوم هست. بخش دانشجوها زیرنظر وزارت علوم هست؛ ولی من به این معتقد نیستم. من می‌گویم ممکن هست روی کاغذ این اتفاق بیفتد و تئاتر دانشگاهی ما و دانشجویان ما به بدنه وزارت علوم وصل باشند؛ ولی مسئله این هست که متولی اصلی تئاتر در ایران وزارت ارشاد هست و وزارت ارشاد اگر الان برای حضور این جوان‌ها ورود نکند و از حضور این جوان‌ها حمایت نکند، آینده خودش را به خطر می‌اندازد. اینکه فردا بعد از چهار سال دانشجو از دانشگاه خارج می‌شود، وزارت علوم می‌گوید دیگر به من ربطی ندارد. آن موقع برای وزارت ارشاد هست و وقتی وزارت ارشاد از قبل نظارت و حمایتی روی نیروهای نداشته که قرار هست چهار سال دیگر اضافه شوند، آن موقع هست که نیروهای عقیم به دستتش می‌رسد.

ارشاد همواره حامی قوی‌تری نسبت به وزارت علوم بوده هست.

نیک‌آبادی: مسئله بیشتر از وزارت علوماست  وگرنه وزارت ارشاد زمان آقای شفیعی خیلی حمایت کرده هست؛ ولی این حمایت‌ها در قالب تئاتر دانشجویی و تئاتر دانشگاهی نبودند و اسم ندارند.

شما تئاتر شهر را نگاه کنید در یک سال گذشته حتی در این سه ماه گذشته بیشترین حجم در دانشجوها بوده هست.

جشنواره تئاتر دانشگاهی چند دوره هست که صاحب ایده نیست

نیک‌آبادی:  بله . مشکل اصلی سر وزارت علوم هست. یعنی وزارت علوم می‌گوید بیایید به من کمک کنید. یک مبلغی را هر چقدر که هست برای جشنواره دانشگاهی کمک کنید. به عنوان یک مسئله حمایتی؛ اما هیچ دخالتی در هیچی ندارد. من فردا با مدیر کل فرهنگی آنجا، آقای عسگری جلسه دارم و واقعاً می‌خواهم همین را بگویم. یا ما کمک کنیم یا حتی بیشتر هم کمک کنیم و حتی اسپانسر هم برایتان بیاوریم؛ اما در شرایط برگزاری ما حضور داشته باشیم. اینکه خودت بروی از بین چهار دانشجو که تجربه اجرایی هم ممکن هست نداشته باشند یا اگر هم داشته باشند شاید نتوانند در آن شرایط مطلوب اجرا کنند، یک نفری را انتخاب کنی و بروی به امان خدا و بعد روز اختتامیه بگویی که جشنواره خوبی بود؛ امسال اینطوری نمی‌شود. این یک سازوکار بهتر و جدیدتری می‌خواهد. یک ارتباط قوی با دانشجوها می‌خواهد که دانشجوها را از نزدیک بشناسی و بدانی چه هست. نه اینکه شرایطی را ایجاد کنی که فقط جشنواره‌ات برگزار شود. به همین خاطر این جشنواره چند دوره هست که صاحب ایده نیست. دیگر واقعاً معرفی کننده نیست. من امسال در جشنواره چند تا کار دیدم و با داورها هم صحبت می‌کردم. می‌گفتند امسال یکی دو تا کار خوب بوده؛ ولی تصادفی هست. یعنی صرفاً بر اثر یک تصادف و یک اتفاقی طرف امسال کارش خوب شده. شما جشنواره قبلی را نگاه کنید ببینید چه کسانی از آن آمدند بیرون. ببینید سال‌ها رقابت‌ها چگونه بوده بین چه کسانی بوده. برای اینکه جشنواره یک محل بسیار دست نیافتنی و مقدس صاحب جایگاه بوده هست.

می‌تواند برای این باشد که اجرا رفتن برایشان راحت تر شده؟

در حوزه مدیریتی هم حتی داریم با الگوهای مدیریتی دهه ۵۰و۶۰ کار می‌کنیم؛ در حالی‌که الان در دهه ۹۰ هستیم

نیک‌آبادی: بله مسئله من سر همین هست. الگویی که جشنواره دانشجویی با آن برگزار می‌شود الگویی متعلق به ده سال پیش هست. الان امکان اجرا رفتن زیاد در تهران هست. ما می‌توانیم اجرا برویم. جشنواره متناسب با این شرایط باید برایش تعیین شود و ما در فراخوانمان براساس این شرایط باید اتفاق را رقم زد. همان طور که در خیلی جاهای دیگر این مسئله وجود دارد. مسئله سر این هست که در حوزه مدیریتی هم حتی داریم با الگوهای مدیریتی دهه ۵۰و۶۰ کار می‌کنیم؛ در حالی‌که الان در دهه ۹۰ هستیم و اتفاقات، اتفاقات دیگری هست. در این حوزه وارد یک مرحله جدیدتری شدیم که خیلی چیزها دارد تغییر می‌کند. هم در شرایط جزئی هم در شرایط کلی. همه چیز دستخوش تغییر هست؛ اما ما متاسفانه با الگوهای خیلی خیلی قبلمان داریم این مقوله فرهنگمان را پیش می‌بریم. در جشنواره دانشگاهی هم همین هست. اجرا رفتن زیاد شده و دانشجو می‌تواند راحت‌تر از گذشته اجرا برود. آن زمان که جایی نبود یک مولوی بود که تعطیل بود.  یک تئاتر شهر بود و یک ایرانشهر.

در دوره بازسازی مولوی کل بار روی دوش انتظامی بود.

نیک‌آبادی: بله ولی جشنواره دانشگاهی هنوز دارد با الگوهای گذشته‌اش کار می‌کند. یعنی شرایطی را ندیده و رصد نکرده که چه کار می‌شود کرد.

مقصر که بوده ؟

جشنواره دانشگاهی جزء برنامه‌های اصلی وزارت علوم نیست

نیک‌آبادی: وزارت علوم بوده؛ برای اینکه جشنواره دانشگاهی جزء برنامه‌های اصلیش نیست. جزء برنامه‌های جانبیش هست. جزء برنامه‌هایی هست که باید برگزار بشود؛ چون در تقویمش هست و برنامه اصلیش نیست و هیچ وقت هم از نظر من نگاه جدی به این مقوله نداشته هست.

شما در کانون تئاتر دانشگاهی بودید و فعالیت داشتید. کانون فکر می‌کنم اوایل سال ۹۰ بود که تعطیل شد. یک سازوکار مشخص داشت برای انتخاب دبیر. تعطیل شدنش به این رخوت سرعت داد؟

وقتی شورای تئاتر دانشگاهی بوده آن شورا دبیر جشنواره را تعیین می‌کرد

نیک‌آبادی: بله به نظر من همین هست. هر جایی که ما بتوانیم از ظرفیت‌های شورا استفاده کنیم، از ظرفیت‌های آدم‌های مختلف استفاده کنیم اوضاع بهتر بوده هست. من همیشه معتقدم به اینکه در بحث فرهنگ و فرهنگ عامه  زمانی یک کشور می‌تواند رو به پیشرفت باشد که یک تکثرگرایی حاکم باشد. یعنی ما فکر کنیم احسان زیورعالم با تمام ویژگی‌های فکری که دارد می‌نشیند با میلاد نیک‌آبادی، با تمام فکرهایی که دارد پشت یک میز با هم حرف می‌زنند. این تکثرگرایی یعنی اجازه حضور افراد مختلف در یک جمع. باعث می‌شود فرآیند تولید فکری بهتر شود. فرآیند تولید ایده بهتر شود. از همه جا این ایده دارد رصد می‌شود. آدم‌های مختلف با هم حرف می‌زنند و با هم به یک برآیندی می‌رسند. جدای از اینکه می‌توانیم باهم حرف بزنیم و گفتگو کنیم. در پله بعدی این هست که ما به این فکری که از اینجا بیرون می‌رود برآیند فکرهای موافق و مخالف و متفاوت هست. وقتی شورای تئاتر دانشگاهی بوده آن شورا دبیر را تعیین می‌کرد، فکر می‌کنم شصت و خورده‌ای کانون تئاتر دانشگاه‌ها کانون تئاتر دارند.

از طرف چه کسانی در جلسه حضور پیدا می‌کردند؟

نیک‌آبادی:در آن کانون در سراسر کشور همه اینها نماینده داشتند.

که می‌شود رئیس کانون دانشگاه‌ها؟

خود دانشجوها تعیین می‌کردند که دبیر جشنواره چه کسی باشد

نیک‌آبادی: یا می‌شد رئیس یا بعضی‌ها احتمالاً نماینده انتخاب می‌کردند. همه آنها در یک مجمع عمومی جمع می‌شدند و هیئت مدیره مرکزیشان را انتخاب می‌کردند. وقتی هیئت مدیره اصلی و مرکزیشان را انتخاب می‌کردند آن هیئت مدیره دبیر جشنواره را مشخص می‌کردند. یعنی خود دانشجوها تعیین می‌کردند که دبیر جشنواره چه کسی باشد. وقتی این اجازه از کانون گرفته شد شد و به دست معاونت فرهنگی وزارت علوم افتاد، آنجا ثبت نام می‌کنی، رزومه می‌دهی و از بین آن رزومه‌ها می‌خوانند می‌گویند تو بیا دبیر شو.

و امکان خلاقیت عملاً حذف شده هست.

جشنواره‌هایی مثل جشنواره ایرج محرمی آن زمان در این کانون‌ها خیلی تاثیرگذار بوده هست

نیک‌آبادی: بله ولی آنجا کانون بررسی می‌کرد. من در جریان بودم که را مثلاً سه نفر را انتخاب می‌کردند، چهار پنج جلسه می‌رفتند و برنامه‌های خود را توضیح می‌دادند و آنها با شنیدن حرف‌ها و شناختن آنها رصدشان می‌کردند. به هر حال آنها دانشجو بودند. در ارتباط بودند. می‌شناختند و رصد می‌کردند و بعد به بهترین برنامه رأی مثبت می‌دادند. به همین خاطر جشنواره‌هایی مثل جشنواره ایرج محرمی آن زمان در این کانون‌ها خیلی تاثیرگذار بوده هست. سعید هاشم‌پور، ناصر حبیبیان، جواد روشن. حتی در این دوره‌ها جشنواره خوبی بوده. جشنواره دانشگاهی بعد از عباس اقسامی دیگر خیلی از این اتفاق‌های خوب نیفتاد؛ ولی باز تتمه آن آدم‌ها وجود داشت. بعد از ناصر حبیبیان که آخرین منصوب کانون بود، به دلیل اتصال به آن افراد رویه خود را حفظ کرد؛ اما بعد از آن که دست وزارت علوم افتاد و خودشان دبیر را تعیین کردند، در اختتامیه هم می‌بینی آقای مدیرکل یا هر کسی دیگری می‌گوید هر کسی می‌خواهد بیاید رزومه بدهد، ثبت نام کند تا زودتر انتخاب کنیم.

خبر داشتید که چرا منحل شد؟

به نظرم انحلال کانون تئاتر کمی سیاسی بود

نیک‌آبادی: به نظرم کمی سیاسی بود؛ چون در دولت گذشته، دولت قبل از آقای احمدی نژاد رخ داد. به هر حال وقتی دم از کانون و شورا می‌زنی یعنی در یک شرایط دموکراتی می‌خواهی تصمیم گیری کنی. این آدم‌هایی که با این کثرت می‌آیند و از هر دانشگاهی و از هر فکر  و جایی می‌آیند به هر حال یک شرایطی باید مهیا باشد که در یک شرایط دموکراتیک باید اتفاق بیفتد. دولت بعدی موافقش نبود. خود وزارت علوم موافقش نبود.

الان چه؟

نیک‌آبادی: الان وجود ندارد؛ ولی دارند یک کارهایی برایش می‌کنند.

امیرحسین حریری چهار سال هست می‌خواهند کانون مولوی را راه بیاندازد؛ ولی هیچ وقت این اتفاق رخ نداد با اینکه مجید سرسنگیمعاون فرهنگی دانشگاه تهران هست و قدرت خوبی هم در وزارتخانه دارد. من نمی‌دانم چرا هیچ وقت شکل نگرفت؟

خراب کردن خیلی راحت‌تر از ساختن دوباره هست

نیک‌آبادی: من نمی‌دانم چرا؛ ولی می‌توانم این ماجرا را تحلیل کنم که اصولاً تجربه ثابت کرده در ایران  وقتی که یک چیزی را خراب می‌کنی به راحتی می‌شود آن را بست. خراب کردن خیلی راحت‌تر از ساختن دوباره هست؛ مخصوصاً حالا ساختن جدید به نظرم راحت‌تر از احیای دوباره هست. وقتی کانون را از بین بردند برای احیای آن قطعاً کار خیلی سختی در پیش دارند؛ اما چون دست وزارت علوم هست و ابقای دوباره این کانون صد در صد به دست وزارت علوم هست به نظر من خیلی کم کاری شده و باید این اتفاق بیفتد. این حضور وجود داشته باشد که آن شرایط دموکراتیک باشد. شرایط دانشجویی باشد تا دانشجوها در جشنواره‌ای سهیم باشند که مال خودشان هست. جشنواره‌ای که برای آنهاست. برای بهتر دیده شدن آنهاست و برای معرفی آنها به بدنه حرفه‌ای هست؛ ولی عملاً خودشان سهمی ندارند. احتمالاً کسی از وزارت علوم یا آشنا باشد یا نباشد انتخاب می‌شود و سال بعد قطعاً معاون او می‌شود دبیر. بعد می‌رود یک نفر دیگر می‌آید و همین طور دانشجوها هیچ تاثیری در آن ندارند. من اطلاعی ندارم؛ ولی بعید می دانم جشنواره دانشجویی یک اساسنامه درست و حسابی داشته باشد که بشود بر مبنای آن کار کرد یا حداقل اگر داشته باشد الان باید تغییر کند. یعنی الان شرایط عوض شده و دانشجویان ما پوست اندازی کرده‌اند. الان شرایط به گونه‌ای هست که همه چیز باید با نگاه جدیدی رو‌به‌رو بشود.

در سال ۹۲ من یادم هست که تئاتر فجر بخش جشنواره دانشگاهی داشت و بچه‌هایی که دانشجو بودند به اسم‌های مختلف مثل نسل جوان وارد جشنواره‌می‌شدند تا اجرا در مولوی نصیبشان شود. این اتفاق در فجر هم کنسل شده هست. حالا با آمدن آقای کرمی  و باز شدن دوباره دفتر وضعیت چگونه هست؟ قرار هست در فجر برنامه‌ای داشتید یا نه؟

نیک‌آبادی: در فجر در دوسالی که آقای اسدی بود این بخش همچنان وجود داشت. یعنی سالی که بخش مرور بود و تولیدی وجود نداشت. در زمان آقای اسدی به‌خصوص در سال دوم که همه آثار آثار مرور بودند، بخش نسل نو وجود داشت. نسل نو هم به این شکل بود که بخشی از آثار براساس سن افراد وارد می‌شدند. بعضی‌ها از طریق دانشگاه و بعضی‌ها از طریق جشنواره‌های دانشگاهی و دانشجویی. بعضی‌ها براساس پایان‌نامه‌های دانشگاهی و دانشجویی. یعنی چهار پنج آیتم داشت که از آن طریق می‌توانستند وارد شوند و آن بخش‌ها به قوت خودش باقی بود. در همان سالی که آقای اسدی بود ده پانزده تا هم کار بود. سال گذشته که آقای مهندس‌پور بود به صورت رسمی وجود ندارد. بعد از اینکه من رصد کردم در فراخوان نگفته بودند که بخش نسل نو وجود دارد؛ اما کارها را که می‌دیدی و انتخاب‌های جشنواره را می‌دیدی، می‌فهمیدی در بخش تولیدی دو سه تا تولیدی وجود دارد؛ چون بخش مهمان سفارشی بود. پیشنهادی به آقای برهانی‌مرند دادم. پیشنهادی را تدوین می‌کنیم که به این شکل امسال به جشنواره نگاه شود و نظر و پیشنهاد ما این هست که این کار برای نسل جوان و جشنواره و جامعه دانشگاهی عملی شود.

به صورت مجزا برگزار می‌شود؟

نیک‌آبادی: نظر ما این هست که مجزا باشد. حالا این انتخابش با آقای برهانی هست. ما پیشنهادمان را به ایشان می‌دهیم. ایشان هم شرایط را ببینند.من به ایشان گفتم که ما تقریباً دو سه هفته هست که داریم روی این موضوع کار می‌کنیم.آماده می‌کنیم و به شما می‌دهیم. یک طرح پیشنهادی به شماست که تمام جزئیات پیشنهادی را در آن نوشتیم و می‌گوییم که به نظر ما این بخش می‌تواند این گونه برای جشنواره فجر برگزار شود و تصمیم گیری با خود ایشان هست.

بیشتر بحث ما رفت به سمت جشنواره، در مورد تولید صحبت کنیم. در مولوی تابلوهایی از آثار گذشته دیدم که آنجا نوشته شده «تهیه‌کننده اداره تئاتر» و اداره تئاتر در مقام تهیه‌کننده ظاهر می‌شده هست. در بحث تولید دانشجویی هم یکی از مشکلات و معضلاتی که افراد با آن مواجه می‌شوند این هست که تهیه‌کننده‌ها رغبتی پیدا نمی‌کنند با آن افراد کار کنند. من وقتی به آرمین جوان نگاه می‌کنم در نهایت تهیه‌کننده با آرمین کار نمی‌کند. در نهایت هیچ وقت نمی‌توانند در بازار حرفه‌ای تئاتر ایران بالا بیایند؛ مگر اینکه بروند دنبال چند چهره تا تهیه‌کننده‌ها راغب شوند که من با آنها کار می‌کنم. مثلاً امیر مهندسیان کار گم و گور قبلاً به شکل دیگری کاری می‌کرده، وقتی با الناز شاکردوست و امیر جعفری کار می‌کند کل پروسه عوض می‌شود و یک تهیه‌کننده حرفه‌ای حمایتش می‌کند تا فروش خوبی داشته باشد؛ ولی در مورد بقیه این قضیه صادق نیست. یعنی وقتی نگاه می‌کنیم مناسبت‌ باعث می‌شود که الناز شاکردوست و امیر جعفری بیاید. این مناسبات مستلزم یک‌سری روابط هست.

این کانون نگاه حمایتی به آثار دانشجوها دارد، نگاه حمایتی از منظر مالی

نیک‌آبادی: یکی از برنامه‌هایی که در این کارنامه وجود دارد این هست که این کانون نگاه حمایتی به آثار دانشجوها دارد. نگاه حمایتی از منظر مالی. یعنی اینکه به ما می‌گویند در سال انقدر حمایت می‌توانید بکنید. ما تازه اول کار هستیم. درگیر اساسنامه و آیین‌نامه هستیم که ببینیم چه کار باید کرد؛ ولی سرعتمان زیاد هست. خوشبختانه بعد از اینکه ما شرایط حمایتیمان را مشخص کنیم، نظر من این هست که ما در یک شرایط مطلوب‌تر می‌توانیم سفارش کار بدهیم. نه اینکه کسی بگوید من یک کار دارم بیا از آن حمایت کن. ما می‌گوییم که آقای کارگردان شما بیا در این تاریخ در این پروسه برای ما کار کن.

من یک ایده خیلی مهمی دارم. بابت این قضیه هدف مهمی دارم که ما در یک تعاملی با سالن‌های دولتی و خصوصی یک بخش‌هایی از سالن‌ها را -مثلاً جایی مثل تئاتر شهر باشد که بشود سالن را به صورت مجزا در اختیار داشت یا در تاریخ‌های مشخص و یک فصل‌های مشخصی بتوانیم امکان اجرا بگیریم- در اختیار بچه‌ها قرار دهیم؛ حتی سالن‌های خصوصی یا حتی توسط مرکز هنرهای نمایشی. این قدرت را داشته باشیم موظف بشوند به اینکه به ما اجراهایی بدهند که آن شرایط مالی را نداشته باشد. مثلاً کف فروش بدهید و از روز اول پول بدهید یا اینکه با خودشان تعامل کنیم و این فرصت‌ها را بگیریم و این فرصت‌ها را درست در اختیار بچه‌ها قرار دهیم. وقتی این اتفاق‌ها می‌افتد مرکز هنرهای نمایشی با آن نگاه حمایتی که دارد، تقریباً نقش تهیه‌کننده را برای اینها بازی می‌کند و حداقل آن این هست که بتوانیم بخش زیادی از دغدغه‌های این بچه‌ها را که همیشه درگیر هستند و حق هم دارند – انیکه درگیر پول می‌شوند که نفروختیم، پول سالن را باید بدهیم – این مشکلات را تا حد قابل قبولی مرتفع کند.

درپروژه قشقایی با حضور فارس باقری، اصغر دشتی و حمیدرضا پور‌آذری، یک سال سالن بعد از بازگشایی در اختیار گروه‌ها قرار می‌گیرد. هر گروه جوانی که دانشجویی بودند، پانزده روز سالن  را در اختیار داشتند. فکر کنم دوازده گروه در آنجا فعال می‌شوند و با آمدن پیمان شریعتی عملاً پروژه به سال دوم نمی‌کشد و خیلی مخالف آن ماجرا بود. یک نکته آن این بود که به هرکدام از اینها یک کمک هزینه می‌دادند و معتقد بودند این پروژه خیلی ضررده هست. احتمالاً عایدی هم برای تئاتر شهر نخواهد داشت. در بهترین حالت پنج شش میلیون می فروختند. خیلی گیشه خوبی نداشت. مخاطب خاصی نداشت. کما اینکه مبحث آموزشی آن فعال بود. یعنی هر گروهی برای خودش سمینارها و ورک شاپ برگزار می‌کرد. یک بار این قصه در تئاتر شهر به بن بست خورد. به دلایل اعتقاداتی که پیمان شریعتی داشت. نگاه شما هم به سمت این پروژه مثل پروژه قشقایی هست یا نه؟

نیک‌آبادی:  من معتقدم این پروژه قشقایی یک ایرادی در آن بود. برای اینکه وقتی شما آنجا شرایط ثابت مالی تعریف می‌کنی و یک مبلغ دست‌یافتنی را به آدم‌ها توصیه می‌کنی که هر کسی توانست وارد قشقایی شود و این پروژه را تعریف کند ما اینقدر پول به او می‌دهیم و همه مسئولیت کار را و همه نظارت کار را به همان گروه واگذار می‌کنیم. به نظر من اینجا محل جدل هست؛ چون آن گروهی که می‌آید آن کار را می‌کند به یک پولی فکر می‌کند و پولی دریافت کند بدون اینکه کاری انجام دهد. وقتی که در آن کاری که انجام بدهد نظارتی وجود ندارد و نظارتی نیست که بگوید تو در پایان چه چیزهایی باید به ما بدهی و چه باید عایدت بشود.

بارها گفتند که قرار هست یک کتابی از پروژه قشقایی بیرون بیاید که کتاب هنوز چاپ نشده هست. خودشان این ادعا را ندارند چون پروژه‌ها را از قبل خوانده بودند و می‌گفتند همه چیز براساس چیزهایی که تعیین شده بود پیش رفته.

پروژه قشقایی همین کلی بودنش بود که به آن ضربه زد

نیک‌آبادی:من به نظر آنها احترام می‌گذارم. خیلی اطلاعاتم در این زمینه تکمیل نیست. با توجه به آن چیزی که دیدم می‌گویم. از نظر من اگر بخواهیم چنین شرایطی را ایجاد کنیم همه چیز را به گروه‌ها واگذار نمی‌کنیم. در واقع نمی‌گویم پانزده روز؛ چون تا جایی که من می‌دانم در آن پانزده روز کلید داشتند. ما در این شرایط این کار را نمی‌کنیم. یعنی ممکن هست  به کسانی واگذار کنیم؛ اما صد در صد با نظارت خودمان هست. نظارت خودمان که می‌گویم منظور همین جامعه دانشگاهی هست. مثلاً شما مسئول پژوهش این بخش هستی. تو آدم‌هایت را بچین و بگو باید چه کار کنیم؛ ولی با نظارت خود ماست. یعنی با مسئولیت خود توست. تویی که مسئولیت را پذیرفتی. ما همه چیز را به آن آدم‌ها واگذار نمی‌کنیم که او به تماشاگر و تبلیغاتش فکر کند. به اجرا و سخنرانش فکر کند. به ورک‌شاپش فکر کند. به همه اینها و اگر مسئله مالی را انقدر کلی نبینیم و جزئی ببینیم و حمایت‌ها حمایت‌های جزئی باشد. جزئی نه به لحاظ مبلغی، به لحاظ انجام آن کار. یعنی در ازای انجام کارهای جزئی بشود حمایت کرد. آن موقع خیلی امکان نظارت و بازدهی بیشتری از آدم‌ها خواهیم داشت. پروژه قشقایی همین کلی بودنش بود که به آن ضربه زد.

پروژه قشقایی ایده‌ای داشت مبنی بر اینکه می‌خواهد مفهوم گروه تئاتری با وابستگی مکانیش را برجست کند. میلاد نیک آبادی که آدم‌هایش مشخص هستند اگر یک سالن داشتند چگونه باید فعالیت می‌کردند. قرار بود این آموزش داده شود. تو باید در حوزه تبلیغات چه کار کنی. فقط نباید خودت را معطوف اجرا کنی.باید به کارت ارزش افزوده می‌دادی.

نیک‌آبادی: اصغر دشتی و  حمید پورآذری تماماً دوست دارم و خیلی انسان‌های با ایده و خوش فکری هستند. همین که در آن وااسفای مدیریت خانم مقتدی کار کردند که به نظرم بدترین دوره‌های تئاتر شهر بوده، انجام چنین پروژه‌ای به نظر من کار خیلی سنگینی بوده که آقای دشتی و پورآذری انجام دادند. من همیشه به این دو نفر و خیلی از اساتید دیگر احترام می‌گذارم؛ برای اینکه راه و منشش را بلد هستند. هنوز هم معتقدم که آنها کار خیلی درست و خوبی انجام دادند. ممکن هست نتیجه مطلوبی نداشته باشد. به هرحال یک آزمایش بوده؛ اما من اعتقادم این هست که در مورد گروه وقتی که صحبت می‌کنیم ما با پانزده روز نمی‌توانیم گروه بسازیم. ما با پانزده روز نمی‌توانیم تمرین گروه بودن کنیم. کما اینکه بخش اعظمی از مشکلاتی که ما گروهی در ایران شکل نمی‌دهیم این هست که ما به سرعت آدم‌ها را وارد یک‌سری مناسبات می‌کنیم. یعنی من می‌گویم که می‌خواهم گروه تئاتر تسنیم راه بیاندازم، فلانی تو بیا تو حق نداری این کار را انجام بدهی. تو نباید در کار دیگری بازی کنی و غیره. بدون اینکه از پیش یک همپوشانی داشته باشیم. ایده‌هایمان با هم یا یک محل اشتراکی داشته باشیمیا حتی محل افتراقی داشته باشیم یا شناخت درستی از هم داشته باشیم، بعد وارد یک گروه می‌شویم. صرفاً برای اینکه باهم دو تا کار کردیم مثلاً سر یک کار بودیم، خوش‌اخلاق بودیم، برای همین وارد یک جرگه‌ای می‌شویم به اسم گروه؛ ولی به نظر من گروه زمانی شکل می‌گیرد که تو زندگی کردی، تجربه کردی و ناخواسته تبدیل به گروه شدی. وقتی می‌گویی می‌خواهم تئاتر کار کنم اولین نفر زنگ می‌زنم به شما که این تکست خوب هست که من کار کنم.

و این در دانشگاه باید شکل بگیرد .

نیک‌آبادی: بله یعنی تمرین این باید از دانشگاه اتفاق بیفتد. من همیشه توصیه می‌کنم به دانشجویانم  با نسل خودتان پیش بیایید؛ چون نسل من یا نسل‌های بالاتر من مگر چقدر دیگر هستند. نوبت شما هم می‌رسد. نقدی که من به امیر مهندسیان دارم همین هست. امیر مهندسیان هویت دانشجویی و هویت جوان خودش را در ازای حضور دو تا بازیگر گذاشت و هویت خودش را برد زیر بیرق آنها. این اتفاق اتفاق غلطی هست. ما باید هویت شهویت شخصی دانشجو و هویت شخصی نسل جوان را حفظ کنیم و به آنها بدهیم و بگذاریم با هویت خودش بالا بیاید. من پیشنهادم همیشه به آنها این هست که با نسل خودتان کار کنید و با نسل خودتان بالا بیایید که اینها آرام آرام شرایط شکل گیری یک گروه و تمرین گروه بودن را به این بچه‌ها می‌دهد.

یک بخش مهمی که به این بچه‌ها می‌تواند کمک کند حوزه رسانه و پژوهش هست. شما عضو کانون منتقدان هم هستید. در آنجا هم قرار هست برنامه‌ای شکل بگیرد برای این بخش؟

نیک‌آبادی: یکی از دلایل اصلی که من اینجا را پذیرفتم و راجع به آن هم صحبت کردیم همین هست و امیدواریم بتوانیم شورا را معرفی کنیم. قرار هست که معرفی بشود. من معتقدم که همه چیز باید شفاف باشد. در شورایی که ما خواهیم داشت قطعاً یک یا دو نفر از اعضای آن شورا اعضایی هستند که متخصص امر آموزش و پژوهش هستند. یعنی در واقع بخش اعظمی از ما حتی به نشریه فکر کردیم. به یک نشریه خواندنی که صرفاً آن خشکی مجله‌های علمی و پژوهشی را نداشته باشد که دانشجوها نخوانند. چون متعتقدم پژوهشی‌ها هیچ وقت خوانده نمی‌شوند. فقط یک سر و شکلی دارند و فقط رزومه‌ساز هستند. اعتقاد دارم اگر دانشجوهایمان و نسلمان کمی شناختشان را بیشتر کنند و شرایط موجود را  به آنها بشناسانیم اتفاق‌های جذاب بسترساز ایده‌های بکر می‌شود. بستر‌ساز حضورهای قوی در جشنواره‌ها و در جاهای عمومی می‌شود.

با توجه به این که هر کدام از بچه‌های کانون در یک جای خوبی مشغول هستند بشود حمایت‌های رسانه‌ای برای آنها پیدا کرد. مثلاً از بچه‌های کانون در رادیو، روزنامه‌ها و دانشگاه‌ها هستند. یکی از مشکلات بچه‌های دانشجو این هست که درست پرزنت نمی‌شوند.

نیک‌آبادی: معتقدم نه تنها کانون منتقدان؛ بلکه همه بچه‌های تئاتری  نمایشی که شرایط بهتری از نظر بازیگرهای چهره دارد، معمولاً نگاه همه رسانه‌ها رو به آنهاست. به خاطر اینکه آن خبری که تولید می‌شود یا گزارشی که از آن نمایش تولید می‌شود یا نقدی که بر آن نمایش زده می‌شود بیشتر از نمایشی هست که دانشجویی در سالن متروک اجرا می‌کند.

به جوایز کار نگاه کنیم می‌بینیم آن سالن‌های مهمتر بیشتر مورد توجه  قرار می‌گیرند.

نیک‌آبادی:بله به همین خاطر من معتقدم که هم کانون ملی منتقدان که من هم عضو آن هستم هم رسانه‌ای دیگر هم حتی خود مرکز که الان پا پیش گذارد. همه دوستان تئاتری و حتی من می‌گوییم چهره‌های تئاتری و سینمایی باید حمایت کنند. هیچ اشکالی ندارد اگر آقای فلانی که آدم تاثیرگذاری هست در تبلیغات یا اینکه پستی در اینستاگرامش بگذارد که آن نمایش دیده شود. من که مسئول آن کانون هستم و قرار هست به بچه‌ها خدمات بدهم و از بچه‌ها حمایت کنم. من شخصاً از او می‌خواهم که این کار را انجام دهد و قصد داریم که یک مسیری را مشخص کنیم و یک طبقه‌بندی انجام بدهیم. یک راهی را بگذاریم. یک محلی را بیافرینیم که همه این ارکان رسانه کانون سلبریتی‌ها و غیره همه و همه کمک کنیم که این جریان هویت خودش را پیدا کند و به آن کمک کند.  آن اتفاقی که تو می‌گویی نیفتد. این که جایزه دادنشان هم به این نمایش‌ها نباشد. یا این سالن‌ها دیده نشوند. من معتقدم که همه ارکان حتی روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی و سایت ایران تئاتر، همه خبرگزاری‌ها و بچه‌هایی که در حوزه خبر و رسانه کار می‌کنند همه اینها باید کمک کنند به اینکه این جریان دوباره احیا شود؛ چون این جریان کمی بی‌حال هست و این کمک حداکثری همه را می‌خواهد.

 جریان حلقه تئاتر دانشگاهی را خروجی‌هایی هستند که کماکان دارند کار می‌کنند. بعد از این‌ها اسمی که مداوم کار کنند و  فعال باشند را نمی‌بینم.

نیک‌آبادی:حداقل اگر هم دارند کار می‌کنند برای همین شرایطی که ما گفتیم. جاهایی هم دارد کار می‌کند؛ ولی آنقدر کار کردنش کوچک شده و نادیده گرفته شده که کسی از او خبر ندارد.

مثلاً برادران رشادت که یک دوره هم جایزه دانشجویی گرفتند و فجر هم حتی شرکت کردند. از سال ۹۴ به این طرف این دوتا کاری نداشتند یا مثلاً احمد سلگی با هویت پروانه مرده در سال ۹۵ کار کرده تا پروژه ثابت حمید پورآذری که آن هم به او سفارش شده.یک سال کار نکرده تا الان. این نشان می‌دهد سلگی در این سه سال گذشته فقط یک کار مستقل توانسته تولید کند و هیچ وقت به عنوان آدمی که آن نمایشش موفق بود، دیده نشده هست.

نیک‌آبادی:این موارد زیاد هست و این نمونه‌ای هست که ما می‌شناسیم؛ ولی ممکن هست بخشی از این اتفاقات به خود این آدم هم برگردد. یعنی همه‌ آن عدم حمایت نیست و تنها این نبود امکانات نیست. بعضی‌ها مسیرشان عوض می‌شود.

تا سال ۹۰ کسانی که در فضای دانشجویی کار می‌کردند وارد فضای حرفه‌ای شدند؛ ولی از آن زمان به بعد خیلی تعدادشان کم شد.

یک کعبه آمالی بود که شما روزی در تئاتر شهر اجرا بروی

نیک‌آبادی:اصولاً این نسل جدیدی که آمده خیلی نگاهش با نسل ما فرق می‌کند. خیلی با نسل دهه ۶۰ فرق می‌کند. یک چیزهایی برایش مسئله نیست. یعنی دوست دارد که یک تجربیاتی خودش داشته باشد. خیلی هم شاید برایش مهم نباشد که حتماً در اشل و جایگاه حرفه‌ای و با اسم حرفه‌ای کار کنند. من با دانشجوها صحبت می‌کنم متوجه می‌شوم که عامل دلشوره و پیگیری و ماجراهایی که ما داشتیم برای گرفتن اجرا بود. مثلاً در سالن کوچک مولوی یا در انتظامی خانه هنرمندان یک کعبه آمالی بود که شما روزی در تئاتر شهر اجرا بروی.  الان این گونه نیست. الان همین کاری که دیشب تمام شد، تئاتر بازی، همه آنها بچه‌های سینما تئاتر هستند. دانشجو هستند. تابوی این اتفاق شکسته شده.  من توانستم در سال ۹۱ در تئاتر شهراجرا بروم. من خیلی پیگیر بودم یعنی از سال ۸۴ که وارد دانشگاه شدم تا سال ۹۱ که اولین اجرایم را رفتم. دوازده تا نمایش تولید کردم. نمایش کامل. نمایش‌هایی که در جشنواره دانشجویی رفتند و جایزه گرفتند. چه در جشنواره‌های دیگر بودند. در حوزه هنری اجرا کردم؛ ولی بعد از این همه سال و پیگیری توانستم بروم تئاتر شهر.

الان خیلی‌ها مخالفت می‌کنند می گویند یکی از مثلاً می‌خواهند از پیمان شریعتی انتقاد کنند می گویند ببین تئاتر شهر چه شده هست.

جسارتی که جوان‌ترها در مدیریت دارند خیلی کار سازتر از آن رخوتی هست که بزرگترها دارند

نیک‌آبادی:من موافق نیستم برای اینکه ما باید بپذیریم که تئاتر ایران دارد پوست می‌اندازد. ما باید بپذیریم که نسل عوض شده و دیگر برای آقای فلان و غیره نمی‌روند تئاتر ببینند. تماشاگرهای دوست ندارند این نمایشی را که این دوستان دارند کار می‌کنند. این دوستان تاج سرما هستند. من در حیطه مدیریتی هم این را می‌گویم که آن جسارتی که جوان‌ترها در مدیریت دارند خیلی کار سازتر از آن رخوتی هست که بزرگتر ها دارند. این به این معنی نیست که بزرگترها نباشند. این به این معنی هست که بزرگترها به عنوان مشاور همیشه باید باشند و در جاهای درست به ما انتقال تجربه بدهند و به ما بگویند که ما اینجا این کار را کردیم؛ ولی آن نشاط جوانی در آنها نیست. در مورد تئاتر شهر هم همین هست.

پیمان شریعتی خیلی شجاعانه این قضیه حمایت از جوانان را جمع کرد

این نسل عوض شده و پوست‌اندازی اتفاق افتاده هست. اتفاقاً پیمان شریعتی خیلی شجاعانه این قضیه را جمع کرد. یعنی خیلی جاها ایستاد. من چند مورد را دیدم. در صورتیکه باید این اتفاق بیفتد. چون این مسیر عوض شده. باید اعتماد کرد. باید اجازه داد حضور داشته باشند. ممکن هست در سال‌های اول تجربه‌های ناکامی هم داشته باشیم. هیچ اشکالی ندارد؛ اما تا این تجربه‌های ناکام را نکنی که نمی‌توانی انجام بدهیم. ما برای اینکه ترس داریم از انجام کارها کل صورت مسئله را پاک می‌کنیم. می‌گویند وقتی که داری یک میوه را پوست می‌گیری با چاقو اگر چاقو دستت را زخمی کرد که نمی‌توانی تا ابد چاقو را بگذاری کنار، بگویی من دیگر با چاقو کار نمی‌کنم؛ چون دستم را بریده کار کردن با چاقو را یاد بگیر. این سازوکار را یاد بگیر که دفعه بعدی که با چاقو کار کردی درست کار کنی.  مثلاً حضور جوانان در تئاتر شهر معنایی ندارد. خطا را مطالعه نمی‌کنیم که ببینیم چه به ما می‌دهد. اگر ما بر خطاهای خودمان تأمل کنیم بخش عمده‌ای از آینده ما حل هست؛ ولی ما خطا می‌کنیم و از آن رد می‌شویم.

شما از یک حلقه کاملاً بسته رد شدی و رفتی به مرکز و در همان ساختمانی که احتمالاً اتاقی به شما اختصاص دادند ما دو سه نفر را داریم که سی سال هست آنجا هستند و عوض نمی‌شوند. همواره آنجا هستند. حتی در کانون هم مدت‌ها گذشت تا یک تغییر عمده رخ داد. رد شدن از این حلقه چقدر برای شما هزینه داشت؟

یک‌سری شیطنت‌هایی بوده ولی به نظر من شهرام دارد شجاعت به خرج می‌دهد

نیک‌آبادی:به نظر من هزینه را من قرار نیست بدهم و تا الان اگر کسی هزینه را داده شهرام کرمی بوده و این شجاعت شهرام هست. کما اینکه من می‌دانم یک‌سری شیطنت‌ها بوده در طول این مدت یا با اسامی که با اسم من مطرح بود یا یک‌سری آدم‌ها را که نخواسته آنجا باشند. به هر حال یک‌سری شیطنت‌هایی بوده ولی به نظر من شهرام دارد شجاعت به خرج می‌دهد.  روزهای اولی که ما صحبت می‌کردیم در مورد این ماجرا اصلاً در مورد این که این اتفاق بیفتد یا نیفتد مطمئن نبودم. خودش هم مطمئن نبود؛ ولی از یک جایی گفت که این کار را می‌کنیم و به او گفتم که آقای کرمی من معتقدم که اگر در دوره شما سه چهار نفر از بچه‌های جوان وارد عرصه‌های مدیریتی نشوند – اصلاً بحث خودم نیست بحث آدمهای دیگر هست – در جاهای دیگر من دیگر نمی‌توانم به این راحتی از کسی انتظار داشته باشم که این کار را انجام بدهد. اگر این کار را شما نکنید فکر می‌کنم باید بایستیم.

در کانون یا قسمت اجرایی؟

اتفاقی که می‌افتد این هست که مدیر بعدی مدیر کل استان فلان نیست

نیک‌آبادی:در همه جا حتی در بدنه فجر. شاید از آقای برهانی بخواهد که بیشتر با نیروهای جوان کار کند، نه اینکه نیروهایی که در مرکز هستند نباشند؛ حتی نیروهایی که در مرکز هستند هم کار بلد هستند. ولی می‌توانیم در جاهای دیگری از جوان‌ها استفاده کنیم و احتمالاً برای آقای کرمی هزینه دارد؛ ولی اتفاقی که می‌افتد این هست که مدیر بعدی مدیر کل استان فلان نیست. یکی از معضلاتی که آقای کرمی در ابتدای ورودش داشت این بود که خیلی باید جستجو می‌کرد تا آدم پیدا کند. برای جاهای مختلف برای همین این همه جانبه شجاعت هست. یعنی تو داری با نیروهایی کار می‌کنی که ممکن هست تجربه نداشته باشند و به خطا برسند و مشکل ساز باشند؛ ولی به هر حال پای آن ایستاده و گفته من این نیرو را می‌گذارم و خودم هم حواسم هست. چهار سال دیگر که آقای کرمی رفت و نفر دیگر آمد پنج تا نیروی جدید هم داری. می‌گویم کلاً در حیطه فرهنگی، هنری،  اقتصادی و همه چیز ایران پوست‌اندازی اتفاق می افتد. در حیطه اقتصادی در جهت منفی دارد اتفاق می‌افتد، در حیطه‌های دیگر کمی مثبت‌تر شده هست.

البته حکم حکومتی هم داریم در چند روز پیش در سخنرانی رهبری گفتند که کلاً مسئولیت را بدهیم به جوان‌ها

نیک‌آبادی:اتفاقاً من هم خواندم و دقت هم کردم من معتقدم که اعتماد کردن به جوان‌ها در وهله اول شجاعت مدیر بالادستی هست یعنی در وهله اول شجاعت و شهامت شهرام هست چون در بهترین حالت برای مدیر این بود که آقای فلانی که همه می‌شناسند سال‌ها بوده حالا مثبت بوده یا نیمه مثبت بوده یا منفی بگذارد آنجا و آن مدیر هم احتمالاً یک خواسته‌هایی دارد با این کار خواسته‌های او را هم جواب می‌داد خیلی هم مثبت بود و کسی هم به کسی کاری نداشت کارش را هم بلد بود و انجام می‌داد ولی نکرد اگر هزینه‌ای هم باشد آقای کرمی می‌دهد

در شورای خودت را هم می‌خواهی جوان بیاوری؟

نیک‌آبادی:همین جا هم اعلام می‌کنم این هست که در گذشته و در سابقه این کانون این بوده که شورای این کانون مدیران گروه‌های نمایشی دانشگاه‌های تهران بودند. یعنی مدیر دانشکده هنر و معماری، مدیر دانشکده سینما و تئاتر، مدیر سوره، مدیر هنرهای زیبا اساتید، دانشگاهی که مدیر گروه بودند. یکی از مخالفت‌های من اصولاً این هست که چرا شما امتیاز یا جایگاه را به آن سمت می‌دهید؟ چرا به آدم نمی‌دهید؟ مثلاً می‌گویم مسئول صفحه تئاتر و سینمای تسنیم بیاید. تسنیم اگر مسئولش کسی بود که به هر دلیلی آمد اینجا و کارش را بلد نبود آن موقع تکلیف چیست؟ من می‌گویم با آدم طرف باشم نه با سمت و پست و مقامی که دارد برای همین من صد در صد مخالف این کار هستم.

این محافظه کارانه هست

نیک‌آبادی:بله چون به آن مسئولیت داری کاری را می‌دهی و آن مسئولیت جایگاه حقیقی و حقوقی دارد.

داری کاری می‌کنی که آن امتیاز از دست نرود.

قطعاً شورایی که وجود دارد شورای جوانی هست

نیک‌آبادی:بله دقیقاً؛ ولی من اصلاً این اعتقاد را ندارم. ممکن هست در گروهی که تشکیل می‌دهم یکی از مدیر گروه‌ها باشد. ممکن هم هست نباشد.سعی می‌کنم جایی باشد که جوان باشد و نرویم حرف بزنیم و همدیگر را تأیید کنیم. جایی باشد که ما از دیشب که ساعت‌ها در مورد دستور جلسه‌ها صحبت کردیم، گپ می‌زدیم دعوا هم کنیم و ناراحت هم بشویم از هم و قهر هم کنیم. این برای من خیلی مطلوب‌تر هست تا اینکه همدیگر را تأیید کنیم. باید آدم‌ها با نگاه‌های جدید بیایند. آدمها با شناخت‌های جدید بیایند و متفاوت که از آن جدل ما به بحث اصلی برسیم و به شرایط مطلوبمان برسیم. قطعاً شورایی که وجود دارد شورای جوانی هست. حتماً جلسات بسیار زیاد مشاوره‌ای با مدیران گروه خواهیم داشت و مواردی که به تصویب خودمان برسد حتماً در جمع مطرح می‌کنیم. ولی آنها برای ما حکم مشاوره دارند نه شورای اصلی و سیاستگذار. به هر حال آنها اساتید ما هستند. آنجاست که می‌گویم باید از مشاوره این دوستان استفاده کرد تا ببینیم چه می‌شود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مخاطبان مدیوم تلویزیون او را بیشتر با «صاحبدلان» و «سرّ دلبران» رمضان ۹۷ می‌شناسند و تماشاگران پرده‌ نقره‌ای هم می‌دانند که این روزها «به وقت خماری» را در اکران سینماها دارد. البته او کارگردانی برنامه «شبی با عبدی» را هم برعهده دارد؛ برنامه‌ای که با حواشی بسیاری همراه بود. همان درگیری مهران مدیری و اکبر عبدی که بر سر موازی‌کاری برنامه‌های شبکه نسیم اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که مهران مدیری و رامبدجوان دارنده دو برنامه «دورهمی» و «خنداونه» از مدیر شبکه نسیم خواسته‌اند برنامه «شبی با عبدی» به دلیل شباهت‌هایی با این برنامه‌ها پخش نشود. اما خلاف این حرف‌ها و شایعات منتشر شده به تعبیر محمدحسین لطیفی کارگردان این برنامه بدون هیچ مشکلی امشب ساعت ۲۱ روی آنتن شبکه نسیم می‌رود.

آمدم تا موازی‌کاری نشود

او در خبرگزاری تسنیم درباره ماجرای دعوای اکبر عبدی با مهران مدیری که بسیاری از آن صحبت می‌کنند، تصریح کرد: هیچ‌گاه در طول دوران زندگی‌ام توجهی به حاشیه‌ها نداشته‌ام اما جسته و گریخته از دوستان شنیده‌ام که می‌گویند مهران مدیری به «شبی با عبدی» اعتراض داشته و در جایی هم گفته، پخش این برنامه موازی‌کاری ایجاد می‌کند. اما اگر مهران مدیری به من زنگ می‌زد که الان مشاور پروژه و کارگردان این برنامه هستم شاید از جزئیات بیشتر این برنامه آگاهی پیدا می‌کرد. البته که در وهله اعتراض مهران مدیری من در این پروژه نبودم. بعد از اعتراض مهران مدیری به این مجموعه پیوستم تا به تعبیر این دوستان موازی‌کاری نشود.

چطور می‌توان «شبی با عبدی» را «دورهمی» دانست؟!

لطیفی با اشاره به اینکه تا امروز برنامه‌ای مثل «شبی با عبدی» در دنیا ندیدم، افزود: برنامه‌ای که قرار هست از امشب روی آنتن برود همه می‌بینند که اصلاً ربطی به «دورهمی» و «خندوانه» ندارد و موازی‌کاری معنایی ندارد. به خاطر اینکه کاری هست تا امروز در دنیا ندیده‌ام کسی انجام دهد. برنامه‌ای که گروه‌های نمایشی مختلفی را به خود می‌بیند که خودشان نقش می‌نویسند و کارگردانی‌اش می‌کنند و در چند دقیقه رقابت طنزآمیز از مردم نمره می‌گیرند. حالا واقعاً «شبی با عبدی» را چطور می‌توان «دورهمی» دانست؟! هر دفعه دو گروه آزاد نمایشی مثلاً از بندگناوه و آبادان به «شبی با عبدی» می‌آیند که بازیگران نیمه حرفه‌ای و حرفه‌ای هستند که موضوعی را دستمایه می‌کنند و به روی صحنه می‌برند. حالا در لا به لای این نمایش‌ها، یک میهمان طنازی هم وجود دارد. ممکن هست اکبر عبدی هم راجع به موضوعاتی در نقش‌های مختلف ظاهر شود و این معضلات و یا آموزش‌های زندگی را بازی کند. اصلاً هم “عاشق شدم و عاشق شدی” هم نداریم. خود اکبر عبدی به عنوان محوریت برنامه چندین نقش موضوعات اجتماعی را در کاراکترهای متفاوت(پیرزن، لات، بچه و…) به نمایش درمی‌آورد. حالا واقعاً چه ربطی به کار مهران مدیری دارد، از دوستان هنرمندم می‌خواهم حتماً قبل از هر اظهارنظری اطلاعات جامعی به دست بیاورند.

برنامه جدیدی را می‌بینید که کپی خارجی ندارد

کارگردان «شبی با عبدی» در پاسخ به این سوال که از برنامه خارجی اقتباس نداشته‌اید، اظهار داشت: جالب هست بدانید از «شبی با عبدی» کپی خارجی هم نداریم. چون اکثر کارهایی که به روی آنتن رفت از نمونه‌های خارجی برداشت شدند حتی در انتخاب دکور و نوع اجرا؛ کار «دورهمی» و «خنداونه» هم مشابه زیاد دارند. حتی روز اولی که به عنوان مشاور پروژه آمدم دوستان به من گفتند نمونه‌های خارجی را ببینید و از آن‌ها ایده بگیرید. البته می‌توان ایده گرفت ولی باید یک چیز جدیدتری بدست آورد، این کار بسیار سختی هست. یک گروهی باید بیایند و نمایشی آموزشی و تأثیرگذار ارائه بدهند که شاید تا به حال آن‌ها را برای یک لحظه هم ندیده باشید. اما مثلاً در کار دوستان ما استندآپ کمدی یک نفره‌ای را می‌دیدیم که یک موضوعی را عنوان می‌کردند یا خوشایند مخاطب هست یا خیر! اما «در شبی با عبدی» وقت می‌گذاریم و کار این گروه‌های نمایشی را می‌بینیم تا یک برنامه جدید با اندیشه‌ و بدیعی روی آنتن برود.

شاید از این همه تفاوت می‌ترسند!

لطیفی با بیان اینکه در پایان یک دوره اجرای «شبی با عبدی» چهار بازیگر طنز جدی به کشور اضافه می‌شود، تأکید کرد: گروه‌های نمایشی از سراسر کشور به برنامه «شبی با عبدی» می‌آیند و موضوعات جدید و بکری را به نمایش درمی‌آورند. بازی‌هایی که حتماً مخاطب با آن‌ها می‌خندد و در عین‌حال یک وجوه آموزشی هم از این برنامه نصیب مخاطب ما می‌شود. بدانید اگر به این پروژه آمده‌ام به خاطر این تفاوت‌هاست و تأثیرگذاری این برنامه که به تم طنز را به سمت و سوی کاربردی شدن هدایت می‌کند. ما می‌توانیم در پایان یک دوره اجرای «شبی با عبدی» ۴ بازیگر طنز جدی به کشور اضافه کنیم. شاید این کارهای ما باعث می‌شود زنگ خطری برای بعضی به صدا دربیاید که مخالفت‌ها را از همان آغاز طرح اولیه فریاد کردند. مگرنه ما موازی‌کاری نداریم و مشکل از جای دیگری هست.

برپایه این گزارش، شاکله کلی برنامه «شبی با عبدی» به‌نوعی بازآفرینی و خاطره بازی با کاراکترهایی هست که آقای عبدی در سریال‌ها و فیلم‌های مختلف بازی کرده‌اند. بخشی از برنامه با حضور تعدادی از کسانی هست که در آن فیلم و سریال‌ها با عبدی هم‌بازی بودند و بخش گفت‌وگو و ارتباط صمیمی با مردم اعم از هنرمند و غیر هنرمند نیز از جمله قسمت‌های این برنامه هست. مدت زمان این برنامه در هر قسمت ۹۰ دقیقه هست. سید کمال طباطبایی و جواد فرحانی تهیه کنندگان و جواد فرحانی مجری طرح این برنامه هستند. محمدرضا شهیدى‌فرد، محمدحسین لطیفی، سید کمال طباطبایی، جواد فرحانى، مریم نوابى نژاد از اعضای اتاق فکر این برنامه هستند و چندین نویسنده نیز این گروه را همراهی خواهند کرد.

انتهای پیام/