• تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم گل نساء

هم اکنون در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم ایرانی بسیار زیبا و فوق العاده تماشایی گل نساء با بهترین کیفیت ممکن و لینک مستقیم

فیلم گل نساء کیفیت های متفاوت بدون تگ تبلیغاتی به همراه تصاویر بازیگران و معرفی کامل عوامل

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ می باشد .

دانلود فیلم گل نساء 1 دانلود فیلم گل نساء

دانلود فیلم گل نساء

فیلم گل نساء به کارگردانی ستار چمنی گل ، نویسندگی ویدا صالحی و تهیه کنندگی ستار چمنی گل و یوسف کریمی ساخته شده است .

این فیلم سینمایی اولین فیلم بلند ستار چمنی گل در مقام کارگردانی است .

گفتنی است فیلم گل نساء در پنجاه و یکمین جشنواره فیلم هوستن آمریکا نامزد دریافت جایزه معتبر رمی شد .

فیلمبرداری این فیلم سینمایی در مدت ۱ ماه در کوره های آجرپزی قرچک انجام شد .

گفتنی است ستار چمنی گل و ویدا صالحی از پخش کنندگان موفق بین المللی سینما هستند که پیشتر در عرصه فیلم کوتاه و مستند فعالیت داشته و جوایز بسیاری را در عرصه جهانی کسب کرده اند .

بازیگران فیلم گل نساء

سعید داخ ، علی محمد رادمنش ، یگانه رجبی ، ساقی زینتی ، مسعود محمدی ، ویدا عمویی بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

عوامل فیلم گل نساء

کارگردان : ستار چمنی گل

نویسنده : ویدا صالحی

تهیه کنندگان : ستار چمنی گل و یوسف کریمی

مدیر فیلمبرداری : محمد فکوری

مدیر تولید : مریم قاسم آبادی

تدوین : کاوه عزیزی

مجری طرح : حسین مرزبان

صدابردار و صداگذار : بهروز معاونیان

طراح گریم : ویدا صالحی

مشاور رسانه ای : منصور و منوچهر جهانی

دستیار اول کارگردان : سیاوش رمضان لو

آهنگساز : کارنگ کرباسی

منشی صحنه : مریم روزبهانی

در ادامه جدیدترین تصاویر منتشر شده از فیلم گل نساء را مشاهده خواهید کرد :

دانلود فیلم گل نساء 5 دانلود فیلم گل نساء

جدیدترین عکس های فیلم گل نساء

دانلود فیلم گل نساء 4 دانلود فیلم گل نساء

تصاویر بازیگران فیلم گل نساء

دانلود فیلم گل نساء 3 دانلود فیلم گل نساء

موضوع و خلاصه داستان فیلم گل نساء

دانلود فیلم گل نساء 2 دانلود فیلم گل نساء

تصاویر منتشر شده از فیلم ایرانی گل نساء

لینک های دانلود فیلم سینمایی گل نساء پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم گل نساء اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی، سمعی و بصری؛ فیلم نامه های”خزه” به تهیه‌کنندگی علی سرتیپی  ،کارگردانی منوچهر هادی و نویسندگی بابک کایدان در ژانر کمدی ، “سینما شهر قصه” به تهیه‌کنندگی ، کارگردانی و نویسندگی کیوان علی محمدی در ژانر اجتماعی،”گاگولگا” به تهیه‌کنندگی حسن علیمردانی،کارگردانی و نویسندگی فرزاد اژدری در ژانر کودک و نوجوان و”لتیان” به تهیه‌کنندگی مجید مطلبی ، کارگردانی علی تیموری و نویسندگی اکتای براهنی در ژانر اجتماعی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اشراق،‌اجرا خوانی نمایشنامه «مرگ بسی اسمیت» با هدف تقویت روحیه استکبار‌ستیزی ملت ایران، دانش‌افزایی و شناخت مرد م از وقایع تیرماه سال‌های گذشته در این فرهنگسرا برگزار می‌شود.نمایشنامه «مرگ بسی اسمیت» نوشته ادوارد آلبی و کارگردانی کیوان ظهرابی هست که  از ۱۲ تا ۱۴ تیر از ساعت ۱۸ در سالن سینمای فرهنگ‌سرای اشراق اجراخوانی می‌شود.

علاقه‌مندان برای تماشای این نمایشنامه می‌توانند به نشانی فلکه دوم تهرانپارس، انتهای خیابان جشنواره، فرهنگ‌سرای اشراق مراجعه کنند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم یخ چال

هم اکنون در رسانه فیلم و سریال دانلود فیلم ایرانی فوق العاده جذاب و تماشایی یخ چال با کیفیت های متفاوت و لینک مستقیم

فیلم یخ چال به کارگردانی کاوه سجادی با برترین کیفیت ممکن و اصلی به همراه معرفی کامل بازیگران و عوامل

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ است .

دانلود فیلم یخ چال دانلود فیلم یخ چال

دانلود فیلم یخ چال

فیلم یخ چال به نویسندگی و کارگردانی کاوه سجادی ساخته شده است .

این فیلم ایرانی سومین فیلم بلند کاوه سجادی پس از فیلم های شب بیرون و بوفالو در مقام کارگردانی است .

گفته می شود فیلم یخ چال داستان زنانه ای دارد و دارای ژانر اجتماعی است .

بازیگران فیلم یخ چال

هنوز اسامی بازیگران فیلم یخ چال منتشر نشده است .

عوامل فیلم یخ چال

نویسنده و کارگردان : کاوه سجادی

هنوز لیست عوامل پشت صحنه فیلم یخ چال به صورت کامل منتشر نشده است .

لینک های دانلود فیلم سینمایی یخ چال پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم یخ چال اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم بازدم

همینک در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا ، تماشایی و جذاب بازدم با کیفیت فوق العاده عالی و لینک مستقیم

فیلم بازدم به کارگردانی آرش سنجابی با بهترین کیفیت بدون تگ تبلیغاتی به همراه تصاویر بازیگران و معرفی کامل عوامل

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ است .

دانلود فیلم بازدم 1 دانلود فیلم بازدم

دانلود فیلم بازدم

فیلم بازدم به کارگردانی آرش سنجابی ، نویسندگی آناهیتا یارمحمدی و تهیه کنندگی مهدی رئیسی ، محسن جعفری قرقانی و سعید اردهالی ساخته شده است .

این فیلم ایرانی چهارمین فیلم آرش سنجابی پس از فیلم های پارمیدا ، بگذارید میترا بخوابد و آن آواز غمناک در مقام کارگردانی است .

در فیلم بازدم بازیگران سرشناس و پرطرفداری بسیاری به ایفای نقش پرداخته اند .

پیش از این فیلم لیندا کیانی در فیلم پارمیدا با آرش سنجابی همکاری داشته است .

ژانر فیلم بازدم اجتماعی است .

بازیگران فیلم بازدم

حامد رحیمی نصر ، ملیکا شریفی نیا ، لیندا کیانی ، الهه حصاری ، نرگس محمدی ، حبیب دهقان نسب ، مهرداد ضیایی ، مرضیه صدرایی با حضور آزیتا حاجیان و بهنام تشکر در این فیلم سینمایی نقش آفرینی می کنند .

عوامل فیلم بازدم

کارگردان : آرش سنجابی

نویسنده : آناهیتا یارمحمدی

تهیه کننده : مهدی رئیسی ، محسن جعفری قرقانی و سعید اردهالی

مدیر فیلمبردارى : محمد فضیله

دستیار کارگردان و برنامه ریز : مهدى حسینى

صداگذارى و ترکیب صدا : محمود موسوى نژاد

روابط عمومی : سپیده حیدرآبادی

تدوین : على فضیله

موسیقى متن : بیژن پرواز

صدابردار : على عدالت دوست

طراح گریم : هادى قالیخانى

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین تصاویر فیلم بازدم دعوت می کنیم :

دانلود فیلم بازدم 5 دانلود فیلم بازدم

جدیدترین تصاویر فیلم بازدم

دانلود فیلم بازدم 4 دانلود فیلم بازدم

عکس های بازیگران فیلم سینمایی بازدم

دانلود فیلم بازدم 3 دانلود فیلم بازدم

حضور بهنام تشکر در فیلم بازدم

دانلود فیلم بازدم 2 دانلود فیلم بازدم

عکس پشت صحنه فیلم بازدم

لینک های دانلود فیلم سینمایی بازدم پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم بازدم اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، «غوغای بی‌هیاهو» نام مجموعه مستندی هست که هر هفته با موضوع مدارس کوچک و دورافتاده در روستاهای کشور و پرداختن به معلم‌های فداکار ایران زمین به روی آنتن شبکه دو سیما می‌رود. نمایش کوچک‌ترین مدارس ایران در فضای زیبای روستایی در کنار زحمت‌های معلمین فداکار برای جنگ با بی‌سوادی صحنه‌های زیبایی را خلق کرده هست که مخاطبان را با خود همراه می‌کند.

به بهانه پخش نیمی از این مجموعه، گفتگویی متفاوت را با کارگردان این اثر انجام دادیم. حسین فاطمیان در این گفتگو از خاطره‌ی ساخت اولین قسمت صحبت می‌کند و درد و دل‌های قشر زحمت‌کش معلم را بازگو می‌کند.

* به عنوان اولین سوال، کمی راجع به ساخت این مجموعه بفرمایید. چگونه شد که این موضوع را پیدا کردید؟

انتشار یک گزارش در خبرگزاری تسنیم، ایده ساخت این مستند را در ذهنم جرقه زد/ ماجرای آشنایی با داداش هاشمی

بعد از انتشار گزارشی در خبرگزاری تسنیم با عنوان «آرزوی بزرگِ آرزوی کوچک» به این نتیجه رسیدم که این سوژه قابلیت تبدیل شدن به مستند را دارد و بعد از گذشت چند ماه از خواندن این خبر، با آقای مهدی بابایی تهیه‌کننده این مجموعه که از قبل نیز با هم دوست بودیم و همکاری داشتیم، موضوع را مطرح کردم و قرار شد تا این مستند را بسازیم. بعد از یک جلسه‌ی سه نفره با دوست دیگرمان آقای یاسر حقیقی‌پور، نویسنده مجموعه «غوغای بی‌هیاهو»، تصمیم گرفتیم راهی سفری به سمت تالش بشویم و یک مستند کوتاه باکیفیت برای ارسال به جشنواره‌ها تولید کنیم. البته تنها آدرسی که برای این سوژه بلد بودیم، همان منطقه تالش بود. فردای همان روز، بدون اینکه بدانیم دقیقا کجا باید برویم، راه افتادیم. از طریق یکی از شبکه‌های مجازی با یکی از اهالی تالش، آقای اسماعیل ابراری، ارتباط برقرار کردیم و قرار شد با کمک ایشان، بتوانیم آن معلم و دانش‌آموزهایش را پیدا کنیم. در حقیقت، در طول مسیر تهران گیلان، نسخه‌ی اولیه فیلمنامه شکل گرفت.

از همان ابتدا اصرار به تولید مستندی با شرایط خاص داشتم از جمله اینکه در مستند، خودمان احساس نشویم، مصاحبه نداشته باشیم، موسیقی نداشته باشیم و به‌جای موسیقی تصاویر را به‌همراه صدای محیطی خودشان نمایش بدهیم و نریشن فقط در صورت لزوم و به اندازه‌ای که به پیشبرد داستان کمک کند وجود داشته باشد. همچنین از همان ابتدا تصمیم گرفتیم برای ایجاد اشتیاق به تماشای مستند در مخاطب و پیشبرد داستان، به خانواده دانش‌آموز نیز متصل بشویم. بدین معنی که جریان یک روز از زندگی معلم، دانش‌آموز و خانواده دانش‌آموز را بصورت موازی نمایش بدهیم.

بعد از رسیدن به تالش متوجه شدیم که آقای ابراری (راهنمای ما) که از طریق شبکه مجازی او را پیدا کرده بودیم، با معلم مدنظر یعنی داداش هاشمی، نسبت فامیلی دارد. پس همان شب به منزل داداش هاشمی رفتیم و ماجرا ساخت این مستند را برایش تعریف کردیم. ایشان نیز قبول کرد تا همراه ما بشود. قرارمان این بود که روز بعد همراه ایشان به مدرسه برویم تا شرایط محیط مدرسه را بررسی کنیم اما به دلیل بارش شدید برف، مسیر رسیدن به مدرسه که بسیار سخت و صعب‌العبور نیز بود، بسته شد. بارش برف، اگرچه مسیر را برایمان سخت‌تر و خطرناک‌تر کرده بود اما به دلیل داشتن تصاویری جذاب در مستند که خودمان نیز تا به‌حال چنین صحنه‌هایی را ندیده بودیم باعث شد تا با سختی‌ کار کنار بیاییم. باید اعتراف کنم که ما با کلی ذوق و شوق و انرژی از تهران حرکت کردیم و خداوند نیز این اشتیاق‌مان را دید و در تمام طول روزهای ساخت این مستند همراهمان بود و همه چیز را برایمان فراهم کرد تا بتوانیم مستندی بسازیم که دیگران تماشا کردنش رو دوست داشته باشند و در طول تماشا متوجه گذر زمان نباشند. جالب هست که اسم موسیقی که از بین موسیقی‌های تالش زبان انتخاب کرده بودیم ناجَه، به معنی آرزو بود و ما هم اسم کار را ناجَه انتخاب کردیم. البته همان‌طور که می‌دانید اسم دانش‌آموز ما نیز آرزو بود.

*در این مجموعه مستند، به سراغ سوژه‌های بسیار جدیدی رفته‌اید که تاکنون کمتر دیده شده هست و البته در این قالب، موضوع مهم آموزش و پرورش در سراسر کشور را به تصویر کشید‌ه‌اید. این سوژه‌ها را چگونه پیدا می‌کنید؟ آیا کسانی هستند که این موارد را به شما معرفی می‌کنند یا تیم خودتان آن‌ها را جستجو می‌کند؟

پیشنهاد آموزش و پرورش برای ساخت یک مجموعه مستند/ روستاهایی که سوژه مستند می‌شوند چگونه معرفی می‌شوند؟

مستند نهایی که ماجرای ساختش را تعریف کردم را برای ارسال به جشنواره و با هزینه شخصی ساختیم اما بعد از آماده شدن آن، با توجه به اینکه موضوع مستند مرتبط با آموزش و پرورش بود، آن‌ها از این کار استقبال کردند و تلویزیون نیز کارمان را دوست داشت و درنهایت برای ساخت مجموعه مستند ۲۶ قسمتی در سرتاسر ایران به نام غوغای بی هیاهو با شبکه دو سیما به توافق رسیدیم و آموزش و پرورش نیز پذیرفت که در تولید مستند مشارکت داشته باشد. البته هرگز اجازه ندادیم مشارکتی شدن به مستندمان لطمه‌ای وارد کند. پس سوژه های بعدی ما از طرف آموزش پرورش معرفی می‌شد و ما بعد از سفر به استان‌های مورد نظر و دیدن موقعیت روستا، معلم و دانش‌آموزها تصمیم می‌گرفتیم که سوژه‌ی معرفی شده قابلیت تبدیل شدن به مستند خوبی با معیارهایی که در ذهن ما بود را دارا هست یا خیر. برای مثال، در یکی از استان‌ها ۳ روز وقت گذاشتیم و به سراغ همه سوژه‌های معرفی شده رفتیم اما در نهایت به این نتیجه رسیدیم که در این استان نمی‌توانیم مستند خوبی داشته باشیم و فیلمی تولید نشد.

*ساخت مستندهایی که در روستاهای دورافتاده کشور وارد بشود و مناطق جدیدی را به تصویر بکشد، کمتر در صدا و سیما دیده شده هست و خیلی معمول نیست. هدف شما از ساخت چنین مجموعه‌ای با این رویکرد چه بود؟

می‌خواهم معلمان فداکار ایران زمین را معرفی کنم/ کلاس‌هایی با تعداد دانش‌آموز کمتر از انگشتان یک دست

باید بگویم که ما تا قبل از ساخت قسمت اول نمی‌دانستیم که تعداد زیادی معلم شبیه به این معلم فداکار و هم‌چنین مدارسی تنها با یک دانش‌آموز در ایران وجود دارد. واقعا شوکه شدیم وقتی فهمیدیم که آموزش و پرورش ایران حتی برای یک دانش‌آموز در روستاهای دورافتاده نیز معلم درنظر می‌گیرد و معلمان زیادی هستند که حاضرند هر روز مسافت زیادی را طی کنند تا بچه‌های مناطق دور ایران هم از تحصیل محروم نباشند. پس هدف از تولید این مجموعه مستند، معرفی معلمان فداکاری شد که مسافت‌های طولانی، سخت و در بعضی موارد صعب العبوری را طی می‌کنند تا تنها به دانش‌آموزهایی به تعداد کمتر از انگشتان یک دست کمک کنند تا به آرزوهایشان برسند. معلم‌هایی که کمترین توقع و خواسته‌ها را دارند و لایق این هستند که حقوق‌های دریافتی‌شان با بیشترین حقوقی که برای هر شغلی پرداخت می‌شود، برابری داشته باشد.

یک سورپرایز ویژه در قسمت‌های بعدی

برای مثال شما در قسمت‌های بعدی ما با معلم متفاوتی آشنا خواهید شد که بعید می‌دانم شبیه به او را بتوان در ایران پیدا کرد. حداقل ما که در حال ساخت این مجموعه مستند هستیم هنوز مورد مشابه او را ندیده‌ایم. در قسمت‌های آینده فردی را نشان خواهیم داد که شبیه به هیچ معلم دیگری نیست، معلمی که مدرسه‌ی خودساخته‌اش هم شبیه به هیچ مدرسه‌ی دیگری نیست، معلمی که دانش‌آموزهایی که تربیت کرده هست نیز شبیه به مابقی دانش‌آموزان کشور نیستند، معلمی که تعریف واقعی و حقیقی عاشق بودن در شغل معلمی هست و معلمی که دانش آموزانش با عشق و علاقه‌ای وصف نشدنی به مدرسه می‌روند. مطمئن باشید اگر آموزش و پرورش شرایطی برای تربیت معلمان دیگر را به واسطه این معلم مهیا کند، کشور ما به راحتی از پیشرفته‌ترین کشورها در زمینه آموزش، جلو خواهد زد.

*در کنار زحمت معلمین عزیز، آنان عمدتا از اوضاع معیشتی خود گله‌مند هستند و زمانی که حقوق آنان را در ایران با دیگر کشورها مقایسه می‌کنیم متوجه این موضوع می‌شویم. آنان این موضوع را با دوربین شما نیز به عنوان یک رسانه در میان گذاشتند؟ نظرشان راجع به این موضوع چه بود؟ آیا حرف‌هایی از این دست وجود داشت که قابل پخش نباشد؟

درد و دل معلمان روستا، مالی نبود؛ درخواست فراهم شدن شرایط تحصیل برای بچه‌های روستا را داشتند

در اینکه معلمی از مهم‌ترین مشاغل هرکشوری هست، هیچ شکی نیست چرا که پایه و اساس هر کشوری در هرموضوعی با آموزش و پرورش آن گره خورده هست. این آموزش بدون شک از کلاس اول ابتدایی شروع می‌شود و تا مراحل بالاتر و تبدیل شدن دانش‌آموزان به متخصصان کشور ادامه پیدا می‌کند. بدون شک یک معلم جز با عشق و علاقه‌ی تبدیل شدن دانش آموزش به آینده‌ساز کشورش راهی مدرسه نمی‌شود. پس یک معلم مهم‌ترین شخصیت تاثیرگذار در آینده هر کشوری هست که بدون شک هر میزان دستمزدی که برای زحماتش درنظر گرفته بشود، باز هم کافی نیست. با این حال باید گفت که دستمزدهای دریافتی معلم‌های ما خیلی کمتر از زحمتی که می‌کشند، هست. به خصوص این معلمان فداکار که هر روز مسیرها و مسافت‌های زیادی را برای تدریس طی می‌کنند و بعضی‌ها حتی به دلیل دوری مسیرشان مجبور هستند که تا پایان هفته در محل مدرسه اطراق کنند و در پایان هفته به خانه برگردند اما بیشتر معلم‌هایی که ما در طول ساخت مجموعه مستند غوغای بی هیاهو با آنان آشنا شدیم، بیشتر از آنکه صحبتی درباره کم بودن مبلغ دریافتی داشته باشند، به فکر دانش‌آموزان و آینده‌ی تحصیلی‌شان بودند و درخواست فراهم شدن بهترین شرایط و امکانات محیطی برای دانش آموزان را داشتند. برای مثال درخواست داشتند تا جاده به روستا برسد تا دانش‌آموزش بتواند بعد از پایان دوره ابتدایی بدون مشکل مسیر، به مدرسه دیگری برای ادامه تحصیل برود.

*چند قسمت از این مجموعه باقی مانده هست، در قسمت‌های بعدی سراغ کدام مناطق می‌روید و چه اهدافی را دنبال خواهید کرد؟

۱۱ قسمت تا به‌حال پخش شده و ۱۵ قسمت نیز باقی مانده هست که از این تعداد، ۶ قسمت ضبط شده هست. در این قسمت‌ها به سراغ استان‌های خوزستان، اصفهان، مازندران، قزوین، همدان و خراسان رفته‌ایم. مهم‌ترین هدف ما تکراری نشدن و تازگی داشتن هر قسمت نسبت به قسمت‌های قبل هست. می‌خواهیم واقعیت موجود در تصویر را بدون هیچ دخل و تصرفی نشان بدهیم و امیدواریم که غوغای بی‌هیاهو، به همین شکل که تا به حال مورد استقبال مردم قرار گرفته هست، در ادامه نیز مورد پسند مردم باشد.

*ساخت این مجموعه، همراه با سفرهای سخت و طولانی بوده هست. کمی از خاطرات این سفرها، شیرینی‌ها و مشکلات آن بگویید.

لذت چندروز زندگی کردن در کنار مردم مهربان و دوست‌داشتنی در سراسر ایران با زبان و فرهنگ متفاوت نسبت به هم، سختی‌های کار ما در سرما و گرمای شدیدی که در هر سفر نسبت به فصل و محیط داشت را شیرین می‌کرد. مردمان بی‌نظیر ایران در تمام نقاط این کشور، گرم، صمیمی، مهمان نواز و مثال‌زدنی هستند. در خیلی از استان‌ها جداشدن در روز آخر برایمان بسیار سخت بود.

قطعا طی کردن مسیر صعب‌العبور از پایین کوه به بالا و بعد دوباره به پایین کوه در سمت دیگر به مدت ۷ ساعت همراه معلم روستای «بادام شیرین» سختی‌های خودش را داشت، آن‌هم برای ما که عادت به این همه ساعت پیاده‌روی نداشتیم و روز قبل به دلیل سرما و باران شدید، مریض و سرماخورده شده بودیم. اما آسمان یکدست آبیِ روز و بیکران ستاره در شب میان شکاف کوه‌های پوشیده از درخت، بوی نان تازه‌ی پخته شده با هیزم، صدای گنجشک‌های تنیده در باد و زنگوله‌ی گوسفندان، عطر چای قندپهلو درکنار جرقه‌های آتش زیر کتری و خندیدین با مردمی بی ریا، مهربان و بخشنده ارزش هر سختی را دارد. مخصوصا برای ما اینجا در پایتخت که فقط نفس کشیدن در هوایی خالی از دودمان آرزوست.

*حرف آخر؟

کافی هست ۳۰ دقیقه وقت بگذارید تا همیشه مخاطب ما باشید

ما همه ی تلاشمان را می‌کنیم که از هر پرحرفی و اضافه‌گویی فرار کنیم و با تصاویر ثابت به‌همراه صدای دلنشین محیطی روستا، برای لحظه‌ای هم که شده مردم را از خستگی فکری که در روز داشتند جدا کنیم. می‌خواهیم مخاطبان خود را با معلم‌های فداکار سرزمین‌مان آشنا کنیم و در کنار آن بیننده را با ایران، طبیعت زیبا و فرهنگ‌های مختلفش بیشتر آشنا کنیم. پس آرزو داریم هرکسی فقط برای دیدن یک قسمت، ۳۰ دقیقه وقت بگذارد تا خود به خود بیننده قسمت‌های بعدی ما بشود. ما برای تولید همه قسمت‌های این مجموعه به اندازه قسمت اول که با کلی انرژی و علاقه ساخته شد، انرژی می‌گذاریم. درآخر نیز ما مجموعه‌ای خواهیم داشت که معرف ۲۶ معلم فداکار به همراه معرفی ۲۶ روستا و فرهنگ وآداب و رسوم مردمان آن روستا در استان‌های ایران خواهد بود. بدون شک این مجموعه در جهت رونق گردشگری در ایران بسیار موثر خواهد بود و بیشتر این روستاها بعد از چند ساعت پیاده‌روی امکان دسترسی برای عموم را دارند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

سرهنگ محمد هادی سفیدچیان فرمانده تیپ مکانیزه ۲۰رمضان نیروی زمینی سپاه در گفت‌و‌گو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا در خصوص ویژگی‌های شهید مدافع حرم “محمد ابراهیم رشیدی” گفت که او نسل جدید پس از نسل دوران دفاع مقدس بود که مانندش را ندیده بودم.

وی ادامه داد: شهید رشیدی استاد تخریب بود و ۱۴ ماه با عوامل مستند مسابقه ضدگلوله همکاری می‌کرد و مسئول انفجارات این مسابقه بود, پس از آن هم مسئول جلوه‌های ویژه و انفجارات مستند مسابقه فرمانده بود و فعالیت‌های مؤثری در این مسابقات داشت.

فرمانده تیپ ۲۰ رمضان بیان کرد: او فردی بود که هیچ گاه مسئولیت قبول نمی‌کرد و می‌گفت” امکان دارد از پس آن وظیفه و مسئولیت بزرگی که بر عهده‌ام می‌گذارند برنیایم” اما با این حال به اندازه یک مسئول فعالیت و کار می‌کرد و عنصری فعال و اثر گذار بود.

وی به دیگر ویژگی‌های شهید رشیدی اشاره کرد و گفت: محمد در بین بچه های تیپ به “رشید” معروف بود.هیچ‌گاه کسی داد و یا صدای بلندش را نشنیده بود و همیشه بر روی لبش خنده بود. محمد فردی بسیار پرکار بود و در طول شبانه روز ۲ الی ۳ ساعت می‌خوابید. او بدن لاغر و نحیفی داشت ولی بسیار پویا  بود و خستگی در او پیدا نمی شد و مانند فولاد استوار و محکم بود.

سرهنگ سفیدچیان او را فردی”خستگی ناپذیر” عنوان کرد و گفت که او همیشه می‌گفت که من آن‌قدر در این مسیر قدم بر می‌دارم و به سوریه می‌روم تا شهید شوم. دست آخر هم به خواسته‌اش رسید.

برپایه این گزارش, شهید مدافع حرم محمدابراهیم رشیدی اصالتاً اهل قم و از نیروهای تخریب تیپ مکانیزه ۲۰ رمضان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که طی عملیاتی مستشاری در مسیر جاده تدمر- دیرالزور سوریه توسط برخورد با مین تله ای به درجه رفیع شهادت نائل شد.این شهید ۳۲ساله و متأهل بود و پیش از این چندین بار در سوریه حضور مستشاری داشت.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

باشگاه خبرنگاران پویا

در مسیر بازگشت از موزه مرکزی شهدا، بعدازظهر داغ تابستانی و یک پیاده‌روی عرق‌ریز. خیابان ایرانشهر به سوی شمال خنک، برای دیداری از خانه هنرمندان. این روزها گالری‌هایش میزبان چند نمایشگاه تجسمی هست: «از قلب اروپا» تا «بادام‌های تلخ». حال آنچه نظرم را جلب می‌کند نمایشگاهی هست که نامش نشان از هنرمندی پیشکسوت دارد: «نمایشگاه نقاشی ۶۰ سال با استاد محمد ناصری‌پور».

بی‌مقدمه راهی گالری زمستان می‌شوم. استاد ناصری‌پور در میانه گالری ایستاده، گرم سخن با جوانی ناآشنا برایم. از گشایش نمایشگاه استاد دو روز گذشته هست و انتظار دیدارش در میانه آثارش نمی‌داشتم. گفتم: «آمدم تا آثارتان را ببینم و فکر نمی‌کردم اینجا باشید.» نگاهی به ساعتش انداخت و گفت:‌ «منتظر معاون هنری وزارت ارشاد هستم. قرار هست به بازدید نمایشگاهم بیاید.» 

یک به یک آثار را از نگاه می‌گذرانیم. با حوصله برایم توضیح می‌دهد:

«… گالری زمستان کارهای طراحیِ معماری مرا در خود جای داده که اغلب مربوط به دوره دانشجویی هست. این اثر را ۵۰ سال قبل کشیدم. اولین کاری هست که در دانشگاه به ما سپردند و من از آن نمره ۱۸ گرفتم …» 

از علاقه‌اش به معماری گذشته ایران می‌گوید و حساسیتی که روی این آثار ملی دارد. تخت جمشید را از عظیم‌ترین پروژه‌های معماری دنیا در مقطع خودش می‌داند و از اینکه چنین شاهکارِ معماری با امکانات محدود آن روزگار اجرا شده اظهار حیرت می‌کند؛ از اینکه آن زمان طرح‌هایی را با دست اجرا می‌کردند که امروز لیزر هم نمی‌تواند. هر دو به تصویری از تخت جمشید خیره می‌شویم.

حالا طرح پروژه‌ای بزرگ را تماشا می‌کنیم: «مرکز سلامتی-تفریحی دارآباد». ۲۵ سال پیش طرحش را ارائه کرد؛ اما هیچ‌گاه اجرایی نمی‌شود. مرکزی که قرار بود هم بخش سلامتی داشته باشد و هم هتل و مراکز تفریحی. یک شهربازی که قرار بر آن بود چیزی به مانند دیزنی‌لند باشد.

گرم صحبت بودیم که امیر سقراطی کیوریتور (نمایشگاه‌گردان) نمایشگاه از راه می‌رسد. بعد از خوش‌و‌بشی کوتاه از رسیدنِ معاون هنری تا ۱۵ دقیقه بعد خبر می‌دهد. ناصری‌پور به کیوریتورش ابراز محبت می‌کند و لب به تمجیدش می‌گشاید: «… کیوریتور خوب در ایران خیلی کم هست و شانس یار من بود که آقای سقراطی با من همراه شد.» سقراطی هم رسم ادب به جا می‌آورد و تواضع می‌ورزد: «… اختیار دارید استاد! اینها حاصل ۶۰ سال زحمت و خلاقیت شماست.»

حالا به سراغ طرحی می‌رویم که به نظرم بیشتر از همه آثار در گالری زمستان جلب توجه می‌کند. طرحی انتزاعی و خیالی از یک بن‌بست در شهرک غرب تهران به سفارش یک دفتر فروش معماری آن هم در روزهایی که قرار بود شهرک غرب همانند پولیس‌های مغرب زمین ساخته شود. فارغ از غرب بودنش، گویی برای همین نامش را این‌چنین نهاده‌اند. دیدن این تصویر آدم را یاد فیلم‌های غربی قدیمی می‌اندازد و هر جوان بلندپروازی را غرق در رویا می‌کند. خانواده‌های مرفه در محله‌ای ویلایی با معماری‌های مختلف. فضای سبز و درختان بلند با تمِ تابستان شاد شهرک و زنان و مردانی که کنار خیابان قدم می‌زنند. بی‌ام‌و ۲۰۰۲ با آن بدنه کوچکش در خیابان. انگار ناصری پور با این تصویر تابستانِ شهرک غرب را به «زمستان» آورده هست.  

نقشی از میدان پیکادلی لندن را به من نشان می‌دهد که در قاب چوبی جا خوش کرده هست: «… سعی کردم به هر جای دنیا که رفتم تصویری از آن را بکشم. در فرانسه و آمریکا زندگی کرده‌ام؛ اما تمام اروپا را از شمال تا جنوبش دیده‌ام. البته به دنبال آثار هنری نه برای خوشگذرانی…»

به تماشای عکس‌هایی از دو ماکت می‌ایستیم: یکی مقبره عطار هست و دیگری مقبره حافظ. این یکی نیشابور و آن یکی شیراز، دو قطب ادب فارسی. ماکت‌ها را آنقدر با دقت و جزئیات آفریده هست که وقتی تصویرش را می‌بینی انگار با خود مقبره روبه‌رویی. با همان کاشی‌کاری‌ها و اشعار و برجستگی‌ها؛ اما ای کاش ماکت‌ها هم آنجا بودند تا نیشابور و شیراز را هم در زمستان می‌دیدیم.

و حالا یک کار متفاوت از آثار زمستانیِ ناصری‌پور: عکس‌هایی از قلمدانی متعلق به دوران صفویه با قدمتی حدود ۴۰۰ سال که گذر زمان فرسوده‌اش کرده بود و یک سال زمان برد تا دست مرمتگرِ استاد دوباره برقِ «نویی» به آن بخشید. نوازندگانش تار و دف می‌زدند و جوانانش گرمِ معاشقه در بوستانی سبز و خرم.

از زمستان که خارج می‌شویم روی دیوار راهرو مدارکش را نشانم می‌دهد: از تصدیق ششم ابتدایی تا مدرک کلاس‌های American Society و تقدیرنامه‌های نقاشی و حتی کارت پایان خدمت. مدارکی که اغلب نشان شیر و خورشید دارند و گواه بر سال‌های دور.

 و حال عکس‌هایی که از دیدار رجال سیاسی و شخصیت‌ها از آثارش به یادگار دارد: از لاریجانی و حبیبی و میرسلیم تا فرشچیان و کاتوزیان و بزرگ علوی. دیدار با فرانسیس ریچارد، از بزرگترین هنرشناسان ایران. دست‌خطی که دکتر نصر برایش بر کارتی نگاشته بود و در میانه این عکس‌ها نقشی از چهره خودش را می‌بینم که تماماً با نقطه کار شده هست. آن هم در روزگاری که دقیقاً به همین سن و سال و چهره بود. انگار این نقاشی نشان از گذر عمرش در این رویدادها دارد و روزگار جوانی که وقف هنر شد.

و عکس‌هایی از سال‌های بسیار دور بر دیوار مشکی انتهای راهروی خانه هنرمندان. عکس‌هایی از کودکی و جوانی به همراه خانواده و شخصیت‌ها. عکس‌ها را که می‌بیند خاطراتش تازه می‌شود. کودکستان و دبستان و مسابقات نقاشی و جوایزی که از دست دکتر مجتهدی و مهران، وزیر فرهنگ آن روزگار گرفته هست. دکتر مقدم که در دانشگاه به خاطر کسب مقام اول در مسابقات فوتبال به او جایزه می‌دهد و بالاخره عکسی با پدر و مادر و مادربزرگش. عکس‌های سیاه و سفید و موی و سبیل سفید چه تقابل زیبایی ایجاد کرده‌اند. انگار این دیوار هم سیاه هست تا میزبان ضیافتِ سیاه و سفیدها باشد.

حالا به گالری ممیز می‌رویم جایی که یادآور نام استاد مرتضی ممیز هست پدر گرافیک معاصر ایران.

آنجا نقاشی آبرنگی چشم‌نوازی می‌کند که نقطه‌پردازی شده هست، یعنی رنگ‌ها نقطه‌نقطه کنار هم قرار گرفته‌اند و به گفته استاد ناصری‌پور کار مفصلی هست و وقت‌گیر.

در ویترینی که میانه راهروی خانه هنرمندان قرار دارد یک اسکناس قدیمیِ تاشده در قابی چوبی می‌بینم. داستان اسکناس را که از استاد می‌پرسم تازه می‌فهمم اسکناس نیست بلکه عکسِ نقاشی‌ای هست که حدود ۶۰ سال پیش از روی یک اسکناس ۱۰۰ ریالی با قلم هاشور کشیده آن هم زمانی که به قول خودش اصلاً نقاشی بلد نبوده هست. اصلِ این نقاشی را به دخترش اهدا کرده هست.

در ویترین دیگری دو پرتره از خود و همسرش قرار گرفته هست. می‌گوید: «… تصویر همسرم را با کمترین خط کشیدم. خانمم به من می‌گوید که با همین کارها مرا گول زدی …» هر دو می‌خندیم. از کیفیت بالا و ظرافت هنری در آفرینش پرتره همسرش می‌گوید. به قطع یقین آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند؛ پس این مرد خودش هم از تبار تابستان هست.

به سالنِ دیگر گالری ممیز می‌رویم. از نقاشیِ مقبره فردوسی می‌گوید که مجسمه‌اش را در حالی به تصویر کشیده که به مقبره خود نگاه می‌کند؛ اما در واقع مجسمه به این شکل نیست. آسمان را آبی نمی‌کشد تا معماری بهتر رخ بنمایاند. اگر آسمان آبی و آفتابی بود یا حتی ابری و بارانی مخاطب غرق در صحنه آسمان می‌شد و دیگر کسی به عمارت توجه نمی‌کرد.

صحبت‌هایمان تمام می‌شود؛ اما احساس می‌کنم هنوز یک دنیا حرف برای گفتن دارد. با مرد تابستانی خداحافظی می‌کنم. معاون هنری هنوز نرسیده هست. از خانه هنرمندان که خارج می‌شوم دیگر گرمای هوا اذیتم نمی‌کند. انگار هنوز هوای «زمستان» در تنم مانده هست.

*مهدی خانی اوشانی

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، لبنان یکی از کشورهایی هست که طی ۶ سال جنگ سوریه با گروهک‌های تروریستی به‌عنوان یکی از گروه‌های اصلی مقاومت در صحنه مبارزه با تکفیری‌ها حضور داشته و کنار مجاهدان ایرانی، افغانستانی، پاکستانی، عراقی و سوری در زمره مدافعان حرم اهل بیت(ع) شهدای بسیاری تقدیم جبهه مقاومت کرده هست. خط مقاومت اسلامی برای حزب‌الله لبنان که مهمترین و اصلی‌ترین گروه مقاومت این کشور محسوب می‌شود در حال حاضر در دو جبهه نبرد با صهیونیست‌ها در مرز لبنان و نبرد با تکفیری‌ها در سوریه تعریف می‌شود.

رزمندگان لبنانی، در اطلاعیه‌های خود از شهدای مدافع حرم با عنوان «شهید زینبی» یاد می‌کنند. با توجه به سقوط حکومت داعش در سوریه و فرار بسیاری از عناصر گروه‌های تروریستی در این مناطق درگیری‌ها در سوریه کمتر شده هست، تعداد شهدای جبهه مقاومت هم در سال ۲۰۱۸ به نسبت سال گذشته کاهش یافته هست.

طبق آنچه در رسانه‌های مقاومت لبنان از اطلاعیه‌های شهدا منعکس شده هست، در سال ۲۰۱۷ میلادی نام ۱۷۲ شهید مقاومت به ثبت رسیده هست. سال ۲۰۱۷ برای رزمندگان حزب‌الله سالی پر فراز و نشیب بود که با نام شهدای بسیاری از این خطه گلگون شده هست. ماه آوریل با یک شهید و ماه ژوئیه با ۳۶ شهید کمترین و بیشترین تعداد شهدا را در سالی که گذشت به خود اختصاص داده‌اند.

بیشتر بخوانید:

جزئیاتی از ۱۷۲ شهید مقاومت لبنان در سال ۲۰۱۷ میلادی+عکس

اما همچنان لبنان هم شهید زینبی دارد و هم شهید وطنی که هر دو در دفاع از جبهه مقاومت اسلامی به شهادت می‌رسند. در ماه ژوئن سال ۲۰۱۸ میلادی یعنی ششمین ماه سال و همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، ۴ مجاهد لبنانی به شهادت رسیده‌اند که دو تن از آنان شهدای زینبی هستند که در دفاع از حرم اهل بیت(ع) شهید شده‌اند و دو تن دیگر طی عملیا‌ت‌های حزب‌الله در جنوب لبنان در دفاع از کشور به شهادت رسیده‌اند. یکی از این شهدا فرمانده شهید حاج ناصر جمیل حدرج هست. مشخصات این شهدا در ادامه قابل مشاهده هست:

شهید مجاهد «مصطفى عماد شداد» با نام جهادی «خیبر» از اهالی شهر کوچک «حارة صیدا» در جنوب لبنان بود که در اول ماه ژوئن در جبهه مقاومت به شهادت رسید.


 

شهید زینبی «حسن المجتبى حسن أحمد» از اهالی شهر کوچک «جبشیت» در جنوب لبنان هست که در سوم ماه ژوئن در دفاع از حرم اهل بیت(ع) در سوریه به شهادت رسید.


 

شهید زینبی «محمد یوسف بیضون» با نام جهادی «یوسف أشمر» از اهالی شهر کوچک «مرکبا» در جنول لبنان بد که در سوم ژوئن در دفاع از حرم اهل بیت(ع) در سوریه به شهادت رسید.

فرمانده شهید «حاج ناصر جمیل حدرج» با نام جهادی «ابوحسین» از اهالی شهر کوچک «الغسانیة» در جنوب لبنان هست که در هشتم ماه ژوئن همزمان با شب قدر در ماه مبارک رمضان به شهادت رسید.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، موسیقی تالش از بکرترین و پیچیده ترین موسیقی‎های قومی ایران هست  و استاد هادی حمیدی از هنرمندان بزرگ آواز تالش به شمار می‎رود که با بزرگانی همچون عبدالله ملت پرست، فریدون شهبازیان و حسین علیزاده همکاری داشته هست. در این برنامه گروه موسیقی «کادوس» تالش به سرپرستی آرمین فریدی به روی صحنه می‎رود و چنگیز اقبالی تندیسی راکه از استاد هادی حمیدی ساخته رونمایی می‎کند. بخش دیگر از برنامه  به گرامیداشت استاد قسمت خانی، از هنرمندان به نام منطقه تالش، اختصاص یافته هست.

استاد قسمت خانی یکی از افتخارات خطه تالش هست. جای گرفتن در  حلقه ۳۶ استاد برتر موسیقی نواحی ایران در سال ۱۳۸۳، حضور در جشنواره  موسیقی فجر ۱۳۸۵، اجرا در جشنواره «آواهای روحانی زمین » فرانسه ۱۳۸۶ و کسب مقام نخست آواز نواحی ایران – جشنواره سراج خراسان ۱۳۸۷ و اجرا در جشنواره بزرگ فرهنگ ایران – بلاروس – ۱۳۹۰  از جمله توفیق‌های این هنرمند به شمار می‎رود.

«شب موسیقی تالشی» به همت بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران و فرهنگ‎کده تالش ۱۱ تیرماه ساعت ۱۹ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‎شود و حضور در آن برای کلیه علاقمندان آزاد هست.

انتهای پیام/

صفحه 31 از 618
»...1020 قبلی 27282930313233343536 بعدی 405060...«