• تاریخ : ۱۸ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

پرویز پرستویی: مردم مشکل اقتصادی دارند، فتنه گر و اغتشاشگر نیستند

بیست و دومین برنامه زنده اینترنتی «سی و پنج» شب گذشته شنبه ۱۷ دی ماه با اجرای فریدون جیرانی میزبان پرویز پرستویی بود.
به گزارش ایلنا، پرویز پرستویی خطاب به فریدون جیرانی با اشاره به اینکه این روز ها با دیدن مشکلات مردم حال خوبی ندارد، گفت: دلگیری من هیچ وقت دلگیری شخصی نبوده هست، چون توقع و طلبی از کسی ندارم و جنگ و دعوا هم ندارم. من زمانی می توانم بازی کنم که حالم خوب باشد و زمانی می توانم بازیگری را درست انجام دهم که حال مملکتم خوب باشد و زمانی می توانم از همه چیز فارغ باشم و خودم را به راحتی در اختیار دوربین و کارگردانان قرار دهم که حالم خوب باشد.
وی ادامه داد: به تازگی جریاناتی در مملکت ما اتفاق افتاده هست و من نمی توانم نسبت به این جریانات بی تفاوت باشم و مجموعه این اتفاقات هست که حالم را بد می کند. البته اگر بخواهم به جزئیات بپردازم شاید بگویم از وضعیت فعلی سینما مکدر هستم و از شرایط دلگیرم، باز هم مساله شخصی نیست چون ما همچون یک خانواده هستیم که باید هوای یکدیگر را داشته باشیم و دلمان برای هم بتپد و کار کردن ما، جدای از حال خوب ما و مردم نیست.
پرستویی ادامه داد: من اصلا دوست ندارم اتفاقاتی که الان رخ می دهد را شاهد باشم؛ دوست ندارم قول و وعده هایی که دولتمردان می دهند، اتفاق نیفتد. من ۳۰ سال در دادگستری کارمند بودم و نهایتاً پاداش ۳۰ سال خدمتم، ۱۴ میلیون تومان حق بازنشستگی بود! خودم را جای آن شخصی می گذارم که چندین ماه در حال ضجه زدن هست که تمام دارایی اش در صندوق سپرده فلان و به مان از دست رفته هست و اتفاقی نمی افتد و در نهایت چنین فجایعی رخ می دهد. من نه وطن فروشم، نه اعتقاداتم را می فروشم اما وقتی چنین …

اخبار پیشنهادی:

پرویز پرستویی: مردم مشکل اقتصادی دارند، فتنه گر و اغتشاشگر نیستند
  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، دهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد عصر امروز شنبه ۱۶ دی با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت ارشاد، احمد مسجدجامعی و حجت الاسلام و المسلمین زائری در تالار وحدت با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

شهریار عباسی دبیر علمی این دوره جایزه در سخنانی گفت: جایزه جلال جایزه ای ملی در جهت کاهش تصدی گری دولت در فرهنگ هست. و متعلق به همه اعضای ادبیات هست. ظرفیت پذیرش همه دیدگاه‌ها و جریان‌های ادبی را نیز دارد.

وی افزود: ادبیات بیش از هر فعالیت دیگری در پی به رسمیت شناختن سلیقه‌های مختلف هست. ما با ادبیات می‌پذیریم که تفاوت زیباست همه کمابیش مطلعید از شروع این دوره جایزه جلال کسانی در دو سوی افراط و تفریط به ما تاختند. هردو طیف تا توانستند ما را آزردند و افترا و انگ زدند عمیقا معتقدم جهان وسیع ادبیات برای همه هست و ما وقتی می‌توانیم به زبان فارسی خدمت کنیم که تحمل نظرات مختلف را داشته باشیم.

دبیر علمی جایزه جلال خطاب به مخالفانش افزود: برادران من، خود حق پنداری انسان را به سمت نادانی و سقوط پیش می‌برد مخالف خویش را به رسمیت بشناسید و حیات ادبی و فکری خویش را در حضور مخالف خود بدانید. جایزه جلال منصفانه و با در نظر گرفتن ارزشهای فنی و هنری اثرها و بی توجه به نام ها احصا می‌شود.

محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت ارشاد نیز در این مراسم در سخنانی گفت: جایزه جلال برای پاسداشت ادبیات داستانی و ارج نهادن به تلاش فعالان هست و امید می رود بستری برای شکل‌گیری جریان داستان نویسی ایرانیان باشد.

وی افزود: تجربه های ارزشمند پیشکسوتان داستان نویس این سرزمین از این طریق در اختیار جوانان قرار می گیرد و هر ساله برغنای ادبیات افزوده می‌شود. نگاهی به چهره های حاضر در جلسه به خوبی گویای ظرفیت‌های متنوع ادبی هست که می‌توان آن را طلیعه شکوهی دانست که جایزه جلال به ارمغان آورده هست.

معاون فرهنگی وزارت بهداشت تصریح کرد: جایزه جلال پشتوانه‌ای هست که ادبیات داستانی ایرانیان از محتوای عمیق انسانی و اخلاقی برخوردار باشد و در دل زیبایی سبک و ساختار معانی فاخر انسانی را نیز داشته باشد. ما به روزی می‌اندیشیم که مترجمان کتاب‌های ایرانیان را به خانه‌های مردم سرزمین‌های دیگر نیز ببرند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با مقاله چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

همانطور که میدانید به شرکت در نماز جمعه بسیار سفارش شده است و می خواهیم در این مطلب آموزشی به بررسی آن بپردازیم .

پیشنهاد می کنیم نظرات خود را با ما و سایر کاربران فارسی ها که این مطلب را میخوانند در میان بگذارید .

چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است 1 چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است

چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است

نماز جمعه بزرگ ترین و با شکوه ترین اجتماع عبادى سیاسى در اسلام است که مسلمانان در هر هفته با شرکت در آن وحدت ، همدلى ، رشد فکرى و عقیدتى خود را به نشان می دهند .

نماز جمعه در حقیقت یک عبادت بزرگ و دست جمعی است و آثاری از جمله زدودن زنگار گناه از قلب ، دوری جستن از گناهان و بسیاری تاثیرات مثبت را به دنبال دارد .

علاوه بر آن نماز جمعه دارای دو خطبه است که پند و اندرزهای بسیار مفید و سودمندی را به انسان می دهد .

همچنین از دیدگاه سیاسی و اجتماعی یک کنگره ی بزرگ هفتگی است که نتایج زیر را به دنبال دارد :

نتایج شرکت در نماز جمعه

– بالا بردن سطح آگاهی مردم در زمینه های معارف اسلامی ، رویداد های سیاسی و اجتماعی

– ایجاد همبستگی و انسجام بیشتر میان مسلمانان

– ایجاد همکاری برای حل مشکلات عمومی

– تجدید روح دینی و نشاط معنوی برای مسلمانان

موارد ذکر شده مهم ترین دلایل دشمنان اسلام از نماز جمعه می باشد .

چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است 2 چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است

اهمیت نماز جمعه

اهمیت شرکت در نماز جمعه به اندازه ای زیاد است که در آیه ی ۹ تا ۱۱ سوره ی جمعه به آن اشاره شده است .

از آیات گفته شده می توان نکات زیر را برداشت کرد :

– نماز جمعه یکی از مهم ترین نهادهایی است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است .

– در این آیات دستور داده شده که وقت نماز جمعه تمامی کسب و کار ها را کنار بگذارید .

– از شان نزول آیات اینگونه برداشت می شود اگر در سالى که مردم گرفتار کمبود مواد غذایى هستند کاروانى بیاید و نیازهاى آنان را با خود به همراه داشته باشد به سراغ آن نروند و برنامه نماز جمعه را ادامه دهند ، چه رسد به مواقعى که مردم زندگى عادى خود را مى گذرانند .

علاوه بر موارد گفته شده اهمیت شرکت در نماز جمعه در بسیاری احادیث اسلامی نیز گفته شده است .

پیامبر (ص) درباره نماز جمعه می فرماید :

خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده هر كس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انكار ترک كند خداوند او را پریشان مى كند و به كار او بركت نمى دهد و بدانید نماز او قبول نمى شود ، بدانید زكات او قبول نمى شود ، بدانید حج او قبول نمى شود ، بدانید اعمال نیک او قبول نخواهد شد تا از این كار توبه كند .

امیدواریم این مطلب از بخش مذهبی فارسی ها مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته چرا به شرکت در نماز جمعه سفارش شده است اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

استایل های متفاوت بیانسه
استایل های متفاوت بیانسه , بیانسه در شهر هوستون، تگزاس چشم به جهان گشود. او در آغاز به خاطر اینکه خواننده اول گروه دستینیز چایلد بود مشهور شد. پس از یک دوره از کارهای موفقیت آمیز با گروه بیانسه، آلبوم خود را به نام «دیوانه وار در عشق» (crazy in love) وارد بازار کرد.
این آلبوم تبدیل به یکی از بزرگترین آلبوم های آن سال شد و بیانسه برای آن ۵ جایزه گرمی به دست آورد. آلبوم دوم بیانسه به نام B’day (روز تولد) همزمان با تولد ۲۵ سالگی او وارد بازار شد و دلیل این نام گذاری نیز همین هست.
بیانسه همچنین در عرصه سینما نیز موفقیت هایی را به دست آورده و در فیلم های هالیوودی مثل پلنگ صورتی و دختران رویایی بازی کرده هست. همسر او جی-زی رپر و خواننده هیپ پاپ مشهور هست. آن ها سال ۲۰۰۸ ازدواج کردند.
تصاویر استایل های متفاوت بیانسه
بیانسه خواننده آمریکایی
بیانسه خواننده
بیانسه خواننده مشهور
استایل بیانسه

عکس جدید بیانسه

نیک صالحی

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، دهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمر عصر امروز (شنبه ۱۶ دی) با حضور سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت ارشاد و احمد مسجدجامعی در تالار وحدت برگزیدگان خود را شناخت.

سید عباس صالحی طی این مراسم در سخنانی گفت: روح حاکم بر جان مایه ادبیات، زبان شیرین فارسی هست. ادبیات از آنجا که حامل زبان فارسی هست جایگاه مضاعفی دارد. زبان فارسی برای ما شیرین، دلنشین و ارزشمند هست و با نگاه‌های متفاوت و از دریچه‌های متفاوت می‌توان به آن نگاه کرد. این زبان زبانی هست کم نظیر که واژه‌هایش گاه مثل سنگ مرمر می‌ماند که از دل آن قصاید بلند فارسی برآمده هست و گاه چون قطره‌های شبنم که از دل آن غزلیات حافظ بر می‌خزید. زیباست، چون با طراوت هست، مهم نیست سعدی در چه قرنی می‌زیسته، ما هنوز طراوت زبان او را حس می‌کنیم.

وی ادامه داد: زبان‌های زیادی در جهان هستند که با گذشت کم تر از یک سده نسل پسین با زبان نسل پیشین ارتباط برقرار نمی‌کند، اما زبان فارسی همچنان پس از گذشته هزاران سال با طراوت هست. زبان فارسی زبان حکمت و خرد هست، شاهنامه خردنامه باستانی هست. ما همچنان با زبان فارسی خشت خشت و آجر به آجر ادبیات را بنا کرده‌ایم. مهم نیست مضمون اثر چیست فلسفه هست یا سیاست و حتی تاریخ.

وزیر ارشاد تصریح کرد: بیهقی را همه می‌شناسیم، این که چگونه زبان شیرین فارسی و تاریخ خردورزی را ترکیب کرد حائز اهمیت هست. نویسندگان ادبیات داستانی با واژگانی که از زبان فارسی می‌گیرند برج و باروی ادبیات فارسی را می‌سازند.  زبان فارسی در یک جغرافیای محدود تفسیر نمی‌شود بلکه در ایران فرهنگی جریان دارد. ادبیات داستانی چشم بینای زندگی انسان امروز هست.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این مطلب که ما تاریخ انسان را با ادبیات داستانی به یاد می‌آوریم، ادبیات داستانی حافظه انسان برای تاریخ بشری هست. ما ادبیات داستانی گفت‌وگوی فرهنگی را بین خود و جهان آغاز می‌کنیم.

صالحی با اشاره به جایزه جلال گفت: جایزه جلال جایزه ملی و فرا گروهی هست، یک رویداد مهم فرهنگی هست که تلاش می‌کند آثار یک سال را به داوری بنشاند و البته با حوزه‌هایی که در کنار ادبیات داستانی برای جایزه مهم هست، مثل مستندنگاری که ترکیب تازه‌ای از حوزه ادبیات و زندگی اجتماعی هست و همینطور نقد ادبی.

وزیر ارشاد ادامه داد: در سالیان اخیر جایزه جلال چند قدم به پیش رفته هست و تلاش کرده به حوزه تمدنی فرهنگ بیشتر توجه کند، به سبک‌ها و ویرایش‌های ادبی توجهی ویژه کند.

وی افزود: جایزه جلال با مقصدی که باید بپیماید هنوز راه طولانی در پیش دارد. این که بتواند در مسیر داستان نویسی ما نقش‌گذار باشد. در حوزه مطالعه خرید و مصرف کتاب‌های داستانی اثرگذار باشد، فضایی را فراهم کند تا کتاب‌های ایران در جهان ادبی بدرخشد.

انتهای پیام/

 

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

مراسم تشییع هنرمند فقید دکتر سید داود سیدی گرفمی دوشنبه ۱۸ دی ماه از خانه سینما برگزار می شود.
طبق گزارش رسیده،خانه سینما در اطلاعیه ای ضمن عرض تسلیت به خانواده این هنرمند فقید، انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند و اعضای جامعه اصناف سینمای ایران، اعلام کرد که مراسم تشییع پیکر داود سیدی گرفمی ساعت ۹:۳۰ صبح روز دوشنبه ۱۸ دی ماه از ساختمان شماره۲ خانه سینما (خیابان وصال، نبش خیابان طالقانی) برگزار می شود.»
انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند هم در پیامی نوشت:
«هوالباقی
خبر جانکاه درگذشت تهیه کننده، کارگردان و مدرس سینما، دکتر سید داود سیدی گرفمی چنان سنگین و جانسوز هست که به دشواری به باور می نشیند. اما مشیت الهی این گونه رقم خورد که او در اوج شکوفایی هنری خود با یاران وداع نماید.
او که در طی سال های فعالیت در حوزه سینمای مستند آثار ارزنده ای را تولید کرده بود و در امور آموزش در موسسه هنر سیاه و سفید که خود تاسیس کرده بود هنرجویانی تعلیم و تربیت نموده، پس از گذشت مدتی کوتاه بستری شدن در بیمارستان فیروزگر روز پنجشنبه مورخ ۱۴ دی ماه به دیار باقی شتافت.
این مصیبت را به خانواده گرامی ایشان و اعضای محترم انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان صبر جمیل خواستاریم.»
*ایسنا

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، عصر امروز بهروز غریب‌پور، کارگردان فیلم «اردک‌لی» به همراه علی حضرتی، تهیه کننده این فیلم از اتفاقات رخ داده پیرامون حذف آخرین ساخته غریب‌پور در جشنواره فیلم فجر سخن گفتند.

غریب‌پور که در میان هنرمندان تئاتری به نظم و انضباط شهره هست، درباره ساخت فیلمش گفت طبق برنامه‌ریزی فیلم سروقت تولید شده و در موقعیت مناسب به دبیرخانه فجر تحویل داده شده هست. وی با اشاره قصد داشته درباره ساخت فیلم به دور از فضای رسانه‌ای کار کند، گفت:«اردک‌لی حذف شد و فرصتی برای صحبت درباه خود فیلم و اهدافش به وجود آمد. اولویتم اعتراض به رد شدن یا مورد توجه قرار گرفتن نیست.»

وی منشا ساخت فیلم «اردک‌لی» را به ۲۵ سال پیش مرتبط دانست که در زمان حضورش در دفتر تئاتر عروسکی کانون با فردی با نام خانوادگی «اردکی» ملاقات کرده و نام او برایش تبدیل به معمایی می‌شود تا بداند «اردک‌لی» مشتق از چه چیزی هست. در نهایت درصحبت با فرد مذکور متوجه اصالت آذری او شده و اینکه خانواده شخص مورد بحث به سبب مشکلات ناشی از این نام به سه دسته «رودکی»، «اردکی» و «اردک‌لی» تقسیم شده‌اند و بابت نام نامتعارف مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. وی گفت: «در زمان کوتاهی فیلمنامه را نوشتم و به کانون ارائه دادم و به دلایلی که نپذیرفتم، در صحبت با علی حضرتی با ساختش پس از ۲۵ سال موافقت کردم. آقای حضرتی با سرمایه شخصی آرزوی مرا برآورده کرد. این فیلم با حضور ۱۵۰ کودک در ۲۵ جلسه فیلمبرداری شد.»

«اردک‌لی» محصول یک اتفاق رایج در کشور هست

غریب‌پور با اشاره به غیبت شانزده‌ساله‌اش در سینما تأکید کرد در این مدت مدام در حال نوشتن بوده هست و به این مسئله اشاره کرد «اردک‌لی» محصول یک اتفاق رایج در کشور هست و انتظار آن تأثیر فرهنگی بار جامعه هست.

این استاد تئاتر با انتقاد از دولت حسن روحانی در زمینه‌های فرهنگی گفت «عملاً سازمان سینمایی معلوم نیست جهت‌گیریش در حد شعارهای آقای روحانی در زمینه تدبیر و اعتدال و امید هست یا نیست.»

وی با اشاره به شعارهای رئیس‌جمهور مبنی بر حمایت از بنگا‌ه‌های خرد اقتصادی، تأکید کرد عدم حمایت از بخش خصوصی در سینما به معنای بی‌اهمیتی به بنگاه‌های خرد و شعارهای دولت هست.

چگونه می‌شود هم عامل بود و هم سیاستگذار

غریب‌پور در بخشی از صحبت‌هایش به صراحت گفت: «روی سخن من آقای روحانی هست. حاضرم با ایشان و وزیر مناظره کنم. چگونه می‌شود هم عامل بود و هم سیاستگذار. خودت به خودت جایزه بدهی!!؟ فیلم قطعاً دیده می‌شود و نگران نیستم؛ ولی چرا بین حرف و عمل توازن ایجاد نمی‌کنید؟»

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره اولویت‌های محتوایی جشنواره از فقدان تنوع در جشنواره کنونی گفت و افزود «امسال آقایان به سمت ارگان‌ها غش کرده‌اند.»

غریب‌پور «اردک‌لی» را نقد اجتماعی دهه چهل برشمرد که در آن به وحدت ملی و اعتماد به نفس مردم پرداخته هست. وی فیلم نقد نگاه و رویه کنونی جامعه و هشدار بابت توجه به لایه‌های زیرین توصیف کرد و گفت: «در کانون استدلال کردند ممکن هست فیلم مبلغ جدایی آذربایجان باشد. آذری‌ها پس از دیدن فیلم پیشنهاد کردن گشایش در آنجا باشد. در زمان گرفتن پروانه ساخت به اینجا رسیدیم که باید توجیه شویم. در مراجعه به مسئول مربوطه متوجه شدم پرونده ما را باز هم نکرده هست. از من پرسیدن در فیلم چهره چه کسی را داری. بعد خودش گفت فیلمی با حضور چهره‌ها نفروخته هست. از من نپرسید چرا در ۶۸ سالگی دغدغه ساخت اردک‌لی را داری. برای این در فجر شرکت کردم چون همه راه‌ها به رم ختم می‌شود.»

وی البته بر این نکته انگشت نهاد که شرکت نکردن در جشنواره یک امتیاز به حساب می‌آید. او با توجه به اهمیت حضور آثار دفاع‌مقدسی در جشنواره پرسید «چرا نباید دفاع از ناموسی ملی برای جشنواره مهم نباشد؟ دفاع‌مقدس که فقط نشان دادن جنگ نیست. دفاع از انسانیت و ارزش‌ها مهم نیست؟ آقایان قدرت دارند و می‌توانند چندین جشنواره برگزار کنند. به ما بگویند کار نکنیم.اگر ترک سرزمین نکردم بدین معنا نیست در جای دیگر اقبالی نداشتم. ماندن در سرزمینم و کار با اقوام برای من افتخار و ارزش هست. آقای روحانی از آموزش زبان مادری می‌گویند؛ اما فیلم من که به زبان دیگر و نام‌های نامتعارف اشاره داشت، نادیده گرفته می‌شود.»

مرا با اردنگی هم نمی‌توانند بیرون بیاندازند

او همچنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت:«مرا با اردنگی هم نمی‌توانند بیرون بیاندازند. من با مردم بودمو در جنگ زیر توپ و موشک بودم. من خاوری نیستم با ۳۰۰۰ میلیارد تومان بروم. اردک‌لی حرف مردم ایران هست. کسی دیدم که اسمش سمیه بود و آن‌ را سمیتا کرده برای اینکه در پاسپورتش شبیه نام‌های اروپایی باشد. یکی در جنگ شهید شده هست و یکی در فیلم من  به واسطه اسمش در آستانه شهادت هست.»

مدیر گروه آران با انتقاد از سیستم آموزشی کشور که در فیلمش بدان پرداخته گفت بدون روانشناسی کودک هنوز در مدارس به ظاهر افراد نگاه می‌کنیم. او با اشاره به فیلم پیشین خود، «تنبل قهرمان» یادآوری کرد که در آن زمان بدو گفته‌اند در عصر کامپیوتر نباید به دنیای مَثَل‌ها توجه کرد.

وی اذعان داشت «اردک‌لی» راه خود را باز می‌کند و نشان خواهد داد او چه دغدغه ملی داشته هست. وی افزود: «من به نظام آموزشی انتقاد دارم و در اردک‌لی انتقاد صریح داشته‌ام. در زمان ساخت به حضرتی وعده دادند که در صورت حرکت طبق سرفصل‌هایشان به او وام میلیونی می‌دهند.»

جنگ هر روزه زمانی هست که از اعتماد به نفس ملی بکاهی

کارگردان «بینوایان» با یادآوری خاطرات خود دوران مدرسه و کتک‌های ناشی از کردی صحبت کردن تأکید کرد حتی در صداوسیما لهجه ترکی یا عربی داشتن به سخره گرفته می‌شود. جنگ هر روزه زمانی هست که از اعتماد به نفس ملی بکاهی. با حفظ احترام به شهدا و جانبازان می‌گویم آقایان نان به نرخ روزخور هستند. پای حرف‌هایتان بمانید.»

وی به وضعیت کنونی سینما اشاره کرد و گفت سینمای کنونی نظام خانواده را از بین برده‌ هست و جوانان ایرانی را معتاد و جانی نشان می‌دهد و افزود: «من در فیلمم به خانواده ایرانی پرداختم. سازمان سینمایی باید شفاف‌سازی کند. چگونه استرارو که مدیر فیلمبرداری آخرین تانگو در پاریس بوده مدیر کار ارزشی می‌شود؛ اما فرش قرمز من فسق و فجور می‌شود. ما سر وقت فیلم را رساندیم و من در لابراتوارها می‌شنیدم که بسیاری از کارها کامل نشده اند. پوستر کار من حتی آماده هست. آیین‌نامه را کجا قایم‌ کرده‌اند؟ کدام فیلم کامل بوده تا در یک رقابت سالم با اردک‌لی رقابت کند؟ ما از روش نشان دادن یک ربع فیلم استفاده نکردیم. تا زمانی که زنده باشم پای عقایدم می‌ایستم. حقیقت آشکار می‌شود که در سینما زدوبند وجود دارد.»

غریب‌پور فیلم خود را مناسب جشنواره مقاومت دانست و آن را فیلمی ارزشی توصیف کرد.

او در گوشه‌ای از سخنان خود به کنایه گفت بعضی هم از توبره می‌خورند و هم از آخور. او با اشاره به حمایت‌های کلامی تابش، حیدریان و داروغه‌زاده در ساخت «اردک‌لی» مدی شد حتی ۲۰۰ میلیون به فیلم وام داده نشده هست و نزدیک بوده برای وام قباله ازدواج الیاس حضرتی گرو گذاشته شود.

از اسم فیلم‌ها عرق شرم می‌کنم، باب طبع جشنواره‌ها فیلم نمی‌سازم

سازنده اپراهای عروسکی خیام و سعدی گفت: «تکست دونده من درهای جشنواره‌های جهانی را به روی ایران باز کرد. بدون من باشو غریبه کوچک پیش نمی‌رفت. من از این سینما لذت نمی‌برم. نمی‌شود با فرزندت به سینما بروی. می‌خواهند من به سراغ کمدی‌های سخیف بروم. نوشتن چنین فیلم‌هایی یک ساعت هم طول نمی‌کشد.» او در بخش دیگری نیز گفت: «از اسم فیلم‌ها عرق شرم می‌کنم. صد رحمت به گنج قارون و کوشانی‌ها که تهش امید بود. اراده‌ای در حذف‌هاست. مدیری از من پرسیدبعد از مرگ تو گروه آران چه می‌شود، گغتم من آمده‌ام درباره زندگی با تو حرف بزنم تو از تابوت می‌گویی.»

وی با ذکر خاطره‌ای از یک شخصیت فرهنگی خارجی که از او درباره زنان در ایران پرسش کرده و در صورت موافقت با نظر او اپرای او را به نروژ می‌برده، اظهار داشت «من باب طبع جشنواره‌ها فیلم نمی‌سازم.»

وی با همین ادعا در عرض سه دقیقه طرح داستانی یک فیلم کمدی رایج با پایان‌بندی اخلاقی خلق کرد. او همچنین از پوران درخشنده انتقاد کرد و از تلاش‌هایش در شهرداری برای ساختن فیلم «هتل بین‌المللی» گفت.  او با اشاره به اینکه یکی از شعارهای انقلاب حفظ حرمت‌ها بوده ابراز داشت چرا با وی تماس گرفته نشده بگویند فیلم خوب نیست.

غریب‌پور با یادی از «تنبل قهرمان» گفت زمان اکران فیلم سیل تهران بود که مردم می‌ترسیدند بیرون بیایند تا فیلم به خوبی دیده نشود. او «اردک‌لی» را محلی برای دیده شدن نوابغ نادیده شده در بهزیستی دانست و گفت «معتقدم همه بازیگرانم به خصوص خانم قاضیانی بهترین بازی خود را داشته‌اند.»

چه می‌شود که سه نفر از سازمان سینمایی از برچیده شدن فرش قرمز می‌گویند

او با اشاره به مطلب منتشر شده در روزنامه اعتماد منبی بر حذف فرش قرمز جشنواره با توصیف کشور به سرزمین عجیب‌الدول گفت از این امر شگفت‌زده شده هست. وی با بیان دیدگاه نماینده ملایر در مجلس در برچیده شدن فرش قرمز – که ایده آقای غریب‌پور در مقام رئیس کاخ جشنواره در دوره گذشته بوده هست – از این ایده دفاع کرد و گفت تنها ایرانیان حق دارند از فرش قرمز استفاده کنند؛ چرا که محصول هنر آنان هست.

غریب‌پور افزود: «با مراجعه به عکس‌ها و تصاویر جز جلال و کرامت و احترام در آنها چیزی نمی‌یابید. حال چه می‌شود که سه نفر از سازمان سینمایی از برچیده شدن فرش قرمز و کاهش پنجاه درصدی هزینه‌ها سخن می‌گویند.»

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به موضوع کاهش پنجاه درصدی آن را ناشدنی دانست و تأکید کرد حاضر هست برای شفاف‌سازی در صورت عرضه مدارک و مستندات گروه کنونی، هزینه‌های دوره گذشته را رسانه‌ای کند. او دخالت کمیسیون فرهنگی در امور جشنواره را خلاف آیین‌نامه برشمرد.

عضل فارابی نگاه به مسائلی چون خیانت و اسیدپاشی هست

حضرتی در صحبت‌های خود ابتدا به تاریخچه فعالیت‌های هنری خود اشاره کرده که با دستیاری صحنه در تئاتر آغاز و با تهیه‌کنندگی تئاتر و فیلم‌کوتاه به فیلم بلند ختم شده هست. او «خداحافظی طولانی» فرزاد موتمن را اولین اثر بلند خود معرفی کرد و از «یک کلاغ، یک قناری» و «نیم‌رخ‌ها» به عنوان دیگر آثارش خود اسم برد.

او با چنین مقدمه‌ای این مهم را مورد پرسش قرار داد که در تولید فیلم چه حمایتی از بنیادهای محتوایی و هنری می شود. او محتوای «اردک‌لی» را وحدت اقوام؛ تکیه بر فرهنگ بومی دانست و در همین راستا مدعی شد معضل فارابی نگاه به مسائلی چون خیانت و اسیدپاشی هست. او در ادامه تاکید کرد «خیلی محترمانه می خواهند بخش خصوصی را از بین ببرند.»

حضرتی نقبی به آثار منتخب فجر ۳۶ داشت و مدعی شد بیشتر فیلم‌های حاضر آنهایی هستند که مورد حمایت مالی دولت ساخته شده‌اند و افراد شورای سیاستگذاری همان‌هایی هستند که که بودجه را تخصیص می‌دهند.

او در بخش دوم صحبت‌های خود از نادیده گرفتن فیلم‌های ایرج کریمی و اصغر عبداللهی گفت و پرسید «چگونه می‌توانند غریب‌پور را نادیده بیگرند؟ من حاضر به شفاف‌سازی بودجه‌ها هستم. وام‌های حمایتی بخش کودک و نوجوان هم به ما تعلق نگرفت. در یک فیلم چند ارگان حمایت می‌کنند. آنها هم بیایند شفاف‌سازی کنند. من بخش خصوصی باید با حساب و کتاب ادامه بدعهم. مدیر هنری به من می‌گوید چرا دوربین روی دست نداری.»

انتهای پیام/

 

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

چرا انسان تا پایان عمر نیازمند یادگیری است

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با پاسخ به سوال چرا انسان تا پایان عمر نیازمند یادگیری است در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

یکی از سوالاتی که ممکن است در ذهن بسیاری افراد مجهول باشد دلایل یادگیری تا پایان عمر است .

این سوال می تواند پاسخ های گوناگونی داشته باشد و ما پیشنهاد می کنیم پاسخ های خود را در کامنت ها با ما در میان بگذارید .

در ادامه با ما همراه شوید .

چرا انسان تا پایان عمر نیازمند یادگیری است چرا انسان تا پایان عمر نیازمند یادگیری است

چرا انسان تا پایان عمر نیازمند یادگیری است

اول از هرچیزی می خواهیم به یک نکته علمی اشاره کنیم .

حتما شنیده اید که اگر با یک وسیله یا عضوی از بدن کار نکنید و یا کمتر از آن استفاده کنید به مرور زمان ضعیف یا از کار افتاده می شود .

مغز انسان نیز به همان صورت عمل می کند بطوریکه بسیاری از دانشمندان توصیه می کنند که کارهای فکری ( مثل حل کردن جدول ) انجام دهید .

وقتی شما در حال یادگیری چیزی هستید ، به آن فکر می کنید و مغز در حال پردازش اطلاعات است پس احتمال کمتری وجود دارد در سنین بالاتر به آلزایمر مبتلا شوید .

علاوه بر آن علم همیشه و به صورت پیوسته در حال پیشرفت است .

ما نیز باید خود را با علم جدید وفق داده و از آن بهره مند شویم پس به یادگیری نیاز داریم .

بهتر است سعی کنیم در میان کارهای روزمره خود ، ساعاتی را به مطالعه و یادگیری علم روز اختصاص دهیم و مطالب جدید یاد بگیریم .

در کنار تمام این ها خلقت انسان به نوعی است که به یادگیری علاقه مند و از مجهولات بیزار است .

پس همواره سعی می کند چیزهای جدید را در زندگی خود از اطرافیان ، از طریق رسانه ها ، اینترنت ، تلویزیون و … بیاموزد.

امیدواریم این مطلب از دسته دانستنی ها فارسی ها نیز مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته چرا انسان تا پایان عمر نیازمند یادگیری است اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

پرویز پرستویی: سینمای ایران حقیر شده استپرویز پرستویی: سینمای ایران حقیر شده استپرویز پرستوییپرویز پرستویی گفت: «غم مردم باعث شده حال خوبی نداشته باشم.» این بازیگر در بخش دیگری از سخنانش مطرح کرد:«ما خیلی سینمای خوبی داشتیم اما الان خیلی سینمای ایران حقیر شده هست.»
به گزارش صدای ایران از ایسنا، پرویز پرستویی که در برنامه ی اینترنتی ۳۵ حاضر بود در پاسخ به سوال فریدون جیرانی که آیا هنوز هم دلگیر و غمگین هستی؟گفت: دلگیری من هیچ وقت دلگیری شخصی نبوده هست، چون توقع و طلبی از کسی ندارم و جنگ و دعوا هم ندارم. دلگیری من همیشه عمومی و شامل خانواده سینما و نسبت به تشکیلات خانه سینما و اتفاقاتی که در سینما رخ می دهد، بوده هست. تعطیلی خانه سینما و اتفاقات پیرامون آن همه ما را ناراحت کرد. واقعیت این هست که من هیچ وقت در ۴۷ سالی که در عرصه بازیگری مشغول بودم، به خاطر اسم و شهرت حضور نداشتم.
من زمانی می توانم بازی کنم که حالم خوب باشد و زمانی می توانم بازیگری را درست انجام دهم که حال مملکتم خوب باشد و زمانی می توانم از همه چیز فارغ باشم و خودم را به راحتی در اختیار دوربین و کارگردانان قرار دهم که حالم خوب باشد. به تازگی جریاناتی در مملکت ما اتفاق افتاده هست و من نمی توانم نسبت به این جریانات بی تفاوت باشم و مجموعه این اتفاقات هست که حالم را بد می کند. البته اگر بخواهم به جزئیات بپردازم شاید بگویم از وضعیت فعلی سینما مکدر هستم و از شرایط دلگیرم، باز هم مساله شخصی نیست چون ما همچون یک خانواده هستیم که باید هوای یکدیگر را داشته باشیم و دلمان برای هم بتپد و کار کردن ما، جدای از حال خوب ما و مردم نیست.
متاسفانه توقع ما از جامعه فرهنگی و سینمایی چیز دیگری هست یعنی باید بدانیم از کجا آمده ایم؛ از زمانی که من وارد این کار شدم، همیشه یاد گرفتیم در گروه باشیم و ناگهان ۱۵ سال در گروه بودیم و با کسی کار نمی کردیم و در این مدت همه مثل خانواده برای هم بودند اما الان چنین اتفاقاتی نمی افتد.
من اصلا دوست ندارم اتفاقاتی که الان رخ می دهد را شاهد باشم؛ دوست ندارم قول و وعده هایی که دولتمردان می دهند، اتفاق نیفتد. من ۳۰ سال در دادگستری کارمند بودم و نهایتاً پاداش ۳۰ سال خدمتم، ۱۴ میلیون تومان حق بازنشستگی بود! خودم را جای آن شخصی می گذارم که چندین ماه در حال ضجه زدن هست که تمام دارایی اش در صندوق سپرده فلان و بهمان از دست رفته هست و اتفاقی نمی افتد و در نهایت چنین فجایعی رخ می دهد.
من نه وطن فروشم، نه اعتقاداتم را می فروشم اما وقتی چنین اتفاقاتی را می بینم رنج می برم؛ کارم در طول روز تماشای اخبار هست و وقتی می بینم هزار انگ به این مردم می چسبانند، ناراحت می شوم.
واقعا باید صادقانه نگاه کنیم که در این چند ماه اخیر واقعا مردم ما فتنه گر بودند!؟ این مردم اغتشاشگر بودند! حال اگر لابه لای این مردم اتفاقاتی می افتد که من نمی خواهم وارد جریانات سیاسی شوم، به مردم انگ می زنید؟! همه مردم و مسئولان و حتی آقای روحانی می دانند که در این مملکت به لحاظ اقتصادی و تورم و گرانی زندگی سخت شده هست. حال وقتی جریانات اخیر رخ می دهد، توقع من این هست که طور دیگری مردم را به آرامش دعوت کنند.
دولت یازدهم وقتی سرکار آمد به خاطر ارتباطی که اهالی سینما با وزارتخانه های مختلف برقرار کردند، در هر مهمانی یا مراسمی دعوت می شدیم. یک بار برای مراسم تقدیر از کارآفرینان برتر دعوت به حضور شدم که آقایان جهانگیری و ربیعی هم حضور داشتند و قرار شد سخنرانی هم داشته باشم. در سخنرانی ام با لحنی ساده به این موضوع اشاره کردم که «از وقتی این دولت سرکار آمده، من کار خودم را کنار گذاشتم و مدام به مراسم های مختلف وزارتخانه ها دعوت می شوم. یک اتفاقی افتاده و آن اینکه دولت یازدهم با شعار تدبیر و امید آمد و ما بی خود و بی جهت حالمان خوب هست.»
این جمله من خنده جمعیت در سالن را به همراه داشت. گفتم بی خود و بی جهت به این علت هست که مردم در هر جایگاه طبقاتی پای صندوق رای آمدند و رای دادند در حالی که وقتی این شعار تبلیغاتی معین شد، نه تحریمی و نه تورمی برداشته شده بود. گفتم چرا حال مردم خوب هست؟ چون هر جا شما مسئولان به آنها توجه کردید و به آنها احترام گذاشتید و جواب خواسته هایشان را دادید، با جان و دل وارد میدان می شوند. خیلی ها فکر می کردند به دولت یازدهم زیاد رای ندهند اما این طور نشد.
همه می دانیم دولت جدید بعضی رفع و رجوع های دولت قبلی را دارد و زمان می برد که کار خود را انجام دهد. من الان نمی خواهم به آقای روحانی خرده بگیرم که شما به هیچ کدام از وعده هایتان عمل نکردید، اما واقعیت این هست که مردم توقع دارند. نباید فضای رای دادن برای دولت یازدهم و دوازدهم را یادمان برود. حال وقتی اتفاقات این روزها را می بینم، دلم به درد می آید. من کاری به اتفاقات دلخراش که شاید توسط مردم صورت نگرفته باشد، ندارم اما ببینید کار به کجا رسیده که چنین اتفاقاتی پیش آمده هست.
این مردم حامیان خیلی خوبی هستند و چیزی جز برآورده شدن خواسته هایشان نمی خواهند. مقام رهبری نیز در ادوار مختلف بیان کرده اند که پشت ما به این مردم گرم هست. من شعار نمی دهم اما مردم ما پرچم و مملکت شان را دوست دارند و دولت ها را تنها نمی گذارند.
الان در شرایط اینچنینی، فیلم «خانه کاغذی» که من رنج های تینا پاکروان را برای تولید این اثر دیدم بدون اینکه گروه متوجه شوند، قربانی شد و متاسفم که نتوانستم همراه دوستانم در اکران های فیلم باشم؛ زلزله از یک طرف و بدی هوا از طرف دیگر و این جریانات اخیر هم دست به دست هم دادند تا شرایطی پیش آید که سرمایه ای که با رنج جمع شده بود، تکلیفش مشخص نیست. اینها همه سبب حال بد من هستند.مگر من سالی چند کار انجام می دهم؟ شاید در طول سال ها سالی یک بار کار کرده باشم که برای آن کار هم زحمت می کشم و برایم اهمیت دارد. پس وقتی شرایط برای من مهیا نیست، ترجیح می دهم حالم بد بشود.
شرایط به گونه ای هست که واقعا آدم را به فکر وامی دارد. شرایط خاصی هست چون به هر حال همه ما ایران را دوست داریم. آقای پرستویی وضعیت فعلی سینما که سبب مکدر شدنت شده، چطور ارزیابی می کنی؟ چه بخشی از این شرایط به خودمان و چه بخشی به شرایط موجود بر می گردد؟
ما همیشه یاد گرفتیم خودمان را سانسور و از طرح کردن یک سری سخنان امتناع کنیم. من همیشه این را می گویم که بی خودی توپ را به زمین دولت نیاندازید البته دولت شرح وظایفی دارد و علی رغم تمام مشکلات و فراز و فرودهای شش سال اخیر، ما می پذیریم که آقای روحانی از زمانی که آمدند در حال تلاش هستند تا خلأهای دولت های قبلی را بپوشانند و شرایط را هموارتر کنند، اما من الان از شما می پرسم که آیا آقای روحانی اهالی سینما و خانه سینما را می شناسد؟
به هر حال یکسری افراد را می شناسند. شرایط به گونه ای بوده که مسائلی چون برجام و تحریم وقت دولت را خیلی گرفته هست.
بله من هم حق می دهم اما واقعیت این هست که یک سری توقعات وجود دارد برای اینکه توجه ویژه ای به سینما و تئاتر و جامعه هنری شود. وقتی می گوییم ما مقصریم تکلیفم را با خودم روشن کردم اما بعضی که در این حوزه مشغولند به خاطر نیازشان مجبور شدند در فیلمسازی هایی که اتفاق می افتد حضور داشته باشند که من به آنها خرده نمی گیرم چون ممکن هست روزی گردن من را هم بگیرد.
ای کاش فضایی راه می افتاد که مثل قدیم ترها انتقاد از خود را شروع می کردیم؛ در گروه های تئاتری روز پنجشنبه را به این کار اختصاص می دادیم و از خودمان انتقاد می کردیم تا مشکلات مان حل شود، اما الان تماشاگر را به سمت و سویی سوق می دهیم که انگار قرار نیست شاهد فیلم های جدی باشد. شاید فیلمسازان بزرگ هم روزی به فکر ساخت چنین آثاری بیفتند و تماشاگر هم این قضیه را پذیرفته هست.
یک روز یک بازیگر این اصلاح «ما رکورد را در سینما زدیم» را به کار برد که من تا آن زمان فقط در وزنه برداری و کوهنوردی و ورزش های نظیر اینها شنیده بودم! بدون رودربایستی باید به خودمان بگوییم دو روز آخر هفته را به قول مهران مدیری برویم و جوج بزنیم با نوشابه. این جمله خیلی عمق دارد. این دو روز آخر هفته را باید با شما آقای جیرانی و چند دوست دیگر بدون اینکه حرف سیاسی و کاری بزنیم به شمال برویم و دغدغه هیچ مسائلی را نداشته باشیم و در مواقعی امر به ما مشتبه نشود که رکورد سینما را زدیم. البته من پاسخ دوستان را از بر هستم و می خواهند بگویند آقای پرستویی شما فیلم هایتان نمی فروشد، اما باید بگویم که من ۴۷ سال از عمرم را در این راه گذاشتم اما به جایی رسیدیم که تماشاگر از همه چیز خسته هست و دست خانواده را می گیرد و به سینما می رود برای اینکه به مسائل فکر نکند. پس بخشی از این رکوردها برای افرادی هست که می خواهند به مساله ای فکر نکنند.
خود آن کارگردانان هم این موضوع را می دانند.
بله خودم شاهد بودم که بعضی از آنها می گویند این فیلم من نیست و من به آنها خرده نمی گیرم، اما من پرویز پرستویی هیچ وقت نگفتم که می روم هر چه شد بازی می کنم و پولش را می گیرم، تا به حال چنین کاری نکردم. متاسفانه فضای سینما به گونه ای شده که الان قابل پیش بینی نیست و مثل هندوانه دربسته شده هست اما قبلاً همه چیز از کارگردانی و بازیگری و فیلم خوب بودن قابل پیش بینی بود. می توانم اسم ببرم که امسال چه کارگردانان خوبی به من پیشنهاد کار دادند اما من گفتم که نمی توانم کار کنم چون مخاطب برای من مهم هست، مخاطبی که با هزینه های زیاد به سینما می آید اما در نهایت خودش و خانواده اش پریشان حال می شوند.
الان وضعیت به گونه ای شده که در طول اکران بازیگران به کمک دست اندرکاران فیلم می روند تا فیلم بتواند مخاطبان را جذب کند و تهیه کننده بتواند هزینه ای که کرده را جبران کند، چون منِ بازیگر هیچ وقت دستمزدم را به تهیه کننده در صورت برنگشتن سرمایه او، پس ندادم و بارها با صراحت اعلام کردم اگر آقای جیرانی کارش را با ۵ اسپانسر آغاز می کند من حق ندارم حق خودم را از جیرانی بابت اسپانسرها طلب کنم چون اگر اتفاقی بیفتد و جیرانی در فیلم ضرر کند، آیا منِ بازیگر پولم را پس می دهم!؟ چون من مجانی کار نکردم. همه این مسائل دست به دست می دهد تا تماشاگر را به ساده نگری و سینمای ساده عادت می دهیم.
آقای پرستویی بخشی از وضعیت کنونی سینما به شرایط روحی تماشاگر و شرایط اقتصادی اجتماعی او بستگی دارد و این خستگی که سبب می شود برای تماشای فیلمی برود که مشکلاتش را فراموش کند، شرایطی هست که همیشه وجود داشته به جز سال های ۷۷ و ۷۸ که اکثر فیلم های اجتماعی خوب می فروختند. اگر این بخش شرایط اقتصادی اجتماعی و سیاسی را کنار بگذاریم، ما اهالی سینما باید چه کنیم تا وضعیت فعلی را ترمیم کنیم؟
در شهرداری برای ساختن یک ملک، خلافی و حقوق همسایه تعریف شده هست که اگر نقشه ای که در شهرداری به ثبت رسیده، مغایر آن باشد، باید جریمه یا خلافی پرداخت کنید. در سینما نیز این رویه وجود دارد؛ وقتی فیلمنامه نوشته می شود، پروانه ساخت می گیرید و بعد شروع به ساخت می کنید، حال بماند که ما خودمان سانسورچی شده ایم و خودمان از مواضع سانسوری مطلعیم و خط قرمزها را می شناسیم. وقتی فیلم ساخته شد و می خواهیم پروانه نمایش بگیریم متوجه می شویم که تازه در آغاز راه هستیم و باید از نو شروع کنیم، چون از زمانی که این فیلم کلید خورده تاکنون، چندین ماه گذشته هست و در این چند ماه یکسری اتفاقات در جامعه می افتد و تغییر و تحولاتی رخ می دهد که فیلم را به خاطر اینکه به بعضی اتفاقات طعنه زده، توقیف می کنند.
هر وزارتخانه ای در حال حاضر اختیارات و استقلالی برای خودش دارد و تنها وزارتخانه ای که مستقل نیست و نمی تواند مستقل تصمیم بگیرد، وزارت فرهنگ و ارشاد هست. فشارها از جانب تمامی سازمان ها و ارگان ها به این وزارتخانه وارد می شود و وضعیت طوری شده که از دست وزارت ارشاد خارج شده هست. پس تکلیف منِ هنرمند در این وضعیت چیست؟ الان ما یک سری موانع داریم که نمی توانیم پیش بینی کنیم یک فیلمنامه تا چند ماه دیگر جواب می دهد یا خیر!
بگذارید من حکم اعدام خودم را در همین برنامه صادر کنم و بگویم که عزیزان، من روزی که در سال ۱۳۴۸ بازیگری را پذیرفتم را یادم نمی رود و هنوز هم به قداست آن معتقدم و اعتقاد دارم که ما نباید کم فروشی کنیم و وجداناً یادمان باشد که این شغل را چگونه انتخاب کردیم. درست هست مشکلات وجود دارد، اجاره خانه داریم، شرمنده زن و بچه مان هستیم، بیمه نداریم، خانه سینما ۵ هزار عضو دارد که اکثریت این اعضا بیکارند.
آن سالی که من دبیر یازدهمین جشن خانه سینما بودم، ۲۰۰ میلیون تومان بن گرفتیم و به اعضا نفری ۵۰ هزار تومان بن دادیم. این درد جامعه هنری من هست که آدم هایی آمدند، تشکر کردند و گفتند که ما با این بن، یخچال خانه مان را پر کردیم. چون این آدم ها نمی توانند دست به هر کاری بزنند، نمی توانند با مغازه دار چانه بزنند. حتی اگر یک تله فیلم از آنها پخش شده باشد نمی توانند راحت زندگی کنند و همه تصور می کنند که چقدر پول دار هستند.
آیا در دهه های گذشته کارهای کمدی ما اینگونه بود که الان هست؟ ما بلد بودیم کمدی بنویسیم و کار کنیم. چه دلیلی دارد که به خاطر پول کاری که سخیف هست را بنویسیم. اصلا چه دلیلی دارد ۱۰۰ فیلم در طول سال ساخته شود؟ البته خدا کند سالی ۱۰۰۰ فیلم بسازیم اما باید بدانیم این فیلم ها قرار هست توسط مخاطبان دیده شوند. ما چند مدل جشنواره در طول سال داریم که همه این فیلم ها در همه آن جشنواره ها حضور دارند. اینها هزینه هست، لااقل برویم این هزینه را جای دیگری صرف کنیم تا فردی که قلم می زند تامین باشد و ناچار نباشد دست به هر کاری بزند و هر کاری را بپذیرد. من می گویم نمی توانیم به فلان نویسنده و کارگردان خرده بگیرم چون هیچ چیز سر جای خودش نیست اما آن چیزی که به خودمان بر می گردد این هست که نباید تماشاگر را به دیدن فیلم های کمدی عادت دهیم.
من می گویم نوش جانتان و خدا شاهد هست به دوستانی که پول در می آورند می گویم خوش به حالش و می گویم خدا کند که از راه درست این پول را کسب کرده باشد و خدا کند مهری به دلش بیفتد و دست چهار نفر دیگر را هم بگیرد. اگر کسی دارد من نباید بعض داشته باشم و حسادت تمام وجودم را بگیرد برای اینکه چرا یک شخصی دارد و من ندارم اما متاسفانه ما به جای اینکه فکر و سوال کنیم آقای جیرانی چه کاری می کند که موفق هست، شروع به خودآزاری می کنیم.
جیرانی: این بیماری سینمای ما هست…
امروز در برنامه آقای رشیدپور کودک ۱۰ ساله ای را آورده بودند که ۱۶ اختراع داشت و حکم مشاور آقای نیکبخت مشاور رییس جمهور را داشت. باید از دیدن این کودک کیف کنیم و نباید فکر کنیم چرا بچه من اینطور نیست! ما باید اشکال خودمان را رفع کنیم و این همانمواردی هست که حال من بد می شود.
الان آقای تقوایی کجاست؟ امسال به همراه تینا پاکروان به دیدن آقای بیضایی رفتم و او هم سرقرار آمد. خانم پاکروان از بیضایی پرسید چرا کار نمی کنید چون ممنوع الکار که نیستید. گفت: «چه تضمینی برای من وجود دارد که در این سینما کار کنم»، و بعد خداحافظی کرد و رفت. با خودم گفتم چرا آقای بیضایی باید برود و اینها مسائلی هست که دل مرا به درد می آورد.
ما خیلی سینمای خوبی داشتیم اما الان خیلی سینمای ایران حقیر شده هست. صادقانه می گویم که الان هیچ رغبتی برای کار در سینما ندارم چون من هنرپیشه نیستم مثل فیلم «مارمولک» که می گوید آخوندی کار من نیست. بارها شده که موتور بازیگری را در زندگی ام خاموش کردم و هنوز خیلی راحت می توانم با فیش حقوقی بازنشستگی ام زندگی کنم و هر زمان که دردم بگیرد به یاد می آورم که حتی این فیش حقوقی دست خیلی از ملت نیست، همان ملتی که الان از گرسنگی فریاد می زنند.
من فقط برای خودم نسخه می پیچم و می گویم من اینطور یاد گرفته ام و چطور باید تعهد بازیگری را حفظ کنم. برای اینکه بتوانم بازیگر خوبی باشم، باید طبق قاعده و قوانین آن پیش بروم. من به بازیگری وارد شدم برای اینکه ببینم چقدر می توانم مسیر انسانی را طی کنم و خودم را پیدا کنم. این انگیزه هنوز در من نمرده و همراهم هست. بازیگری برای من وظیفه هست همان طور که یک پزشک وظیفه دارد پزشکی کند. من کاری ندارم که دستمزدهای ما در مقابل بازیگران آن طرف دنیا، ناچیز هست اما به این کار دارم که دستمزدی که می گیرم به اندازه دستمزد چندین سال یک کارمند هست. پس باید خوددار باشیم و چه اشکالی دارد کمی هم مثل مردم عادی زندگی کنیم و فکر کنیم کارمندان شاغل و بازنشسته چقدر حقوق می گیرند در حالی که باید مرغ و برنج و… بخرند، در حالی که الان نزدیک عید هست و باید سفره شان را رنگین کنند.
پرویز پرستویی در بخشی از این گفت وگو از «قاتل اهلی» سخن گفت.
«متاسفانه من حرمت شکنی کردم و نباید بیانیه ای برای آقای کیمیایی می نوشتم. من خیلی سینمای کیمیایی را دوست داشتم و هنوز که هنوز هست می گویم موج نو سینما را مسعود کیمیایی آغاز کرد. محال بود که یک فیلم قبل از انقلاب اکران شود و من آن را نبینم! آقای کیمیایی هنوز برای من حرمت دارد و همیشه تماشاچی پروپاقرص سنمای او هستم اما قرار بود سه بار در خدمت آقای کیمیایی باشم که نشد؛ «ضیافت»، «حکم» و «متروپل» که هیچکدام نشد. یادم نمی رود وقتی فیلمنامه «متروپل» را خواندم روم نشد به کیمیایی بگویم این فیلم را کار نکنید! کیمیایی جنسی از سینما را می شناسد که اگر فیلمنامه خوبی باشد، قطعا نبض سینما را خوب بلد هست و رگ خواب تماشاگر را خوب می شناسد.
فیلمنامه «قاتل اهلی» درست بعد از جشنواره فجر که به کیمیایی توهین شد، از طرف لشگری به من پیشنهاد شد و خیلی خوشم آمد چون به موضوع روز می پرداخت. من بیشتر از اینکه بازیگری در سینما یاد گرفتم، سعی کردم ادب و معرفت و انسانیت یاد بگیرم. فکر می کنم بهترین رفاقت را با اقای کیمیایی در آن فیلم کردیم و محال بود که هر روز همدیگر را در آغوش نگیریم و خاطره تعریف نکنیم. اما آخرین روزی که من آنجا بودم و قرار بود شب به هیروشیما بروم و می خواستم زودتر تمام شود. ناگهان ۹ صفحه دیالوگ رسید که شوکه شدم آنهم دیالوگ های کیمیایی که تخصص می خواهد. همان زمان فکری به ذهنم رسید و به فرشاد محمدی گفتم که امکان دارد دیالوگ ها در جهت نگاه هایم بگذارم که او هم قبول کرد. شما بپرسید که من این دیالوگ ها در یک برداشت گفتم. خدا می داند بر من چه گذشت و فقط مانده بود سکته کنم چون برای من فریم به فریم یک فیلم دنیاست. دیالوگ های من جواب داشت که باید پولاد کیمیایی می گفت. من حتی صبر هم کردم که مقابل پولاد بایستم و دیالوگ بگوید و من عادت به این کار دارم اما من رفتم و کارم تمام شد.
وقتی برگشتم متوجه شدم که کیمیایی با لشگری دچار مشکل شدند و با لشگری قوچانی تماس گرفتم و گفتم نباید چنین کاری کنید چون بعد از سالها این بهترین فیلم او هست. او گفت بیا و فیلم را ببین. وقتی فیلم را دیدم متوجه شدم تمام دیالوگ های جوابیه پولاد تغییر کرده بود و به جای اینکه منِ دکتر سروش یک جوان را ادب کنم، او در حال ادب کردن من هست!
از دیالوگ های تو کم شده بود؟
مشخص نبود ولی مهم موقعیت و فضا بود که تغییر کرده هست. من به پسرم چیزی نگفته بودم و وقتی فیلم را دید به من گفت که بابا چرا پلان های شما به هم نمی خورد و عکس العمل های متفاوتی وجود دارد!
من هم اشتباه کردم و نباید حرف هایی را در مطبوعات می زدم که آقای کیمیای هم کم نگذاشت و گفت برو فیلم های دفاعی ات را بازی کن. منظورت از فیلم های دفاعی، موج مرده، آژانس شیشه ای، به نام پدر و بادیگارد هست؟ من افتخار می کنم در این فیلم ها بازی کردم و افتخار کردم که با شما کار کردم. شما نیز آقای جیرانی به من خرده گرفتید و جواد طوسی نیز بدون اینکه از مساله مطلع باشد، قضاوت کرد. همه می گویند حرمت پیشکسوت را نگه دارید! ببخشید من چند سالم هست؟ حرمت منِ ۶۲ ساله را چه کسی قرار هست حفظ کند؟ مگر چقدر تفاوت سن با کیمیایی دارم. اگر همین الان من را به آزمایشگاه ببرند و چکاپ کنند، همین الان می توانم ادعا کنم ۷۰ درصد جانباز سینما هستم و من بیشترین صدمه را در این سینما دیدم. در فیلم «بادیگارد» پلاتیم هنوز در دستم هست و اگر عمل نمی کردم دستم از کار افتاده بود و حتی دنده ام شکست.
الان که صحبت کردیم گوش هایم زنگ زد. وقتی تمرکز دارم خیلی مسائل یادم نمی آید؛ سکانسی که دکتر سروش در قاتل اهلی دم صبح پشت چراغ قرمز ماشینش منفجر می شود، را یادتان هست؟ قرار بود دوستی که همیشه کارش چیز دیگری بود اسپشیال افکت بدهد. به او گفتم من در سینما موشک یک بار مصرف و آرپی جی زدم و ژسه دست گرفتم، فقط به من بگو شدت انفجار چقدر هست چون در ماشین بسته هست و اینها داشتند داخل درهای جلو را مواد منفجره کار می گذاشتند. گفت عمو پرویز در حد پیس هست و بعدا صداگذاری می کنیم. آقای جیرانی وقتی انفجار صورت گرفت در از جا درآمد. قرار بود من بعد از انفجار از ماشین دربیایم و قبل از گرفتن این سکانس به کیمیایی گفتم می خواهی من خودم بیرون بیایم و جلوی ماشین تلو تلو بخورم که گفت خوب هست. از سر شب یک گردوفروش هم در صحنه ما حضور داشت که بعدا فهمیدم جزئی از فیلمبرداری بوده هست. انفجار خیلی شدید بود و من هم بیرون آمدم و تلو تلو خوردم و ناگهان کیمیایی گفت برو داخل گردوها! در صورتی که ما چنین میزانسنی نداشتیم. من رفتم داخل بانکه گردوها و طوری شیشه ها پخش شد که هنوز آثارش روی پاهای من هست. بعد از این سکانس وقتی دکتر رفتم متوجه شدم ۱۵ درصد عصب شنوایی جفت گوش هایم از بین رفته هست. من با آن صحنه عشق کردم. من در سال یک کار انجام می دهم و من برای آن کار جان دادم. بعد کار من به خاطر مسائل شخصی یک کارگردان با پسرش، خراب شود. دلبستگی های من نسبت به آن قصه را خراب کردید. من نخواستم حرمت شکنی کنم و حرمت خودم شکسته شد، من نقص عضو پیدا کردم.
شما برای «آب و آتش» برای صحنه فینال چند بار تکست نوشتید و در صحنه خواندید و بچه ها نظر دادند؟
جیرانی: چهار بار..
من نظر دادم و دخالت کردم؟
جیرانی: اصلا هیچ چیز نگفتی. در حالی که پایان بندی اولیه بهترین پایان بندی برای تو بود.
در بادیگار سکانسی که ماشین در تونل چپ می شود، شب تا صبح من را با تسمه بسته بودند و من پشت فرمان بودم و انگار بار بستم برای شهرستان! شما حساب کنید دست و دنده ام شکسته، بعد ۸۰ کیلو وزنم روی تسمه هست در حالی که آن صحنه ۵ ثانیه هم در بادیگارد استفاده نشده هست! من بابت آن صحنه زیر عمل جراحی رفتم. ایا من از حاتمی کیا بابت این صحنه گله کردم؟ خیر چون سینماست و حرف اول و آخر را کارگردان می زند و علیرغم سختی های این صحنه، آن را حذف می کند.
آنچنان دل من را در «قاتل اهلی» به درد آمد که دلم نیامد این فیلم را روی پرده ببینم. من برای این فیلم جان فشانی کردم. وقتی می بینم آن فیلمی که من بازی کردم نیست، دلم به درد می آید.
جشن پایان ۳۵ سال فعالیت حرفه ای فریدون جیرانی، شب گذشته ۱۶ دی ماه در حاشیه برنامه زنده اینترنتی «سی و پنج» که به گفت وگو با پرویز پرستویی اختصاص داشت، بصورت غیرمنتظره برای این کارگردان با حضور بیژن امکانیان، مصطفی زمانی و امید روحانی برگزار شد.
در این مراسم با حضور هنرمندان از فریدون جیرانی به پاس ۳۵ سال فعالیت حرفه ای در سینمای ایران قدردانی شد.

  • تاریخ : ۱۷ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، در این نشست که به بررسی جایگاه تکست در تئاتر امروز پرداخته شد، اصغر نوری گفت: «تصور ما این هست که مشکلاتی که در ایران در ارتباط با تئاتر وجود دارد، در کشورهای دیگر وجود ندارد؛ اما با صحبت‌های دیروز انزو کرمن متوجه می‌شویم همه به نوعی درگیر مشکلات هستند. متاسفانه در ایران نمایشنامه‌نویسان و تئاترهای عامه‌پسند توانستند از لحاظ اقتصادی جایگاه‌هایی پیدا کنند و این ضربه به تئاتر فاخر می‌زند. این امر در کشورهای دیگر هم صادق هست؛ اما در کشوری مانند فرانسه دولت از نمایشنامه‌ها و تئاترهای غیرتجاری استقبال و حمایت مالی می‌کند.»

در ادامه حمید امجد گفت: «متاسفانه تئاترهای سخیف جذاب‌تر از تئاترهای حرفه‌ای شده‌اند. هایدگر در تعریف شعر می‌گوید شعر حاصل هم‌زمانی اندیشیدن و ساختن هست که اندیشه همان ایده هست و ساختن امر بالفعل یا ساختن تجربه هست. ایده همان تصور و فکر هست که در ذهن داریم، بین ایده و تجربه باید تعادلی برقرار باشد. در غیر این‌صورت باعث ایجاد ذهنیت ایدئولوژیک می‌شود، تجربه بدون ایده معیار ارزش‌گذاری ندارد، خیلی از تجربه‌ها می‌تواند حاصل تجربه آنی باشد. در ادبیات مواد و مصالح همان کلمه هستند. در واقع ما با کلام می‌اندیشیم و کلمه مواد و مصالح تجربه می‌شود و هم‌زمانی ایده و تجربه اتفاق می‌افتد.»

وی افزود: «در تئاتر هر چه پروداکشن بیشتر باشد مانند عوامل سخت افزاری تعداد هنرمندان زمان و مکان یک نوع فرسایش‌گویی ایجاد می‌شود و هم زمانی ایده و تجربه اتفاق نمی‌افتد. ایده و تکست و عمل نوشتن مهارت و شرایط خاص خود را دارد. بعضی می‌گویند باید تئاتر تکست‌محور را کنار گذاشت و اجرا جایگزین آن شود که آن زمان به پست‌مدرن معروف شد و البته رنگ باخت. متاسفانه در ایران قبل از اینکه ایده را بیازماییم آن را اجرا می‌کنیم.»

در ادامه حمید امجد گفت: «ما جامعه شفاهی داریم و فرهنگ شفاهی اما فرهنگ امری مکتوب هست و اجرا و نمایش هم باید مکتوب باشند. اندیشیدن برای گسترش نمی‌تواند شفاهی بماند ما همیشه به تکست پر از جزئیات نیاز نداریم مهم آن هست که چه می‌خواهد به وجود بیاید و چقدر نیاز به ظرفیت اجرایی دارد، تکست و اجرا به هم وابسته‌اند.»

امجد درباره تاثیر نمایشناه‌نویسان در ۳۰ سال اخیر گفت: «شرایط امری مهم در این‌باره هست. مانعی مانند سانسور باعث ایجاد اصطکاک می‌شود. در شرایط کنونی برای اجرا بیش از ۲ یا ۳ بازیگر نمی‌توان داشت. در سال ۱۳۷۶ شرایط به نوعی تغییر کرد و تئاتر تماشاگر پیدا کرد .»

لوک تارتار در پاسخ به سوال اصغر نوری درباره‌ تحولات اروپا از دهه ۷۰ به بعد در فرم و میزانسن و نمایشنامه گفت: «در فرانسه زمانی قدرت مطلق به دست کارگردان‌ها افتاد مدتی طولانی نمایش‌ها رویکرد میزانسنی داشتند و نمایشنامه‌نویسان جایگاه خود را از دست دادند. وزیر فرنگ فرانسه تمهیدی اندیشید برای کمک به تکست‌هایی که دارای خلاقیت بودند کمک‌هایی نظیر بورس و غیره. الان نمایشنامه‌نویس جایگاه و اهمیت خود را دارد.»

در ادامه لوک تار‌تار از تجربیات خود در باره کار با نوجوان‌ها و دغدغه‌اش درباره آن گفت و این که تمام کارها مشکلات و سختی دارد اما برای انجام اثبات آن باید جنگید، باید دوباره جایگاه تکست و نویسنده ابداع شود و ابزار کار من کلمه هست، تکست یکی از عناصری هست که اجرا را تشکیل می‌دهد.

مراسم رونمایی و جشن امضای دو کتاب «هوس کشتن روی نوک زبان و اکتینگ» نوشته زویه دورنژه و ترجمه زیبا خادم حقیقت و کتاب «درست آخر دنیا و داستان عشق» نوشته ژان لوک لگراس ترجمه زیبا خادم حقیقت انجام شد که هر دو کتاب توسط انتشارات نیماژ منتشر شد.

انتهای پیام/

صفحه 27 از 291
»...1020 قبلی 23242526272829303132 بعدی 405060...«