• تاریخ : ۲۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، سردار سیدمحمد باقرزاده، فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح در حاشیه مراسم ورود پیکرهای مطهر شهدای دفاع مقدس از مرز خسروی با اشاره به توافقات با مقامات عراقی در موضوع تفحص شهدا، گفت: مذاکرات و توافقات خوبی با مقامات در اربیل عراق داشتیم که اسناد مربوط به آن امضا شد. با دوستان عراقی توافق کردیم برای تقویت تجهیزات و نفرات، تکمیل اطلاعات و توسعه میدان فعالیت‌ها از جمله در کردستان عراق در سه حوزه حاج‌عمران، پنجوین و ماووت همکاری داشته باشیم، همچنین در جبهه میانی که به آن جبهه غرب می‌گوییم و عراقی‌ها آن را واسط می‌نامند قرار شد فعالیت‌ها توسعه پیدا کند علاوه بر منطقه مندلی در جنوب هم کار کماکان ادامه دارد و از نظر تجهیزات تقویت می‌شود.

وی افزود: خوشبختانه مذاکرات در حوزه‌های مختلف خوب بود و ما به نتایج مثبتی رسیدیم، از جمله اینکه برای تکمیل و تقویت فعالیت‌ها قرار شد برادر ابومهدی مهندس فرمانده عالی نیروهای حشدالشعبی برای این فعالیت‌ها به ما کمک کنند و به این صورت کار تفحص تقویت خواهد شد. در جریان دیدار با ابومهدی مهندس در خصوص عملیات تفحص شهدای دوران دفاع مقدس مذاکراتی داشتیم و برادر عزیزم ابومهدی قول مساعدت برای در اختیار قراردادن ادوات مهندسی مورد نیاز برای کاوش پیکر مطهر شهدا را دادند و این قول را سریعاً عملیاتی کردند. ان‌شاءالله به‌زودی دستگاه‌های مهندسی حشدالشعبی به عملیات تفحص شهدا اضافه خواهد شد، همچنین در اقلیم کردستان هم دوستان کُرد کماکان ما را یاری خواهند کرد.

فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح با اشاره به ورود پیکر شهدا در مرز خسروی گفت: در عملیات تبادل امروز، ۴۲ شهید مربوط به منطقه عملیاتی مندلی حران، صلاح‌الدین و ارتفاعاتی که در منطقه در داخل خاک عراق قرار دارد، بود، همچنین حدوداً ۱۸ شهید در منطقه غرب پیدا کردیم که مجموعاً پیکر ۶۰ شهید در مرز خسروی مورد استقبال مردم شهرهای قصرشیرین و سرپل‌ذهاب قرار گرفتند. مراسم وداع با این شهیدان امشب توسط مردم همین شهرها برگزار خواهد شد.

سردار باقرزاده راجع به ادامه برنامه ورود پیکرهای مطهر شهدا به کشور گفت: هفته آینده در روز چهارشنبه تعدادی از شهدایی را که در جبهه جنوب پیدا شده‌اند وارد خاک کشور خواهیم کرد و مردم شریف شهرهای خرمشهر و آبادان نیز به استقبال شهدا خواهند رفت.

انتهای پیام/*

  • تاریخ : ۲۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا به نقل از ستاد ارتباطات و اطلاع رسانی سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان، نمایندگان رسانه‌ها (خبرگزاری‌ها، نشریات مکتوب و برنامه‌های اینترنتی دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی) می‌توانند از امروز- چهارشنبه (۲۰ تیرماه) تا پایان روز یکشنبه (۲۴ تیرماه) به مدت ۵ روز درخواست‌ خود را با ورود به سایت جشنواره به آدرس icff.ir در بخش خبرنگاران و اهالی رسانه ثبت نام کنند.

تاکید می‌شود به درخواست‌های خارج از سامانهِ ثبت نام و بعد از اتمام مهلت مقرر ترتیب اثر داده نخواهد شد.

سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به دبیری علیرضا رضاداد ۸ الی ۱۴ شهریور ۹۷ در شهر اصفهان برگزار می شود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا,عزت اله ایزدی مدیر تاریخ شفاهی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با اشاره به اینکه در تاریخ شفاهی موضوع، روایت فرماندهان جنگ ایران و عراق هست، گفت: نوع روایت در تاریخ شفاهی یک روایت تاریخی از ابتدای وقوع جنگ تا پایان جنگ هست.

وی متذکر شد: علاوه‌ بر این، ما دوره‌ی وقوع انقلاب تا جنگ را هم به‌طورکلی مرور می‌کنیم؛ چون این دوره بسیار مهم هست و هویت و شخصیت و توانمندی‌های بسیاری از فرماندهان ما در دوره قبل از جنگ شکل‌گرفته هست.

ایزدی با تأکید بر اینکه در گفتگو با فرماندهان دقت می‌کنیم تا دانسته‌ها و دانش امروزشان بر روایت آنان از جنگ سایه نیاندازد، تصریح کرد: سعی می‌کنیم باتوجه به مسئولیت فرماندهان در زمان جنگ روایت آنان را ثبت و ضبط نماییم و بدیهی هست که ارتقاء جایگاه آنان در بازه زمانی خودش در نظر گرفته خواهد شد.

وی با اشاره به پروژه‌های جدید تاریخ شفاهی فرماندهانی که در حال اجرا هستند، بیان کرد: در حال حاضر چند پروژه جدید کلید خورده هست ازجمله، موضوع توپخانه در جنگ که سردار زهدی به عنوان مسئول توپخانه آن را روایت می‌کند. موضوع ادوات در جنگ که سردار عساکره -که هم در بنیان‌گذاری و هم در توسعه و ساختار و اقدام- نقش اساسی داشتند، راوی هستند.

مدیر تاریخ شفاهی در ادامه گفت: بهداری رزمی را سردار فتحیان روایت می‌کنند و جزو پروژه‌های جدید مرکز هست و سردار افشار نیز که مسئول ستاد سپاه پاسداران و بسیج در زمان هشت سال دفاع مقدس بودند، این بخش را روایت می‌کنند.

وی با اعلام این خبر که با چند تن از فرماندهان هم جدیدا کار تاریخ شفاهی شروع شده هست، عنوان کرد: سردار محتاج؛ از فرماندهان میانی جنگ ایران و عراق که در دوره‌ای فرمانده قرارگاه کربلا هم بوده‌اند به بیان تاریخ شفاهی خود پرداخته اند. همچنین سرداران ایزدی، قالیباف، خاقانی، فضلی و اسدی، فرماندهانی هستند که تاریخ شفاهی آنان نیز شروع شده هست.

ایزدی بابیان اینکه عموم فرماندهان شمال غرب کشور و مناطق کردنشین از اولویت‌های مرکز برای ثبت تاریخ شفاهی هستند، گفت: ما جنگ را بیشتر در درگیری‌ها و نبردهای جبهه های جنوبی تعریف می کنیم و ارتباط کمتری با جبهه‌های شمال‌غرب صورت گرفته هست. اکنون جزو اولویت‌های مرکز، فرماندهان شمال‌غرب کشور و مناطق کردنشین از جمله فرماندهان قرارگاه‌های حمزه و رمضان قرار دارند.

وی در خاتمه به سه اثر تازه منتشرشده در حوزه تاریخ شفاهی فرماندهان در بهار ۹۷ اشاره کرد و در معرفی آن‌ها گفت: سه کتاب سردار اسحاقی در مورد جنگ الکترونیک، سردار شیران نژاد در حوزه مخابرات و سردار صفوی از فرماندهان ارشد جنگ، تازه‌های نشر در این حوزه هستند که در اردیبهشت‌ماه؛ هم‌زمان با برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب و با حضور سردار سلامی رونمایی شدند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مادر شهید محمد عمویی عصر امروز چهارشنبه، ۲۰ تیرماه ۹۷ بعد از گذشت ۳۶ سال با پیکر فرزند شهیدش دیدار کرد. مراسم دیدار و وداع با پیکر مطهر شهید تازه تفحص شده دفاع مقدس با حضور اعضای خانواده او ساعتی پیش در معراج شهدای تهران برگزار شد.

شهید محمد عمویی بیجاربنه، فرزند رمضان، متولد ۱۳۳۷، اعزامی از کرج هست. این شهید بزرگوار در سال ۱۳۶۱ به جنگ اعزام شد و در عملیات مسلم‌بن عقیل در سال ۶۱ و در منطقه عملیاتی سومار در سن ۲۴ سالگی به شهادت رسید.

انتهای پیام/

 

 

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، وقتی از برنامه‌های تلویزیونی در ماه مبارک رمضان صحبت کنیم ناخودآگاه ذهن‌ها به سمت “ماه عسل” و “جشن رمضان” می‌رود اما در چند سال اخیر رویکرد رسانه ملی حال و هوای تنوع‌گرایی به خود گرفته هست. البته نتوانسته همچون گذشته توجه حداکثری مردم را به خودش جلب کند؛ چرا که سایه اسپانسرها سنگین شده و برای جذب مخاطب دست به هر کار زردی می‌زنند. آنقدر میهمان کلیشه‌ای و حرف‌های شعاری زده می‌شود که مخاطب را ناراحت می‌کند. اصلاً حرکت‌های محتوایی و کاربردی مجریان برتر سیما به چشم نمی‌آید و مخاطب آرام آرام سراغ رسانه‌های دیگری می‌رود تا از فضای برنامه‌های ترکیبی استیجی، گفتگومحور و تاک‌شویی بهره ببرند. البته در این روزگار به صورت قابل توجهی پای بازیگران مطرح کشور به اجرای این برنامه‌ها باز شده هست. برای نمونه مهران مدیری با “دورهمی”، کامران تفتی با “وقتشه”، رامبد جوان با “خندوانه” و سروش صحت با “کتاب‌باز” پا به عرصه‌ی اجرا گذاشته‌اند؛ که البته بسیاری از کارشناسان و حتی خود بازیگران و فیلمسازان به بعضی از این اجرا‌ها انتقاد سرسختی داشته‌اند. بعضاً مجریان حرفه‌ای و با سابقه هم از برنامه‌سازان و مسئولین مربوطه در رسانه ملی خواسته‌اند که جلوی اشاعه این کار را بگیرند تا اهالی خانه اجرا کمتر خانه‌نشین بشوند. به تعبیر نیما کرمی که با او گفت‌وگوی تفصیلی در خبرگزاری تسنیم داشتیم هرکس فالوور بیشتری داشته باشد انگار فارغ از هر مسئله دیگری فضای اجرای در تلویزیون و بازیگری در فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها به او واگذار می‌شود. چقدر رنج می‌بریم که غیرعالمانه و زردگونه با بعضی از مسائل قابل اهمیت که می‌تواند پررنگ‌تر و در قواره بهتری مورد بررسی قرار گیرد با آن برخورد می‌شود. چرا با صلابت و شکوهمندانه درباره برنامه‌سازی تلویزیون تصمیم نمی‌گیریم؟ او که از مجریان با سابقه و کاربلد تلویزیون به شمار می‌رود چندی هست جنگ‌های تلویزیونی یا به عبارت دیگر برنامه‌های استیجی را به همراه همسرش زینب زارع اجرا می‌کند به خبرگزاری تسنیمآمد و درباره موضوعات مختلفی صحبت کردند که مشروح این گفتگو را در ذیل می‌خوانید:

وقتی پنج‌ساله بودم برای اولین‌بار جلوی میکروفون رفتم

*صحبت را از اینجا شروع کنید که وقتی پنج‌ساله بودید برای اولین‌بار جلوی میکروفون قرار گرفتید؛ از آن روزها بگویید؟

نیما کرمی:می‌دانید که پدر من از گوینده‌ها و تهیه‌کنندگان قدیمی رادیو هستند و من هم همیشه این شغل را دوست داشتم. اولین‌بار که جلوی میکروفون قرار گرفتم فقط پنج سال داشتم. خوب به یاد دارم قرار بود تیزری رادیویی درباره واکسیناسیون بسازند و نیاز به صدایی کودکانه داشتند و این اولین باری بود که صدایم ضبط و در رادیو پخش شد. در دوران دبیرستان برنامه‌های صبحگاهی را اجرا می‌کردم؛ تا اینکه فرصتی برایم پیش آمد تا بازیگری را تجربه کنم و در سریالی برای مرکز اصفهان بازی کردم. بعد از آن دوباره به سمت اجرا رفتم تا اینکه در سال ۷۴ به تهران آمدیم و من گویندگی برای واحد دوبلاژ شبکه پنج را شروع کردم. بچه‌های رادیو صدای مرا در این برنامه‌ها که مستند بود شنیدند و از آنجا که صدایم خیلی شبیه به پدرم بود، صدای مرا با ایشان اشتباه گرفتند و به پدرم گفتند که چقدر فلان برنامه جالب بود و پدرم هم گفته بود: «گوینده آن برنامه‌ها نیما بود نه من.» من به این ترتیب دوستان رادیویی هم از پدرم خواستند تا مرا به رادیو معرفی کند. خلاصه من به رادیو رفتم و پس از آن اجراهای تلویزیونی‌ام شروع شد.

بازیگری را دوست دارم

در این‌سال‌ها جسته و گریخته کار بازیگری را ادامه دادم. در چند تئاتر حرفه‌ای و یک تله فیلم بازی کردم. در مورد تئاتر که باید بگویم برایم خیلی لذت‌بخش هست و در واقع کاری دلی محسوب می‌شود اما در مورد سینما و تلویزیون به دنبال یک موقعیت بسیار خوب هستم. برای من که موقعیتم در حیطه اجرا تثبیت شده چندان مناسب نیست که در زمینه‌ای دیگر و در کاری ضعیف ظاهر شوم. دوست دارم اگر قرار هست در فیلم یا سریالی بازی کنم، آنقدر خوب باشد که دیده شود و از اینکه در حیطه‌ای دیگر کار می‌کنم لذت ببرم و یک کار موفق باشد؛ نه اینکه صرفاً حضور داشته باشم. 

مجری‌های با استعدادی داریم که به روز نیستند!

*می‌دانید بخش اعظمی از مجریان تلویزیون از مرکز استان‌ها معرفی می‌شوند الان انگار کمتر این استعدادیابی‌ها رخ می‌دهد؛ آیا این ظرفیت بالقوه در میان نیروهای جوان شهرستانی وجود ندارد یا به آن‌ها بها داده نمی‌شود و یا اینکه وجود دارد مرکز دیگر از آن‌ها استفاده نمی‌کند؟

نیما کرمی: سبک اجرا تفاوت کرده هست. آن زمانی که ما وارد شدیم یک سبک قدیمی اجرا وجود داشت که ما هم ادای آن چهارچوب‌ها را درمی‌آوردیم. استعداد آن‌ را هم داشتیم و خواه ناخواه در آن ساختار و شمایل قرار می‌گرفتیم. اما در دهه گذشته سبک اجرا تغییر کرده  و شهرستانی‌ها به سبک اجرای نوین امروزی نرسیده‌اند. یعنی شاید الان کمتر استعدادهای جدید می‌بینیم برای این هست هنوز در آن سبک اجراهای قدیمی مانده‌اند. شاید نیاز این استعدادهای شکوفا نشده نیازمند دوره‌های آموزشی هستند. شاید مدیریت و هدایت مناسبی صورت نمی‌گیرد؛ چرا که استعدادهای بسیار خوبی در شهرستان‌ها داریم.  

اجراها عامیانه‌تر و راحت‌تر شده هست

*این اجراهای جدید چه تفاوت‌هایی با اجراهای قدیمی دارند؟

نیما کرمی: اتفاقات در اجرا روان‌تر شده و خیلی ادبیات عامیانه‌تر و راحت‌تر از بدن و بیان استفاده می‌کنید. هنوز حالت‌های خشک و درون‌مایه قدیمی در میان مجریان شهرستان‌ها دیده می‌شود.

در شهرستان‌ها با یک هراس رسانه‌ای مواجه هستیم

*شاید به همین دلیل باشد در برنامه‌های شبکه شما و زاینده‌رود مجری از تهران دعوت می‌شود؟

نیما کرمی:شاید یکی از دلایل آن نیازمندی مخاطب به اجرای به روز و روان و جامع‌تر هست. مجری امروز می‌تواند مخاطب برای برنامه جذب کند که با زبان شیوا و گویای مدرن و متکی به اتفاقات روز سخن بگوید. البته سعی می‌کنند مجریانی را ببرند که با فضاهای فرهنگی و آداب و رسوم شهرستان‌ها آشنا باشند. باورم این هست که برگزاری ورکشاپ‌های نوین برای مجریان با استعداد شهرستان‌ها شاید فضا را به مطلوبیت اجرا نزدیک‌تر کند. بپذیریم در شهرستان‌ها بگو نگوهای زیادتری نسبت به پایتخت دارند. ما در فضای رسانه‌ای خطوط قرمز مشخص و تعیین‌کننده‌ای داریم، وقتی این چارچوب‌ها از تهران به شهرستان‌ها می‌رود یک هراس رسانه‌ای هم ایجاد می‌شود. در واقع یک نه‌های فرمایشی دارند که فضای اجرا را در شبکه‌ها و برنامه‌هایشان محدودتر می‌کند.

همه چیز از یک برنامه نوجوانانه آغاز شد…

*زینب زارع را امروز بیشتر از همیشه می‌شناسند؛ البته درست هست که یک زمانی برای نوجوانان برنامه “نیمرخ” را اجرا می‌کرد اما بعدها اجرای دو نفره با نیما کرمی همسرش او را بیشتر مشهور کرد. به عنوان مقدمه از نحوه پیوستن به این فضا بگویید؟

سال ۸۱ من دانشجوی تئاتر بودم و یکی از دوستانم به من گفت که برای گروه “نیمرخ” تست اجرا می‌گیرند. استودیوی این برنامه نزدیک دانشگاه ما بود، برنامه مربوط به نوجوانان و مجری برنامه هم مژده لواسانی بود. برای این برنامه مجری دوم می‌خواستند و اجرای من مورد قبول‌شان واقع شد که پس از آن به رادیو رفتم و کار اجرا را ادامه دادم تا به امروز. من کارگردانی تئاتر خوانده‌ام، در دانشکده هم بازی کرده‌ام اما خب، خیلی سال هست از این فضا دور شده‌ام. شاید اگر در همان حال و هوا می‌ماندم می‌توانستم بازی کنم. بازیگری همانند خلق کردن هست و شما خالق نقش‌تان هستید. انسان دوست دارد خالق باشد و اصلاً به همین خاطر هست که بعضی از آدم‌ها به سمت هنر می‌روند، چون در این حیطه می‌توانند با خلاقیت خود دست به خلق آثار مختلف بزنند.

سعی می‌کنیم کارمان کادربندی شده و حواشی بی‌جهت نداشته باشد

*چطور شد به اجرای دو نفره رسیدید؟

زینب زارع: پیش از این من کارم را در رادیو جوان آغاز کردم و به عنوان مجری در برنامه‌های خاص تلویزیونی هم حضور داشتم. تا اینکه خانم جلالی که آن موقع مدیر گروه خانواده شبکه دو سیما بودند به ما پیشنهاد کردند که اجرای دو نفره داشته باشیم. به همین خاطر اولین اجرای دو نفره را با یک برنامه شبکه دو سیما آغاز کردیم و رفته رفته با بازخوردهای مثبتی که گرفتیم، کار را ادامه دادیم. ما رابطه‌‌مان در این اجراها همانی هست که در واقعیت هم وجود دارد و دوست نداریم برای مردم نقش بازی کنیم. ما در این اجراها از فضای همیشگی‌مان دور نمی‌شویم و فقط سعی می‌کنیم کارمان به اصطلاح کادربندی شده باشد چون مردم برنامه‌هایی را می‌پسندند که حواشی بی‌جهت نداشته باشد. خدا را شکر بازخوردی که از مردم گرفته‌ایم خوب هست. 

در اجرای‌مان خودمان هستیم و نقش بازی نمی‌کنیم

نیما کرمی: در اجرای دو نفره احترام حرف اول را می‌زند. اگر در این اجراها یک نفر بخواهد دوربین یا میکروفون را مال خودش کند و به اصطلاح بدزدد، توی حرف پارتنر خود بپرد، همکارش را جلوی مردم خراب کند و… هم برنامه خراب می‌شود و هم مردم این موضوع را به خوبی درک می‌کنند و از تماشای برنامه لذت نمی‌برند. اگر این اجراها توسط یک زن و شوهر اجرا شود به این نکات باید بسیار بیشتر هم توجه داشت. منظور من این نیست که نباید بین ما شوخی باشد؛ اتفاقاً من و زینب در اجراهایمان با هم شوخی هم می‌کنیم اما این شوخی‌ها باید از جنس احترام و ادب باشد نه از جنس تخریب شخصیت؛ یعنی من هرگز زینب، خانواده‌اش، مدل حرف زدنش و… را مورد شوخی قرار نمی‌دهم. تأکید من و زینب این هست که جلوی دوربین خودمان باشیم و رابطه‌مان درست همان شکلی باشد که همیشه با هم داریم. بازی و ادا و اطوار خیلی سریع لو می‌رود و مردم می‌فهمند چه کسی خودش هست و چه کسی نقش بازی می‌کند. قربان صدقه الکی رفتن زود مشخص می‌شود یا اگر طرف مقابل‌تان را تخریب شخصیت کنید، مشخص می‌شود که عقده‌گشایی دعوای خانه را آورده‌اید روی آنتن!

ماجرای دیالوگ با اشاره دست…!

*آیا روابط و شرایط در اجرا به زندگی شما راه پیدا می‌کند و یا توانسته‌اید ارتباط کاری و خانوادگی را از هم تفکیک کنید؟

نیما کرمی: ما تفکیک‌شان می‌کنیم.

زینب زارع: تنها چیزی که در اجرا بوجود می‌آید من معمولا حواسم نیست و همسرم را روی آنتن به اسم صدا می‌کنم. مثلاً یادم می رود بگویم آقای کرمی…

نیما کرمی با لبخند می‌گوید: ایشان هنگام دیالوگ‌ گفتن گاهی اشاره دست دارند که من مجبور می‌شوم خطاب به افکار عمومی بگویم: ایشان زن من هستند فکر بد نکنید! اتفاقی هم که مثلاً سال گذشته افتاد به تبریک عید سعید فطر برمی‌گردد که امکان دارد هر مردی به زنش تبریک بگوید.

زینب زارع: اگر بد بود آنقدر برای مردم جذاب نبود همه می‌گفتند که برای آموزش احترام گذاشتن به همسران کار ویژه‌ای انجام شد. البته برای بعضی همکاران خودمان خند‌ه‌دار بود که می‌گفتند چرا این کار را کردید؟! 

یک مصافحه اسلامی بود؛ خلاف شرعی انجام ندادم

نیما کرمی: باور کنید من کار خلاف شرعی انجام ندادم. یک مصافحه اسلامی بود که به خاطر عید فطر انجام شد. البته هیچ‌کدام از مدیران و معاونین رسانه ملی به این اتفاق موضعی نشان ندادند. فقط یکسری از افراد که همیشه به دنبال شایعه درست کردن هستند، از این اتفاق یک جنجال آفریدند. اما من همان موقع هم گفتم مهر و محبت آموزش اولیه زندگی زناشویی هست. من می‌خواستم به نوعی فرهنگ محبت کردن در خانواده را جا بیندازیم. چرا می‌گویید این کار شما ضداخلاق بوده و نباید روی آنتن تلویزیون انجام می‌شد. اتفاقا بگذارید فرزندان ما نیز با این آموزه‌ها روبرو شوند و محبت‌کردن را بیاموزند که به درد فرداهایشان می‌خورد. اگر امروز شاهد طلاق‌ و عدم توجه به عاطفه و احساس میان همسران هستیم به خاطر این بوده که چنین خلأهایی را سامان ندادیم. مشکل ما این هست که به همه‌چیز نگاه آموزشی داریم.

 

همه‌چیز محدود به یک رسانه تلویزیون نیست

*امروز رسانه‌ها روند مدرنیته را سپری می‌کنند؛ از این روزگار رقابت‌های رسانه‌ای و تأثیر آن در برنامه‌های تلویزیونی بگویید؟

زینب زارع: باید یک مقداری آرام آرام بپذیریم فضاهای رسانه‌ای تغییر کرده و دیگر همهچیز محدود به یک رسانه تلویزیون نیست. ما هرآنچه که دلمان بخواهد در رسانه‌های غیررسمی وجود دارد. یعنی اگر امروز زن و شوهری که در برنامه کودک‌شو همدیگر در آغوش گرفتند و بازتاب‌های فراوانی داشت درصد بالایی این اتفاق را می‌پذیرند و اگر فضا را باز نکنیم نمی‌توانیم با مخاطبین همراه شویم.

نباید هر کاری برای جذب مخاطب انجام داد

نیما کرمی: قبل از ما روی آنتن برادر خواهرش را بوسیده و فرزندی به مادرش ادای احترام کرده هست. بارها و بارها محارم در تلویزیون احساس و عاطفه به خرج داده‌اند؛ مثلاً محمد علیزاده در برنامه ما، مادر خودش را بوسید. متأسفانه همان شب بعد از این اتفاق، یکسری صفحه زرد اینیستاگرامی به این مسئله پرداختند و نوشتند: “مجری مرد مجری زن را بوسید” بعد که مطالب را باز می‌کردیم نوشته بودند آن‌ها زن و شوهر هستند. واقعاً برای جلب مخاطب هرکاری نباید کرد.

 

فکر نکرده و نسجیده وارد این میدان شده‌اند

*ماجرای ورود بازیگران به اجرا از چه قرار هست و چرا با شکست مواجه شده هست؟

نیما کرمی: دلیلش جذب مخاطب هست و اکثرا هم شکست می‌خورند، چون راهشان را اشتباه می‌روند. اما اینکه من مخالف باشم بازیگر، خواننده و یا هر فرد دیگری اجرا بکند، من مخالف نیستم. این را بدانید که دلیل شکست‌شان انتخاب اشتباه‌شان هست. دلیل شکست‌شان این هست که تکلیف‌شان مشخص نیست. دلیل شکست‌شان این هست که فکر نکرده و نسنجیده وارد این میدان شده‌اند. با خودشان می‌گویند من بازیگرم، شناخته شده هم هستم حالا مجری بشوم. نمی‌گویند که این کار(اجرا) آیا چیزی به من اضافه می‌کند یا خیر؟! به همین خاطر خیلی زود به بن‌بست می‌رسند و شکست می‌خورند!

فکر کرده صحبت کردن خودسانسوری به نظر نمی‌آید

*آیا به سیاستگذار هم ربط دارد؟

نیما کرمی: سیاستگذار هم مشکل دارد. ما امروز مشکل فالوور داریم. هرکسی فالوور بیشتری داشته باشد به او بیشتر فیلم می‌دهند. در واقع هرکسی فالوور بیشتری دارد اجرا می‌کند. امروز مشکل اصلی ما فالوور در کشور هست. من ۱۳۱ هزار فالوور دارم. در صف سلبریتی‌ها و آدم‌های معروف فالوورهای من عدد به حساب نمی‌آید. من می‌گویم انسان باید فکر شده، موضع‌بگیرد. اینکه می‌گویید مثلاً از من می‌پرسید شما مجری مولف هستید یا بداهه‌گویی دارید، من فکر نمی‌کنم فکر کرده صحبت کردن خودسانسوری به نظر نمی‌آید. واقعاً ضرر نمی‌کنیم اگر بیشتر به مسائل گوش بدهیم و با تطمئنینه اظهارنظر کنیم. هر انسانی بتواند در مورد هرچیزی نظر بدهد من با آن مشکلی ندارم اما شخصی به مقام سلبریتی بودن می‌رسد آن‌گاه نظراتش تأثیرگذار هست و بایستی خیلی مراقب باشد.

 

می‌گویند ببینید فالوورهایش هم زیاد هست!

*آیا حضور بازیگران به عنوان مجری را مدیران می‌پسندند؟

زینب زارع: برنامه‌ساز نظر اصلی را می دهد ممکن هست آن‌ها تأییدش کنند. یک تهیه کننده‌ای برنامه می‌سازد سلیقه‌اش زرد هست، هر شب که نگاه می‌کنید بدتر از شب قبل می‌شود. یک تهیه کننده‌ای سلیقه اش این نیست. شاید دو نوع دیدگاه را مدیران بپذیرند یا نپذیرند. معمولا نمی‌گویند چه کسی را بیاورید؟

نیما کرمی: اولین چیزی که اتفاق می‌افتد مهره‌سوزی هست. همان بازیگر اگر درست در جای اجرا قرار نگیرد هم بازی‌اش و آینده کاری‌اش را تحت الشعاع قرار داده هست. اما اگر درست قرار بگیرد می‌شود مهران مدیری. هیچ اشکالی هم نمی‌توانی بگیری با خودش صحبت کنی هم می‌گوید من مجری نیستم مردم هم چنین استنباطی دارند. آنقدر چارچوب‌های اجرا را رعایت می‌کند به این موفقیت می‌رسد. به شدت مولف هست و عاقلانه تصمیم می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد اشتباهی برای آن شخصیتی که تا به حال ساخته هست، رخ بدهد. مثلاً می‌دانست اجرای برنامه هفت را در مقطع جشنواره نباید بپذیرد. من احساس می‌کنم که این دست دراز کردن و آوردن چهره‌های شناخته شده به عنوان مجری شاید به خاطر این باشد که بیشتر ما را ببینند. یا نتیجه بهتری بگیریم و فاصله‌مان را کمتر کنیم. البته می‌گویند ببینید فالوورهایش هم زیاد هست ان شاالله اجرای خوبی می‌شود.

من دیدم آبرو و اعتبارم زیر سوال می‌رود، نپذیرفتم

*واقعاً داشتن فالوورها تا اینجا تعیین‌کننده هست؟

نیما کرمی: بله موثر هست. در سینما که صددرصد و در صداوسیما هم تأثیر دارد مخصوصاً اینکه بسیاری از برنامه‌ها هم اسپانسری شده‌اند و شما مجبور هستید اسپانسر را راضی نگه دارید. بالاخره این اسپانسرها که آنقدر پول برای برنامه‌سازی اختصاص می‌دهند نمی توانند نظر بدهند! نظر می دهند و تأثیرگذار هم هستند. این اتفاقات بایستی کارشناسی و تحلیل بشود. برای ما هم اتفاق افتاده و سر یک برنامه‌ای و تهیه کننده به ما گفته اسپانسر اصرار داشت شما را دعوت کنیم. مواردی هم بوده که فکر می کنم اسپانسر تا ۱۰ میلیون هم پیشنهاد داده برای هر اجرا به غیر از وجه قرارداد، من دیدم آبرو و اعتبارم زیر سوال می‌رود، نپذیرفتم. بعضی‌ها هم می‌پذیرند و این ها مشکل هست. آن بازیگر ممکن هست با خودش بگوید در دنیای بازیگری اتفاق خاصی برایش نیفتاده و اینجا به او می‌گویند ۵۰ قسمت برنامه داریم و برای هر قسمت بیست میلیون اختصاص می‌دهیم، می‌پذیرد اما نمی‌داند که این پول چقدر خطرناک هست.

 

باید راه‌های شاد کردن دل مردم را پیدا کنیم

*برنامه‌های رمضانی استیجی چرا آنقدر ضعیف بودند؟

زینب زارع: بعضی اوقات برای فرار کردن از یکسری فضاهایی که ایجاد شده یک چیزهایی که شاید به روز هم نیست و جُنگ‌های این چنینی مثلاً برنامه “دعوت” به عنوان یک مخاطب ۵۰ درد را نپسندم و بعد به سیاستگذاری نگاه می‌کنیم الان خیلی به فضاهای این طوری نباید بپردازیم مخاطب دوباره غمگین بشود. مثلا بگوییم در این “دعوت” یک میهمان اجتماعی داریم تمام تلاش‌مان این هست میهمان بازیگرمان که سلبریتی به حساب می‌آید به فضای خانوادگی و ناپیداهایی که برای مخاطب جذاب هست بپردازیم. اگر بخواهیم به نتیجه خوبی در جنگ‌های رمضانی اصطلاحاً استیجی برسیم، به نظرمن باید به فکر بیشتر شاد کردن دل مردم باشیم و راه‌های شاد کردن دل مردم را پیدا کنیم.

برنامه‌ساز می‌گفت این فیلم را ببین و یک چیزی مثل این فیلم برای ما بساز!

*یعنی ما در این چند ساله راهی پیدا نکردیم؟

نیما کرمی: شاید باید این آدم‌ها تغییر کنند و نیروهای جدید و فکرهای جدید بیایند تا خروجی بهتری از آب درآید.

زینب زارع: شاید هنوز مخاطب داشته باشد و این مخاطب، مخاطب فصلی هست. چرا که رمضان تلویزیون دوباره مخاطب پیدا می‌کند شاید همین جنگ را در فصل دیگر هیچ‌کس نبیند. اگر به من بازیگر بدهند بسازم یک کپی خوب از برنامه ۲۰ ساله معتبر در شبکه‌های دنیا پخش می‌شود، داشته باشم چه اشکالی دارد. من کپی خوب می‌زنم درست اجرا می کنم برای مردم خودم، مردم می‌ببینند. این همه مجری خوب در دنیا داریم که سلبریتی می‌آورد برنامه اش درست پیش می‌رود؛ ما نمی‌خواهیم این را بپذیریم.

نیما کرمی: مثلاً ۱۰ سال پیش یک مدیری به تهیه‌کننده و یا برنامه‌ساز می‌گفت این فیلم را ببین و یک چیزی مثل این فیلم برای ما بساز. این مدیر به تهیه‌کننده می‌گوید این فیلم را بگیر و بساز. هم این مدیر و آن تهیه‌کننده سرجایشان هستند. یک مقداری فکر جدیدتر و نیروی جدید و جوان تزریق کنید، ما فقط حرف جوان‌گرایی می‌زنیم. نمی‌دانم دلیلش چیست؟ یک بنده خدایی قرار بود تهیه‌کننده برنامه رمضانی “دعوت” بشود تا یک روز مانده به اجرای برنامه، به یک باره این تهیه‌کننده تغییر می‌کند و به یک مدل برنامه‌ای شبیه به این برنامه می‌رود.

تاک‌شوهای شبکه‌های خارجی را می‌بینیم

*شما خودتان هم تاک‌شوهای شبکه‌های خارجی را می‌بینید تا از آن‌ها برای اجرا استفاده کنید؟

نیما کرمی: تاک‌شوهای شبکه‌های خارجی را گاهی می‌بینیم. زینب بیشتر از من این برنامه‌ها را دنبال می‌کند. بعضی از این برنامه‌ها واقعاً جذابند. اما خب باید توجه داشته باشیم که هر رسانه قوانین خودش را دارد و ما نمی‌توانیم مانند مجری‌های آن برنامه‌ها عمل کنیم؛ یعنی اصلاً فرهنگ و عرف جامعه ما این اجازه را به ما نمی‌دهد.

زینب زارع: دیدن این برنامه‌ها کمک می‌کند تا از استاندارد تعریف شده‌ای که وجود دارد کمی دور شویم و فراتر فکر کنیم. 

مجری باید خوش‌لباس و خوش‌چهره باشد

*مجری ما این روزها نسبت به قبل تفاوت‌های زیادی حتی به لحاظ ظاهری هم داشته هست؛ چرا آنقدر امروز به ظاهر مجری اهمیت می‌دهند؟

نیما کرمی:در هر برنامه تلویزیونی باید یک طراح لباس و یک طراح گریم وجود داشته باشد. خوشبختانه الان دیگر در برنامه‌ها طراح گریم وجود دارد در حالی که قبلاً به ما می‌گفتند «خودتان قبل از برنامه فوم بزنید به صورت‌تان بس هست!» اما هنوز در حیطه طراح لباس هیچ برنامه مشخصی وجود ندارد در حالی که با ۱۰ طراح و متخصص لباس می‌توان کل برنامه‌های صداوسیما را پوشش داد. من که از جیب خودم لباس می‌خرم پس چه بهتر که یک طراح به من بگوید برای هر برنامه بهتر هست از چه نوع لباسی استفاده کنم. بخشی از پوشش‌های بی‌سلیقه‌ای که در تلویزیون می‌بینیم به همین خاطر هست که هنوز به مقوله حضور طراح لباس در کنار عوامل برنامه‌ها دیدگاه حرفه‌ای وجود ندارد.

زینب زارع: من فکر می‌کنم باید به چشم مخاطب و دید بصری او احترام بگذاریم. برنامه‌ها باید دکور زیبا داشته باشند و مجری‌ها باید لباس‌های زیبا بپوشند. به نظرمن حتی یک مجری یا گوینده خبر در کنار داشتن صدای زیبا باید چهره مناسبی هم داشته باشد؛ در واقع باید به گونه‌ای باشد که مخاطب آن را بپذیرد.

حسن ختام و اما حاشیه‌ها…

*در پایان اگر نکته یا موضوعی دارید بفرمایید.

نیما کرمی:من بارها شنیده‌ام می‌گویند زندگی برای مجریان تلویزیونی سخت هست؛ این حرف‌ها را قبول ندارم. چرا که هر رسانه‌ای خطوط قرمز خودش را دارد. وقتی شما در یک رسانه کار می‌کنید باید در چهارچوب همان رسانه زندگی کنید و اگر این موضوع را دوست ندارید می‌توانید شغل‌تان را عوض کنید.

زینب زارع: من فکر می‌کنم آدم‌هایی که زندگی کاری و شخصی‌شان با هم تداخل پیدا می‌کند و زندگی برایشان سخت می‌شود دو حالت دارند؛ اول اینکه خودشان به دنبال حاشیه می‌روند و دوم اینکه آدم‌های بدشانسی هستند؛ مثلاً اینکه اتفاقی که ممکن هست برای همه آدم‌های دنیا بیفتد برای یک مجری هم رخ می‌دهد اما در همان حال کسی که از فیلمبرداری می‌کند و از بدشانسی این فیلم رسانه‌ای می‌شود و… بعضی وقت‌ها به اتفاق‌های این چنینی که نگاه می‌کنم می‌بینم واقعاً فقط می‌توان اسم بدشانسی را رویش گذاشت؛ اینکه یک شوخی، یک جمله ساده یا یک اتفاق شخصی ناگهان بدون خواست آن فرد، رسانه‌ای شود دیگر فقط باید اسمش را بدشانسی گذاشت.

*گفتگو از مجتبی برزگر

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، هفتادمین و آخرین قسمت از فصل دوم برنامه «به اضافه مستند»، با پخش و بررسی مستند «مارش میرا» ساخته هادی نعمت‌الهی به روی آنتن شبکه مستند رفت و پس از آن نشست معرفی و بررسی آن با حضور نادر طالب‌زاده و هادی نعمت‌الهی برگزار شد.

طالب زاده در ابتدای صحبت‌های خود، درباره این مستند گفت: فیلم بسیار خوب، روان و تاثیرگذاری بود. مستند، به خوبی توانسته بود حس و حال امروز را منتقل کند و تاریخ را به خوبی بیان کرده بود.

وقتی برای حضور در بوسنی با من تماس گرفتند، حتی فکر هم نکردم

هادی نعمت‌الهی در مورد دغدغه خود برای ساخت این مستند صحبت کرد و گفت: سابقه علاقه خودم به موضوع بوسنی به مستند «خنجر و شقایق» برمی‌گردد. حقیقت این هست که در همان سال‌های کمتر از نوجوانی، این مستند را دیدم و به شدت بر من تاثیر گذاشت؛ چه تصاویر ماندگار آن و چه صدای ویژه شهید آوینی بر روی آن. به این موضوع، کمک‌هایی را اضافه کنید که در مدارس، نمازهای جمعه و … انجام می‌گرفت. در آن ایام، اخبار عجیب و غریبی از جنگ مخابره می‌شد که آن‌ها را از تلویزیون و رادیو می‌شنیدیم. همیشه در گوشه ذهنم بود که یک روزی به بوسنی بروم. البته می‌دانستم که بوسنی رفتن خیلی ساده نیست. چرا که شرایط خاص سیاسی دارد و هزینه‌های زیادی دارد. این موضوع ادامه داشت تا زمانی که یک گروه از دوستان که پزشک هستند و دو سال قبل، پیاده‌روی اربعین نیز رفته بودند تا به زائران خدمات پزشکی بدهند، تصمیم گرفتند که بعد از ۲۲ سال، در برنامه‌ای شرکت کنند که اتفاقا پیاده‌روی بود و من تا آن زمان از این پیاده‌روی خبر نداشتم. یک پیاده‌روی ۱۲۰ کیلومتری بود که حدود ۳ روز به طول می‌انجامید و ماجرای روز چهارم هم خاص بود که در مستند آمده هست. وقتی دوستان با من تماس گرفتند، حتی فکر هم نکردم و با گروه راهی بوسنی شدم. از جایی که در آن حضور داشتم، بسیار ذوق‌زده بودم و به همین دلیل تصاویر زیادی را گرفتم.

ماجرای بوسنی رفتن هیئتی از ایران با حضور شهید آوینی و آیت‌الله جنتی

نادر طالب‌زاده در مورد حضور خود در بوسنی در سال‌های گذشته گفت: خاطرم هست که همراه با دوستان در اتاق شهید آوینی بودیم و به ما خبر دادند که آقای جنتی همراه با هیئتی به بوسنی می‌روند. ما نیز اعلام آمادگی کردیم و در نهایت تصمیم گرفتیم که با یک کار رسانه‌ای و تولید فیلم، به این سفر برویم. قبل از این ماجرا، همراه با شهید آوینی یک مستند ۱۰ قسمتی به نام ساعت ۲۵ در آمریکا ساخته بودیم که به اتمام رسیده بود. در سفری که به بوسنی داشتیم، به شهرهای مختلف آن رفتیم. خاطرم هست که در روزهای آخر یکی از دوستان پیشنهاد داد که اگر بتوانیم وارد محاصره گراژده بشویم، اتفاقات خوبی رخ می‌دهد، البته شاید هم اتفاقات بدی رخ می‌داد. همین جاده مرگ که در مستند نشان داده شد،‌ دقیقا مسیر محاصره بود. در نهایت تصمیم گرفتیم که در منطقه بمانیم و قسمت دوم که بخش اصلی مستند بود، ساخته شد. این قسمت مربوط به جنگ بوسنی بود. این سفر برایمان بسیار خاطره‌انگیز بود. قبل از سفر تمام تکست نوشتن‌ها، تاریخ‌نگاری‌ها و نوشتن تکست اصلی توسط سید مرتضی انجام شده بود و وقتی وارد بوسنی شدیم، در هنگام تصویربرداری‌ها دقیقا می‌دانستیم که قرار هست از چه چیزی تصویر بگیریم.

حذف صدای شهید آوینی برای پخش «خنجر و شقایق» از صدا و سیما؛ زلزله مطبوعاتی که باعث تغییر مدیریت صدا و سیما شد

وی در مورد مشکلات پخش آن مجموعه مستند از تلویزیون صحبت کرد و گفت: در سالگرد اول بوسنی، قرار بود که این فیلم پخش بشود. ۴ قسمت از آن را به تلویزیون دادیم اما به تصمیم یک گروهی، ناگهان صدای شهید آوینی حذف شد. دلیل آن را هنوز هم نمی‌دانیم. خود آقای آوینی بسیار ناراحت بود و دوستان نیز تاسف خوردند. این موضوع باعث شد که اعتراضاتی به تلویزیون بشود و در نهایت ۳ نامه بلند در نقد صدا و سیما نوشته شد. این ماجرا به تفحص مجلس از صدا و سیما نیز کشیده شد تا در نهایت منجر به تغییرات مدیریتی شد. این موضوع باعث زلزله مطبوعاتی شد. هنوز هم کسی نمی‌داند که دو صفحه از یکی از نامه‌ها، تکست مرتضی هست که نوشته شد. آقای نصیری دبیر کیهان می‌گفت که نیمی از آن را به دلیل تند بودن آن حذف کردم تا بتواند چاپ شود. خیلی‌ها پای این موضوع ایستادگی کردند در حالی که می‌توانستند از آن عبور کنند. وقتی افراد مقابله کردند برکت داشت. این موضوع می‌تواند درسی برای امروز ما باشد.

سابقه تاریخی  راه‌پیمایی «مارش میرا» چیست؟ 

کارگردان مستند «مارش میرا» درباره سابقه راه‌پیمایی بوسنی گفت: بوسنی‌ و هرزگوین به عنوان یک کشور، اعلام استقلال می‌کند. خود غربی‌ها به عنوان اولین کشورها، آن را به رسمیت می‌شناسند. اما خوش‌حالی مسلمانانی که در گوشه ای از یوگوسلاوی بزرگ زندگی می‌کردند، خیلی دوام نمی‌آورد و یک هفته بعد جنگ آغاز می‌شود. جنایت‌هایی که در این جنگ رخ می‌دهد، بزرگ‌ترین نسل‌کشی بعد از جنگ جهانی دوم هست. دقت کنید که این اتفاق در آفریقا یا خاورمیانه اتفاق نمی‌افتد بلکه در اروپا و در مهد تمدن رخ می‌دهد. سربرنیتسا تاریخ جنگ را تغییر می‌دهد و باعث می‌شود که جنگ تمام بشود. مردم مسلمان و آواره بوسنی از جاهای مختلف به این شهر پناه می‌آورند چرا که در ابتدای جنگ قرار بوده هست که این شهر، شهری امن باشد. نیروهای سازمان بین‌الملل مسئولیت امنیت این شهر به ظاهر امن را در دست می‌گیرند و مسلمانان از جاهای مختلف به آن می‌آیند. اتفاق عجیبی رخ می‌دهد، صرب‌ها شهر را محاصره می‌کنند و وارد مذاکره با نیروهای سازمان بین‌الملل می‌شوند. اتفاقی که رخ می‌دهد این هست که صرب‌ها می‌گویند که مسلمانان سلاح‌های خود را زمین بگذارند، ما شهر را اشغال می‌کنیم و با اتوبوس همهشان را به جاهای امن منتقل می‌کنیم. جالب هست که همیشه درخواست کمک از سمت مسلمانان ساکن در این منطقه وجود داشته هست اما گویا تعمدی این اتفاق رخ نمی‌دهد. مسلمانان بی‌خبر از پشت پرده ای که بین نیروهای صرب و سازمان ملل رخ داده هست، اعتماد می‌کنند و سلاح‌ها را زمین می‌گذارند بدون آنکه بدانند در ۴۸ ساعت آینده چه اتفاقی برایشان رخ می‌دهد. بعضی از آنان نسبت به این توافق بی‌اعتماد بودند و شبانه از جنگل فرار می‌کنند. مسیر آنان در جنگل به سمت شهر نزوک، مسیر ۱۱۰ کیلومتری هست که اتفاقات عجیب‌غریبی در آن رخ می‌دهد. این مسیر، مسیر سختی هست که امروزه راه‌پیمایی برعکس مسیر آنان صورت می‌گیرد یعنی اگر آنان از سمت سربرنیتسا به نزوک رفتند، راه‌پیمایی این روزها، برعکس هست. گزارشات عجیبی از این مسیر در تاریخ آمده هست. این که خیلی از مسلمانان در این راه به دلیل گرسنگی و تشنگی کشته شدند و یا صرب‌ها آنان را کشتند.

رخداد انقلاب اسلامی و نفوذ آن، مهم‌ترین عامل فروپاشی شوروی بود

نادر طالب‌زاده در بخش دوم صحبت‌های خود گفت: مهم‌ترین موضوع در بوسنی و هرزگوین، ماجرای فروپاشی شوروی بود چرا که تمام کشورهای یوگوسلاوی در مدار شوروی بودند. بعد از فروپاشی شوروی، بسیاری از کشورهایی که زیر چتر آن بودند، مستقل شدند. اسلوونی ابتدا مستقل شد و بعدها نیز کرواسی، صربستان و … مستقل شد. وقتی بوسنی تصمیم به استقلال گرفت، صرب‌ها با آن مخالفت کردند. خیلی از کشورها استقلال بوسنی را پذیرفتند اما در داخل، بین صرب‌ها و مسلمانان بوسنی جنگ درگرفت. باید یادمان باشد که چگونه شد که شوروی و کمونیسم به فروپاشی رسید. شاید مهم‌ترین عامل در این میان، فاکتور انقلاب اسلامی و نفوذ آن بود. خیلی‌ها توجه نمی‌کنند که انقلاب اسلامی باعث شد که بسیاری از فرماندهان افغان به سمت شوروی حرکت کنند و بین شوروی و افغانستان جنگ گرفت. پس یکی از علت‌های فروپاشی شوروی، جنگ در افغانستان بود و البته جنگ فرسایشی بین ایران و عراق تاثیر بسیاری داشت چرا که شوروی از صدام حمایت می‌کرد. دقت داشته باشید که بعد از فروپاشی شوروی، بسیاری دیگر از کشورها مانند آلمان با هم متحد شدند اما یکی از کشورهایی که نتوانست متحد شود، بوسنی بود.

سازمان بین‌المللی که نقش صلح‌طلبانه نداشت/ ۸هزار مسلمان با حمایت سازمان ملل کشته شدند

وی ادامه داد: در مستند به این موضوع خیلی خوب پرداخته شده هست که درگیری بین دو کشور، فقط یک درگیری ساده نیست. تنفری که پیش می‌آید، باعث می‌شود که مردم مظلوم بوسنی در تنگنا گیر کنند، سپس به سازمان ملل اعتماد می‌کنند، فریب می‌خورند و … یادمان باشد که سازمان ملل در کجاها کم می‌آورد. باید دقت داشته باشیم که سازمان ملل بعد از تاسیس اسرائیل ایجاد شد. خیلی‌ها این موضوع را فراموش می‌کنند. نباید نقش سازمان ملل را صلح‌طلبانه دانست چرا که همان‌طور که ۸ هزار نفر را به راحتی به کشتن داد، در جای دیگر نیز می‌تواند. خاطرم هست در سفری که به بوسنی داشتیم، مردم بوسنی هیچ چیز برای خوردن نداشتند اما نیروهای سازمان بین‌الملل اطراف منطقه را گرفته بود اما هیچ کمکی نمی‌کردند که دارو و موادغذایی وارد شهر بشود. این موضوع عین خیانت هست. تیمی که از ایران به آن منطقه رفت، خیلی کمک‌کننده بود. دقت کنید که در سال ۱۹۹۲ ایران ریسک کرد و حاضر شد که برای مردم بوسنی که بی‌سلاح بودند، سلاح بفرستد. این کار در روز روشن انجام شد و ابایی برای این کار وجود نداشت. من خودم شاهد جابه‌جایی این سلاح‌ها بودم. این کار محاصره را شکست. این نقش ایران در بوسنی بود که نترسید و با شجاعت این کار را انجام داد. دقت کنید که اتفاقی که در بوسنی رخ می‌دهد، خیلی خاص هست. این اتفاق خاص نتیجه دیدار بین حزب‌الهی‌های ایران با مردم مسلمان و عاشق اسلام بوسنی هست که در نهایت چنین مقاومتی را رقم می‌زند. سلاح دادن ایران به بوسنیایی‌ها، چیزی هست که اصلا فراموش نمی‌شود.

اصرار آمریکا برای خروج ایرانی‌ها از بوسنی/ مردم بوسنی می‌گفتند در این ۲۲ سال کجا بودید؟

هادی نعمت‌الهی به کاروان ایرانی حاضر در راه‌پیمایی صلح اشاره کرد و گفت: یکی از بندهای جدی صلح دیتون این بود که ایرانی‌ها نباید باشند. پس بعد از صلح، خیلی زود نیروهای ایرانی برگشتند و دیگر کسی را در بوسنی نداشتیم. این که آمریکایی‌ها این قدر اصرار داشتند که ایرانی‌ها در بوسنی حضور نداشته باشند، به دلیل ضریب نفوذی بود که به سرعت از طریق ایرانی‌ها در منطقه پیش می‌رفت. وقتی با مردم بوسنی حرف می‌زدم، می‌گفتند که شما تنها مردمی بودید که به ما کمک کردید و در ازای آن چیزی از ما نخواستید. برایم عجیب بود که مگر در آن ایام چه چیزی بین ایرانی‌ها و بوسنیایی‌ها گذشته هست. خیلی از آنان خاطره داشتند برای مثال به سراغ تنها شهردار محجه اروپا که در این منطقه بود رفتم. ازش پرسیدم که چه خاطره‌ای داری؟ در جواب به من گفت که خاطرم هست که در آن ایام، همسرم شهید شده بود و من فرزند کوچکی داشتم که برای شستن لباس‌های این بچه، پودر لباسشویی نداشتم. مستاصل شده بودم که چه کار باید بکنم. در همان زمان، پودرهایی از ایران به منطقه آمده بود که وقتی به دستم رسید، خیلی خیلی خوش‌حال شدم. این شهردار حرف‌هایش را با حس و حال خاصی می‌زد. در این سال ها شاید خود ما هم در قضیه بوسنی کم‌کاری کردیم و بعد از آن سابقه درخشان هیچ وقت برنگشتیم که قدمی برداریم. البته محدودیت‌های سیاسی هم هست. ما بعد از ۲۲ سال با گروهی برگشتیم که جنس حضور آن از جنس همان ۲۲ سال پیش بود. یعنی آمده بودند که به مردم خدمت بکنند. در روز دوم، اتفاقی در منطقه رخ داد که خیلی برایمان جالب بود. این افراد به دلیل پیاده‌روی زیاد، عضله‌هایشان گرفته بود. ما هم برای این که آنان بتوانند دوباره به پیاده‌روی ادامه بدهند، ساعت‌ها پاهایشان را ماساژ می‌دادیم. بزرگ‌ترین مطالبه مردم بوسنی از من در این سفر این بود که شما در این مدت کجا بودید. این موضوع را نسلی از ما می‌پرسیدند که جنگ را کاملا درک کرده بودند، یا عزیزی را از دست داده بودند و یا خاطره‌ای از جنگ داشتند. نسل امروز مردم مسلمان بوسنی، خاطره‌ای از ما ندارند. مطمئنا این موضوع تعمدی هست اما خود ما هم کم‌کاری کرده‌ایم. در آخر فیلم این مطالبه جدی بیان می‌شود که ما در این دو دهه کجا بوده‌ایم؟

طالب‌زاده در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا ما بوسنی را از دستور کار خود خارج کرده‌ایم یا خیر، گفت: باید بگویم که ما باید بوسنی را زنده نگه می‌داشتیم. ما بوسنی را رها کردیم و فشار غرب باعث کوتاه‌آمدن ما شد. از طرف دولت و وزارت خارجه هیچ‌کس سمت ما نیامد که خواهد کاری کنیم. اکنون یمن دست کمک دراز کرده هست و ما هیچ کمکی نمی‌کنیم. این عدم فعالیت، بر روی کارهای دیگر ما نیز تاثیر می گذارد و کارهای دیگرمان را بی‌برکت می‌کند. یک عده مسلمان می‌میرند و ما هیچ غذا و دارویی به آنان نمی‌رسانیم. ما یک هواپیما به آنجا فرستادیم و بمباران شد و برگشت. خب یک هواپیمای دیگر بفرستید. عربستان کیست که ما بخواهیم حرفش را گوش بکنیم. یادمان باشد که بوسنی امروز در یمن هست و در این منطقه تکرار می‌شود. مطمئن باشید که عدم حرکت‌های ما باعث می‌شود که کارمان بی‌برکت شود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم ماهی و برکه

برای اولین بار در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا و تماشایی ماهی و برکه با بهترین کیفیت ممکن و لینک مستقیم

فیلم ماهی و برکه به کارگردانی علی براتی با کیفیت های مختلف به همراه تصاویر بازیگران و معرفی کامل عوامل پشت صحنه

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ است .

دانلود فیلم ماهی و برکه 1 دانلود فیلم ماهی و برکه

دانلود فیلم ماهی و برکه

فیلم ماهی و برکه به کارگردانی علی براتی ، نویسندگی مهدی نامجو ، محمد صادق باقری و علی براتی و تهیه کنندگی هادی انباردار ساخته می شود .

این فیلم سینمایی دارای مضمونی اجتماعی است .

گفته می شود بخشی از فیلمبرداری فیلم ماهی و برکه در خارج از کشور انجام می شود .

فیلمبرداری ماهی و برکه با حضور مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان فارس در دبیرستان امام خمینی (ره) شهر اقلید انجام شده است .

شهرستان اقلید در فاصله ۲۶۷ کیلومتری شمال شیراز واقع شده است .

بهناز جعفری یکی از بازیگران اصلی فیلم ماهی و برکه می باشد .

او همچنین در فیلم های سه رخ ، پاسیو و … نیز بازی کرده است .

بازیگران فیلم ماهی و برکه

سعید آقاخانی ، بهناز جعفری ، علیرضا استادی ، میرطاهر مظلومی ، مهسا هاشمی ، عبدالباسط رضایی ، مهرناز احدیان ، ساغر کیان راستی و امیررضا فرامرزی بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

عوامل فیلم ماهی و برکه

کارگردان : علی براتی

تهیه کننده : هادی انباردار

نویسندگان : مهدی نامجو ، محمد صادق باقری و علی براتی

مشاور کارگردان : سید حسین آزادی

برنامه ریز و دستیار اول کارگردان : مسعود میمی

مدیر فیلمبرداری : مهدی ایل‌بیگی

مدیر تولید : صادق ایزدخو

استوری بورد : علی امامزاده و حسین آزادی

تدوین : حسن حسن دوست

طراح چهره پردازی : علی بهرامی فر

طراح صحنه و لباس : سهیل میرسپاسی

فیلمبردار پشت صحنه : اصغر براتی

صدابردار : آرش برومندی

عکاس : امین حق بر

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین تصاویر منتشر شده از بازیگران فیلم ماهی و برکه دعوت می کنیم :

دانلود فیلم ماهی و برکه 3 دانلود فیلم ماهی و برکه

گریم متفاوت بهناز جعفری در فیلم ماهی و برکه

دانلود فیلم ماهی و برکه 2 دانلود فیلم ماهی و برکه

خلاصه داستان و موضوع فیلم ماهی و برکه

لینک های دانلود فیلم سینمایی ماهی و برکه پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم ماهی و برکه اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویاکشور ایران در دوران حکومت رضاشاه با رویدادی عجیب مواجه شد که در طول تاریخ این کشور سابقه نداشت؛‌ این رویداد همان سیاست کشف حجاب زنان بود؛ سیاستی که واکنش‌ها و قیام‌های متعددی را از سوی مردم متدین ایران به همراه داشت.به دنبال این اعتراضات و واکنش‌ها،‌ یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ ایران یعنی حادثه سرکوب مردم در مسجد گوهرشاد مشهد رقم خورد. مهم‌ترین زمینه تحصن گروه‌های مختلفی از مردم غیور ایران در مسجد گوهرشاد را می‌توان برگزاری جشن‌هایی برای ترویج مظاهر برهنگی و بی‌حجابی در ماه‌های دی و بهمن ۱۳۱۴ در سراسر کشور، به ویژه در شیراز نامید.

در این یادداشت در سالگرد واقعه تلخ مسجد گوهرشاد به زمینه‌های فرهنگی و سیاسی سیاست کشف حجاب در عصر رضاخان اشاره‌ای اجمالی شده هست. تطبیق زمینه‌های شکل‌گیری قانون منع حجاب زنان با آنچه که اکنون از سوی بعضی روشنفکران و متجددان غرب‌زده در حال پی‌ریزی هست، بسیار عبرت‌آموز هست. 

شعار جدایی دین از سیاست
تحولات قابل توجهی در سده ۱۴ هجری که مقارن با سده بیستم میلادی هست از جهات علمی، فلسفی، سیاسی و فرهنگی به وجود آمد. مدرنیسم که از سده ۱۶ با زمینه‌های فلسفی خاص خود در غرب آغاز شد، در این دوره به کمک پیشرفت‌های علمی و فناوری اوج گرفت. مؤلفه بنیادی فلسفه مدرنیسم را انسان‌باوری(اُمانیسم) در مقابل خداباوری معرفی کرده‌اند که زمینه مکاتب فکری الحادی همچون ماتریالیسم(مادی‌گرایی) و سوسیالیسم(ملی‌گرایی) را فراهم آورد. این مکاتب با ایده‌هایی مثل همسانی اقتصادی، نزاع علم و دین، آزادی، عدالت اجتماعی و … باعث ایجاد جنبش‌هایی در سطح دنیا شد که  احتمالاً مهم‌ترین آنها جنبش فمنیسم و ظهور حکومت‌های کمونیستی در کشورهای موسوم به بلوک شرق در اوایل این سده بود.

شعار ناکارآمدی آموزه‌های دین در قرن۱۴
جهان اسلام در این سده به دلیل بی‌کفایتی و استبداد حاکمان خویش و نیز نابسامانی داخلی از یک سو و درگیری با مستعمرین خارجی از سوی دیگر با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کرد؛ با توجه به اینکه اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران در این دوره از اقتدار لازم برخوردار نبود، حاکمیت استبداد و بی‌کفایتی قاجار، فرهنگ و تمدن کشور را در وضعی قرار داد که زمینه‌های رشد و ترقی از آن گرفته شد و زمینه را برای دریافت آموزه‌های غربی در مکتب مدرنیسم آماده کرد. همچنین چالش کارآمدی دین و آموزه‌های دینی در شرایط و اوضاع احوال جهانی و منطقه‌ای سده معاصر مهم‌ترین مساله آن دوران به شمار می‌رود.

از نقطه نظر مسائل دینی و مذهبی چالش مهمی که در سده ۱۴ به خصوص در عصر حکومت قاجار و نیز در سده ۱۵ در عصر پهلوی اول و دوم وجود داشت طرح ایده ناکارآمدی آموزه‌های قرآنی و اسلامی در مواجهه با مسائل و تحولات نوین بود. اوضاع اسفبار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مسلمانان در سرزمین‌های مختلف این ایده را گسترش می‌داد که علت عقب‌ماندگی و انحطاط مسلمانان پایبندی به دین هست؛ لذا حکام وقت جهان اسلام،‌ راهکار را در زیر پا نهادن سنتهای دینی و گرایش به سوی تمدن غرب می‌دانستند تا جایی که حاضر بودند بسیاری از دستاوردهای جامعه را در اختیار آنان قرار دهد و امتیازاتی را به آنان ببخشد.

 

 

نفوذ مدرنیسم در کشورهای اسلامی و ایران
پس تفکر مدرنیسم که در دهه‌های بعدی در بین حاکمان و اندیشمندان غرب و شرق ریشه دواند، حکام کشورهای اسلامی و بعضی اندیشمندان، نواندیشان و روشنفکران غرب‌گرای این کشورها به خصوص ایران را تحت تأثیر قرار داد؛ مضاف بر اینکه در عصر قاجار به دنبال کوشش‌های امیر کبیر اعزام دانشجویان و اندیشمندان به جهان غرب شکل گرفت که ناخواسته زمینه‌ساز نفوذ اندیشه‌های غرب در کشور شد. دارالفنون نخستین مدرسه‌ای بود که به سبک اروپایی در زمان ناصرالدین شاه به همت امیرکبیر به منظور آموزش علوم جدید به راه افتاد. معلمان این مدرسه از کشورهای اروپایی دعوت شدند و نخستین دانش‌آموزان عمدتاً شاهزادگان و اعیان و اشراف بودند؛ لذا عمده این افراد پس از بازگشت به ایران سعی در انتقال فرهنگ و آموزه‌های غرب به کشور داشتند. از خطرناک‌ترین تفکراتی که وارد سرزمین ایران شد، تفکر عدالت جنسیتی یا همان فمنیست بود که تاکنون طرفدارانی را به خود دیده هست.  

غربگرایان چاره درد جامعه را عبور از سنت‌های دینی می‌دانستند
در واقع از نقطه نظر مسائل دینی و مذهبی چالش مهمی که در سده ۱۴ به خصوص در عصر حکومت قاجار و نیز در سده ۱۵ در عصر پهلوی اول و دوم وجود داشت طرح ایده ناکارآمدی آموزه‌های قرآنی و اسلامی در مواجهه با مسائل و تحولات نوین بود. اوضاع اسفبار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مسلمانان در سرزمین‌های مختلف این ایده را گسترش می‌داد که علت عقب‌ماندگی و انحطاط مسلمانان پایبندی به دین هست؛ لذا جهان اسلام به تبع رفتار بعضی نواندیشان در حال گزار از فرهنگی سنتی به شیوه‌ای مدرن برگرفته از تحولات غرب بود؛ زیرا چاره درد را در زیر پا نهادن سنتهای دینی و گرایش به سوی تمدن غرب می‌دانست تا جایی که حاضر بود بسیاری از دستاوردهای جامعه را در اختیار آنان قرار دهد و امتیازاتی را به آنان ببخشد. ادعای ناکارآمدی آموزه‌های دین از سوی حاکمان غرب‌زده را در برگه‌های تاریخ می‌توان مشاهده کرد. به عنوان نمونه روزی رضاشاه قبل از اجرای سیاست «کشف حجاب» به محمود جم که پس از فروغی به نخست وزیری رسیده بود، چادر را دشمن ترقی و پیشرفت مردم معرفی کرد و در این باره گفت: «این چادر و چاقچورها را چطور می‌شود از بین برد؟ دو سال هست که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته. از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می‌ کنند، دیگر از هر چه زن چادری بود، بدم آمده هست. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست.» (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، جلد ۶، چاپ اول، تهران: علمی، ۱۳۶۲، ص ۲۶۱)

در واقع از شروع رنسانس به بعد، مدرنیته غربی که یکی از دستاوردهای آن سکولاریسم هست، توانسته بود در بین اندیشمندان جهان اسلام و حتی ادبا تأثیر بگذارد؛ اکثریت قریب به اتفاق اندیشمندان توافق دارند که بحث جدایی دین از سیاست در دنیای امروز ریشه در تحولات غرب دارد. تجربه غرب از حاکمیت کلیسا و تحولات پس از آن یعنی تحولاتی که از دل مدرنیته به‌وجود آمد، منجر به ایده جدایی دین از سیاست یا سکولاریسم شد این تحولاتی تا حدی بود که از عصر رنسانس به بعد، وضعیت حجاب زنان غربی هم تغییر کرد، حتی نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و تصاویری که از حضرت مریم(س) ارائه شد فاجعه‌آمیز بود.

آغاز انحطاط هنر در عصر قاجار
در این دوران بود که فیلم‌ها، موسیقی‌ها و رسانه‌ها تأثیر بالایی بر سبک زندگی و شیوه مردم اروپا گذاشت و زنان بر اثر شعار عدالت جنسیتی توانستند به زعم خود استقلال بیشتری کسب کنند؛ همچنین هنر مدرن سبک‌های جدیدی مثل سو رئالیسم و… تولید کرد. پس به ظرفیتی رسیده بود که می‌توانست علم و فرهنگ را به جوامع مختلف صادر کند و اندیشمندان و ادبای جوامع را تحت تأثیر قراردهد. ظهور ادیبانی مانند صادق هدایت (۱۹۰۴ میلادی) و آن سبک نگارش و تفکرات خطرناک سو رئالیستی آنان نمونه‌ بارز این نوع تأثیرگذاری در بین ادیبان آن دوران بود.

عدالت جنسیتی

یکی از مهم‌ترین ایده‌هایی که در قرن چهاردهم ه.ق مصادف با سده بیستم میلادی در کنار تفکرات الحادی به وجود آمد، شعار  برابری جنسیتی یا به اصطلاح عدالت جنسیتی بود. تفکر برابریِ جنسیتی یا برابری جنسی می‌گوید: زن و مرد حقوق و وظایف یکسان دارند و همه از فرصت‌های مساوی در جامعه برخوردارند. همچنین برابری جنسی مربوط به عدالت و تقسیم مسئولیت‌ها هست. این تفکر که از دل مکتب «فمنیست» در آمد، هدفش عموماً حذف نابرابری‌های جنسیتی، مردسالاری و جنسیت‌گرایی هست در حالی که از نظر اسلام وظایف باید مبتنی بر توامندی‌های ذاتی جنسیت مرد و زن باشد نه تقسیم یکسان مسئولیت‌ها؛ از نظر اسلام این تفکر، شأن و جایگاه معنوی زنان در جامعه را کاسته و زمینه سایر مشکلات اجتماعی را برای آنان فراهم می‌آورد. با توجه به جایگاه کنونی زن در غرب به عنوان ابزاری برای شهرت و شهوت و ابزاری برای جذب بازارهای تجاری، می‌توان اوج تزلزل مکتب فمنیسم را فهم کرد. 

به می‌توان گفت عصر قاجار، عصر انتقال مکاتب غرب و اندیشه‌های غیر دینی فلسفه غرب داخل ایران بود تا جایی که حتی بعضی علما را تحت تأثیر قرار داد. از این رو تفکرات مدرنیسم به سرعت در بین نواندیشان و اصلاح‌طلبان غرب‌گرا و حتی وزیران و حکام قاجار ریشه دواند و همان طور که اشاره شد، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مدرنیته غرب که همان شعار جدایی دین از سیاست و نیز شعار ناکارآمدی دین در پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی بود، در بین نخبگان جامعه ریشه دوانید. عده‌ای از مردم که در فشار مستعمرین خارجی و استبداد داخلی حکام قرار داشتند،‌ اسیر این نوع تفکر شدند؛ در این زمان بود که اندیشمندانی مثل جمال‌الدین اسدآبادی و بعد از آن سید قطب با شعار بازگشت به آموزه‌های قرآن در پی حل معضلات اجتماعی بر اساس آیات قرآن بر آمدند و نبردی تازه علیه مدرنیسم را آغاز کردند. 

عصر قاجار، عصر انتقال مکاتب غرب و اندیشه‌های غیر دینی فلسفه غرب داخل ایران بود. در این برهه زمانی تفکرات مدرنیسم به سرعت در بین نواندیشان و اصلاح‌طلبان غرب‌گرا و حتی وزیران و حکام قاجار ریشه دواند. در آن سده  یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مدرنیته غرب که همان شعار جدایی دین از سیاست و نیز شعار ناکارآمدی دین در پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی بود، در بین نخبگان جامعه ریشه دوانید. 

 

 

تلاش‌های یک زن بابی در ترویج تفکرات فمنیستی
از اواسط دهه ۱۳۰۰ (اواخر پادشاهی قاجاریان) انتقاد به حجاب دست‌کم در تهران آسان‌تر شده بود. گروه‌های فعال جنبش زنان ایران از حجاب انتقاد می‌کردند، برای مثال «نشریه عالم نسوان» در سال ۱۳۱۰ بحثی دربارهٔ حجاب باز کرد و فراخوانی برای این بحث چاپ کرد. پاسخ‌های موافق و مخالف داده می‌شد. در مجموع، زنان از بی‌حجابی بسیار دفاع کردند و انحطاط اخلاقی جامعه را از سرکوب زنان توسط مردان می‌دانستند ( ساناساریان، ص۹۸ تا ۱۰۰) می‌توان گفت نخستین نشانه‌های کشف حجاب که برگرفته از تفکرات فمنیستی بود، از محافل روشنفکری و دربار قاجار و نیز در سخنرانی بدون روبنده زرین‌تاج معروف به طاهره قرةالعین  شکل گرفت. طی این واقعه، وی در سال ۱۲۶۴ قمری در واقعه بدشت سخنرانی کرد و با حاضر شدن بدون نقاب روبنده حاضران را شگفت‌زده کرد. او همچنین جدائی دین بابی از دین اسلام و نسخ احکام و سنن قدیم را اعلام کرد. طاهره تنها زنی هست که از «حروف حی» محسوب می‌شود (لقبی که بر اساس حروف ابجد، به هجده نفر از اولین کسانی که به علی محمد باب ایمان آوردند، داده شد). 

از دیگر سو مسافرت‌های شاه قاجار به اروپا و مشاهداتش از وضعیت پوشش زنان اروپایی در دربار تأثیر بسزایی در تفکر قانون کشف حجاب داشت. به تدریج موضوع «کشف حجاب» در قالب تجددخواهی به محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و در مطبوعات منعکس شد.

این رویه نیز در زمان حکومت رضاشاه(۱۳۰۵ه.ش) ادامه یافت. فعالان جنبش زنان ایران در دوره مشروطه و ابتدای حکومت رضاشاه بحث‌هایی در نقد حجاب گشودند. رضاشاه در این دوران به تقویت نفوذ و افزایش پایگاه مردمی خود، خصوصاً در میان بعضی روشنفکران پرداخت. سازمان‌های زنان (مانند جمعیت نسوان وطن‌خواه) آزادی فعالیت داشتند و گروه‌های چپ مانند حزب کمونیست ایران فعالیت می‌کردند. 

تفکر فمنیست زمینه‌ساز کشف حجاب
مدارس مختلط دختران و پسران در این دوره تأسیس شد با اینکه رضا شاه با کشف حجاب ادعای برابری حقوق زنان با مردان را مطرح می‌کرد و به آنان به اصطلاح آزادی می‌داد. در حالی که زنان کارگر در شرایط مساوی کار با مردان همکارشان از مزد کمتری برخوردار بودند. از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم بودند. (جمعی از مستشرقین، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ترجمه کیفر و کشاورزی، تهران، انتشارات پوشیل، چاپ اول، ۱۳۵۹، ص ۴۷۳)

روشنفکران ایرانی به تنهایی به چنین اندیشه‌ای دست نیافتند بلکه اعمال چنین سیاست‌هایی، در ترکیه توسط کمال آتاتورک، در ایران توسط رضاخان و در افغانستان توسط امان‌الله خان، به صورتی هماهنگ، توسط انگلیس تقویت و دنبال می‌شد؛ زیرا تضعیف و تحقیر باور اسلامی مردم منطقه، به معنای جلوگیری از شکل گیری مجدد تمدن اسلامی بود و تجددخواهی مورد تأیید انگلیس، این خطر را مهار می کرد.

سرکوب مردم در مسجد گوهرشاد
در نهایت در بهمن ۱۳۱۳ در مراسم افتتاح دانشگاه تهران به دختران دستور داده شد که بدون حجاب وارد دانشگاه شوند. در فروردین ۱۳۱۴، جشنی در مدرسه شاپور شیراز برگزار شد و دختران بدون حجاب به اجرای مراسم ورزشی و پایکوبی در حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف و از فعالان کشف حجاب پرداختند. این مسئله اعتراض علما را به دنبال داشت و در تلگرافی به رضاشاه نارضایتی خود را اعلام کردند، اما رضاشاه به آنها پاسخی نداد. در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ «کانون بانوان» به دعوت علی اصغر حکمت با هدف آزادی زنان از حجاب به ریاست شمس پهلوی و هاجر تربیت تشکیل شد. از دیگر اقدامات این بود که برای خو گرفتن مردم با اختلاط زن و مرد، در اوایل خرداد ۱۳۱۴، رضاشاه به کلیه وزرا، مدیران، رؤسا و کارمندان دولت دستور داد که هفته‌ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایران حضور یابند. همچنین در خرداد ۱۳۱۴، شاه از وزرایش خواست تا کلاه شاپو (کلاه بین المللی) را جایگزین کلاه پهلوی کنند. در نهایت در پی اعتراض بعضی علمای تراز اول آن دوران بنا شد در مسجد گوهرشاد تحصن صورت گیرد. به دستور رضاشاه تحصن‌کنندگان به رگبار بسته شدند و تعداد زیادی از مردم کشته شدند. 

با توجه آنچه مطرح شد، مهم‌ترین عامل کشف حجاب، نفوذ تفکرات مدرنیسم در کشورهای اسلامی به خصوص ایران بود. تفکری که چالش‌هایی همچون غرب‌زدگی، شعار جدایی دین از عرصه‌های سیاسی اجتماعی، شعار ناکارآمدی آموزه‌های دین، تفکرات فمنیستی، تلاش انجمن‌های زنان فمنیست در داخل کشورو … را به همراه داشت که همه‌ این موارد در مسأله کشف حجاب مؤثر واقع شد. 

حال پس از سال‌ها که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد، شاهدیم عده‌ای از روشنفکران و تجددطلبان غرب‌زده و با تفکرات فمنیستی و نیز به بهانه طرفداری از حقوق زنان همان سیاست کثیف «کشف حجاب» رضاشاه را طی می‌کنند و با طرح مباحثی همچون «عدم حجاب اجباری» سعی دارند گام به گام به سوی این سیاست غیر دینی حرکت کنند. مسیری که تاکنون جز طرفداران حزب شیطان برای گسترش فساد در زمین پیش نگرفتند. 

 

حال پس از سال‌ها که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد، شاهدیم عده‌ای از روشنفکران و تجددطلبان غرب‌زده و با تفکرات فمنیستی و نیز به بهانه طرفداری از حقوق زنان همان سیاست «کشف حجاب» رضاشاه را پیگیری می‌کنند و با طرح مباحثی همچون «حجاب اجباری» سعی دارند گام به گام به سوی این سیاست غیر دینی حرکت کنند. مسیری که تاکنون جز طرفداران حزب شیطان برای گسترش فساد در زمین پیش نگرفتند

یادداشت: سعید شیری

انتهای‌پیام/ 

 

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم سه رخ

هم اکنون در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم سینمایی بسیار زیبا و تماشایی سه رخ با لینک مستقیم و بهترین کیفیت ممکن

فیلم سه رخ به کارگردانی جعفر پناهی با کیفیت های متفاوت و اصلی به همراه معرفی کامل عوامل پشت صحنه و تصاویر بازیگران

این فیلم محصول سال ۱۳۹۷ است .

دانلود فیلم سه رخ 1 دانلود فیلم سه رخ

دانلود فیلم سه رخ

فیلم سه رخ به کارگردانی جعفر پناهی ، نویسندگی جعفر پناهی و نادر ساعی ور و تهیه کنندگی نادر ساعی ور ساخته شده است .

جعفر پناهی علاوه بر کارگردانی این اثر سینمایی ، در آن به عنوان بازیگر نیز حضور دارد .

فیلم سه رخ در هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن حضور داشت و نخل طلایی بهترین فیلمنامه را کسب کرد .

این فیلم ایرانی ششمین ساخته بلند جعفر پناهی در مقام کارگردانی است .

بازیگران فیلم سه رخ

بهناز جعفری ، جعفر پناهی ، مرضیه رضایی ، مائده ارتقایی و نرگس دل آرام در این فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته اند .

عوامل فیلم سه رخ

کارگردان و تهیه کننده : جعفر پناهی

نویسنده : نادر ساعی ور و جعفر پناهی

طراح صحنه : لیلا نقدی

تدوین : مستانه مهاجر و پناه پناهی

صداگذاری : علیرضا علویان

صدابردار : عبدالرضا حیدری

مدیر فیلمبرداری : امین جعفری

در ادامه شما کاربران گرامی را به دیدن جدیدترین تصاویر منتشر شده از فیلم سه رخ دعوت می کنیم :

دانلود فیلم سه رخ 4 دانلود فیلم سه رخ

جدیدترین عکس های بازیگران فیلم سه رخ

دانلود فیلم سه رخ 3 دانلود فیلم سه رخ

خلاصه داستان فیلم سه رخ

دانلود فیلم سه رخ 2 دانلود فیلم سه رخ

نمایی از تصاویر فیلم سه رخ

 دانلود فیلم سه رخ

لینک های دانلود فیلم سینمایی سه رخ پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم سه رخ اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، بهروز غریب پور (کارگردان)، مصطفی رحماندوست (نویسنده و شاعر)، رضا بابک (کارگردان و بازیگر)، عذرا وکیلی (گوینده رادیو)، صادق صندوقی (خالق کارت صدآفرین و نقاش)، فرشته طائرپور (تهیه کننده)، محمود برآبادی (نویسنده) و فریدون عموزاده خلیلی(نویسنده و روزنامه نگار) روز گذشته ۲۰ تیر ۱۳۹۷ در جشن آفرین که به همت خانه فرهنگ و هنر آفرین برگزار شد به پاس چند دهه تلاش در حوزه کودک و نوجوان در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران تجلیل شدند.

در ابتدای این مراسم محمدعلی دارایی مدیر عامل خانه فرهنگ و هنر آفرین با اشاره به اینکه قرار هست این خانه فرهنگی و هنری  منظره زیبایی برای نسل اثر گذار باشد، گفت: جشن آفرین تلاش می کند به مفاخر هنر و ادبیات کودک و نوجوان ورود کند تا این نسل ضمن شناخت خالقان فرهنگ و هنر حوزه خود به داشته‌های تاریخی‌اش افتخار کند.

وی با اعلام بعضی از برنامه های خانه آفرین گفت: طی روزهای آینده باشگاه خبر آفرین  و صدا آفرین با محوریت تولید و انتشار اخبار و تولید محتوا توسط کودکان و نوجوانان ایران زمین کار خود را آغاز می کند.

در ادامه مصطفی رحماندوست نویسنده و شاعر نام آشنای حوزه کودکان گفت: خدا را شاکرم که بعد از ۴۰ سال فعالیت برای کودکان احساس می کنم کاری که باید انجام می دادم را در طول این سال ها انجام دادم. 

وی افزود: امیدوارم دعوت از پیشکسوتان ادامه داشته باشد و خداوند توفیق دهد تا برای کودکان سرزمینم قصه بگویم و داستان بنویسم.

در بخش دیگری از این مراسم بهروز غریب پور گفت: افتخار می‌کنم در سرزمینم هر کجا ویرانه ای بوده و هر جا استعداد آبادانی وجود داشته در جای جای این کشور عزیز توانستم به سهم خود ادای دین کنم.

وی افزود: متاسفانه در حال حاضر اگر در دنیای روشنفکری امروز کسی قلم بزند یا کسی در حوزه فلسفه بنویسد یا تاریخ،  فکر می کنند شان آن نویسنده بالاتر از نویسنده ای هست که برای کودکان قلم می‌زند و این مایه تاسف هست.

در ادامه تندیس صدآفرین با حضور مهندس جعفری قائم مقام معاونت صدا، دکتر امیری نیا رییس هیات مدیره تین تاک اپراتور تخصصی کودک و نوجوان و دکتر سلجوقی معاون وزیر ارتباطات به آفرینندگان هنر و ادبیات کودک و نوجوان اهدا شد.

شاهنامه خوانی کودکان از بخش های جذاب این برنامه بود. همچنین اجرای هنری این مراسم بر عهده علی فروتن و حمید گلی  بود.
این مراسم در پردیس سینمایی باغ کتاب برگزار شد.

انتهای پیام/

صفحه 14 از 618
»... قبلی 10111213141516171819 بعدی 203040...«