• تاریخ : ۲۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

بانو نیوز –
فرهنگی وهنری,فیلم سینمایی لونه زنبور” src=”http://tnews.ir/Uploads/News/20170917173941080.jpg” alt=”اخبار,اخبار فرهنگی وهنری,فیلم سینمایی لونه زنبور” />
تهیه کننده فیلم سینمایی «لوله زنبور» به کارگردانی برزو نیک نژاد از پایان فیلمبرداری این فیلم در تهران خبر داد..
به گزارش ایسنا، سعید خانی در این باره بیان کرد: فیلمبرداری «لوله زنبور» به پایان رسیده هست، همچنین تدوین فیلم توسط نیما جوزانی در مراحل پایانی قرار دارد و پس از آن صداگذاری را شروع خواهیم کرد.
او خاطرنشان کرد: در نظر داریم با پایان یافتن مراحل صداگذاری تا یک ماه آینده برای دریافت پروانه نمایش اقدام کنیم تا طبق برنامه ریزی و پس از اخذ پروانه نمایش، فیلم را آذرماه در سینماهای سراسر کشور اکران نماییم.
«لوله زنبور» سومین ساخته برزو نیک نژاد هست و محسن کیایی، پژمان جمشیدی، بهاره کیان افشار، هومن برق نورد، پیام احمدی نیا، سیاوش چراغی پور و رعنا آزادی ور، با حضور فرید سجادی حسینی بازیگران اصلی این فیلم هستند.

  • تاریخ : ۲۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، علاقه جود لاو به دیدن فیلم روی پرده سینما زبانزد هست اما اخیرا حضور او در یکی از سالن های سینمای کشورش دردسرهایی را برای خودش و مردم به وجود آورده به طوری که کار به مسائل امنیتی هم کشیده هست. داستان اصلی از این قرار هست که جود لاو برای شناخته نشدن از یک سوییشرت کلاهدار مشکی برای حضور در سالن سینما استفاده کرده و ماموران حراست هم که او را نشناخته اند به خاطر ظاهر مشکوکش جلوی این بازیگر نام آشنا را گرفته اند.

نکته جالب این که حراست به همه ماموران خودش تذکر داده بود این مرد مشکوک را زیر نظر بگیرند. هر چند بعد از مدتی با شناخته شدن او، تهدید امنیتی برطرف می شود و اوضاع به حالت عادی بر می گردد.

لاو این روزها درگیر بازی در قسمت دوم مجموعه «جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنان» برای حضور در نقش آلبوس دامبلدور در بریتانیا به سر می برد. او برای دیدن فیلم «دیترویت» کاترین بیگلو به سینما رفته بود که پس از دیدن آن، گفت‌وگوی مختصری با کارگردان انجام می دهد، عکسی به یادگار می اندازند و خیلی سریع سینما را ترک می کند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

بانو نیوز –
فرهنگی وهنری,فیلم سینمایی اقای سانسور” src=”http://tnews.ir/Uploads/News/20170917173953675.jpg” alt=”اخبار,اخبار فرهنگی وهنری,فیلم سینمایی اقای سانسور” />
فیلم سینمایی «آقای سانسور» مراحل پیش تولید خود را پشت سر می گذارد و به زودی مقابل دوربین می رود.
به گزارش مهر، فیلم سینمایی «آقای سانسور» به کارگردانی علی جبارزاده آخرین مراحل پیش تولید خود را پشت سر می گذارد و به زودی مقابل دوربین می رود.
گروه تولید فیلم سینمایی «آقای سانسور» پس از توافق با بازیگرانی همچون محمدرضا فروتن و بهنوش بختیاری به تازگی با امید روحانی برای حضور در این فیلم قرارداد بستند.
از میان عوامل پشت دوربین هم بابک اردلان روز گذشته قرارداد خود را با این پروژه به ثبت رساند. اردلان در نوزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران برای صدابرداری فیلم سینمایی «رگ خواب» ساخته حمید نعمت الله جایزه بهترین صدابرداری را دریافت کرد.
هفته گذشته نیز مهری شیرازی به عنوان طراح گریم به «آقای سانسور» پیوست تا تقریبا گروه پشت دوربین این پروژه نیز تکمیل شود.
فیلمبرداری «آقای سانسور» به طور کامل در تهران انجام می شود.
علی جبارزاده فیلمنامه «آقای سانسور» را براساس فیلمنامه «پرده پوشی» به نویسندگی مهدی علی میرزایی به نگارش درآورده و در خلاصه داستان این فیلم آمده هست: تا حالا شده زندگی اطرافیانت رو بدون سانسور ببینی؟
غلامرضا گمرکی تهیه کنندگی این پروژه سینمایی را برعهده گرفته هست.

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، آهنگسازی که تجربه‌ی بسیاری در ساخت موسیقی فیلم داشته هست. سومین برنامه‌ی «موزیک» به علت هم‌زمانی با پخش برنامه‌ی جشن خانه‌ی سینما با یک روز تاخیر برگزار شد تا «خلعتبری» که موسیقی تیتراژین برنامه‌ی «موزیک» نیز از ساخته‌های اوست؛ ناگفته‌هایش را از سینما و موسیقی بیان کند.

«فردین خلعتبری» اما ترجیج داد تا این گفت‌وگو را با پرسشِ خود آغاز کند؛ اینکه «موسیقی خوب یا بد کدام هست؟» و چرا در جامعه‌ی ما در این باره صحبت می‌کند؟ او در برابر پاسخِ «تنکابنی» که اصولا از آنجا که یک متر و معیار علمی در هنر وجود ندارد؛ سلیقه‌ی افراد معیار قضاوت هست؛ ادامه داد: «این اتفاقِ خوبی نیست؛ چون سلیقه‌ی من ممکن هست با کسِ دیگری تفاوت کند؛ ضمن اینکه اگر موسیقی بد هست اصلا چرا باید درباره‌ی آن صحبت کرد؟ من جواب این سوال را ندارم. روزی سوار تاکسی شدم که موسیقی‌ای در آن در حال پخش بود؛ راننده‌اش اعتقاد داشت که من این اثر را گوش می‌کنم تا به چیزی فکر نکنم؛ این در حالی هست که من موسیقی می‌سازم تا مخاطبم فکر کند. پیش خودم فکر کردم شاید چیزی که من را به به فکر واردار می‌کند، دیگری را از فکر گریزان می‌کند. تکلیف من در این میان چیست؟ آیا باید فکر کنم که کسی به این موسیقی گوش می‌کند یا خیر؟ آیا باید مسیر را بروم؟»

او در پاسخ به این سوال که چرا با وجود ۳۰ سال فعالیت در موسیقی فیلم، تاکنون سیمرغ بلورین جشنواره فجر را دریافت نکرده هست؛ تنها به گفتنِ این مساله بسنده کرد که دلیل خاصی نمی‌تواد داشته باشد: «هیات داوران یک نظرات شخصی دارند و احساس کردند که کارهای دیگر بهتر هست. من به این چیزها فکر نمی‌کنم، چون در نت زندگی می‌کنم. از صبح تا شب فکر می‌کنم چه بسازم تا آنچه درونم هست را به ظهور برساند؛ چون درونم مدام تغییر می‌کند؛ اما به طور کلی سعی می‌کنم به این مسایل توجه نکنم؛ چون یک سری الگو مثل احمد پژمان دارم که ممکن هست خیلی‌ها حتی اسم او را هم نشنیده باشند؛ اما اگر از آهنگسازان بزرگ بپرسید، همگی به تاثیر فراوان او در موسیقی اشاره می‌کنند. ایشان کار خودش را کرده هست و هنوز که هنوز هست کار می‌کند و هر کاری که می‌کند من را تحت تاثیر قرار می‌دهد نه فقط از نظر حسی که به عنوان الگو. او در چشم‌انداز همه‌ی ماست. صرف‌نظر از آثارش او می‌تواند برای من حد اخلاقی تعیین کند . اصولا یک آهنگساز دلش نمی‌خواهد بگوید از آدم دیگر تاثیر گرفته هست؛ اما آثار او برای من همه‌اش کلاس درس هست . او ماها را به خاطر خودمان می‌خواهد نه به خاطر خودش و به همین خاطر نمی‌خواست مثل او آهنگسازی کنیم؛ او تنها مسیر را به ما نشان داد. او استادی هست که می‌توان چیزهای بسیاری از او یاد گرفت؛چه در ارکستراسیون و هارمونی‌ و چه در زندگی‌.»

او درباره‌ی واژه‌ی «حد اخلاقی» هم توضیح داد: «نگاهِ احمد پژمان بیشتر از اینکه به بیرون باشد به درون هست. او از انسان‌های اطرافش متوقع نیست و برای همین چه به او جایزه دهند یا نه؛ در روحیه‌اش تاثیر نمی‌گذارد. یک عرفانی در وجود این آدم هست که استغنایی را در او به وجود آورده و می‌تواند الگو باشد.»

او در پاسخ به این سوال که چرا با وجود آنکه شهر تهران به سرعت از نظر فرهنگی و اجتماعی در حال تحول هست؛ اما همچنان فقدان موسیقی در بدنه‌ی شهر را احساس می‌کنیم هم چنین توضیح داد: «شهر ما تغییر می‌کند؛ اما متحول نمی‌شود؛ چون فاقد روند هست؛ شهر ما تنها بزرگ می‌شود؛ «سرطان» تکثیر غیر اصولی سلول‌هاست و شهر ما سرطان‌زده هست. تهران شهر خوبی نیست؛ پس چرا ما انتظار داریم که موسیقی‌اش خوب باشد؟ ما در شهری زندگی می‌کنیم که به گواه تمام متخصصان فاجعه‌بار هست؛ شهر ما زمانی خوب می‌شود که آدم‌ها تحت تاثیر آن شهر به مدنیتی دست یابند که روی رفتارهایشان تاثیر بگذارد؛ خیلی از ما به این سراشیبی کمک می‌کنیم و هنرمندان هم از این قاعده مستثنی نیستند. با همه‌ی اینها تهران جای عجیبی هست؛ معرفت ممکن هست لابه‌لای چیزهای جنگلی پنهان باشد و پیدا شود؛ مثلِ اینکه موسیقی جدی در اینجا طرفدران بسیاری دارد حتی بیشتر از اروپا؛ آدم‌هایی در تهران هستند و گاه جرقه‌های رخ می‌دهد که روح به سمت چیز زلال و خوبی می‌رود که می‌توان به آن رجوع کرد.»

آهنگسازِ کهنه‌کار زندگی عجبی داشته هست، در دوازده سالگی در نوشهر فلوت می‌نوازد، بعد در دانشگاه صنعتی شریف مهندسی سازه می‌خواند، مدتی سه‌تار می‌نوازد و معلم ورزش و مربی سرود مناطق می‌شود، جبهه می‌رود و بعد در دانشگاه هنر، موسیقی می‌خواند، او در توضیح این زندگی می‌گوید همیشه برای خودش حق انتخاب قایل بوده هست: «من زمانی تصمیم به مهاجرت گرفتم و بعد برگشتم؛
چون من اینجایی بودم. مدتی مربی بسکتبال بودم و مینی‌بسکتبال را راه‌اندازی کردم؛ بعد بین موسیقی و بسکتبال، موسیقی را انتخاب کردم، در زندگی به من بد نگذشته هست و خیلی در گرفتاری نبودم؛ اما هر کجا بودم سعی می‌کردم اثری داشته باشم.»

او درباره‌ی آهنگسازی در حوزه‌ی موسیقی فیلم می‌گوید: «سینما در کشور ما بنا به دلایل بسیار زیاد بعد از انقلاب قوام بیشتری پیدا کرد و موسیقی نیز بالتبع آن به همین شکل. قبلا موسیقی فیلم‌ها در ایران یک سری اورتور بود و کارگردانان از کسانی دعوت می‌کردند تخصصی در زمینه‌ی موسیقی فیلم نداشتند؛ اما یک جریانی در دهه‌ی شصت و هفتاد به وجود آمد و کسانی مثل کارن همایون‌فر و پیمان یزدانیان موسیقی را از اورتور بیرون آوردند و به آن هویت دادند. در موسیقی در سینما بسیار رشد کرده هست؛ اما بهترین کارگردانان سینما موسیقی تکست ندارند و آن را حذف می‌کنند. چون مابه‌ازای موسیقی را در آثار موجود پیدا نمی‌کنند. مقصر را باید در خودمان جست‌وجو کنیم.»

او درباره‌ی تجربه‌ی خود در آهنگسازی فیلم نیز می‌گوید: « من همواره تحت تاثیر فیلم هستم و می‌تواند مرا به تکاپو وادارد. ممکن هست فیلم‌هایی کار کرده باشم که خیلی دوستشان ندارم اما حتما در آن چیزی پیدا کرده‌ام که به آن دل باخته‌ام. وقتی قرار هست موسیقی فیلمی را بسازم، تمام تلاشم را می‌کنم که ببینم اگر کارگردانی که با او کار می‌کنم آهنگساز بود؛ چطور موسیقی می‌ساخت؟ مثلا فکر می‌کنم آقای کیارستمی با وجود آنکه اصلا در زمینه موسیقی در فیلم‌‌هایش موفق نبود؛ اما آهنگساز خوبی می‌شد. ایشان سال‌های بسیار قبل یک بار به من گفت برایم موسیقی بساز؛ گفتم اگر بسازم و شما از آن استفاده نکنید، درون خودم نابود می‌شوم.»

او همچنین می‌گوید بیشترین نمود موسیقی در کشور ما در ادبیات آهنگین (ترانه و تصنیف) هست: «من تصانیف زیادی دارم که خیلی‌هایش را با شعر افشین یداللهی (که یادش گرامی باشد) کار کردم؛ اما به عنوان کسی که کار موسیقی می‌کند، موسیقی خالص دغدغه‌ام بوده هست. من چهار فصل باغ ایرانی را بنویسم و هنوز نمی‌دانم سرنوشت آن کار نمی‌شود. رامین فاروقی از آنسامبل ذاستا فیلم‌برداری خوب کرده هست اما باز هم معتقدم که موسیقی باید مستقل باشد نه به شعر وابسته باشد نه به سینما. امیدوارم در آینده از آثار موسیقی بدون کلام حمایت شود؛ چون ما در این زمینه فقیریم. آثار حنانه و استوار اصلا چاپ نشده هست. استادم آققای علیرضا مشایخی با زحمت بسیار جریان موسیقی مدرن را ایجاد کرده هست اما از او حمایتی نشده هست.»

او درباره‌ی حاشیه‌ی سریال «شهرزاد» و رابطه‌ی این روزهایش با «حسین فتحی» که آثار بسیاری را با او ساخته هست نیز می‌گوید: «اگر می‌خواستم دربااره‌ی آن حرف بزنم که تاکنون حرف زده بودم. من هنوز مرگ افشین را نمی‌‌توانم درک کنم؛ هنوز برایم سخت هست و فکر می‌کنم ای کاش با او نگاه مهربان‌تری انجام شود، همان شب با او تلفنی حرف زدم و یکی از قطعاتی که با ارکستر ضبط کرده بودم برایش گذاشتم، گفت این یک شب دهم دیگر هست؛ تکرار برای او معنای گذشته را نداشت؛ معنای آینده را داشت. روز سوم ایشان تنها کسی که توانست کاری کند که احساساتم را بیرون بریزم، حسن فتحی بود. ما با هم بزرگ شدیم. برای یک نسل هستیم. چطور وقتی به کسی می‌گوید موزیک بساز آدم فهمیده‌ای هست و اگر نگوید این طور نیست‌؟ همان‌طور که در بسیاری از سریال‌های او حضور داشتم؛ به همان دلیل در شهرزاد نبودم.»

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

بانو نیوز –
فرهنگی وهنری,بنیادسینمایی فارابی” src=”http://tnews.ir/Uploads/News/20170917173956693.jpg” alt=”اخبار,اخبار فرهنگی وهنری,بنیادسینمایی فارابی” />
هیات معرفی فیلم ایرانی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی فهرست کوتاه ده فیلمی را که برای بررسی بیشتر در نظر گرفته هست، اعلام کرد.
فهرست اولیه اسکاربه گزارش میزان به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، نام ده فیلم اولیه برای معرفی به اسکار امسال منتشر شد.
هیات معرفی فیلم ایرانی در سال جاری طبق سنوات گذشته، با میزبانی بنیاد سینمایی فارابی و تعامل مستقیم با خانه سینما و سازمان سینمایی و امور سمعی و بصری، سازماندهی شده هست.
سیروس الوند (کارگردان)، مجید انتظامی (آهنگساز)، محمد بزرگ نیا (کارگردان)، کمال تبریزی (کارگردان)، سید جمال ساداتیان (تهیه کننده)، رسول صدرعاملی (کارگردان)، جواد طوسی (منتقد)، رضا کیانیان (بازیگر) و امیر اسفندیاری (معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی) در سال جاری در این کمیته عضویت دارند.
«علیرضا تابش» مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در نخستین نشست این هیات ضمن خوشامدگویی به اعضاء و اشاره به پیچیدگی هایی که در تشکیل این هیات وجود دارد، گفت: طبق روال هر ساله، نامه ای به ریاست سازمان سینمایی در خصوص نحوه تشکیل هیات ارسال شد و طی مکاتباتی جداگانه، فهرست نمایندگان پیشنهادی از خانه سینما و فهرست فیلم های برنامه اکران در فاصله مقرر یک ساله از معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایى درخواست شد.
تابش افزود: با توجه به آنکه اعضاء هیأت می بایست در فیلم های فهرست برنامه اکران ذینفع به حساب نیایند، این روند کمی طولانی می شود. از سوی دیگر، تمایل سازمان سینمایی و بنیاد فارابى برای اینکه نمایندگان خود را از میان سینماگران نام آشنا بر گزینند، مسببی برای تعامل بهتر و کامل تر با خانه سینما محسوب می شود.
وی با اشاره به اینکه در چارچوب این همکاری مثبت، بنیاد به پیشینه ای قابل اعتنا در میزبانی هیات معرفی فیلم که در اعلام رأی خود و دفاع از آن استقلال کامل داشته، دست یافته هست، ادامه داد: نتیجه این تلاش، زمانی مشخص می شود که بدانیم هند _ علیرغم معرفی فیلم برای رقابت در رشته بهترین فیلم خارجی زبان از سال ۱۹۵۷_ به سه نامزدی اسکار در این رشته دست پیدا کرده و سینمای نوین ایران در بیست و دو سال اخیر که به شکلی منظم نماینده خود را به فرهنگستان معرفی کرده، دو جایزه و یک نامزدی در این رشته به دست آورده هست.»
مدیرعامل این بنیاد اظهار داشت: سابقه معرفی فیلم های شایسته ای که در رویدادهای داخلی و بین المللی آبرومند و موفق بوده اند، در این موفقیت های جهانی نقشی به سزا داشته هست.»
در ادامه این نشست اعضاء هیات بحث تخصصی خود را با مطالعه مقررات فرهنگستان آغاز کردند که در تعریف فیلم خارجی زبان دستخوش بعضی تغییرات شده هست. بنا به مقررات فرهنگستان، فیلم هایی که حائز شرایط زیر باشند، امکان معرفی را خواهند داشت:
– تولید در خارج از ایالات متحده با دیالوگ هایی اساسا به زبانی غیر انگلیسی و امکان معرفی فیلم های بلند مستند و پویانمایی.
– نخستین اکران عمومی در کشور مبداء در فاصله زمانی یک سال گذشته (۸ مهر ۱۳۹۵ تا ۸ مهر ۱۳۹۶) به مدت یک هفته متوالی به قصد منفعت مالی تهیه کننده و صاحب سالن سینما (بنا به مدارکی که می بایست به فرهنگستان تحویل شود، این نمایش متوالی می بایست در حداقل یک سالن سینمای ثابت اتفاق افتاده باشد).
– برخورداری از شرایط اکران و تبلیغ بر مبنای عرف پذیرفته شده در صنعت سینما (به نحوی که اکران صرفاً برای معرفی فیلم به اسکار ترتیب داده نشده باشد و حداقل سه تبلیغ منتشره برای فیلم موید نمایش آن در یک هفته متوالی در یک سالن سینمای ثابت باشد).
– عدم پخش عمومی پیش از آغاز اکران سینمایی به هر صورتی (به جز نمایش های غیر انتفاعی فرهنگی).
– ارائه گواهی کشور معرفی کننده مبنی بر حضور اتباع و یا مقیمان کشور معرفی کننده در مقام عوامل خلاق تولید و مؤلف فیلم.
– عدم ضرورت نمایش عمومی فیلم معرفی شده در ایالات متحده.
اعضاء هیأت، پس از بررسی مقررات، به دنبال طرح مباحثاتی مختلف، امیر اسفندیاری را به عنوان سخنگو انتخاب کردند.
اسفندیاری سخنگوی هیأت نیز در این خصوص گفت: «در مرحله اول، بازخوانی مقررات، انتخاب سخنگو و بررسی فهرست فیلم های اکران شده و حتی حاضر در نوبت اکران در فاصله زمانی مورد نظر که از معاونت ارزشیابی و نظارت دریافت شده هست، به اتمام رسید.
وی افزود: در نهایت، از میان ۱۰۳ فیلمی که در فهرست فیلم های قابل بررسی قرار گرفته بودند، اعضاء هیأت، ده فیلم را برای بررسی بیشتر در مراحل بعدی برگزیدند. ده فیلمی که در فهرست کوتاه قرار دارند، به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
– «برادرم خسرو» ساخته احسان بیگلری
– «بیست و یک روز بعد» ساخته سید محمد رضا خردمندان
– «خانه ای در خیابان چهل و یکم» ساخته حمید رضا قربانی
– «رگ خواب» ساخته حمید نعمت الله
– «لاک قرمز» ساخته سید جمال سید حاتمی
– «ماجرای نیمروز» ساخته محمد حسین مهدویان
– «مالاریا» ساخته پرویز شهبازی
– «نفس» ساخته نرگس آبیار
– «وارونگی» ساخته بهنام بهزادی
– «ویلایی ها» ساخته منیر قیدی
اعضاء هیأت پس از بررسی مجدد فهرست کوتاه، به شاخصه هایی چون حضور پنج فیلم اول، دو فیلم مقاومت و دو اثر فیلمسازان زن در فهرست کوتاه توجهی ویژه نشان دادند.»
گفتنی هست اخبار تکمیلی در خصوص معرفی فیلم ایرانی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی صرفا از سوی سخنگوی این هیات و روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی اعلام خواهد شد.

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، همسر شهید مدافع حرم حمیدرضا زمانی در ویژه برنامه “در کوی نیکنامان” در فرهنگسرای گلستان گفت: شهید «حمیدرضا زمانی» همزمان با نخستین روز از ماه محرم و ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در سال ۱۳۹۳ به شهادت رسید. 

وی با  با تأکید بر اعتقادات عمیق و علاقمندی شهید به اهل بیت علیهم السلام افزود: تقریبا هر وقت با هم صحبت میکردیم همسرم خیلی از ائمه اطهار و اهل‌بیت صحبت میکرد  برای من  ارادت خاص او به اهل بیت اثبات شده بود و او دقیقا همان کسی بود که من در ذهنم تصور می کردم چون همیشه میخواستم همسر آیندهام معتقد و مذهبی باشد. 

این همسر شهید با بیان اینکه با خانواده شهید همسایه بودیم و قبل از خواستگاری و صحبت های مربوط به ازدواج شناختمان در حد دو همسایه بود، اظهار داشت: رفت و آمدهایمان با خانواده شهید به همسایه بودنمان محدود نبود اما آنقدرها هم جدی نبود مثلا با هم هیأت می رفتیم تا اینکه  پدر حمید با پدرم درباره ازدواج پسرش صحبت می‌کند و یک روز را برای آمدن به خانه ما تعیین می‌کنند. 
وی تصریح کرد:برخلاف تصور همه نه تنها نظامی و سپاهی نبود بلکه کارمند هم نبود همسر شهیدم شغلش آزاد بود و تراشکاری می‌کرد.

همسر شهید زمانی با اشاره به اینکه یک روز خیلی جدی بمن گفت “دیگه نمیتونم بی‌تفاوت زندگی کنم نمی تونم نسبت به اتفاقی که توی سوریه می افته سکوت کنم و برای حفظ حرم اهل بیت(س) به عراق یا سوریه نروم”، ادامه داد: خاطرم هست تلویزیون اخبار مربوط به عراق و سوریه را پخش می کرد و حمید با حساسیت کامل همه اخبار را دنبال می کرد و درست زمانی که خبر تهدید حرمین پیش آمد؛ وقتی گفتند ممکن هست تروریست‌ها آسیبی به حرم اهل‌بیت بزنند حمید خیلی ناراحت شد. 

وی با تأکید بر اینکه پذیرفتن اینکه همسرت در  آن شرایط  برود وسط غائله جنگ خیلی سخت هست، ادامه داد: دخترم کوچک بود ما مستأجر بودیم و شرایط مالی خوبی نداشتیم حتی پدر و مادر حمید هم وقتی از تصمیمش  باخبر شدند گفتند در نبودنت همسر و دختر اذیت میشوند نرو اما انگار حرف هایم تغییری در تصمیمش ایجاد نمیکرد من هم در نهایت رضایت دادم که برود. 

همسر شهید زمانی  عنوان کرد: سه دوره۴۵ روزه به جبهه مقاومت اسلامی اعزام شد برای اینکه ما را نگران نکند مدام می گفت من در خط جنگ نیستم و در آشپزخانه کار می کنم اما من و خانواده اش هیچوقت باور نکردیم.

وی با بیان اینکه هشت سالی از ازدواجمان میگذشت حلنا بزرگتر می شد و فرزند دوم مان هم  در راه بود، گفت: شش ماهه باردار بودم خبر شهادت همسرم را آوردند اصلا هیچوقت انتظار شهید شدنش را نداشتم و حتی به لحظه شنیدن خبر شهادتش فکر هم نمی کردم.

همسر  شهید حمیدرضا زمانی با بیان اینکه شهید  در خواب از مادرش خواسته بود پسرمان  هم نام خودش باشد، افزود: ۴  ماه بعد وقتی قرار بود فرزندم به دنیا بیاید مادرشهید زمانی در خواب دیده بود که حمیدرضا با لباس نظامی وارد منزل شده بود، نوزادی که نورانی بوده را به او سپرده و گفته بود “فرزندم را به شما می سپارم مواظبش باشید ” همین خواب باعث شد مادرشهید اصرار کنند که نام حمیدرضا را برای فرزندش انتخاب کنیم.

وی با  اشاره  به اینکه  حمید فرزند دومش را ندید، اظهار داشت: حمیدرضا ۴ ماه بعد از شهادت پدرش بدنیا آمد  هربار که اسمش را صدا میزنم احساس می کنم قرار هست این حمیدرضا راه حمیدرضای شهید مدافع حرم که پدرش بود را ادامه دهد. 

همسر شهید زمانی در پایان با بیان اینکه حلنا هنوز چشم انتظار هدیه پدرش هست، عنوان کرد: آخرین بار که از منطقه زنگ زد به حلنا گفته بود برایت عروسک می آورم بعد از خبر شهادتش  خیلی ها برای حلنا عروسک هدیه آوردند اما دخترم هنوز می گوید “من عروسک نمی خوام بابام قول داده وقتی برگرده برام عروسک میاره”.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

فیلم سینمایی «مالاریا» ساخته پرویز شهبازی و تهیه کنندگی مسعود ردایی در تداوم حضورهای بین المللی خود در بیست و هفتمین دوره جشنواره بین المللی هامبورگ آلمان شرکت می کند.
این جشنواره هر ساله از پنجم تا چهاردهم اکتبر مصادف با ۱۳ تا ۲۲ مهر ماه در شهر هامبورگ آلمان برگزار می شود.
«مالاریا» با احتساب جشنواره هایی که در ماه های سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۷ یعنی شهریور و مهر ۹۶ در آنها حضور دارد جمعا در ۲۸ جشنواره بین المللی شرکت و تاکنون ۵ جایزه بین المللی به عنوان بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن دریافت کرده هست.
این فیلم در بخش مسابقه دهمین دوره جشنواره فیلم های ایرانی سانفرانسیسکو آمریکا در تاریخ ۲۳ و ۲۴ سپتامبر روی پرده می رود.
پخش بین المللی «مالاریا» را دریم لب فیلمز به مدیریت نسرین میرشب و پخش داخل کشور را فیلمیران به مدیریت علی سرتیپی بر عهده دارد.
اکران سراسری «مالاریا» در سینماهای داخل کشور در اوایل پاییز ۹۶ و پس از آن اکران بین المللی آن در اروپا و آسیا و آمریکای شمالی آغاز می شود.

اخبار پیشنهادی:

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

تکست موزیک کجایی محسن ابراهیم زاده

Lyrics Music Kojaei By Mohsen Ebrahimzadeh

کجایی

تکست موزیک کجایی محسن ابراهیم زاده

دلم پره چه میباره تو نیستی و همش غصه میخوره

دلم تنگه واسه چشمای تو دلم واسه ی توئو و حرفای تو

یه دیوونه ساختی که هر شب همش دلش تنگه واسه کارای تو

بارون داره میزنه اینجا تو کجایی کجایی

آخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی

 تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی جدایی

بارون داره میزنه اینجا تو کجایی کجایی

آخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی

 تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی جدایی

تو اصلا ازمن نخواه نباشی آروم بشم هر کی میپرسه چی شد

میگم فقط خواهشا حوصله ندارم من یه بیقرارم

بارون داره میزنه اینجا تو کجایی کجایی

آخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی

 تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی جدایی

بارون داره میزنه اینجا تو کجایی کجایی

آخ دلم لک زده واست تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی

 تو چرا خسته نمیشی از جدایی جدایی جدایی

***

 دانلود موزیک جدید محسن ابراهیم زاده کجایی

 

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

خبرگزاری تسنیمسعید ناصری

تجربه سرودن شعر کوتاهبه صورت مستقل و به عنوان مشی غالب و اصلی و نه در حاشیه شعرهای بلند و قالب‌های مشهورتر شعری، کاری هست که در بین شاعران ما قدمت چندانی ندارد. محمدصادق رحمانی شاعر گراشی، جزو نخستین شاعرانی هست که اصرار دارد با این گونه شعری شناخته شود. شعر کوتاه قدما، معمولاً در قالب دوبیتی و رباعی سروده می‌شد که هردو مقید به اوزان شعری و رعایت عروض و قافیه و دیگر الزامات هجایی آن بودند. بعد از نیما و در دوره رونق شعر سپید و آزاد، شعر کوتاه هم، گونه‌ای بود که غالب شاعران در آن طبع‌آزمایی نموده و البته بدون هیچ الزامی به قواعد کهن شعری.

کار رحمانی از آن جهت ارزش مضاعفی پیدا می‌کند که اشعار کوتاهش را در قالب اوزان شعری درآورده هست و عنوانی هم که برای یک از مجموعه‌ها انتخاب کرده هست همین را نشان می‌دهد. «رباعی نیمایی» آن اصطلاحی هست که شعر کوتاه را مقید به وزن و موزیک رباعی می کند و البته دست و پای شاعر را هم نمی‌بندد. دست و پا بستنی از آن نوع که وقتی شاعر یک مصرع قوی دارد، برای رعایت قواعد شعری، سه مصرع ضعیف‌تر به ریش آن مصرع قوی نمی‌بندد.

«در این شب آهسته» عنوان کتابی هست که دربرگیرنده گزیده اشعار این شاعر جوان هست. بخش نخست آن که عنوان «سبزها قرمزها» را برتارک خود دارد همان «رباعی نیمایی»های رحمانی هستند. ترکیب دلنشینی از هایکو ژاپنی، رباعی و طرح، نخستین مشخصه این اشعار کوتاه هستند. غالب شعرهای این قسمت، حال و هوایی بومی دارند. شاعر در میانسالی گشت و گذاری به منطقه زندگی کودکی خودش دارد و بدون واسطه، طبیعت آنجا را و حس و حال مردمانش را و حتی اشیاء و اماکن قدیمی آن را دوباره بازآفرینی می‌کند و در لحظه صحنه‌هایی بدیعی می‌آفریند که بیش از همه، توصیف‌های هایکویی هستند.

در مقبره غریب شیخ اسماعیل/ آواز عجیب گورها را بشنو:// یاهو یاهو هزار یاهو یاهو.

 و این مقبره شیخ اسماعیل در جایی قرار دارد که گویی از قدیم‌الایام محل دفن درویشان فرقه شاه نعمت‌اللهی گراش هست.

پُر زمزمه زنگوله بزها/ – به چرا – / خاموش و سخن نیوش، سنگ لبِ راه.

 صدای زنگوله بزها و زمزمه دلنشین آنها، سنگ‌ها را به گوش دادن واداشته هست. این تصویر حاصل عبور او از بیابان‌ها در سفرهایش و توجه زیاد او عبور گوسفندان و بزها و حضور آرام بخش چوپان‌ها هست که در لحظه آفریده شده هست هرچند  این لحظه وامدار تجربه دوران کودکی شاعر هست. همان زمانی که اطراف منزلشان، محل تجمع بزها و گوسفندان بوده هست. این توضیحات اضافه و تکمیلی را ما در پاورقی بیشتر شعرها می‌بینیم و می‌خوانیم که غیر از آن نمی‌شد معنای بسیاری از آنها را مستقلاً فهمید. الصاق پاورقی به اشعار را البته خیلی‌ها و بخصوص فرمالیست‌ها نمی‌پسندند. این را از جمله معروف آنها که می‌گویند: «مقصود هر شاعری از سرودن شعر فقط تا آن‌جا که در تکست تجلی پیدا کرده هست اهمیت دارد.» می‌شود فهمید ولی یک نکته در این اعتراض و انتقاد آنها مغفول می‌ماند. اشعار اینجا تصویرهایی از اماکن و حس مردمانی را بازآفرینی می‌کنند که بومی شاعر هستند و دیگران بدون توضیحات پاورقی نمی‌توانند آنها را متوجه شوند. گریزی هم نیست. یا باید قید لذت بردن از این آفرینش تصاویر یک بوم ناشناخته را زد یا با تسامح توضیحات را پذیرفت که اگر شق اول را بپذیریم که نه بحثی می‌ماند و نه شعری که بخواهد از چیزهایی بگوید که ما قبل از آن  نمی‌شناختیم. البته برای جبران این نقیصه و این ایراد فرمالیست‌ها، شاعر ابتکار دیگری به خرج داده هست و آن تنه زدن نثر این توضیحات به شعر هست. بی‌اغراق گاه توضیحات حتی دلنشین‌تر از خود شعر درآمده‌اند. نظیر  این پاورقی که در توضیح شعر «برگ نخل» آمده هست: «‌طاووس وقتی بال می­گشاید‌، هستی زیبایی را فراچشم می­آورد‌. گویی تصویر نخل با آن بال­های فراز شده در باد و باران‌، تصویری از طاووس هست‌. تش­باد … تش­باد جنوب مثل رودی جاری ست…» یا وقتی در توضیح اشعار «رهایی یک» و «رهایی دو» می‌نویسد: « رضا دنیا را به هیچ گرفته هست. نه تاریخ تولدی، نه وفاتی، نه نام پدر و نه … غروبِ خسته‌ای بود. هوا نه سرد و نه گرم.»

نکته بارز دیگر در اشعار رحمانی این هست که خیام‌گونه‌گی اشعارش در همان بادی امر به چشم می‌آید. به شعر زیر(خانه دو) نگاه کنید انگار خود خیام آن را سروده هست:

چون کهنه رُباطی ست / جهان گذران / وین خانه کاگلی از آنِ دگران

و  همچنین شعری با عنوان «نقش»:

بر خاک بَهرِگال / این نقشِ بی‌نظیر / بر تکه‌ای سفال / نقاشی که بود / سبزینه و کبود؟

و دوباره به دلیل منطقی پاورقی‌ها اشاره کنم که اگر در این شعر شاعر توضیحاتی ننوشته بود که: « در محوطه قدیم بهرگال- سرزمین ساکنان اولیه گراش- تکه‌های سفال بازمانده از خمره‌ها و کوزه‌ها و … نظر مرا به خود جلب کرد. یک تکه سفال رنگ شده حس مرا برانگیخت…» چگونه معنای شعر را دریافت می کردیم؟!

  و البته اگر چند شعر اینگونه را که بسیار خیام‌گونه هستند را نادیده بگیریم در مابقی اشعاری که این حس را به ذهن متبادر می‌کنند حقیقتاً منظر نگاه، منظر خیامی نیست. ولی چرا اینگونه فهم می‌شوند؟ این یک دلیلش همان رجعت شاعر به دوران کودکی و حس حسرت و البته نوستالژیکی هست که به آن دوران دارد و خیلی ارتباطی با مفهوم مرگ در اشعار خیام ندارد.

در مقبره فقیه، با دلتنگی / یک مشت ترابِ تازه را کردم بو / عطر نفس نفیسه می‌آمد از او

و در توضیح این شعر آمده هست که نفیسه اسم خواهر خردسال شاعر هست که در دوسالگی درگذشته و در گورستان فقیه مدفون هست.

نکته دیگری که البته دیدنش در این مجموعه دقت می‌طلبد  طنز مخفی و ظریفی هست که در بعضی از اشعار آن نهفته هست و خواننده فرهیخته و عمیق‌تر را سر ذوق می‌آورد. همنشینی طنز با فضای نوستالژیک و حسرت‌بار گذشته، شاید در نگاه نخست، امری غیرمعمول نشان دهد اما آنجا که از حسرت صرف نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود شاید بهتر همان باشد که به سرنوشت لبخند بزنیم و کل ماجرا را یک شوخی بدانیم.

از روی حقیقت هست یا روی مجاز / پرهیبِ مقدسی هست / بر گردِ پیاز

اشعار کلاسیک و غزل‌ها نیز بخش دیگری از این کتاب هستند که البته به قوت اشعار کوتاه نیستند و شاید راه بهتر همان هست که خود شاعر، هوشمندانه انتخاب کرده و مشی اصلی را بر سرودن اشعار کوتاه گذاشته هست. هر چند که از بعضی از ابیات زیبای بعضی از اشعار نمی‌شود به راحتی گذشت:

ای کوچه‌های سنگی بن بست، حالیا / چرخی زنید و روبه خیابان بیاورید.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

مدیرعامل انجمن فیلمسازان شمال و دبیر جشن شب سینمای ایران ضمن بیان جزییات برگزاری این جشن عنوان کرد که در این مراسم به سه فیلمساز تندیس شاخه شمشاد اهدا می شود.

مهدی اکبری مدیر عامل انجمن فیلمسازان شمال و دبیر «شب سینمای ایران» در گفتگو با امتداد نیوز درباره جزییات برگزاری این مراسم گفت: ما در سال ۹۴ انجمنی با عنوان انجمن فیلمسازان شمال در راستای خدمات زیرساختی سینمایی برای اتفاقات سینمایی که در شمال رخ می دهد ثبت کردیم و یکی از برنامه های انجمن این هست که قرار هست از هنرمندانی ملی سه استان شمالی کشور یعنی مازندران، گیلان و گلستان در زمان های مقرر مورد تجلیل قرار بگیرند و از سوی دیگر اطلاعات و فنون این هنرمندان در کارگاه هایی به جوانان انتقال پیدا کند.
وی با اشاره به اینکه انجمن مشکلات و مسایلی را که برای هنرمندان شمالی پیش می آید پیگیری می کند، بیان کرد: قاعدتا دستگاه های دولتی نمی توانند تمام خواسته های ما را پوشش دهند از همین رو باید به سوی تشکیل چنین انجمنی می رفتیم بر همین اساس یکی از وضایف ما تجلیل از بزرگان سه استان شمالی کشور هست در همین مسیر سال گذشته مراسم تجلیل از خسرو سینایی و مرحوم یدالله نجفی را داشتیم و امسال طبق سیاست های انجمن از هر استان شمالی یک نفر را انتخاب کردیم به همین ترتیب از گیلان فرهاد مهران فر، از مازندران محمدعلی سجادی و از گلستان هوشنگ گلمکانی انتخاب شدند و تندیسی با عنوان «بزرگ زرین شمال» را دریافت می کنند.
مدیر عامل انجمن فیلمسازان شمال اظهار کرد: «برگ زرین شمال» برگرفته از تنها درختی هست که در شمال ایران روییده می شود و ما از همان المانی گرفتیم و تندیسی ساختیم که به دوستان اهدا می شود. نکته دیگر این هست که امسال به جای برگزاری دومین همایش، جشن شب سینمای ایران را در نظر گرفتیم و در این جشن از استادان بزرگوار دعوت کردیم تا در جشن حضور پیدا کنند.
اکبری عنوان کرد: همکاری هایی از سوی گروه سینمایی «هنر و تجربه» داشتیم برای مثال سالنی را به همین منظور در اختیار ما گذاشتند همچنین ادارات کل ارشاد سه استان شمالی مجوزهای لازم را به ما دادند و همکاری های دیگری از سوی مکان های مختلف انجام شد.

مدیر عامل انجمن فیلمسازان شمال بیان کرد: در سال ۹۵ تعدادی از جایزه های برتر جشنواره های ملی را فیلمسازان شمالی دریافت کردند برای مثال در جشنواره فیلم کوتاه تهران مهدی حیدری جایزه ای دریافت کرد همچنین در سی و پنجمین جشنواره ملی فیلم فجر یاسر خیر و در جشن خانه سینما محمدرضا وطن دوست موفق به کسب جایزه شدند. به همین دلیل این سه نفر تندیسی با عنوان شاخه شمشاد دریافت می کنند البته این بخش امسال به جشن ما اضافه شده هست.
اکبری بیان کرد: بعد از جشن شب سینمای ایران از هر سه استان یادشده ۱۰ نفر به برگزاری ورک شاپ می پردازند، از همین رو ورک شاپ نقد فیلم را هوشنگ گلمکانی، ورک شاپ کارگردانی مستند را فرهاد مهران نفر و فیلمنامه نویسی را محمدعلی سجادی برگزار می کند.
دبیر جشن شب سینمای ایران در پایان گفت: این جشن ۲۶ شهریور برگزار می شود و ما ۲ روز میزبان ۱۰۰ نفر هستیم و امیدوارم اتفاقات خوبی بیفتد.