• تاریخ : ۵ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

شرق نوشت:دوسال پیش تب تند پخش تیزرها در شبکه های ماهواره ای سروصدای زیادی به راه انداخت. به زعم بسیاری از اهالی سینما، پخش تیزر فیلم های روز از این شبکه ها ضمن آگاه سازی مخاطبان از فیلم ها تأثیر مستقیمی در فروش گذاشت و مدتی تبلیغات فیلم ها به همین منوال گذشت.

هزینه گزاف پخش تیزر در رسانه ملی از یک سو و برخورد سلیقه ای با پخش این تیزرها بخشی از علاقه مندی سینماگران برای پخش تیزرهایشان در شبکه های ماهواره ای بود، اما ممنوع الفعالیت شدن چند دفتر سینمایی به علت تبلیغات ماهواره ای فیلم ها، ناگهان تمامی معادلات را به هم ریخت و باعث شد نگاه دیگری به شکل تبلیغات فیلم های سینمایی شود. این روزها با اینکه صداوسیما با اختصاص تیزر به بعضی فیلم ها در جهت تعامل با سینماگران حرکت کرده، باز هم شاهد کاهش مخاطب سینماها هستیم. شبکه جم در تازه ترین تاکتیک خود مدل پخش تیزر فیلم ها را تغییر داده تا مخاطب بیشتری برای خود دست وپا کند.

*از اتمام حجت تا امضای تعهد
نیمه نخست سال ٩٥ بود که پخش تیزر فیلم های سینمایی از شبکه های ماهواره ای، تنور فروش فیلم را برای صاحبان فیلم ها داغ کرد. پخش بی وقفه این تیزرها و با شعار حمایت از هنرمندان کشورمان باعث شد تا به گمان بعضی از سینماگران، عده بیشتری متوجه اکران سینماها شوند و از این طریق رونق ازدست رفته به سینماها برگردد، اما به مرور سازمان سینمایی، اقدامات عملی تری را برای منصرف کردن صاحبان فیلم از تبلیغات در شبکه های ماهواره ای به کار بست. امضای تعهدنامه ای که به موجب قائل بودن به آن در صورت پخش تیزر از رسانه ملی، حق تبلیغ فیلم در شبکه های ماهواره ای از بین می رود، از جمله اقدامات عملی بود و البته دراین میان از تعامل خوب رسانه ملی و سینما صحبت های بسیاری به میان آمد که ظاهرا این توافق مسیر کند و دشواری در پیش دارد.
از سوی دیگر قرارگرفتن اسامی کارگردانان و تهیه کنندگان آثاری که تبلیغ فیلم هایشان از شبکه های ماهواره ای پخش می شد و به میان آمدن نام ممنوع …

اخبار پیشنهادی:

  • تاریخ : ۵ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، مرکز تجسمی حوزه هنری با همکاری انجمن تجسمی روایت فتح طی انتشار فراخوانی، با هدف محکومیت جنایات سازمان یافته علیه مردم مظلوم میانمار نمایشگاه بین‌المللی طراحی پوستر«نسلکشی مذهبی در میانمار» برگزار می‌‎کند.

محورهای موضوعی:
۱- سکوت رسانه های غربی و مجامع و سازمان های مدافع حقوق بشر در خصوص کشتار مسلمانان میانمار

۲- آنگ سان سوچی؛ جایزه نوبل

۳- نسل کشی قومی و مذهبی در میانمار

شرایط و مقررات شرکت در مسابقه و نحوه ارسال آثار:
۱- ارسال آثار در دو مرحله انجام می شود: مرحلۀ اول به صورت پوستر در قطع ۹۲۴ × ۶۴۷ پیکسل با کیفیت ۷۲دی پی آی،RGB/JPEG (فایل jpg یا png) و ارسال از طریق ایمیل.

مرحلۀ دوم در صورتی هست که پوستر در مرحلۀ اول انتخاب شود، از طریق ایمیل اطلاع داده خواهد شد تا برای ارسال پوستر اصلی در قطع اولیه (۷۰ × ۱۰۰سانتی‌متر) اقدام شود.

۲- هر متقاضی حداکثر می‌تواند ۳ اثر ارسال کند.

۳- شرکت در نمایشگاه برای همۀ طراحان آزاد هست و شامل مبلغی به عنوان هزینۀ ثبت نام نمی‌شود.

۴- لازم هست برای هر یک از آثار ارسالی یک نام انتخاب شود. ( بهتر هست هر اثر ارسالی با نام طراح و عنوان مربوط به خودش و با استفاده از حروف انگلیسی ارائه شود؛ مثل myanamrnobelhamedamoli1.jpg)

۵- هر گونه حق نشر آثار ارسالی، برای دبیرخانه مسابقه مجاز هست.

۶- مجموع آثار ارسالی به دبیرخانه در کتابی گردآوری و پس از برپایی نمایشگاه منتشر خواهد شد.

۷- ایمیل ارسال آثار tajasomi.h@gmail.com

۸- توجه داشته باشید که از نماد بودا یا راهبان بودایی استفاده نشود.

جوایز جشنواره:
۱- به هر یک از ۵ اثر برگزیده، توسط هیئت داوران، علاوه بر لوح تقدیر، مبلغ ۱۰/۰۰۰/۰۰۰ریال ( یک میلیون تومان) اهدا خواهد شد.

۲- به تمام هنرمندانی که نسبت به ارسال اثر با موضوعات طرح شده در فراخوان اقدام کنند، گواهی شرکت اهداء خواهد شد.

مهلت ارسال آثار: دوشنبه ۱۰ مهرماه ۱۳۹۶

محل برگزاری نمایشگاه: آثار برگزیده در گالری ابوالفضل عالی حوزه هنری به نمایش در خواهد آمد.

نشانی دبیرخانه نمایشگاه: تهران- خیابان سمیه- نرسیده به خیابان حافظ- مرکز تجسمی حوزه هنری

شماره‌های تماس: ۸۸۸۹۵۷۱۲- ۸۸۸۰۸۱۰۳

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

فیلم هایی که در گروه هنروتجربه اکران می شوند (+جدول نمایش)
گروه هنر و تجربه در دوره جدید اکران خود (تا ۳۰ مهر ۱۳۹۶) فرصت تماشای بیش از ۳۰ فیلم سینمایی، مستند و کوتاه را برای علاقه مندان این نوع سینما فراهم کرده هست.

عصرایران -گروه سینمایی هنر و تجربه در حال حاضر نمایش عمومی بیش از ۳۰ فیلم سینمایی، مستند و کوتاه را در برنامه خود دارد.
در دوره ی جدید اکران آثار این گروه سینمایی (تا ۳۰ مهر ۱۳۹۶)، فیلم هایی چون لیلا، تمارض، خواب ابراهیم، کایه دو فیلم، ویولونیست، خانه، یک قناری یک کلاغ، بزک رزک، مانکن های قلعه حسن خان، پریناز، کوه، اگزما، زمانی دیگر، شاعران زمین، پرسه در حوالی من، ماندوو، آلماگل، والدراما، قهرمان آخر، مفت آباد و…به نمایش در می آیند.
طبق تعریف مطرح شده، گروه هنروتجربه، تلاشی برای نمایش آن دسته از فیلم های باارزشی در میان فیلم های غیرتجاری هست که اکران شان می تواند جایگاه شایسته و درخور سازندگان آن ها را در جامعة سینمایی روشن کند و به ارتقای دانش سینمایی تماشاگران و ارتقای کیفیت هنری سینمای ایران کمک کند.
در این طرح «فیلم هنری» به اثری سینمایی – در هر قالب زمانی کوتاه و بلند و داستانی و مستند و انیمیشن و… – گفته می شود که فرم و محتوای آن تمایلات و حساسیت ها و کنجکاوی های زیبایی شناسانة تماشاگران را برانگیزد و ذوق و سلیقة بصری آنان را ارتقا دهد. «فیلم تجربی» نیز به فیلمی اطلاق می شود که شیوه های تازه ای در بیان و روایت سینمایی در آن تجربه شده باشد که سینمای تجاری و عامه پسند به سوی آن نمی رود. البته بعضی از فیلم های متفاوت و برتر سینمای بدنه هم که حاوی جنبه های هنری و تجربی هستند و به دلیلی امکان این را دارند که جایی در اکران سینمای بدنه پیدا کنند، می توانند در چارچوب این طرح نیز به نمایش درآیند.
برای آگاهی از برنامه نمایش فیلم های گروه هنر و تجربه و دریافت دفترچه کلی معرفی آثار و اکران فیلم های این گروه تا ۳۰ مهر ۱۳۹۶ …

اخبار پیشنهادی:

فیلم هایی که در گروه هنروتجربه اکران می شوند (+جدول نمایش)
  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، اذان جدید استاد عباس امام‌جمعه در مقام حجاز اجرا شده هست و به زودی از شبکه‌های مختلف رادیو و تلویزیون پخش خواهد شد.
رونمایی رسمی از این اذان که مراحل تولید آن در معاونت تولید شورای عالی قرآن به انجام رسیده هست، طی مزاسمی مقارن با سالگرد تأسیس شورای عالی قرآن در نیمه مهرماه انجام خواهد شد.
هم اکنون ۳۵ اذان مصوب با مجوز پخش از شبکه‌های سراسری و ۶ اذان مصوب هم با مجوز پخش از شبکه‌های استانی در کُنداکتور پخش صدا و سیما قرار دارد.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

دیگر در نقش «مادر بدجنس» بازی نمی کنم
گیتی معینی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون همان مادر سنتی سریال طنز «سفر در خانه» هست که مخاطبان با او و نقش هایش خاطره ها دارند. این بازیگر کهنه کار گلایه مند هست که چرا نقش های خوب برای بازیگران پا به سن گذاشته نوشته نمی شود و حتی دستمزدشان کم هست. به بهانه بازی اخیر معینی در سریال سفر در خانه با او به گفت وگو نشستیم.

شما در این مجموعه نقش یک مادر جدی را داشتید، اما دیالوگ هایتان را به گونه ای ادا می کردید که شخصیت تان را شیرین کرده و مخاطب را به خنده وامی داشت. این خواسته خودتان بود یا کارگردان این جنس بازی را می پسندید؟
به نظرم بازیگری کاری نیست که با تئوری آموزش داده شود، چراکه بعضی چیزها ذاتی هست. من وقتی در خانه خودم هم عصبی می شوم و حرف می زنم همه می خندند. راستش این مساله در درونم نهادینه شده و ضمن این که بعد از این همه سال کار کردن، فوت و فن هایی هم هست که در بازیگری اجرا می کنم. از سوی دیگر خیلی دوست دارم که مردم را بخندانم، به همین دلیل سعی می کنم نقشم را در سریال های طنز به گونه ای بازی کنم که مخاطب بخندد، حتی در طول ضبط سریال مواردی را که به ذهنم می رسد به کارگردان و نویسنده انتقال می دهم.
پس تعامل نویسنده و کارگردان با شما خوب بود؟
بله، تعامل خوبی حاکم بود و من هم به سهم خودم نظراتم را اعلام می کردم که گاهی قبول می کردند و بعضی مواقع هم موافقت نمی شد. اما در مجموع فضای صمیمانه ای در کار وجود داشت. علی مسعودی نویسنده سریال هم سر صحنه حضور داشت و برای هر دیالوگی که لازم بود با او مشورت می کردم. به عنوان نمونه در یکی از صحنه ها این دیالوگ را اضافه کردم که «اقدس خانم عروس درست می کنه و ۲۰ هزار تومان می گیره!» یا یکی دیگر از دیالوگ هایی که اضافه کردم این بود که خطاب به سوسن پرور گفتم که «تن شاعر را در گور نلرزون!» در مجموع این جملات ابداع خودم بود.
از این که همیشه نقش مادر را بازی می کنید، خسته نشده اید؟
والله من هم خسته شده ام، اما …

اخبار پیشنهادی:

دیگر در نقش «مادر بدجنس» بازی نمی کنم
  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، پیکر مطهر شهید محسن حججی ساعت ۲۰:۳۰ شب گذشته از طریق پایگاه هوایی قدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد تهران شد. در این مراسم با نواخته شدن سرود جمهوری اسلامی ایران و مارش نظامی از پیکر شهید حججی استقبال شد. پس از برگزاری مراسم استقبال با حضور خانواده شهید حججی، آحاد مختلف مردم و جمعی از مسئولان کشوری و لشکری پیکر شهید حججی به معراج شهدای تهران منتقل شد.

بامداد امروز سه‌شنبه، چهارم مهرماه ۹۶ خانواده شهید حججی در معراج شهدا با پیکر مطهر او دیدار کردند. این مراسم وداع با ذکر مصیبت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) توسط مداح اهل بیت(ع) تا ساعتی ادامه داشت. در این وداع جانسوز، تابوت شهید حججی برای زیارت مادر، پدر، همسر، خواهران و سایر اعضای خانواده او باز شد. فیلم لحظات این دیدار و وداع جانسوز خانواده شهید محسن حججی با پیکر بی سر این شهید در ادامه قابل مشاهده هست:

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

سرویس استان ها – اگر کار فرهنگی برای حفظ و انتقال فداکاری ها و مقاومت مردم آبادان در ۸ سال دفاع مقدس صورت نگیرد نسل های جدید نمی توانند درک مناسبی از آن داشته باشند و این شهر نیازمند یک نماد منحصربه فرد از دفاع مقدس هست.
به گزارش فانوس ، شهرت آبادان در سده های نخست هجری، اغلب به دلیل مساجد، خانقاه ها و کاروانسراهای این شهر بوده که باگذشت زمان معیارهای دیگری نیز به آن ها اضافه شد ولی تنها این موارد نبودند که آبادان را به یکی از معروف ترین شهرها تبدیل کرد.
مسجد رنگونی ها، سینما شیرین، سینما تاج، میدان الفی، اروندرود، موزه هنر های معاصر، منطقه بوارده با معماری منحصربه فرد، موزه آبادان و موزه اسناد تاریخی و خطی نیز برای ایجاد این معروفیت کافی نبوده اند. حتی قرار گرفتن در محاصره یک کشور قدرتمند نظامی و مورد هجوم قرار گرفتن این شهر طی یک جنگ ۸ ساله نیز یک شهر را به این درجه از اهمیت نمی رساند.
غیرممکن ترین نقشه دنیا
مهم ترین ویژگی که آبادان را به جایگاه و شأن امروز رسانده ایستادگی در برابر این تهاجم بود به طوری که این شهر باوجوداینکه در حصر یک ارتش با پشتوانه جهانی قرار گرفت حتی یک لحظه هم به تسخیرش درنیامد. شاید رژیم بعث عراق اشغال این شهر را کار آسانی تلقی می کرد اما عملیات ثامن الائمه که منجر به شکست حصر آبادان شد نقشه دشمن را به غیرممکن ترین نقشه دنیا تبدیل کرد.
قرار گرفتن آبادان در کانون جنگ ۸ ساله تحمیلی و مقاومت مردم برای حفظ خاک این خطه از سرزمین اسلامی سبب شد تا نام شهادت، ایثار، همبستگی و از همه مهم تر مقاومت در کنار نام آبادان در ذهن ها تداعی شود.

البته این تداعی همیشگی نیست و اگر کار فرهنگی برای حفظ و انتقال فداکاری ها و مقاومت مردم آبادان در ۸ سال دفاع مقدس صورت نگیرد نسل های جدید نمی توانند درک مناسبی از آن داشته باشند و چه بسا رفته رفته به فراموشی سپرده شود.
یکی از راه هایی که می تواند مقاومت و ایثارگری های مردم آبادان را در تاریخ و برای نسل های بعد ماندگار کند ایجاد نماد هست. نمادی که مختص دفاع مقدس در آبادان باشد و گویای ارزش هایی شود که در زمان جنگ در آبادان شکل گرفت. البته این نمادسازی در بعضی شهرهای استان خوزستان و دیگر استان های مرزی شکل گرفته اما کاری دراین باره برای آبادان نشده هست.
در فرهنگ واژگان اصطلاحات ادبی، واژه “نماد” همراه با رمز و مظهر و به عنوان معادل سمبل ذکرشده هست و هر نماد حاوی پیامی هست که سازنده به دنبال آن هست. در تاریخ ۸ سال دفاع مقدس نمادها همواره ابزاری برای بیداری روحیه جمعی یک ملت محسوب شده اند. در شعر دفاع مقدس علاوه بر نمادها و اسطوره های ملی، نمادهای دینی و مذهبی به وفور دیده می شود.
از آنجایی که مورد تهاجم بودن آبادان محدود به حصر در بازه زمانی خاص نبود و در ۸ سال جنگ این شهر به صورت مداوم زیر حملات سنگین دشمن بود، عملیات مختلفی انجام شد، شهدای بسیاری جان سپردند و اتفاقات زیادی در این شهر افتاد تا درنهایت آبادان توانست سربلند بیرون آید. اگر مروری بر تاریخچه این رخدادها بیندازیم می توانیم ده ها نماد در این برهه از زمان برای آبادان بیابیم.
اما مشخص کردن یک نماد به عنوان سمبل دفاع مقدس در آبادان نیازمند کار کارشناسی هست و همفکری صاحب نظران، رزمندگان، تاریخ شناسان و مسئولان را می طلبد چراکه این نماد باید حالتی منحصربه فرد داشته و با رخدادهایی که در ایام دفاع مقدس در آبادان اتفاق افتاد دارای ارتباطی نزدیک باشد.
آبادانی که تاریخ معاصرش پر از رخدادهای مهم بوده و دشمنان به آن چشم طمع داشته و دارند و هزینه های زیادی نیز برای این موضوع به خصوص در دفاعمقدس داده هست مستحق حداقل یک نماد منحصربه فرد بوده و لازم هست تا اقدامی محکمی در این حوزه انجام گیرد.
منبع: تسنیم

  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مراسم رونمایی از مستند «مظنه» با حضور کارگردان اثر، سیدرضا حسینی، مرتضی سرهنگی، محمد خزاعی، پرویز شیخ طادی، دکتر علی اکبر میرابی، خانواده شهید صفاری و اصحاب رسانه در خبرگزاری تسنیم برگزار شد.

در ابتدای این مراسم، مستند «مظنه» اکران شد و پس از آن جلسه معرفی و گفتگو با حضور مهمانان برگزار شد.

در ابتدا سیدرضا حسینی صحبت کرد و گفت: این موضوع را با عنوان قیمت تمام شده جنگ با آقای سرهنگی شروع کردیم، پس از صحبت‌هایی به این نتیجه رسیدیم که میتوانیم کاری را با این موضوع تولید کنیم. در ابتدا می‌خواستیم که به سراغ چهره‌های سرشناس مثل آقای حاتمی‌کیا، آقای پرستویی و … برویم اما آسیب شناسی کردیم و دیدیم که شاید این تعبیر بشود که به جای این که با مردم صحبت کنیم، برای مردم صحبت می‌کنیم. به همین دلیل به سراغ قربانیان و خانواده‌های آسیب دیده جنگ رفتیم.

وی ادامه داد: این کار نتیجه ۲۰ و چند سال تلاش و تحقیقات آقای سرهنگی و دوستان بود که در قالب فیلم تولید شد. متاسفانه در سال های اخیر اتفاقات خوبی در این حوزه رخ نمی‌داد به همین دلیل به ساخت کاری با این رویکرد مجاب شدم. تاکنون صحبت های زیادی از شجاعت‌ رزمندگان شده بود. البته این را هم باید بگویم که شجاعت، ذات رزمنده دفاع مقدس هست، همان طور که سفیدی ذات برف هست. در مقابل تاکنون از مصائب خانواده‌های آسیب دیده از جنگ صحبت نشده بود و نیاز به این رویکرد داشتیم.

کارگردان مستند «مظنه» بیان کرد: در تمام دنیا، مصائب جنگ به رخ مردم آن کشور کشیده می‌شود تا قدر امنیت امروز و خانواده‌های جنگ را بدانند. این موضوع تکراری نیست و بالاخره باید مشخص شود که این هزینه ها را چه کسی پرداخت کرده هست. این هزینه ها را امثال مادر شهیدان صفاری که امروز در جلسه ما حضور دارند پرداخت کرده هست. دو فرزند این مادر شهید شدند اما تا به امروز هیچ کس گریه این مادر را ندیده هست. البته نباید فراموش کنیم که ایشان این رنج و مصیبت را در خودش می‌ریزد و به همین دلیل هست که ایشان امروز درگیری چندین بیماری هست. به نظرم باید این هزینه را به رخ کسانی بکشانیم که امروز آن را فراموش کردند. این جنگ برای خیلی‌ها نان و آب شد، ساختمان بزرگ و میز بزرگ داشت، دزدی کردند، جفا کردند اما برای این مادر مصیبت بزرگ را به همراه داشت.

حسینی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: مستند «مظنه» در بیان حقایق ابتر هست و در بیان واقعیات الکن . موضوع این قدر بزرگ هست که سخت بشود کار کرد. به نظرم این مستند آینه هست که بگوید ما با خودمان چندچندیم. نسبتمان با جانبازان و خانواده شهدا چه قدر هست. خواهش میکنم که یک دقیقه به جانبازان اعصاب و روان ما فکر کنید. در طول سال فقط نیم ساعت به دیدار این‌ها بروید و یادی از آن‌ها بکنید.

در ادامه علی اکبر میرابی مدیر بیمارستان روانپزشکی صدر صحبت کرد و گفت: من ۱۶ ساله بودم که به جبهه رفتم. برادرم فرمانده گردان بود و طی عملیاتی به شهادت رسید. جنگ هنوز برای من تغییر نکرده و هنوز هم پشت خاکریز والفجر ۱ هستم. چرا که خاطرات و یاد جنگ برای یک جانباز هر روز در حال تکرار شدن هست. یک جانباز با دیدن هر صحنه، هر صدا یا نمایشی به یاد روزگار جنگ می‌افتد. ممکن هست که بقیه این را نفهمند اما پیش زمینه او در این‌جا جنگ هست و صحنه‌های آن در ذهن او تکرار می‌شود.

وی ادامه داد: در جبهه رابطه عاطفی سنگینی بین بچه‌ها بود. دفاع ما مقدس بود و ما فقط دفاع کردیم چرا که نگاه ارزشی داشتیم. مادران شهدا از همان بچگی فرزندانشان را با نام و یاد امام حسین (علیه السلام) تربیت می‌کردند و فرزندانشان را به جبهه میفرستادند و حال جالب هست که حتی در میدان جنگ نیز حمایت مادی و معنوی شان رزمنده‌ها را شامل می‌شد. پاک ترین و مقدس ترین مردها در عرصه ای از روزگار خودی نشان دادند، صفحه‌ای باز کردند و رفتند. به نظرم جنگ ما سخت ترین جنگ ممکن در تاریخ بود.

میرابی به شباهت جنایت ‌های رژیم بعث و جنایت‌های امروز داعش اشاره کرد و گفت: اکنون بحث داعش داغ هست. جالب هست که بدانید تمام کارهایی که داعش اکنون انجام می دهد، رژیم بعث در جنگ ۸ ساله ما انجام داده بود اما در آن زمان تصویر نداشتیم تا این جنایات ثبت شود. در عملیاتی تعدادی از اسیران ما را گرفتند، دستشان را بستند و قیر داغ بر روی سر  و بدنشان ریختند و این گونه آن‌ها را شهید کردند.

رئیس بیمارستان روانپزشکی صدر در بخش دیگری از صحبت های خود به یکی از بیماری‌های شایع در میان جانبازان اعصاب و روان اشاره کرد و گفت: یکی از بیماری‌هایی که بچه های جانباز با آن درگیر هستند، اختلال پس از سانحه هست. یک اتفاق ناگواری برای آن‌ها در جبهه رخ داده هست، مثلا شاهد شهید شدن هم سنگر و دوستشان بوده‌اند. اما این صحنه از ذهن آن‌ها پاک نشده و تجربه مجدد آن برایشان اتفاق می‌افتد. این موضوع یک فقط یک اختلال نیست بلکه موضوعی ثبت شده در ذهن و روان آن‌ها هست. در تاریخ دیده‌اید که پس از گذشت ۳۰ سال از ماجرای کربلا، از امام سجاد (علیه السلام) می‌پرسند که چرا شما پس از ۳۰ سال هنوز هم با دیدن آب گریه می‌کنید؟ پاسخ آن همین موضوع هست. یک جانباز با دیدن صحنه‌ای آن خاطره تلخ در ذهنش تکرار می‌شود.

وی اضافه کرد: برای یک جانباز خیلی درد هست که نزدیکانش به او بگویند که دیگر نمی خواهیم ببینمت و ای کاش نبودی. اما او دست خودش نیست و مقصر نیست. او هنوز هم به یاد خاکریز‌های عملیات والفجر و دوستان شهیدش هست. در وصیت نامه یکی از شهدا خطاب به امام حسین آمده بود «بعد از ۱۴۰۰ سال صدایت را شنیدم، لبیک یا رسول الله»

میرابی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: از نهاد‌های کشور بپرسید که کدامشان به یاد این جانبازان هستند؟ امور ایثارگرانی که در نهاد آن‌ها تاسیس شده هست برای چیست؟ آیا خدماتی به جانبازان می‌دهد؟ در این میان اگر هم کسی به جانبازان بها می دهد و به دیدار او می‌رود، برای عکس و رزومه‌اش می‌رود.

سخنران بعدی این مراسم، مرتضی سرهنگی بود. وی گفت: خوش حال هستم که این کار انجام شده هست، با این که دنیای من تصویر و سینما نیست و بیش‌تر با کلمات سروکار دارم، اما از تولید این مستند بسیار خوش‌حال هستم. در این سال‌ها متوجه شدم که در هیچ جای دنیا به جز کشور ما به سربازان جنگ بی احترامی نمی کنند. خاطرم هست که در روسیه بودم، یک رزمنده برای مراسمی وارد شد در حالی که کلی مدال بر روی سینه داشت. جالب هست هنوز با گذشت نیم قرن از جنگ جهانی دوم، او از احترام و ارزش فوق العاده ای در میان مردمش برخوردار بود. یک نویسنده روسی می‌گفت که روسیه به جز ادبیات جنگش فقط یک خاک پهناور هست و چیز دیگری ندارد. هم‌چنین در سفر دیگری به لنینگراد، دیدم که سربازان جنگ، حتی پیرمرد‌ها با مدال می‌آمدند و برای حضور در صف اول نماز راهنمایی می‌شدند. آن ها با این کار رخ جنگ را نشان مردم می‌دهند و می‌گویند که این اتفاق برای سرباز ما و خانواده‌اش رخ داده هست تا من در امنیت باشم و با دیدن این‌ها بفهمم که این چراغی که بالای سر من روشن هست بی دلیل نیست و کسی جانش را فدا کرده هست.

وی ادامه داد: آلمانی‌ها در ادبیات جنگشان، قیمت مبارزه و جنگ خود را معلوم کردند و فقط در پایان آن امید قراردادند و به واسطه همین امید هم توانستند دوباره خود را پیدا کنند و کشورشان را بسازند. اکنون ۴۰ سال از جنگ ما گذشته هست، میتوان مقایسه‌ای کرد. آیا ما کاری کرده ایم؟ خاطرم هست که در سال ۶۲ در میان اسرای عراقی کسی پیش من آمد و به من گفت آیا شما می‌نویسید؟ میگفت که در جریان ورودمان به خرمشهر، فرمانده ما به جنازه شهدا هم بی حرمتی می‌کرد. میخواهم بگویم که ما در مقابل چنین افرادی جنگیدیم. این ها کم از داعش و جنایت‌هایش نداشتند. ما اکنون هیتلر را بیشتر از صدام و حزب بعث می‌شناسیم و این بد هست. این مستند فتح باب بود.

مرتضی سرهنگی گفت: همه محاسبات دنیا درست بود. ما هیچ چیز نداشتیم اما ناگهان مردم سرباز شدند و آن‌ها فقط روی همین حساب باز نکرده بودند. مردم به‌ناگاه سرباز شدند تا از آنچه که دوست داشتند دفاع کنند. ما به این افراد مدیون هستیم. مرتضی آوینی می‌گفت که برنامه روایت فتح که هفته ای یکبار از تلویزیون پخش می‌شود، قسط من به بچه‌های رزمنده جنگ هست که می‌پردازم. امیدوارم که سینمایی‌ها بیایند و روی این موضوع کار کنند. دست ما از شجاعت بچه‌ها خالی نیست، باید قیمت تمام شده را در بیاوریم تا بفهمیم که در چنین حکومتی باید خدمت کنیم یا خیانت.

در ادامه این مراسم، از مادر شهید صفاری تقدیر شد و پس از آن پرویز شیخ طادی و محمد خزاعی صحبت کردند.

پرویز شیخ طادی در سخنانی کوتاه در این مراسم گفت: این اقیانوس، این قدر بزرگ هست که حتی برداشت یک کاسه از آن هم ارزشمند هست. این همه مستند می‌سازیم اما یک بسیجی میخواهیم که حرکت کند.

محمد خزاعی در این مراسم گفت: سیستم دولتی ما در مورد دفاع مقدس به نوعی شکست خورده عمل می کند. با آغاز هفته دفاع مقدس، دور هم جمع می‌شویم و فقط یک هفته برنامه داریم و تمام. فقط یک سری حرف زده می‌شود. باید بدانیم که واقعا مظنه جنگ چه قدر بوده هست و چگونه می‌توان این اتفاق‌ها را جبران کرد. البته نه به این معنی که خانواده‌های شهدا چیزی می‌خواهند بلکه به این معنی که جامعه فراموش‌شان نکند. در سینمای ایران، فقط ۷-۸ فیلم راجع به دفاع مقدس در هر سال ساخته می‌شود. به نظرم اگر ادبیات و زحمات دوستان در این حوزه نباشد، واقعا دستمان خالی هست. اگر هم امروز گنجینه‌ای داریم در حوزه ادبیات هست. ان‌شاالله که فضای خودجوشی به وجود بیاید که چنین آثاری تولید بشود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

ناگفته های یک مدیر از رنج و زحمتی ۳۰ ساله
مدیر پیشین فیلمخانه ملی ایران با اشاره به رنج هایی که در طول ۳۰ سال برای متقاعد کردن مدیران مختلف در جهت حفظ فیلم های سینمای ایران برده هست، می گوید: حالا که آن دوران سپری شده، منتظریم ببینیم آقای حیدریان که با سینما و وضعیت فیلمخانه آشنایی زیادی دارد، چه گلی بر سر میراث تصویری کشور می زند.

به گزارش ایسنا، محمدحسن خوشنویس که از سال ۱۳۶۳ و به مدت بیش از ۳۰ سال مدیریت فیلمخانه ملی ایران را برعهده داشت، با وزیران و معاونان سینمایی متعددی در طول سال های کاری خود همکاری کرد و جالب هست که در سیر تغییر و تحولات، او فقط نظاره گر جابه جایی ها بود تا اینکه در سال ۱۳۹۲ و در دوران ریاست جواد شمقدری بر سازمان سینمایی جای خود را به لادن طاهری داد.
خوشنویس که این روزها در یک مرکز پژوهشی مشغول فعالیت های تحقیقاتی هست و البته همچنان با فیلمخانه ارتباط دارد و گاهی برای مشورت در جلسات هم حضور پیدا می کند، در تمام سال های مدیریت خود چندان اهل گفت وگو نبوده و تنها یک مصاحبه با ایسنا داشته که در آن ها نسبت به وضعیت حفظ و نگهداری فیلم های قدیمی و جدید به اهالی سینما هشدار داده و همچنین ماوقعی را از ساختمان فیلمخانه ملی ایران نقل کرده بود؛ ساختمانی که خوشنویس در سال ۱۳۸۳ گفته بود براساس اعلام مسئولان بخش طرح های عمرانی احتمالا یک سال بعد در اختیار فیلمخانه قرار می گیرد اما ۱۳ سال گذشته و هنوز خبری نشده هست.
این مدیر فرهنگی به تازگی و به مناسبت روز ملی سینما در نوزدهمین جشن سینمای ایران مورد تقدیر قرار گرفت و همین موضوع بهانه ای شد تا گفت وگویی با این مدیر فرهنگی داشته باشیم، گفت وگویی که این بار شرایط هشدار جدی در آن وجود نداشت اما بیشتر، دغدغه از وضعیت ساختمان فیلم خانه و تجهیزات اش و انتظارات از مدیران فعلی سازمان سینمایی در آن پررنگ بود.
خوشنویس در این گفت وگو ابتدا درباره حضور طولانی مدت خود در فیلمخانه ملی ایران بیان کرد: واقعیت این هست که وقتی کسی وارد کار فرهنگی وارد می شود برای تمام عمر وارد این حوزه شده چون استمرار در این …

اخبار پیشنهادی:

  • تاریخ : ۴ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا,  همسر شهید مدافع حرم محسن حججی در دومین دیدار خود با همسران شهدای مدافع حرم استان اصفهان به دیدار همسر شهید مدافع حرم دایی نقی رفت.در ابتدای این دیدار همسر شهید دایی تقی، ضمن تقدیر از حضور همسر شهید حججی، درباره احوالاتش بعد از شهادت شهید حججی گفت:با شنیدن خبر شهادت شهید حججی تمام آن روزهای پس از شهادت همسرم برایم زنده شد، دوباره شب زنده داری و اشک و آه،  مهمان خانه ما شده بود.حال روحی ام اصلا مساعد نبود، تا حدی که نتوانستم در تمام برنامه های شهید حججی به طور کامل شرکت کنم.

وی ادامه داد: با خودم فکر میکردم؛ اگر حمیدرضا این نحوه اسارت و شهادت را تجربه میکرد، من چه می‌کردم و هنوز هم روز به روز بر داغ دلمان افزوده می‌شود.

همسر شهید دایی تقی: وقتی خبر اسارت شهید حججی را شنیدم مثل آتش زیر خاکستر گُر می‌گرفتم

همسر شهید حججی در پاسخ به این صحبت‌های همسر شهید دایی تقی، از حالات درونی خود در لحظات اسارت و شهادت شهید حججی گفت:لحظه ی اسارت شهید حججی بسیار سخت بود،حتی لحظه ای آرام و قرار نداشتم. مثل آتش زیر خاکستر گر می‌گرفتم، وقتی اتفاقاتی که ممکن بود برسرش بیاورند را متصور میشدم، واقعا برایم تحمل لحظات سخت می‌شد.

وی افزود: ولی در آن لحظه ای که دیگر در وصف شهید نوشتند: شهید بی سر شهادتت مبارک، دریچه ی دیگری به رویم باز شد.آن تصویر مختص لحظه ی اسارت محسن جان، آن طراحی خداگونه، و آن تصویر گویا که تاریخ بر قامت خودش ندیده بود،من آن را، یک اثر الهی میدانم.بنده می‌دانستم که محسن عزیز را شهید میکنند. او را می شناختم.

همسر شهید حججی اظهار کرد: همیشه می‌گفتند:تا لحظه ی آخر، حتی زیر سخت ترین شکنجه ی تکفیری ها، باز هم خواهم گفت:من شیعه ی امیرالمونین هستم. من تربیت شده ی مکتب حیدریم. اقرار میکنم که علی بن ابی طالب امام اول من هست.درّ نجف را به دست کرده بود که بر روی آن، نام مبارک خانم فاطمه زهرا حک شده بود.من میدانستم که آنها از این خاندان کرم کینه دارند، اگر صاحب در را نشناسند، نام “یا زهرا” راخوب میشناسند. لذا تمام وقایع بعد از اسارت برایم قابل پیش بینی بود.گویا به دل انسان برات می‌شود.

همسر شهید حججی:با صبر بر شهادت شهدا، دشمن را به عذاب می اندازیم

همسر شهید حججی، الگوی صبر و استقامت خود را همسران شهدای مدافع حرم دانست و بر این امر تاکید کرد که با صبر بر شهادت شهدا، دشمن را به عذاب می اندازیم و تکلیفی جز این، در این برهه بر ما نوشته نیست.

در ادامه این گفت‌وگو ، همسر شهید دایی تقی، حالات خود را، در زمان بدرقه ی شهید برای اعزام به سوریه و شهادت ایشان، چنین توصیف کرد :ایشان سفرهای ماموریتی زیادی میرفتند. همیشه خودم وسایلشان را جمع میکردم و بدون هیچ ابایی ایشان را راهی میکردم.اما برای سفر به سوریه، به هر دری می‌زدم که نرود.حتی تصور از دست دادنش مرا از پای درمی آورد.حرف رفتن به سوریه را که میزد، من و بچه ها بسیار بیقرار می‌شدیم.آنقدر عاشق و طالب بود که همان دفعه ی اول هم به آرزویش رسید.

همسر شهید دایی تقی ادامه داد: اما صبر و قرار بر این شهادت را فقط خداوند باید عنایت کند.قبل از اعزامشان، برای مراسم شهید نوری یا سایر شهدای مدافع حرم، بسیار اصرار میکردند که بنده را هم ببرند.ولی من دل رفتن نداشتم، به ایشان میگفتم: قرار بر این دارید که برای اعزام خودتان زمینه سازی کنید؟ ولی بنده رضایت نمیدهم. اما نمیدانستم، وقتش که برسد ، خداوند که عنایت کند، هم دل رفتنش را پیدا میکنی و هم صبر بر نبودنشان را.
پس از شهادت، وقتی بسیار بیقرار میشدم و یا دیگر تاب و تحمل غم نبودنشان را نداشتم، با عکسشان درد دل میکردم ؛ میگفتم مگر خودت نگفتی هوای شما و بچه ها را دارم؟  حالا هم بیا و مرا آرام کن.

با وجود جثه کوچک, سخت ترین و بزرگترین کارها را  به عهده می‌گرفت

همسر شهید درباره ویژگی های شهید دایی تقی گفت:شهدا همه در بسیاری از فضایل اخلاقی مشترکند و یک سری ویژگی ها و صفات عالیه دارند.شهید دایی تقی هم خیلی پر جنب و جوش بودند، هیچ کاری را زمین نمی گذاشتند و یا یکی را به نفع دیگری حذف نمی‌کردند. با برنامه ریزی دقیق از عهده ی همه کارها برمی آمدند.با وجود جثه ی کوچکی که داشتند، اما همیشه، سخت ترین و بزرگترین کارها را  به عهده می‌گرفتند.ایشان در عین حال، لطیف و شوخ طبع بودند، خنده از لبانشان نمیرفت.بسیار با بصیرت بودند و اخبار، به خصوص اخبار سوریه را به دقت رصد میکردند، و ریز به ریز روز نوشت داشتند.به همه چیز فکر میکردند و در مورد همه چیز احساس مسولیت داشتند. با پسرم قبل از اعزام، بسیار صحبت میکردند و شرایط روحیشان را آماده میکردند.

او همچنین درمورد روزهای پایانی حضور شهید، گفت:قبل از سفر سوریه، یک روز رفتند و بیشتر از مایحتاج منزل، انواع میوه و خوراکی جات تهیه کردند، هر چقدر گفتم این ها خیلی زیاد هست، شهید میگفت بگذارید باشد، لازم میشود.
بنده به میوه ی انار علاقه ی خاصی دارم خاطرم هست بیشتر از همه چیز آن روز انار خریده بودند…خیلی با من صحبت کردند که راضی بشوم اعزام بشوند. و از این جهت از خودم راضیم که با رضایت کامل، ایشان را راهی کردم. خداوند قرار و پذیرش آن را، خودش در دل من ایجاد کرده بود.او در مناسبت های مختلف (اعیاد و مراسم های مذهبی و شهادت ها) در درمانگاه حضرت ابوالفضل، کار بهیاری انجام میدادند.تمامی این دوره ها را هم من و فرزندان همراهشان بودیم و رفتیم.هیج جا تنهایشان نمیگذاشتم.

در ادامه ،  همسر شهید با بیان خصوصیات شهید دایی تقی، اضافه کرد:ایشان با اقشار مختلف در رابطه بودند. طیف دوستان ایشان، از بچه های راهنمایی گرفته تا بزرگسالانی که بیشتر از خودشان سن و سال داشتند، را شامل میشد.
از همه قشرها، با ایشان رفاقت می‌کردند. جاذبه ی بسیار بالایی داشتند. ابتدا، افراد را جذب می‌کردند و بعد در جهت اصلاح آنها می‌کوشیدند.همه دوستانشان، ازخنده های همیشگی حمید رضا صحبت میکنند.یک پایگاه بسیج در مسجد محل بود که چند سالی بود فعالیت نداشت.ایشان با وجود مشغله ی بالایی که داشتند، رفتند و آنجا را راه انداختند. نیرو جذب کردند و کار فرهنگی کردند، کم کم بچه های پایگاه درس خواندند و بعضی ها طلبه، و بعضی ها مداح شدند.
 شهید هم که دیدند نیروی انسانی فراهم هست هییت مدافعین حرم را راه اندازی کردند و در هیچ صورتی راضی نبودند که از وقت هییت بزنند.

در ادامه ی دیدار،همسر شهید دایی تقی، خاطره ی حضور شهید حججی در مراسم شیرخوارگان حسینی سال گذشته،به عنوان عکاس مراسم را بازگو کردند، و به شوق وصف ناپذیر شهید حججی اشاره کردند.ایشان نیز از عدم شناخت شهید و عدم استفاده از حضور و شخصیت شهید حججی تاسف خوردند.

ماجرای تسبیح شهید دایی تقی که شهید حججی از سوریه برای خانواده شهید آورد

در ادامه ی این گفت‌وگو، همسر شهید حججی با هدیه دادن تسبیحی به همسر شهید دایی تقی، شرح داد که ؛ در سوریه در محلی که شهید کمیل قربانی، شهید حسن احمدی و شهید دایی تقی با هم بر اثر اصابت خمپاره به تانک واقع شده در محل، به فیض شهادت نایل شدند؛ ظاهرا تسبیحی که در دست شهید دایی تقی بوده در حین حادثه، پاره میشود و دانه های آن پخش می‌شود.که بعدها، شهید حججی به محل واقعه می‌روند و با اشک چشم، تعدادی از این دانه ها را جمع آوری کرده و تسبیح کوچکی درست میکنند و آن را به عنوان ارمغان به ایران می آورند… 

همسر شهید حججی،تسبیح را که متبرک به حرم حضرت زینب بود،به نیابت از تسبیح شهید دایی تقی،به همسر ایشان هدیه کرد.
همسر شهید دایی تقی، ضمن تشکر از این هدیه ی با ارزش، به این نکته اشاره کرده که؛ حتی انگشتر و وسایل شخصی شهید نیز به دست ایشان نرسیده، زیرا ایشان در لحظه ی برخورد خمپاره به شدت زخمی میشوند و با وجود جثه ی ضعیفشان،تا یک هفته مقاومت میکنند، به کما میروند و بعد به فیض شهادت نایل میشوند.و به دلیل زخم های عمیق ناحیه فوقانی بدنشان، انگشتر و سایر وسایل همراه شهید هم در بیمارستان مفقود شده و به دست خانواده نمیرسد.

در انتها، همسر شهید حججی خطاب به همسر شهید دایی تقی درباره شهادت شهید حججی و پیام آن گفت:شهدا با دل مردم کار دارند.عزت را خداوند می‌دهد.شهید حججی را خداوند انتخاب کردند.شاید شهدای دیگری باشند که اجر و مقام ایشان،  از شهید حججی بسیار والاتر باشد و یا ایشان نحوه شهادت مشابه داشته باشند،اما این عزت و وحدت ملی و این انتخاب، از جانب خداوند هست و ما هم تسلیم و راضی به تقدیر الهی هستیم.
دشمنان می‌خواهند این اتحاد نباشد، می‌خواهند ارتباط خانواده ی شهدا نباشد.اما ما ادامه دهنده ی این راهیم.شاید دلیل انتخاب شهید حججی و عزت الهی که نصیب ایشان شد، اتمام حجتی برای جوانان دهه ی هفتاد ، و بستری برای رشد ایشان باشد.دشمنان باید بدانند که همسران ما و جوانان این وطن، در هر شرایطی و با هر موقعیتی، آماده ی دفاع از حریم ولایی خویشند.ان شاءالله که روز به روز بر توفیقات شما اضافه شود و خداوند توفیقی نصیب ما کند که پیرو راه شهدایمان باشیم.

انتهای پیام/

صفحه 30 از 75
»...1020 قبلی 26272829303132333435 بعدی 405060...«