• تاریخ : ۲۶ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

پنجمین جشنواره منطقه ای نمایشنامه خوانی وتار در سنندج به کارخود پایان داد

به گزارش خبرگزاری بسیج از کردستان، در این آیین و بر اساس رای هیات داوران جشنواره، در بخش نویسندگی جلال تجنگی از کردستان نویسنده نمایش ‘ابوبکر محمدی فاطمه محمدی’ مقام اول، غلامرضا همتیان نویسنده نمایش ‘رسم پیر پروانه’ از سنندج مقام دوم و کامران شهلایی از همدان نویسنده نمایش ‘مشترک مورد نظر’ مقام سوم را از آن خود کردند.

همچنین در بخش کارگردانی سید امیر حسین فاطمی کارگردان نمایش ‘تقاطع’ از همدان، علی اکبر نور بخش کارگردان نمایش ‘رسم پیر پروانه’ از بیجار و پدرام رحمانی کارگردان ‘عشق و سنگ’ از آذربایجان غربی به ترتیب مقام اول تا سوم این بخش را به خود اختصاص دادند.

بر اساس رای هیات داوران در بخش بازیگری مرد، علی اکبر نور بخش بخاطر بازی در نمایش’رسم پیر پروانه’ از بیجار مقام اول، کورش احمدی بخاطر بازی در نمایش’زمستان بهار’ از کردستان مقام دوم و اسماعیل پاشایی از سقز بخاطر بازی در نمایش ‘فراموشی’ و پدرام رحمانی از آذربایجان غربی بخاطر نمایش ‘عشق و سنگ’ به صورت مشترک مقام سوم را کسب کردند.

در بخش بازیگری زن نیز میدیا ذاکری بخاطر بازی در نمایش ‘رسم پیر پروانه’ از بیجار، یلدا سیف اللهی و نعمیه حامیان بخاطر بازی در نمایش تقاطع از همدان به ترتیب مقام های اول تا سوم را از آن خود کردند.

همچنین بر اساس رای هیات داوران جایزه بخش موسیقی به شاهین برازش از ارومیه و جایزه بخش صحنه خوانی نیز به فاطمه عباسی از همدان اختصاص پیدا کرد.

در ادامه این آیین از کتاب های ‘پاساری و لک لک ها’ تولید واحد نمایش حوزه هنری کردستان و نویسندگی صابر نیکبخت رونمایی شد.

پنجمین جشنواره منطقه ای نمایشنامه نویسی و …

اخبار پیشنهادی:

پنجمین جشنواره منطقه ای نمایشنامه خوانی وتار در سنندج به کارخود پایان داد
  • تاریخ : ۲۶ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، انتشار خبر شهادت شهید محسن حججی، از فعالان فرهنگی کشور، بازتاب بسیاری در میان اهالی قلم و هنرمندان داشت. حجت‌الاسلام محمدحسین انصاری‌نژاد، از شاعران کشور، تازه‌ترین سروده خود را به مقام این شهید مدافع حرم تقدیم کرده هست:

به روح بلند شهید محسن حججى

به سوی علقمه رفتم که تشنه کام بیایم
و سرگذاشته بر دامن امام بیایم

چه باشکوه به لب غنچه می‌زند صلواتم
مگر به باغ گل سرخ، با سلام بیایم

خوشا که گوش به بانگ دراى قافله باشم
به کربلای تو از حج ناتمام بیایم

شب هست و همسفر مسلمم به غربت کوفه
که چون ستاره سرخی به پشت بام بیایم

خوشاکه جامه دران بین خطبه‌خوانی زینب
بر این خرابه بچرخم به صبح شام بیایم

دعا کنید پدر!مادر!این دقیقه آخر
که سربریده براین دشت، چند گام بیایم

چقدر گمشده چون برگ گل سه ساله پرپر
علم به دوش به خونخواهی کدام بیایم

شنیده‌ام که به صحراست چشم یاس سه ساله
مگر به نام عمویش به انتقام بیایم

تمام حنجره هل من معین اوست به گوشم
تمام حنجره،”لبیک یا امام!”بیایم

***

علم به دوش به سمت فرات، راه افتاد
چه باشکوه به گودال قتلگاه افتاد!

که بود غرق طمانینه، محو آینه‌ای؟
به باغ لاله که باشور لا اله افتاد؟

رها به باد، ورق پاره‌های قرآن هست
که یوسفانه‌ترین سوره‌ها به چاه افتاد

میان قهقهه شمرهای دشنه به دشت
چه باشکوه بر آن دشت تشنه، ماه افتاد

کدام ماه جوان ایستاده در زنجیر
به جشن سنگ به دستان کینه‌خواه افتاد

به پشت معرکه مانده کلاه ابن زیاد
از آن حماسه سراسیمه، بی‌کلاه افتاد

چه دست‌ها که به خونخواهی‌اش بلند شدند
که برق غیرت مختار در سپاه افتاد

صدای شعله‌ور قاسم سلیمانی
شبیه صاعقه بر خرمن گیاه افتاد

شهید روضه یاس کبود، محسن بود
که بین آن در و دیوار، بی‌گناه افتاد

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۶ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

قسمت هشتم از فصل دوم سریال شهرزاد، شامگاه یکشنبه ۲۲ مرداد با حضور رضا کیانیان و هومن برق نورد در پردیس سینمایی کورش رونمایی شد.
اکران مردمی شهرزاد: هومن برق نورد و همسرش, رضا کیانیان
در ادامه میتوانید بعضی از تصاویر مربوط به اکران مردمی قسمت هشتم سریال شهرزاد را در پردیس کوروش مشاهده نمایید:

رضا کیانیان در اکران مردمی شهرزاد

رضا کیانیان, هومن برق نورد و همسرش

هومن برق نورد و رضا کیانیان
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: cinematicket.org

  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، علی‌محمد بشارتی در سال ۱۳۲۳ در خانواده‌ای مذهبی در جهرم متولد شد. از نوجوانی به فعالیت‌های سیاسی و مبارزه علیه رژیم طاغوت پرداخت و در این راه دوبار دستگیر و پس از بازداشت موقت آزاد شد. دوران سربازی را در سپاه دانش شهر قم گذراند و در این دوره ارتباط نزدیکی با علما و مراجع قم داشت. سپس در آموزش و پرورش قم استخدام شد. بشارتی در سال ۱۳۴۹ در دانشکده علوم قضایی قم پذیرفته شد و از آن به بعد مبارزات خود را از پایگاه دانشگاهی ادامه داد تا این‌که در اردیبهشت ۱۳۵۳توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. در مرداد ماه ۱۳۵۵در پی اعلام فضای باز سیاسی از زندان آزاد شد و مبارزات خود را با جدیت بیشتری دنبال کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در هسته اولیه تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سمت مسئول واحد اطلاعات و تحقیقات حضور داشت و در دور اول مجلس شورای اسلامی نماینده مردم جهرم بود. از سال ۷۲ تا ۷۶ قائم‌مقام وزیر امور خارجه بود و در دولت دوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به وزارت کشور منصوب شد. وی هم‌چنین مشاور امنیتی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و اکنون در سمت مشاور رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک در حال فعالیت هست. او دارای مدرک دکترای علوم سیاسی هست و کتاب‌های بسیاری در زمینه تاریخ اسلام، تاریخ معاصر ایران و ادبیات فارسی را به‌رشته نگارش درآورده و کلیات اشعار او با عنوان «شهد شعر» با مضامین عرفانی، آیینی و تغزلی به چاپ رسیده هست.

در ادامه بخش اول گفت‌وگوی تفصیلی خبرنگار فرهنگی تسنیمبا علی‌محمد بشارتی را از نظر می‌گذرانید.             

تسنیم: در حال حاضر تاریخ‌نویسان ما صرفاً به روایت و داستان‌سرایی می‌پردازند، یعنی جای تحلیل و تحلیل‌گر خوب در جامعه تاریخ‌نویسان ما خالی هست، نظر شما چیست؟

میان تاریخ و تجزیه و تحلیلِ تاریخ تفاوت وجود دارد. تاریخ‌نویسان که تاریخ را روایت می‌کنند؛ در واقع به رسالت خودشان عمل می‌کنند. اما کسانی که اهل تجزیه و تحلیل هستند باید آن را شرح دهند. در مورد قرآن هم همین‌طور هست، یعنی ما یک ترجمه داریم و یک تفسیر. مترجم وظیفه دارد آیات قرآن را به‌کوتاه‌ترین شکل ممکن برای استفاده عامه مردم ترجمه کند و رسالت دیگری ندارد؛ چون واژگان قرآن کریم گاهی تا هفت معنی دارد و مترجم مجبور هست که یکی از معانی را انتخاب کند، تاریخ هم به همین شکل هست، مثلاً درباره دودمان پهلوی، موافقان و مخالفان آنها کتاب نوشته‌اند. اگر مخاطب اهل تجزیه و تحلیل نباشد؛ هر روایت تاریخی را قبول می‌کند. اگر کسی روایات درباریان از رژیم پهلوی مثل کتاب‌هایی را که توسط فرح دیبا، اشرف پهلوی، دکتر علی امینی، اردشیر زاهدی و تاج‌الملوک آیرملو نوشته شده باور کند؛ به این نتیجه می‌رسد که؛ چرا انقلاب کردیم؟ اما وقتی که خاطرات اشخاصی مثل فردوست و طوفانیان و ژنرال هایزر را می‌خوانیم باید کنار خاطرات گروه اول قرار دهیم و تجزیه و تحلیل کنیم تا بتوانیم سره را از ناسره جدا کنیم.

تسنیم: تحلیل‌ها منحصر به همان مقطع تاریخی می‌شود؛ یعنی کاربردی و متناسب جامعه امروزی نیست؟

نه، این طور نیست. تجزیه و تحلیل عبارت از کاری هست که موجب روشن‌تر شدن مسائل تاریخی می‌شود. فرح در کتاب خاطراتش؛ از خدمات بی‌دریغ و سرسپردگی‌های خود و همسرش به آمریکایی‌ها می‌گوید و سپس از آنها گلایه می‌کند که؛ چرا پس از انقلاب به شاه ویزای آمریکا را ندادند؟ تمام بدبختی مملکت ما این بود که شاهِ وابسته، کشور را وابسته به آمریکا کرد؛ بدون نظر آنها آب نمی‌خورد؛ افراد بی‌کفایت را در رأس امور مملکت می‌گماشت؛ هویدا که آدمِ پرمسئله‌ای بود ۱۳ سال نخست‌وزیر این مملکت می‌شود و اینها حاصل وابستگی دربار و دولت بود. اما فرح صحبتی از این مسائل نمی‌کند و می‌گوید که؛ چرا ویزای آمریکا به ما نمی‌دهند؟! ما می‌گوییم علتش این هست که آمریکایی‌ها نهایت سوءاستفاده را از وابستگی شما کردند و شما امروز به‌قول قدیمی‌ها «مطربِ زده» هستید که وقتی عروسی تمام می‌شود کسی به مطرب‌ها نیم‌نگاهی هم نمی‌کند. در این‌جا فرح تاریخ را روایت می‌کند اما ما خودمان باید تجزیه و تحلیل کنیم، پس تجزیه و تحلیل وظیفه مورخ نیست.

*رضاخان به جایی رسید که به امام حسین می‌گفت “دشمن”!

تسنیم: امروزه شبهات و تحریفات بسیاری را علیه تاریخ اسلام مطرح می‌کنند تا چهره این دین را مخدوش کنند و با توجه به گسترش فضای مجازی این‌ مطالب به‌سرعت بین مردم پخش می‌شود. متأسفانه بسیاری از افراد به‌راحتی این ادعاهای کذب را قبول می‌کنند و در نهایت موجب تنفر آنها از دین می‌شود، چه تحلیلی از این وضعیت دارید؟

این مسئله جدیدی نیست. تاج‌الملوک آیرملو همسر رضاخان در خاطراتش می‌گوید: «رضاخان پیش از رسیدن به سلطنت، مقداری ترس از قیامت داشت؛ در ایام محرم شراب نمی‌خورد و حتی در دسته‌جات عزاداری هم شرکت می‌کرد. اما محمدعلی فروغی نخست‌وزیر آن‌قدر به گوشش خواند که رضاخان به‌کلی منکر خدا و پیغمبر و قیامت شد و گاهی می‌گفت که “اعراب دشمن ما بوده‌اند؛ پس چرا مردم ما برای دشمن‌شان عزاداری می‌کنند؟”»، یعنی به جایی رسید که به امام حسین(ع) می‌گفت “دشمن”! یا مثلاً باجناقی داشت که به او می‌گفت: «غذانخوردن در ساعات متمادی برای بدن و اعصاب ضرر دارد. شما بخشنامه کن که مردم دیگر روزه نگیرند!» رضاخان هم می‌گفت: «من تعجب می‌کنم که وقتی غذا حاضر هست؛ چرا ملت غذا نمی‌خورند؟»، پس اینها تلقینِ انگلیسی هست که از سال‌ها قبل وجود داشته و آنها همیشه چنین برنامه‌هایی داشته‌اند و حالا به‌وسیله فضای مجازی اهداف‌شان را دنبال می‌کنند؛ یعنی فقط وسیله‌اش عوض شده، در این زمینه اربابان قلم و بیان وظیفه دارند که با زبان روشن، مسائل اسلام را برای جوانان تبیین کنند.

تسنیم: با توجه به مسائل و مشکلاتی که امروز در کشور ما درگیرِ آن هستیم؛ ضرورت عصری‌سازی و عبرت‌گرفتن از حوادث تاریخ اسلام بیش از پیش احساس می‌شود. اما در چهار دهه‌ای که از انقلاب می‌گذرد؛ ما در این زمینه آن‌چنان قوی عمل نکرده‌ایم.

این بی‌انصافی هست. شما نباید فقط به این اکتفا کنید که ما الآن در کدام نقطه کوهی هستیم که می‌خواهیم به قله آن برسیم؛ ما باید ببینیم که از کجا شروع کردیم؟ کشور ما کشور وابسته‌ای بود که در آن با معترضین به‌اشکال وحشیانه‌ای برخورد می‌کردند. من خودم در زمان طاغوت پنج سال زندانی بودم؛ آن هم در شدیدترین و سخت‌ترین شرایط:

روزگاری بود

روزگار تلخ و تاری بود

روز ما چون روی بدخواهان ما تیره

دشمنان بر جان ما چیره

هیچ سینه کینه‌ای در خود نمی‌اندوخت

هیچ دل مهری نمی‌ورزید

سنگر آزادگان خاموش

خیمه‌‌گاه دشمنان پرجوش

گرم‌رو آزادگان دربند

روسپی‌نامردمان در کار

دوره‌ای بود که چون آمریکا نمی‌خواست ایران پیشرفت کند و می‌خواست مردم را در فقر و فاقه قرار دهد؛ کشور را عقب راندند. در حالی که ما انقلاب مشروطه داریم؛ انقلاب ملی‌شدن صنعت نفت داریم؛ پس باید جزو کشورهای پیشرفته جهان باشیم. ده سال پس از امضای حکم مشروطه توسط مظفرالدین‌شاه، رضاخان کودتا کرد و بر سر کار آمد و در دوره او تمام امکانات، سرفصل‌ها و عواملی را که موجب رشد می‌شد از دور خارج کردند؛ علما و بزرگانِ حوزه علمیه را که همیشه منشأ اثر بودند محدود کردند؛ عده‌ای از جمله امام را تبعید کردند؛ بقیه را به زندان انداختند و بسیاری را کشتند تا از هیچ‌کس صدای اعتراضی درنیاید، پس ما باید ببینیم که از کجا شروع کردیم و فقط به قله نگاه نکنیم. ما که اکنون از زمان پیغمبر(ص) بالاتر نیستیم و شرایط مساعدتری نداریم. هنوز پیکر پیامبر اسلام دفن نشده بود که کودتا کردند و حضرت امیر را از دور خارج کردند، ما که بهتر از آنها نیستیم. اجتماع را با این دید نباید نگاه کرد و نباید فقط نیمه خالی لیوان را دید. زمانی اینجا مرکز فساد خاورمیانه بود؛ به‌نحوی که یکی از مقامات انگلیس گفته بود: «مینی‌ژوپ را ما ساختیم اما کوتاه‌ترین دامن‌ها را دختران تهرانی می‌پوشند!»، هر اتفاقی که در دنیا می‌افتاد؛ جنبه منفی‌اش را به اینجا می‌آوردند؛ مثل جشن هنر شیراز و امثال آن و به‌خاطر این عوامل به‌مقدار زیادی عقب رانده شدیم.

اما الآن تعداد زیادی از جوانان ما در رشته‌های مختلف دانشگاهی و حوزوی به درجات بالایی رسیده‌اند؛ در المپیادهای مختلف فیزیک، شیمی، ریاضیات و کامپیوتر مقام می‌آورند؛ در صورتی که ایران در زمان طاغوت در این علوم رتبه دویستم هم نداشت. اکنون ما در صنایع نظامی، تولید سلاح و صنایع فضایی پیشرفت بسیار خوبی داشته‌ایم. قبل از انقلاب در ایران اسلحه‌ مزخرفی به‌نام «ژ۳» می‌ساختند که آن هم ساخت آمریکا بود و اینجا فقط مونتاژ می‌کردند. الآن خودمان بهترین سلاح‌ها را می‌سازیم.

*رژیم از شاعران چپ حمایت می‌کرد

حتی در بخش شعر و ادبیات، مقام معظم رهبری هر سال یک شب وقت می‌گذارند و در ماه رمضان با شعرا جلسه می‌گذارند؛ خودشان شاعر و اهل تجزیه و تحلیل شعر هستند و با وقت زیادی که در این زمینه صرف می‌کنند؛ شاعرپروری می‌کنند. الآن آقای دکتر اسماعیل آذر به هر شهری که می‌روند؛ انبوهی از شعرای جوان دورش جمع می‌شوند که در زمان طاغوت شرایط این‌طور نبود و اصلاً ما از زمان سعدی تا کنون چنین شرایطی را در ادبیات ایران نداشته‌ایم. شعرایی که در زمان پیش از انقلاب بودند؛ غیر از تعداد معدودی از شاعران مثل علی معلم، حمید سبزواری، استاد اوستا، و علی موسوی گرمارودی که هم‌سلولی من هم بود؛ بقیه شعرا چپ بودند و کسی در برابر آنها حرفی برای گفتن نداشت چون رژیم از آنها حمایت می‌کرد. این شاعران بیشتر در جامعه ادبی سروصدا داشتند؛ کتاب‌هایشان با چاپ‌های پرتیراژ و جلدهای زیبا عرضه می‌شد و کتاب‌فروشی‌های روبه‌روی دانشگاه تهران، کتاب‌های شعر آنها را با ارزان‌ترین قیمت می‌فروختند. شعرای مذهبی زورشان به چپی‌ها نمی‌رسید چون فضا متعلق به آنها بود و به کسی راه نمی‌دادند و شعرای مذهبی نمی‌توانستند رشد کنند. الآن شما در سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری انبوهی از شاعران مذهبی را می‌بینید. آدم وقتی شعرایی مثل آقای قزوه و آقای بیابانکی را می‌بیند؛ لذت می‌برد. بسیاری از شعرای جوان و خانم‌های شاعر و بسیاری از نویسندگان در عرصه ادبی فعالیت خوبی دارند و انبوهی از کتاب‌ها را به چاپ می‌رسانند. حالا شما این وضعیت را با دوران طاغوت مقایسه کنید، مثلاً ببینید؛ در سال ۵۶ مجموعاً در ایران چند کتاب چاپ شده و در چند نسخه؟

به‌طور کلی ما از زمان انقلاب تا حالا پیشرفتِ زیادی داشتیم. اما وضعیت فعلی ما مثل کسی هست که می‌خواهد ساختمان‌سازی کند؛ اول گودبرداری می‌کند و با هزینه زیادی بتون‌ریزی کرده و فونداسیون می‌سازد تا به سطح زمین می‌رسد؛ اما از دور که می‌بینید چیزی پیدا نیست. در حالی که پایه و اساسِ کار در آن پایین هست. خیلی کارها انجام شده اما شما زمانی که می‌خواهید میزان پیشرفت مجموعه را بسنجید؛ باید موانع را هم در نظر بگیرید. بعضی اوقات در رسانه‌ها می‌بینم که صنعت خودروسازی ایران را با کره جنوبی مقایسه می‌کنند که خیلی خطا هست. کره جنوبی یک رژیم کودتایی دارد و ژنرال‌ها طی سالیان درازی آنجا حکومت کردند و کشوری صددرصد وابسته به آمریکا هست. طراحی خودروهای کره‌ای مثل آزرا و سوناتا متعلق به آمریکا هست. آمریکایی‌ها دیگر نمی‌توانستد خودروهایی مثل شورلت و بیوک را مصرف کنند چون هم پرمصرف بود و هم آیرودینامیک نبود. آمریکا تولید این خودروها را به کره جنوبی سپرد و بیشترین خریداران خودروهای کره‌ای هم خود آمریکایی‌ها هستند. الآن از یک طرف آمریکا ایران را تحریم می‌کند و کشورهای اروپایی را تهدید می‌کند که به ایران ماشین ندهند و از طرف دیگر خودروهای یک کشورِ وابسته به آمریکا، بازار خودروی ایران را قبضه کرده. حقیقت این هست که در این زمینه مقایسه‌کردن اصلاً کار درستی نیست. ما نه باید کشور خودمان را با ترکیه مقایسه کنیم و نه با عربستان.

*فساد درباریان از «کلیدپارتی» تا ماجرای همسر ملک‌حسین

تسنیم: در سال‌های اخیر تعدادی از چهره‌های وابسته به دربار پهلوی با چاپ خاطرات سعی در تحریف تاریخ و تبرئه درباریان داشتند، چه برآیندی از این کتاب‌ها دارید؟

در ایران از کتاب دوجلدی خاطرات فرح (دختر یتیم) و کتابی که مادرش نوشت به‌نام «دخترم فرح» که به چاپ سی‌ام رسید استقبال بسیار خوبی شد، چون خانم فریده دیبا (مادر فرح) زنی خانه‌دار و غیرسیاسی بود؛ هرچه در دربار دیده را نوشته؛ انحراف شاه، مشکلات شاه، انحرافات جنسی شاه، لاابالی‌گری شاه، با این وضعیت می‌خواستید مملکت آباد شود؟ مملکت وابسته نباشد؟ فساد، در و دیوار مملکت را نگیرد؟ رجال مملکتی، پارسا شوند؟ اشرف پهلوی مهمانی‌هایی موسوم به «کلیدپارتی» برگزار می‌کرد، به این شکل که رجال سیاسی را به‌همراه همسران‌شان به یک هتل دعوت می‌کرد. هر کدام از زن‌ها را به یک اتاق می‌فرستاد؛ مردها چشم‌بند می‌زدند و یک کلید را به‌طور تصادفی بر‌می‌داشتند و به آن اتاق می‌رفتند تا با همسر یک رجل دیگر رابطه جنسی برقرار کنند. در کتاب «دختر یتیم» از قول فرح این‌طور نوشته شده: «محمدرضا طبق معمول به شب‌نشینی‌هایش ادامه می‌داد؛ صبح‌ها تا دیروقت می‌خوابید و ساعت ۱۰ صبح حمام می‌رفت و مشغول استحمام و ماساژ می‌شد. بقیه اوقات روز را هم به ورق‌بازی می‌گذراند. بعضی ساعات هم رجال سیاسی اعم از سیاست‌مداران قدیمی و بازنشسته و یا سیاست‌مداران شاغل به دیدار او می‌آمدند و مشغول رایزنی و بحث و گفت‌وگو می‌شدند. اما محمدرضا آشکارا به مسائل سیاسی بی‌علاقه شد.»، چنین شخصی شاه این مملکت بود. در جای دیگری از این کتاب مطلبی نقل شده که آدم وقتی می‌شنود کله‌اش سوت می‌کشد اما باید بشنود: «اعلی‌حضرت شاه‌‌حسین پادشاه اردن هاشمی از دوستان خصوصی محمدرضا بود. من از این مرد خیلی بدم می‌آمد زیرا به‌حد افراط بی‌ناموس بود. او همسر زیبایی داشت به‌نام ملکه علیا که متأسفانه در حادثه سقوط هلی‌کوپتر جان سپرد. ملکه علیا که زنی فلسطینی و از اهالی لبنان و بزرگ‌شده انگلستان بود؛ برخلاف زنان عرب سفیدپوست و با رنگ موی بور و بسیار زیبا و خوش‌چشم‌وابرو بود. قد و بالای متناسبی هم داشت. ملک حسین این زن را با خود به ایران می‌آورد و در مهمانی‌ها و مجالس دربار، خودش به‌اتفاق والاحضرت اشرف گم‌وگور می‌شد و این زن زیبا به‌دست گرگ‌های زن‌خواره‌ای مثل اسدالله علم و اردشیر زاهدی می‌افتاد. یک بار به اسدالله علم نهیب زدم که این زن شوهر دارد و این‌گونه اعمال با یک زن شوهردار، قبیح و به‌دور از مروت هست. اما علم جواب داد: “اعلی‌حضرت ملک‌حسین او را به همین دلیل همراه خود می‌آورد تا ما به همسرش هدایای گران‌بها بدهیم!” متأسفانه علم این زن را هم به رختخواب محمدرضا آورد و من مجبور شدم با محمدرضا دعوا کنم.»، این‌ هم از رفقای شاه. ما پس از انقلاب، وارث چنین وضعیتی بودیم. همین که مملکت را تا اینجا رساندیم؛ باید خدا را هزاران بار شکر کنیم. البته آگاه باشید که ما از وضعیت فعلی راضی نیستیم. ما هنوز کاملاً به وظایف خود عمل نکردیم. “آبادی میخانه ز ویرانی ماست/ جمعیت کفر از پریشانی ماست” اگر تک‌تک ما به وظایف خود عمل می‌کردیم؛ الآن قطعاً شرایط غیر از این بود. اما واقعیت‌ها را هم باید بپذیریم. درباریان هم زمانی که فهمیدند که کتاب «دختر یتیم» آبروی‌شان را برده هست؛ فرح گفت که «من کتاب را ننوشتم» و بعضی از درباریان هم برای دفاع از خود شروع به کتاب‌نوشتن کردند. البته فرح خودش کتاب ننوشته؛ بلکه با مجلات خارجی مصاحبه کرده و مطالب بیان‌شده در این مصاحبه‌ها در قالب یک کتاب جمع‌آوری شده. حتی فرح اگر بخواهد این خاطراتش را هم انکار کند؛ میلیون‌ها سند ساواک را هم می‌تواند انکار کند؟ اینها چنین مأموریتی برای به هم ریختن مملکت داشتند و واقعاً هم به هدف‌شان رسیدند، اما خدا مملکت را حفظ کرد.

ادامه دارد… .

گفت‌وگو از مهدی خانی اوشانی

انتهای پیام/*

  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

فیلم های اکشن همواره یکی از جذا ب ترین و پرمخاطب ترین ژانرهای سینما بوده هست.

فیلم های اکشن همواره یکی از جذاب ترین و پرمخاطب ترین ژانرهای سینما بوده هست که طرفداران زیادی در سراسر جهان دارد. در این ژانر فیلم های بسیاری ساخته شده هست و البته تعدادی از آنها بسیار خاطره انگیز و به یادماندنی شده اند. در زیر تعدادی از برترین و به یادماندنی ترین آثار سینمای مهیج و اکشن را مشاهده می کنیم.
۱۰- جان سخت
بروس ویلیس در سری فیلم های جان سخت بسیار شبیه یک ابرقهرمان هست تا یک مرد عادی و یک انسان اما در فیلم نخست این مجموعه که در سال ۱۹۸۸ ساخته شده هست او یک فرد عادی هست که برای نجات همسرش از دست گروگان گیرها در یک ساختمان تلاش می کند به همین دلیل هست که نسخه اول این فیلم زیباترین قسمت این سری از فیلم ها هست.
۹- ترمیناتور: روز قیامت
۲۴ سال از این فیلم می گذرد ولی هنوز هم این فیلم با بازی ترمیناتور به عنوان یک نابودگر خیابانی مخاطبان خودش را حفظ کرده هست.
۸- ایندیانا جونز: مهاجمان صندوق گمشده
استیون اسپیلبرگ کارگردان نامی سینما که همه ژانرهای سینمایی را تجربه کرده هست در ژانر اکشن هم بسیار موفق بوده هست و با خلق سری فیلم های ایندیاناجونز نام خودش را به عنوان یکی از کارگردانان این گونه آثار زنده نگه داشته هست.
۷- اولین خون
سیلوستر استالونه یکی از محبوب ترین بازیگران سینمای اکشن هست. این بازیگر با سری فیلم های راکی به شهرت بسیاری دست یافت. فیلم های سری راکی به ویژه اولین خون همیشه یکی از زیباترین آثار سینمای مهیج بوده هست.
۶- اسلحه مرگبار
مل گیبسون در این نقش یک بازنشسته را در ۴۱ سالگی بازی کرد. نسخه اول این فیلم به موفقیت بسیاری رسید ولی نسخه های بعدی چندان موفقیت آمیز نبود. ریچارد دانر کارگردان این اثر …

اخبار پیشنهادی:

  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، آیین افتتاحیه هفتمین دوره طرح آموزشی – تربیتی قاریان ممتاز نوجوان و جوان قرآن کریم (اُسوه)، عصر سه‌شنبه ۲۴ مرداد ماه در تهران، مجتمع امام خمینی (ره) برگزار شد.
در این مراسم که ۴۵ نفر از قاریان عضو این طرح و تعدادی از خانواده‌های ایشان حضور داشتند، پس از پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران، ابراهیم توانچه؛ قاری نوجوان بوشهری به تلاوت قرآن پرداخت.

سپس محمدتقی میرزاجانی، مدیر طرح اُسوه ضمن تشریح برنامه‌های پیش‌بینی شده در دوره هفتم، فرصت استفاده شرکت‌کنندگان از چنین برنامه‌هایی که موجبات ارتقای ایشان را فراهم می‌کند، متذکر شد و در ادامه، به توضیح اقدامات صورت گرفته در دبیرخانه طرح، ظرف ۶ ماه گذشته پرداخت.
وی از جمله این اقدامات را ایجاد پیوند بین طرح اسوه و طرح ارزیابی قاریان و مدرسان قرائت قرآن کریم دانست.
در ادامه برنامه افتتاحیه، کلیپ تصویری دوره ششم طرح اسوه در مشهد مقدس (اسفند ۹۵) پخش شد و پس از آن قاریان برتر در بخش تکالیف آموزشی تقدیر شدند.
هفتمین دوره طرح آموزشی- تربیتی اسوه، از ۲۴ مرداد آغاز شده و تا ۹ شهریور ادامه دارد.


انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

ترویج فرهنگ غربی، بسترساز سلطه ی غربی
صهیونیسم و ایالات متحده ی آمریکا بر آن انند از طریق جریان های نفوذ مثل هالیوود و صنعت سینما و… با تغییر سبک زندگی مردم تدریجاً باورها و ارزش های جامعه را تغییر دهند. از این رو، قبل از هر چیز باید جریان های نفوذ فرهنگ غرب را شناسایی کرد و به مقابله با آن پرداخت.

نمی توان ادعا کرد که تمامی فرهنگ غرب ناشایست هست و با موازین اخلاقی مطابقت ندارد. اما آنچه که غرب سعی در تزریق کشورهای دیگر می کند مربوط به آن بخش از فرهنگ غرب هست که مطابقت با موازین اخلاقی به ویژه اعتقادات اسلامی ندارد و «بی بندوباری اخلاقی» و خوی «پرخاشگری» را ترویج می دهد. رهبری در این زمینه می فرمایند: «فرهنگ غرب، فرهنگی هست که در عین برخورداری از نقاط مثبت، نقاط منفی هم دارد. ما معتقد به تبادل فرهنگ ها هستیم.» (۱) تغییر ارزش ها و شکاف نسل پس از انقلاب اسلامی ایران توسط غربی ها ریشه یابی شده هست. غرب از یک سو، تهاجم فرهنگی خود را توسط عوامل خارجی برای دور کردن نسل پس از انقلاب از فرهنگ باثبات نسل های قبلی آغاز نموده و از سوی دیگر، عوامل داخلی وابسته خود را برای بسترسازی مناسب در جهت نفوذ بیشتر ارزش های غربی بسیج کرده هست. (۲) بیشترین ضربه را کشورهایی می بینند که در برابر جنگ نرم دشمن هیچ اقداماتی انجام ندهند.
ترویج فرهنگ غربی بسترساز «سلطه ی غربی»
در هر کشوری قوانینی وجود دارد که سبب نظم و امنیت در آن کشور می شود. این قوانین برگرفته از ارزش ها و اصولی هست که در کتب دینی و قانون اساسی آن وجود دارد. اگر به هر دلیلی این قوانین به چالش کشیده شوند و مورد پیروی قرار نگیرند، نظم و امنیت جامعه نیز به خطر می افتد و جامعه به مرورزمان تضعیف می گردد. غرب برای سلطه ی فرهنگی به ترویج فرهنگ خود در کشورها می پردازد. این ترویج فرهنگ از راه های مختلف صورت می گیرد که معمولاً اعتقادات و باورهای جامعه را مورد هدف قرار می دهد. اما به راحتی نمی توان فرهنگ غرب را جایگزین اعتقادات و باورهای مردم یک کشور کرد. بر همین اساس غرب برای ترویج …

اخبار پیشنهادی:

ترویج فرهنگ غربی، بسترساز سلطه ی غربی
  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، نخستین دوره اردوی تکمیلی شعر جوان انقلاب اسلامی که تا ظهر شنبه ۲۸ مرداد ادامه خواهد یافت، چهره‌های شاخص تمامی ادوار گذشته شرکت کرده‌اند. این شاعران جوان بر اساس کیفیت آثار، پویایی و فعالیت منظم در دوره مربوطه، با آرای کارشناسان دفتر شعر «آفتاب‌گردان‌ها» گزینش شده‌اند.

برنامه‌های دوره تکمیلی با رویکردی تخصصی و با هدف افزایش توانمندی‌ها و دانش اعضا در حوزه‌های مختلف اعم از فرهنگی و اجتماعی تدارک دیده شده هست و شاعران جوان با طیف گسترده‌ مفاهیم، از شعر کودک و شعر هیئت گرفته تا شیوه فعالیت در فضای مجازی و نیز جریان‌های فعال فکری امروز ایران آشنا خواهند شد. به همین منظور، دو کارگاه نقد با حضور شاعرانی چون کبری بابایی، انسیه موسویان، ناصر فیض، حمیدرضا شکارسری و محمد حسین نعمتی برگزار خواهد شد.

علاوه بر آن، علی‌محمد مودب درباره «شعر و شجاعت»، سعید حدادیان و میلاد عرفان‌پور درباره «شعر هیئت»، و محمدرضا اصنافی درباره شاعران و فعالیت در فضای مجازی (تبین اهمیت، فرصت‌ها و تهدیدات شبکه‌های اجتماعی) سخن خواهند گفت. حجت‌الاسلام محمدرضا زائری برای شاعران جوان از ضرورت پذیرش نقش‌های رهبری در فضای ادبی و هنری، و نفیسه فیاض بخش از مهارت‌های زندگی صحبت خواهند کرد. سجاد صفار هرندی نیز شرحی اجمالی از جریان‌های اندیشه‌ای فعال در کشور و حجت‌الاسلام سیفایی با نگاه به اوضاع منطقه، طیف‌شناسی امت اسلامی را ارائه خواهند داد. نیز برای آشنایی شاعران جوان با تجربیات شاعران پیشکسوت، گفتگویی با علیرضا قزوه پیش‌بینی شده هست.

هدف نهایی از برگزاری دوره تکمیلی آن هست که بانوان شاعر بتوانند در حوزه فرهنگ کور نقش‌آفرین باشند و بر جامعه ادبی تأثیر بگذارند. به همین خاطر، و در راستای برقراری عدالت آموزشی، به پراکندگی پذیرفته‌شدگان نیز توجه شده هست: از استان تهران ۸ نفر از قم ۴ نفر، از فارس، همدان و خراسان رضوی ۳ نفر و از دیگر استان‌ها یک یا دو نفر برگزیده شده‌اند.

اردوی دوم خواهران آفتاب‌گردان‌های ششم آغاز شد

اردوی دوم ششمین دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی موسوم به «آفتابگردان‌ها»، ویژه بانوان نیز از ۲۵ مرداد در تهران آغاز می‌شود. در این اردو که به ابتکار موسسه شهرستان ادب برگزار می‌شود، شاعران جوان از سراسر کشور که موفق شده‌اند امتیاز لازم را از کارشناسان گروه شعر به دست آورند به مدت چهار روز گرد هم خواهند آمد تا از برنامه‌های آموزشی فشرده با حضور استادان مطرح و سرشناس ملی در زمینه شعر بهره‌مند شوند. اردوی آفتاب‌گردان‌ها، ظهر شنبه ۲۸ مرداد به پایان خواهد رسید.

چهار کارگاه نقد و کلاس‌های شناخت شعر، با حضور استادان و شاعرانی چون افسانه غیاثوند، امید مهدی نژاد، مریم کرباسی، حسنامحمدزاده، علی‌محمد مؤدب، علی داودی، محمدحسین نعمتی و محمدرضا وحیدزاده برای شرکت‌کنندگان در این دوره در نظر گرفته شده هست. علاوه بر آن، حمیدرضا شکارسری با موضوع «درآمدی بر شعر علیرضا قزوه»، قربان ولیئی با موضوع «درآمدی بر شعر سعدی»، میلاد عرفان پور با موضوع «زبان شعر» و محمدرضا وحیدزاده با موضوع «شعر و رسالت اجتماعی» سخنرانی خواهند کرد.

نفیسه فیاض‌بخش، استاد دانشگاه نیز برای بانوان شاعر از «مهارت های زندگی» خواهد گفت. شاعران جوان فرصت دارند تا در عصر شعر آفتاب‌گردان‌ها، سروده‌های خود را برای حاضران بخوانند. حضور در معراج شهدا و شرکت در شبِ شعری دیگر به یاد شهید قهرمان مدافع حرم محسن حججی، از دیگر برنامه‌های این دوره آموزشی هست.

در اردوی امسال آفتاب‌گردان‌ها، ۴۴ شاعر جوان از سراسر کشور شرکت می‌کنند. استان‌های تهران (۷ نفر)، قم (۶ نفر)، اصفهان (۵ نفر)، خراسان رضوی و گیلان (هر کدام ۴ نفر)، فارس و سمنان (هر یک ۳ نفر) بیشترین شرکت‌کننده را داشته‌اند. از دیگر استان‌ها نیز ۱ تا ۲ نفر برای اردوی دوم پذیرفته شده‌اند.

شاعران جوان و استعدادهای تازه شعر کشور پیش از این در فراخوان مربوطه با ارسال شعر شرکت کرده‌اند و بر اساس معیارهای مشخصی گزینش شده‌اند. مطالعات در زمینه شعر، انگیزه و جدیت، توان شعرخوانی، سطح دانش معرفتی، و آزمون طبع شعر از جمله مهم‌ترین معیارها برای حضور در این دوره تخصصی هست.

دوره‌های آموزشی آفتابگردان‌ها را دفتر شعر مؤسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب به صورت سالانه برگزار می‌کند. هدف از برگزاری این دوره‌های آموزشی، کمک به پویایی شعر جوان، کشف و پرورش استعدادها و زمینه‌سازی برای رویش نسل جدید شاعران انقلاب اسلامی هست. بدین ترتیب، هر ساله، در قالب این دوره آموزشی، ده‌ها شاعر جوان و مستعد از سراسر کشور و بخصوص شهرستان‌ها، شناسایی شده و به عضویت دوره در می‏‌آیند.

چندی پیش رهبر فرزانه انقلاب، در دیدار شاعران با ایشان به این دوره‌های آموزشی اشاره کرده بودند و فرمودند: «شنیدم شهرستان ادب فعالیت‌های دانش‌آموزی راه انداخته، افراد را جمع می‌کند، دانش‌آموزهای ما، جوان‌های ما، نوجوان‌های ما، دختر ما، پسر ما، شعر می‌گویند آن هم به این خوبی، با این مضامین خوب، با این تخیّل قوی، این خیلی خوب هست…».

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

پایگاه خبری و تحلیلی خوزنامه :
نژلا پیکانیان: «فصل نرگس» دومین ساخته سینمایی نگار آذربایجانی هست که پیش از فیلم «آیینه های رو به رو» را کارگردانی کرده بود. این فیلم به تهیه کنندگی سحر صباغ سرشت در جشنواره فیلم فجر سال گذشته برای اولین بار به نمایش درآمد و از چهارشنبه گذشته نیز در سینماهای کشور اکران عمومی شد. «فصل نرگس» به موضوع اهدا عضو می پردازد و در زمره فیلم های اجتماعی هست که البته کارگردانش روایتی متفاوت را هم برای این اثر برگزیده هست. کارگردان و تهیه کننده این اثر سینمایی که مهمان کافه خبر ما بودند می گویند به دلیل فرهنگ سازی و دغدغه مندی خودشان در این زمینه انتظار حمایت معنوی از این فیلم را دارند. تجربه ساخت «فصل نرگس» را در ادامه از زبان کارگردان و تهیه کننده اش می خوانید:
به نظر می رسد «فصل نرگس» تلاش می کند تا به مخاطب نوعی امید بخشی را به مخاطب القا کند. موضوع اهدا عضو هم مسئله ایست که این روزها در جامعه زیاد درباره اش می شنویم، پرداختن به این موضوع چقدر از دغدغه مندی فیلمنامه نویس و کارگردان نشات می گیرد؟
نگار آذربایجانی: وقتی می خواهم درباره موضوعی بنویسم باید به آن علاقه داشته باشم یا بحث اصلی که می خواهم به آن بپردازم باید دغدغه ام باشد. موضوع اصلی فصل نرگس، اهدا عضو، هم برای من همیشه جذاب و جزء دغدغه هایم بود. اما جرقه اصلی که باعث شد در آن زمان تصمیم بگیرم که این قصه را بنویسم فوت عسل بدیعی بود. آن اتفاق خیلی دردناک و برای همه ما مثل یک شوک بود ولی تصمیمی که عسل قبل از فوت اش گرفته بود مبنی بر اینکه تمامی اعضای بدن اش را اهدا کنند، خیلی کار قشنگ و در عین حال تاثیرگذاری بود. همین تصمیم باعث شد من شروع به نوشتن فیلمنامه «فصل نرگس» کنم. طبیعتا در ابتدا تحقیقاتی لازم داشتم چون اطلاعات خودم در این زمینه کلی بود و نیاز بود برای اینکه بتوانم در طراحی شخصیت ها درست عمل کنم اطلاعات بیشتری به دست بیاورم. تحقیقاتم را هم از بیمارستان مسیح دانشوری شروع کردم. به واسطه آنها با یکسری از گیرنده ها ارتباط برقرار کردم و بر اساس تحقیقات دیگر هم جلو رفتم تا این قصه شکل گرفت. پاییز ۹۳ نسخه اولیه فیلمنامه را به اسم «کلاژ» تکمیل کردم و آشنایی من و سحر صباغ سرشت هم از همان موقع شکل گرفت. من فیلمنامه را به سحر دادم، بقیه ماجرا را هم به نظرم خودش توضیح بدهد بهتر هست.
سحر صباغ سرشت: به دغدغه اشاره کردید، به نظر من در کار قبلی نگار آذربایجانی هم این دغدغه وجود داشت، «آیینه های روبرو» فیلم دغدغه مندی هست، طبیعتا «فصل نرگس» هم از این نوع نگاه مستثنی نیست و اینجا به موضوعی دیگر می پردازد. اما این احساس تکلیف کردن نسبت به جامعه و اینکه بخواهی از طریق سینما که رسانه ای باارزش و تاثیرگذاری هست، موضوعی را فرهنگ سازی کنی از نظر ما دو نفر قطعا حائز اهمیت بود. اما نکته ای که جا دارد در این مصاحبه به آن اشاره کنم این هست که متاسفانه در جامعه و نظام مدیریتی که بر آن حاکم هست این نوع نگاه بعضا در شعار خلاصه می شود و اساسا هیچگونه حمایتی از بخش های فرهنگی که ظاهرا دغدغه و تفکری دارند نمی شود. من خودم به واسطه اینکه به موضوع اهدای عضو اعتقاد شخصی دارم فیلمنامه ای که نگار برایم فرستاد هم از حیث شیوه نوینی که در روایت اش داشت و هم از این بعد که از زاویه ای تازه به ماجرای اهدا عضو می پردازد برایم جالب بود. به قول کارشناسان این حوزه اگر هشتاد فیلم در این زمینه ساخته شده باشد، می توان گفت «فصل نرگس» به جرات اولین فیلمی هست که از زاویه ای تازه به این موضوع نگاه می کند. قصه این فیلم عمل اهدا عضو را پذیرفته و تاثیرگذاری اش را در جامعه و در چرخه حیات بشری نشان می دهد و این موضوع به نظرم خیلی ارزشمندتر از مسیری هست که همیشه طی شده هست. همه این موارد به همراه دغدغه مندی که خود نگار در کارگردانی داشت باعث شد انگیزه من با همه سختی که این مسیر داشت بیشتر شود. البته اساسا مسیر تولید فیلم های اجتماعی به خصوص اینکه اگر دغدغه مند باشند بسیار سخت تر و پیچیده تر و پر از بن بست تر هست.
معمولا طرح مسائل اجتماعی از این دست به دلیل پیام هایی که در جهت فرهنگ سازی با خود همراه دارد ممکن هست اثر را به سمت شعارزدگی ببرد، چقدر تلاش کردید تا این حس برای مخاطب بعد از تماشای «فصل نرگس» به وجود نیاید؟
آذربایجانی: تجربه به همه مان ثابت کرده که شعار دادن جواب نمی دهد، اصلا اصطلاع شعارزدگی هم بر همین مبنا به وجود آمده هست. من چه زمانی که داشتم فیلمنامه را می نوشتم و شخصیت ها را طراحی می کردم و چه در زمان ساخت فیلم، تلاشم این بود که تا جایی که می شود آدم هایی را طراحی کنم که معمولی باشند. البته که قصه هم همین را می طلبید. در واقع می خواستم حرفی را به مخاطب بزنم، بدون اینکه مستقیم چیزی را برایش توضیح دهم یا به او دیکته کنم. می خواستم بگویم مسئله اهدا عضو موضوعی هست که هر کسی می توان تصمیم بگیرد آن را انجام دهد و برای این تصمیم و اجرایش، لازم نیست که ویژگی های شخصیتی خاصی داشته باشی، یا به اصطلاح قهرمان باشی. به همین دلیل هم شخصیتی که در فیلم اهدا کننده اعضا هست از باقی کاراکترها معمولی تر هست، چون فکر می کردم همان کاری که می خواهد انجام دهد ناخودآگاه او را از یک آدم معمولی به یک قهرمان تبدیل می کند. می دانم که ممکن هست بعضی از دوستان دوباره این بحث را مطرح کنند که سینما به قهرمان و ضدقهرمان نیاز دارد ولی به نظرم در یک فیلم اجتماعی با قصه ای اینچنینی که می خواهی مستقیما با مخاطب ارتباط برقرار کنی و او را به فکر وا داری، الزاما نیازی به قهرمان سازی کلاسیک نداری و بهتر هست شخصیت هایی را خلق کنی که مخاطب خودش را در آنها ببیند.
نکته ای که به نظرم جا دارد درباره اش صحبت کنیم مربوط به ریتم فیلم هست. احساس می کنم قصه ای که باید مخاطب را از همان لحظات اول با خودش درگیر کند در این فیلم کمی دیر شروع می شود. در ۱۵-۲۰ دقیقه ابتدایی فیلم همه چیز خیلی آرام پیش می رود، چرا نخواستید زودتر از این مخاطب را با چالش قصه رو به رو کنید؟
آذربایجانی: «فصل نرگس» تعدد شخصیت دارد و جزو فیلم هایی هست که نمی توانی بگویی یک نقش یک و یک نقش دو دارد و به عبارت دیگرهر کدام از این شخصیت ها در جای خودشان نقش اصلی محسوب می شوند. اگر بخواهیم این مرز را کمی باریک تر کنیم به سه زن قصه می رسیم، زن اهدا کننده اعضا و دو تا گیرنده ها. هرسه اصلی هستند و پرداختن به معرفی شخصیت ها وقتی که تعدادشان زیاد هست، طبیعتا نیاز به کمی زمان دارد. در واقع تو با این معرفی داری به مخاطب فرصت می دهی که شخصیت ها را بشناسد. من به دنبال این نبودم که مخاطب را به سمتی ببرم که معما حل کند، بلکه هدفم این بود که بیننده بتواند آرام آرام با این آدم ها ارتباط برقرار کند و آنها را بشناسد، دوستشان داشته باشد و در نهایت متوجه بشود که یکی از آنها در زندگی بقیه به شکلی تاثیر گذاشته و دو نفر دیگر هم در ادامه مسیر زندگی، روی احوال و زندگی بقیه اثر می گذارند. البته سعی کردم معرفی شخصیت ها در کوتاه ترین شکلی که می شد انجام شود، ولی در این حد لازم بود که باشد.
صباغ سرشت: به نظرم از این کوتاه تر قصه را الکن می شد. خیلی از کدها را مخاطب باید در ابتدای فیلم بگیرد و در پس معرفی شخصیت ها اتفاق می افتد. نکته دیگری که وجود دارد این هست که مخاطب امروز فیلم های به روز دنیا را با کمترین فاصله از زمان اکرانشان در کشورهای خارجی در ایران تماشا می کند، نوع روایتی هم که نگار برای فیلمش انتخاب کرده شیوه ای هست که در بسیاری از فیلم های روز دنیا مورد استفاده قرار گرفته و پس نمی توان گفت مخاطب با چنین شیوه روایتی ناآشناست. نکته دیگری که باید بگویم این موضوعی که شما درباره دیر شدن قصه به آن اشاره کردید برای این شیوه از روایت نیست، این موضوع درباره فیلم هایی صدق می کند که یک قهرمان دارد و قصه ای یک خطی را روایت می کند. اما «فصل نرگس» به دلیل روایت نوینی که دارد ساختار خودش را هم دارد. ما سر تدوین درباره این موضوع مشورت های زیادی با دوستانی که در این حوزه کارشناس هستند داشتیم، بعضی از آنها نیز فکر می کردند در این شیوه هم باید سیلی اولیه را زود به مخاطب بزنیم درصورتیکه بعضی از دوستان دیگر می گفتند این شکل از روایت با این پیش زمینه ای که به مخاطب می دهد درست ترین شیوه ای هست که اتفاق می افتد و اگر فصل اول از این کوتاه تر شود حتما روی فصل های بعدی تاثیر منفی خواهد گذاشت.
خانم صباغ سرشت در ابتدای صحبت هایتان به سختی هایی که در مسیر تولید داشتید اشاره کردید، این سختی و چالش ها به دلیل مضمون فیلم که درباره اهدا عضو هست بود؟
صباغ سرشت: سه سال پیش که نگار با فیلمنامه «کلاژ»، «فصل نرگس» فعلی پیش من آمد و باعث دوستی ما شد که اتفاق مبارکی برایم بود، من آدم امیدوارتری به زندگی بودم و خیلی از شعارهایی که دوستان در حوزه های مرتبط با اهدا عضو می دادند برای من رنگ شعار نداشت. من به آنها ایمان داشتم و فکر می کردم می شود. پیش خودم می گفتم سازمانهای مربوط به موضوع فیلم به من قول حمایت دادند، پس حتما می شود. آن زمان من بیش از اندازه مثبت اندیش بودم ولی در این مسیر که الان سه سال از آن می گذرد و و من کم کم جلو آمدم نه تنها به من و فیلم هیچ کمکی نشد بلکه سنگ اندازی هم شد، سنگ اندازی هایی که حتی ارزشش را ندارد بخواهیم درباره اش حرف بزنیم چون از نظر من بیشتر حاشیه کاذب محسوب می شود. اما ارگان های مرتبط با موضوع به لحاظ اقتصادی مسیری از مسیر تولید را هموار نکردند، حتی به لحاظ معنوی هم حمایتی از فیلم نداشتند . ما خیلی می شنویم که ترویج فرهنگ اهدا عضو مهم هست و می خواهند که این اتفاق بیفتد اما این حرف ها بیشتر شبیه شعار هست. ما برای خودمان مسئولیت اجتماعی تعریف کردیم که آمدیم در این حوزه کار می کنیم و طبیعتا برای ما هم این موضوع مهم هست اما وقتی وارد کار می شویم متوجه می شویم از خیلی حرف هایی که پیش از ساخت کار زده می شود خبری نیست.
«فصل نرگس» جزو فیلم های هجو، دم دستی، بفروش و گیشه ای حساب نمی شود و ژانرش هم کمدی نیست و در بخش خصوصی رغبتی ایجاد نمی کند. پس تو باید در این مسیر بگردی و آدمی هم سو با خودت را پیدا کنی که در حوزه اقتصادی ماجرا هم همراهت شود و خودش هم این دغدغه را داشته باشد و از طرف دیگر در حوزه اجرایی فیلم هم دخالتی نکند که مکافات تازه ای را برای تهیه کننده و عوامل به وجود بیاورد. فکر می کنم این مسیر مسیر راحتی نیست و خدا را شکر که این همراهی شامل حال ما شد تا فیلم ساخته شود. خوشبختانه فیلم پخش کننده خوبی دارد و برخلاف بعضی هجمه های بیخودی که راه می افتد حوزه هنری از نظر من پخش کننده خوبی هست و کارهایی که فکر می کند می تواند موثر و مفید باشد را پیش می برد. فقط امیدوارم در طول اکران دوستانی که مسئولیت سینماها را برعهده دارند و جزو مدیران سینمایی محسوب می شوند با ما همراه و همدل شوند و به این نکته توجه کنند که این فیلم فیلمی نیست که در هفته اول کف فروش را پر کند یا به سرعت روند فروش روبه رشدی داشته باشد که اگر این اتفاق نیفتاد سالن اش را جابه جا کنیم یا از فلان سالن سینما کنار بگذاریم اش.
اگر موافق باشید به بحث کارگردانی برگردیم، «فصل نرگس» روایت متفاوت و موازی گونه ای دارد. از ابتدا که قصه را طراحی می کردید همین شیوه را در نظر گرفته بودید و چه دلیلی داشت که این شیوه را انتخاب کردید؟ به نظرم تداوم انسجام قصه در این شکل از روایت سخت تر هست و چه تمهیدی برای این مسئله داشتید که درک این فضا و موقعیت برای مخاطب آسان تر شود؟
آذربایجانی: من چون فیلمنامه هایم را خودم می نویسم طبیعتا اول نویسنده یک اثر هستم و بعد کارگردانش. به همین خاطر شیوه روایت را بر اساس آن چیزی که فکر می کنم برای آن قصه مناسب هست انتخاب می کنم و همان شیوه روایی را در فیلمنامه می آورم. دلیل اصلی انتخاب این روش روایت برای فصل نرگس هم این بود که می خواستم قصه اهدا کننده اعضا و گیرنده ها را همزمان روایت کنم. قصه هایی که به لحاظ زمانی با هم متفاوت هستند و وقتی می خواهی آنها را به صورت همزمان تعریف کنی چاره ای نداری جز اینکه به چنین روشی متوسل شوی تا امکان همزمان روایت شدن ماجراها فراهم شود. آن حفظ انسجامی هم که گفتید در این جنس روایت، کار به مراتب پیچیده تر و سخت تری هست، چون تو اطلاعاتی را به مخاطب می دهی که باید زمانش را محاسبه کرده باشی که دیر یا زود نباشد، اندازه اش کافی هست یا نه و هزاران مورد دیگر. همه تلاش من این بود که هم به لحاظ کیفیت و هم کمیت حضور شخصیت ها یک وزن را داشته باشند. همین مسائل ماجرا را خیلی پیچیده تر و در عین حال جذاب تر می کرد. فیلمنامه فصل نرگس حداقل ۴-۵ بار به صورت کامل بازنویسی شد تا به این شکلی که الان در فیلم هست رسیدیم.
از انتخاب بازیگرهایتان هم برایمان بگویید؟ همه شان همان گزینه هایی بودند که از ابتدا در ذهن تان داشتید؟
آذربایجانی: موقعی که داشتم فیلمنامه را می نوشتم طبیعتا باید یک سری تصویر از شخصیت هایی که می نوشتم در ذهنم تصور می کردم. به یکسری از بازیگرها برای هر کدام از این نقش ها فکر می کردم ولی نه به این شکل که مشخصا بگویم این نقش حتما برای فلان بازیگر هست. چون شرایط سینمای ما به این شکل نیست که الزاما همان بازیگری که تو در ذهنت داری بتواند زمان تولید در کارت حضور داشته باشد. به همین دلیل گزینه های دوم و سومی هم برای هر کدام از شخصیت ها در ذهنم داشتم. موقعی که فیلمنامه نوشته شد و با سحر وارد همکاری شدیم، درباره خیلی از تصمیمات مان از جمله بحث انتخاب بازیگران صحبت کردیم. همان موقع برای بازیگران هر کدام از نقش ها به تصمیم تقریبا نهایی هم رسیدیم و خوشبختانه در پیش تولید هم با همان هایی به توافق رسیدیم که در ذهن داشتیم و انتخابشان کرده بودیم. به نظر من به عنوان کارگردان ، همه بازیگرها به همان اندازه ای که لازم بوده و فیلمنامه می طلبیده حضور دارند و انرژی گذاشتند.
«فصل نرگس» فیلمی زنانه نیست ولی زن در قصه آن محوریت دارد. در فیلم قبلی خانم آذربایجانی هم ردپای پررنگی از این قضیه دیده می شد که حتی بعضی از «آیینه های روبه رو» به عنوان فیلمی فمینیستی یاد می کنند. چرا تصمیم گرفتید قصه «فصل نرگس» بر پایه حضور زن بچرخد؟
آذربایجانی: البته من با این نظر درباره «آیینه های رو به رو» مخالفم. در «فصل نرگس» هم همان طور که خودتان اشاره کردید، فقط شخصیت های اصلی ترش زن هستند که این موضوع دو دلیل داشت، یک دلیل اینکه در سینمای ما قهرمان های زن به نسبت قهرمانان مرد، تعدادشان در فیلم ها خیلی کمتر هست. این مسئله من را که یک فیلمساز و نویسنده زن هستم و به طبع جنسیتم، احوال و عواطف زنان را عمیق تر و درست تر درک می کنم، بر آن داشت که حالا که فرصت اش را دارم و می توانم، به هم جنس های خودم به عنوان قهرمان بپردازم. یک دلیل دیگر هم داشتم که مشخصا در انتخاب “زن بودن” شخصیتهای اصلی این فیلم تاثیرمهمی داشت و اصلا ربطی به باورها نداشت، بلکه یک دلیل پزشکی و علمی بود. اینکه وقتی شخصیت اصلی دهنده اعضا زن باشد، باید دو شخصیت دیگر هم زن می شدند. چون اصولا اعضای بدن زن ها کوچکتر هست و در بدن مردها معمولا جواب نمی دهد، برعکس اش اتفاق می افتد ولی اعضای بدن زن ها را عموما به زن ها پیوند می زنند و خب این مسئله هم دلیل دیگری بود که سه شخصیت اصلی تر قصه ما زن باشند.
صباغ شرست: البته من این نکته را در تکمیل صحبت های نگار بگویم، زمانی که او فیلمنامه را نوشته بود، هنوز نمی دانست قرار هست تهیه کننده فیلمش من باشم و ایشان می توانست با یک تهیه کننده مرد همین فیلم را کار کند.
امیدبخشی و نگاه مثبت در پایان فیلم هم مشاهده می شود. این نگاه به نظرتان این تلقی را به وجود نمی آورد که این فیلم هم از آن دسته فیلم های پایان خوش هست؟
آذربایجانی: خب چه اشکالی دارد که یک فیلم، پایان امیدوار کننده و خوش داشته باشد؟! به نظرم تعریف پایان خوش به عنوان “ایراد و نقطه ضعف” یک فیلم فقط از ذهنی می تواند نشات بگیرد که به دلایلی شرطی شده و درگیر پیش داوری های خودش هست. البته منظورم این نیست که همه باید فیلم با پایان خوش را دوست داشته باشند، یا فیلم با پایان تلخ را. هر کسی می تواند بر اساس نیازها و سلیقه اش انتخاب کند که چه نوع فیلمی را دوست دارد، ولی اینکه بر اساس سلیقه شخصی مان یا پیش داوری هایمان فیلم را قضاوت کنیم، اشتباه هست. هر فیلمی، بر اساس قصه، نوع روایت و حرفی که فیلمساز می خواهد بزند، تعیین می کند که پایانش خوش باشد یا ناخوش! ضمن اینکه حال فیلم فصل نرگس کلا خوش هست و این فقط در پایانش نیست ! و این به جهان بینی من سازنده مربوط می شود.
صباغ سرشت: در این فیلم البته با توجه به تجربه هایی که ما با مخاطبان داشتیم این اتفاقی که می گویید نیفتاده هست.
آذربایجانی: نوع نگاه و جهان بینی من از زندگی و مرگ همین چیزی هست که در فصل نرگس می بینید. معتقدم که مرگ پایان نیست، بلکه جزئی از زندگی هست و معتقدم که همه ما در مسیر بین تولد تا مرگ، دائما باید انتخاب کنیم و انتخابهایمان هویتمان را تعریف می کند و در عین حال روی زندگی هم نوعانمان تاثیر می گذارد و همه اینها هم در فصل نرگس مطرح شده اند. مطمئنااگر روزی نوع نگاه من تغییر کند و به هر دلیلی به اتفاق های پیرامونم طور دیگری نگاه کنم، قطعا فیلمنامه هایم باز شبیه خودم می شود.
۵۸۲۴۴ خبر آنلاین

  • تاریخ : ۲۵ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا؛ نسخه نمایش خانگی فیلم سینمایی«یتیم‌خانه ایران» تازه‌ترین ساخته ابوالقاسم طالبی از روز گذشته توسط پخش موسسه هنرهای تصویری سوره توزیع شد. 

علاقه‌مندان می‌توانند برای دانلود حلال این فیلم سینمایی می‌توانند «دانلود فیلم یتیم‌خانه ایران»کلیک کنند.

«یتیم‌خانه ایران» قطعه‌ای حذف‌شده از تاریخ معاصر ایران و داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران را در سال‌های ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ در کوران جنگ اول جهانی و در زمان اشغال ایران به‌دست قوای بیگانه روس و انگلیس روایت می‌کند.

علیرام نورایی، فرخ نعمتی، جعفر دهقان، داریوش اسدزاده، بهار محمدپور، علی شادمان، محسن حسینی، اصغر حیدری، ایمان صفا، شهرام تیموریان، مهری آل‌آقا، والا شهیدی، ملیکا شعبان، مصطفی بهشتی، مجید معافی، حمید تاج دولتی، برایان طرفه، برت جان کورن و درشن آناند در فیلم تازه ابوالقاسم طالبی نقش آفرینی می‌کنند.

عوامل فیلم سینمایی «یتیم‌خانه ایران» عبارتند از نویسنده و کارگردان: ابوالقاسم طالبی، تهیه کننده: محمدرضا تخت‌کشیان، مشاوران کارگردان: اکبر منصور فلاح، حسن لفافیان، مدیر فیلمبرداری: اصغر رفیعی جم، برنامه‌ریز: حسن لفافیان، منشی صحنه: محسن بهاری، طراح صحنه و لباس و دکور: عباس بلوندی، طراح گریم: داریوش صالحیان، مدیر تولید: داوود معدنی، تدوین: حسین زندباف، موسیقی: سرگئی کروتسنگو، خواننده تیتراژ: پرواز همای، صدابردار همزمان: بهمن حیدری، جلوه‌های ویژه میدانی: محسن روزبهانی، جلوه‌های ویژه بصری: حسن پیله‌ور، صداگذاری، میکس و ترکیب صدا: بهمن حیدری، مهدی جمشیدیان، عکاس: نادر فوقانی، مدیر تبلیغات: علی طادی، مدیر روابط عمومی: هادی فیروزمندی، محصول روایت فتح، پخش از فیلمیران.

انتهای پیام/

صفحه 2 از 7
قبلی 1234567 بعدی