• تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

باشگاه خبرنگاران پویا، رمضانعلی کاوسی(جانباز قطع نخاع ۷۰ درصد):

بیست و اندی سال هست که از جنگ هشت ساله و به عبارت منصفانه تری از دفاع مقدس ملت ما می‌گذرد. ناگفته‌ها و خاطرات زیادی در سینه‌های مادران و همسران شهدا و همسران رزمندگان و ایثارگران تلنبار شده که متأسفانه امروزه گرد غربت بر این خاطرات نشسته. مشکلات اقتصادی چنان بر زندگی مردم سایه افکنده که انگار کسی حوصله ندارد بداند در آن روزهای حماسه چه بر این پروانگان صمیمی گذشت.

هم آن روزها و هم امروز، وقتی قرار هست به مناسبتی تجلیلی صورت بگیرد یا از آن روزهای حماسه و ایثار سخنی به میان آید، فقط روی رزمندگان زوم می‌شود. همه از ایثار رزمندگان و جانفشانی آن‌ها در زیر آتش توپ و تانک خمپاره می­‌گویند؛ اما هیچ­کس از بانوان ایثارگر و نقش پر رنگ آن‌ها در دفاع مقدس حرفی نمی‌­زند.

وقتی مارش عملیات از رادیو و تلویزیون شنیده می‌شد، انگار قلب مادرها و همسرها می‌خواست از سینه بیرون بزند. وقتی مادر رزمنده‌ای مطمئن می‌شد امشب شب عملیات هست، خواب به چشمانش نمی‌آمد تا خبر موثقی از زنده بودن فرزندش بشنود. برای همسران رزمنده، کار سخت‌تر بود. مرتب این سؤالات در ذهن او رژه می­‌رفت که: «آیا همسرم دوباره برمی‌گردد؟ نکند بچه‌هایم یتیم شوند؟ اگه برنگردد چطور این بچه­‌ها را بزرگ کنم؟ و…»  وقتی همسر رزمنده‌­ای خبر اسارت همسرش را می‌­شنید، چه بر سر او می‌­آمد؟ تحمل هشت نُه سال انتظار و صبوری فقط با زبان آسان هست.

احساس سوختن به تماشا نمی‌شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می‌کشم.

شاید اکنون که بحران‌های منطقه‌ای سر باز نموده و پدیدهٔ کثیفی به اسم داعش در عراق و سوریه و گاهی در قلب اروپا کُشت و کشتار راه انداخته، ما بهتر بتوانیم به ۳۰ سال پیش فلش بگ بزنیم و حال و روز خانواده‌ها را در آن روزهای سخت در ذهنمان تداعی کنیم.

به نظر شما در دورهٔ کنونی وضعیت روحی و جسمی همسر یک رزمنده و همسر یک جانباز چگونه هست؟ همسری که سال‌ها با عشق و علاقه پرستار شوهر جانبازش بوده و حالا پا به سن گذاشته؛ اما ذره‌­ای از مسئولیت سنگین او در برابر کارهای روزمرهٔ یک جانباز کم نشده هست. چرا هیچ­کس از نقش مادری که فرزندِ جانبازش نتوانسته به خاطر مشکلات جسمی همسر اختیار کند، سخن به میان نمی‌آورد؟ به نظر شما اجر و پاداش مادر یک جانباز قطع نخاع که اکنون به سن پیری رسیده و دارد از فرزند ۵۰ ساله‌اش پرستاری می­‌کند چقدر هست؟

سؤال من این هست: «مسئولین فرهنگی کشور و حوزهٔ پایداری ادبیات دفاع مقدس برای شناساندن این ایثارگران خاموش و کم توقع فیلمی ساخته یا کتابی نگاشته‌اند؟» مگر نه این هست که نقطهٔ قوت دفاع مقدس ما مستند بودن آن هست؟ مستند نگاران عزیز، حواسشان هست که هر روز از سخت افزارهای ساخت مستند کاسته می­‌شود؟ چه کسی می­‌داند در دل آن دختر شهید که حالا دیگر برای خودش خانمی شده چه می­‌گذرد. دختری که بیست و چند سال فقط با بغل کردن تصویر قاب گرفتهٔ بابایش جشن تولد گرفته و دیگران به او “تولدت مبارک” گفته‌اند.

رزمندگان عزیز، همسنگران من، پیشکسوتان جهاد و شهادت، هدفم از طرح این مبحث این بود که بد نیست هر از گاهی به خودمان تلنگری بزنیم که زیر پوست جنگ ما چه مسائلی بوده و هنوز هم ادامه دارد. درست هست که شهید نزد خداوند “عند ربهم یرزقون” هست؛ اما همسر او که دیگر حالا گرد پیری هم روی صورتش نشسته یک عمر در تنهایی به سر برده و می‌­برد. بد نیست گاهی به خودمان یادآوری کنیم که برای بعضی‌­ها هنوز جنگ ادامه دارد و تبعاتش دارد کمر بعضی­‌ها را می‌شکند. من بارها گفته‌ام، اجر همسر و مادران رزمنده و ایثارگران کمتر از آن‌ها نیست. این جملهٔ من شعار نیست بلکه یک باور قلبی ست.

آیا شما تاکنون شنیده‌اید همایشی برگزار شود و در آن از نقش مادران و همسران رزمنده سخنی به میان آید؟ نمی­‌دانم چرا ما مردم و حتی دست اندرکاران حوزهٔ ایثار و شهادت و بنیاد حفظ و نشر آثار ارزش‌­های دفاع مقدس به خودمان تلنگر نمی‌زنیم که این مادرها بودند که این سربازها را به دنیا آوردند!؟ چرا هیچکس از نقش پرعاطفهٔ مادران و همسران رزمنده در جنگ حرفی نمی‌زند؟ چرا هیچ کس فکر نمی‌کند که آن رزمندهٔ متأهل، دلگرم عواطف مقدس و ازخودگذشتگی همسرش بود که خانه و کاشانه را رها کرد و به جبهه رفت.

بیایید خودمان برای یک بار هم که شده به هر طریق ممکن در همایشی فقط با تقدیم یک شاخه گل نرگس، به احترامشان تمام قد بایستیم و ایثار و فداکاری این عزیزان را ارج نهیم که از مسئولین فرهنگی کشور …!!!؟؟؟

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

تهمینه میلانی؛ نویسنده و کارگردان نام آشنای سینمای ایران این روزها با آخرین ساخته خود، ملی و راه های نرفته اش، در سینماهای ایران میهمان هست. مرور آثار میلانی و کارنامه سینما یی او در طی سالیان فعالیتش، نشان از آن دارد که توجه همیشگی او به مسائل زنان و خانواده بوده هست. مسائلی که اغلب از حیث مشکلات و آسیب ها زیر ذره بین نگاه میلانی رفته اند و نهایت تبدیل به سوژه فیلمسازی این چنین شده اند. اکران ملی و راه های نرفته اش و اختصاص موضوع این فیلم به خشونت خانگی، بهانه ای شد تا در فضای شلوغِ کاری میلانی، گپ و گفتی در این باره داشته باشیم.
به خاطر دارم که چند سال پیش، در جریان مصاحبه ای در جشنواره ای در برلین گفته بودید که فمینیست هستید! فمینیستی که معنای تعادل درون چارچوب آن نهفته و قصد دارد چارچوب های مردسالاری را به سوی تعادل و آزادی زنان دگرگون کند. از نظر شما حد و مرز این تعادل و آزادی برگرفته از چیست؟! تهمینه میلانی برای رسیدن به یک الگوی مطلوب و ارائه آن به جای الگوی موجود مردسالار، به کجا می نگرد؟
یادم نمی آید در برلین چه گفتم؛ اما در مصاحبه های متعددی که با رسانه های داخلی داشته ام همواره عرض کرده ام که فمینیسم هم مثل همه ایسم ها، بر اساس موقعیت مکانی و زمانی تغییر مفهوم می دهد، بنابر این اگر ساختن فیلم درباره مسائل زنان کشور، جهت رسیدن به تعادل اجتماعی نامش فمینیسم هست، با این تعبیر من و همسرم فمینیست هستیم. تلاش ما این هست که به خانواده ای دست بیابیم که روابط افراد آن مبتنی بر عشق هست. ما نقد جدی به روابط فر ادست و فرودست در خانواده داریم و معتقدیم این نگرش، باتوجه به رشد تصاعدی وسایل ارتباط جمعی، به ویرانی نهاد خانواده منجر خواهد شد.

جرقه فیلمسازی با محوریت مسائل زنان در وجود تهمینه میلانی از چه زمانی زده شد؟ آیا پرداخت به مسائل زنان در شما مقدم بود یا شکستن ابهت مردسالاری؟!
مرد سالاری در این زمانه، ابهتی ندارد که کسی قصد شکستن آن را داشته باشد، تنها ویرانگر هست. ما برای رسیدن به حقوق برابر انسانی، در جهت ایجاد تعادل اجتماعی این فیلم ها را می سازیم. سیاست های فرهنگی و قوانین حقوقی کارشناسی نشده و مشاهده مجموعه رفتارهای نامناسب با دخترها و زنان، ما را به ساختن فیلم هایی با محوریت زنان می کشاند. شاید از آنجایی که به طور فردی نمی توانستم کاری برای این قبیل زنان و دختران بکنم و از دیدن رنج هایشان رنج می بردم به این نتیجه رسیدم که باید برای آنها کاری بکنم. تاثیرگذاری در بخشی از جامعه ای که در حال تغییر هست و کاهش صدمه انتقال جامعه از سنت به مدرنیسم از دغدغه های اصلی ام بوده هست. سعی می کنم جامعه را نسبت به این نوع مسائل حساس کنم و صدای کسانی باشم که در کنج خانه ها رنج می کشند و صدایشان به جایی نمی رسد.
و همین آدم ها می شوند قهرمان فیلم های شما؟
نه! حرف های آنها را می شنوم و با تحقیقات گسترده ای که روی آسیب های مطرح شده انجام می دهم قصه ها را می نویسم و شخصیت ها را شکل می دهم. در مجموع به این نتیجه رسیده ام که ادامه این موقعیت؛ یعنی حال نامساعد بانوان در همه طبقات – که واقعا نگران کننده هست – پیامد های بدی برای کل جامعه خواهد داشت. یکی از این مسائل و مشکلات عمومی که بانوان مطرح می کنند، مساله خشونت خانگی پشت دیوارهای بسته خانه هست که به چشم نمی آید. از جمله نکات تلخی که در تحقیقات خود به آن رسیدم میزان این خشونت هست . طبق نظر کارشناسان ایرانی حداقل دو سوم خانم هایی که وارد ارتباط زناشویی می شوند مورد خشونت؛ از خشونت کلامی تا فیزیکی قرار می گیرند. خب! نمی توانم نسبت به این مسائل بی تفاوت باشم. باید کاری کرد و در حیطه شغلی ما، باید فیلم بسازیم.
دغدغه فیلمسازی درباره زنان برای شما مشکلات زیادی به همراه داشته هست. مشکلاتی که سال های سال امتداد یافته، اما انگیزه میلانی را از وی نگرفته هست! ماحصل این تلاش ۳۰ساله از دیدگاه شما چیست؟
آگاه سازی جامعه. آگاهی یک کلید برای رسیدن به تعادل هست و من و همسرم در این جهت گام بر می داریم. مسائل زنان در جامعه ایرانی شقوق مختلفی را شامل می شود که می توان آنها را به دو دسته کلی مطالبات سلبی و ایجابی تقسیم کرد ؛ مطالباتی مثل توقیف خشونت های اجتماعی علیه زنان به عنوان یک خواسته سلبی و از سوی دیگر ایجاد حقوق جدید برای آنان که در بخش مطالبات ایجابی باید به آن اشاره کرد.
مساله ما فقط خشونت اجتماعی نیست. زیر ساخت خشونت اجتماعی، خشونت در خانواده هست. تربیت پایه و چرخه خشونت را جدی بگیرید. بچه های ما شکل خود ما می شوند. سیامک در فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» از کودکی کتک خورده و شاهد کتک خوردن خواهرها و مادر خود بوده هست. خشونت در رفتار او نهادینه هست و باید تلاش بسیاری کند و مشاوران کارکشته ای را به کار بگیرد تا اطلاعاتی که در کودکی در ذهن او نقش بسته، پاک شود و اطلاعات جدیدی بر پایه یک زندگی توام با عشق و مهر در او شکل بگیرد.
مَلی هم مثل سیامک، قربانی یک سیستم مرد سالار خشن هست و اتکا به نفس او به دلیل دختر بودنش از همان طفولیت آسیب دیده و نوعی ریاکاری که در همه زنان ما به دلیل نبود شرایط دموکراتیک در خانواده شکل می گیرد، در او وجود دارد. او همواره برای رسیدن به چیزی که حق خود می داند باید پنهانکاری و حتی ریا کند؛ چون چاره ای جز این ندارد. ملی خانواده ای دارد که به او اجازه رشد اجتماعی و اقتصادی نداده هست؛ پس او اتکا به نفس کافی ندارد. این همان پاشنه آشیل اوست..
مرور آثار شما اما نشان از آن دارد که همواره دغدغه مطالبات سلبی را داشته اید. چرا به بخش ایجابی این حوزه ورود نکرده اید؟ در واقع جریان سازی یک مطالبه اجتماعی که می تواند با تولید و پخش یک فیلم سینما یی آغاز شود، هیچ گاه در ذهن شما بوده؟
در خانواده ای به دنیا آمده ام که نسبت به بسیاری از خانواده های ایرانی از شرایط مناسب تری برخوردار بود. البته منظورم این نیست که پدر و مادرم بر اساس تئوری های مدرن روانشناسی و نظریات اریک برن، فرزندان خود را بزرگ کرده اند، اما شاید بتوان گفت صدمه کمتری نسبت به بسیاری از بانوان هم نسل خود دیده ام. از سوی دیگر در تشکیل زندگی مشترک هم آزادی انتخاب داشتم و ازدواجم با عشق و علاقه صورت گرفته و با میل و علاقه و همفکری با همسرم تصمیم گرفته ایم که فرزند داشته باشیم. با این اوصاف، گرچه رنجی را که زنان فیلم هایم می کشند تجربه نکرده ام، اما با این وجود انسانم و نمی توانم چشمم را به روی بسیاری از حقایق جامعه و آسیب های اجتماعی ببندم.
 زنان زیادی در جامعه می بینم که از مشکلات اقتصادی و فرهنگی رنج می برند، خصوصا در ارتباط مستقیم با افرادی که به دفترم مراجعه می کنند حقایق بسیاری را در می یابم. آنها به دلیل فیلم هایی که در مورد زنان ساخته ام؛ مثل «دوزن»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» به من اعتماد می کنند و حقایقی را که شاید برای حفظ آبرو برای کسی بازگو نمی کنند با من مطرح می کنند. حقایقی که اغلب دردناک و گاه حتی خطر ناک هست! و گفتن آنها می تواند پیامد بسیار بدی برای آنها داشته باشد. در واقع وقتی این انسان ها با من به درددل می نشینند، مسئولیت اجتماعی مرا زیاد می کنند. در مجموع آدم سیاست نیستم، هنر مندم و کارم نقد و نمایش کاستی های جامعه هست.

تلویزیون یکی از مهم ترین رسانه های عمومی هست که هنوز در بین اقشار متوسط و ضعیف شهرستان ها و روستاها جایگاه قابل توجهی دارد. دلیل پرهیز شما از استفاده از این تریبون چیست؟ عدم تمایل شما یا رویگردانی تلویزیون از پرداخت به مسائل و آسیب های زنان؟
 تلویزیون ما کاملا سیاسی و تحت کنترل یک جناح خاص هست که بدون هیچ شناختی مرتبا آدم هایی شبیه مرا قضاوت می کنند. می بینید که در میان ۱۰فیلم اکران شده، تنها تیزر های تبلیغاتی فیلم ما را پخش نمی کنند! این دوستان از پذیرش ما حتی در یک برنامه ساده سینمایی اکراه دارند، چه رسد که دعوت به ساخت فیلم کنند. ای کاش مسئولان تصمیم گیر، فضایی ایجاد کنند تا آدم هایی شبیه من که خوشبختانه در جامعه ما کم نیستند، اما دستشان از رسانه های جمعی کوتاه هست، حرف بزنند.
اگر در سال های گذشته این اتفاق می افتاد، ما امروز شاهد این همه ناهنجاری و آسیب در سطح جامعه نبودیم اگر همانند سازی جای خود را به رسمیت شناختن هویت فردی انسان ها می داد، امروز شاهد رشد جامعه در همه زمینه ها بودیم. اگر سیاست جمع گریزی وجود نداشت، امروز هر فردی تنها به فکر خود نبود و در همه امور، از جمله اداره شهر و کشور مشارکت می کرد. این وضعیت آشفته، این تظاهر برای نفع شخصی، حاصل سیاست های غلط هست که کسی حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد!
هنگامی که زنان جامعه عنوان می کنند به دنبال حقوق برابر و یکسان با مردان هستند با زدن انگ های سیاسی و اخلاقی به حاشیه رانده می شوند. این نوعی نگاه مردسالارانه به مشکلات و مسائل زنان توانمند ایران هست ؛ برخلاف سریال های تلویزیون که با نگاهی کاملا سنتی زنان را منفعل و گاه کوته فکر و ریاکار نشان می دهند. فیلمسازانی شبیه من، در فیلم هایمان به زنان کشور به عنوان یک انسان توانمند که توانایی اش به دلیل نگرش غیر علمی نادیده گرفته می شود، نگاه می کنیم. طبیعی هست که نگرش سنتی در مقابل دیدگاه ما بایستد، اما آیا حاضر به پذیرش عواقب و آسیب های عمل خود هم هست؟ جامعه ما دچار مشکلات فرهنگی بسیاری هست. فرهنگی که تبلیغ می شود جوابگوی زندگی و روابط مردم نیست. برای همین هم مردم راه خود را می روند و رسانه های ارتباط جمعی با انکار ایشان، راه خود را !
یعنی پیشنهادی از طرف صدا و سیما به شما نشده هست؟!
نه به صورت جدی. فیلمنامه هایی با محوریت بانوان، به ویژه بانوانی که شخصیت های پیچیده و بلند پرواز دارند، در همان برخورد اول از طرف شورای فیلمنامه سیما رد می شوند. گویی اصلا این خانم ها در ایران زندگی نمی کنند. سریال های ما را ببینید؛ اغلب زنانی که رویاهایشان را دنبال می کنند، شخصیت های منفی و ویرانگر نشان داده می شوند. در طول این سال ها تنها از دو بار از طرف سیما فیلم دعوت به همکاری شد ه ام که با وجود نگارش فیلمنامه برای ایشان، با تغییر مدیریت ساخت آنها متوقف شده هست.
موضوع فیلمنامه هایی که نوشتید، چه بود؟!
شش فیلمنامه درباره ایدز برای سیما فیلم نوشتم که کارگردان های دیگر بسازند. یکی از آنها که بسیار مورد علاقه ام بود را می خواستم خودم بسازم که مجوز نگرفت. داستان زوج جوانی که با عشق ازدواج کرده بودند، اما مرد خانواده معتاد و از طریق سرنگ آلوده به بیماری ایدز شده بود و متاسفانه همسر بی گناهش را هم آلوده می کرد. فکر کنید چه تعداد زن نجات پیدا می کرد اگر از طریق این نوع فیلم ها پیشگیری را می آموخت و مبتلا نمی شد.
چون فیلم به آنها نشان می داد که حتی اگر شوهر شما مردی خوشگذران نباشد و عاشق شما هم باشد می تواند از طریق سرنگ آلوده، ایدز بگیرد و به شما منتقل کند. اما مدیران سیما فیلم گفتند این موضوعات جامعه را می ترساند و قبح ماجرا از بین می رود. شک ندارم که اگر ۱۵ سال قبل این فیلمنامه ها ساخته می شد الان میزان ایدز در جامعه ما به شدت پایین تر بود. اما چه کسی حاضر هست مسئولیت فیلم های ساخته نشده را بپذیرد؟! چه اشکالی داشت که این فیلم ها ساخته می شد؟ چرا مدام روی این آسیب ها سرپوش می گذارند؟ یعنی با کتمان کاستی ها از میزان آن کاسته می شود؟ یا هر روز اوضاع از روز پیش بدتر می شود؟
در مصاحبه ای گفته بودید که پس از انقلاب بنا بر این شد که الگوسازی همسانی در میان افراد جامعه صورت پذیرد. الگوسازی که تفاوت ها را در نظر نمی گرفت! امروز که ۴۰سال از انقلاب گذشته اما، شاهد رخ دادن چنین اتفاقی نیستیم.
با سیاست همسان سازی، هویت فردی آدم ها مخدوش شده هست، حتی اگر این سیاست امروزه منسوخ شده باشد. برای ایجاد تعادل در جامعه در قدم اول، باید هویت فردی و انسانی زنان به آنها برگردانده شود. هر انسانی باید براساس طبیعت و هویت خود زندگی کند و نباید همه زنان جامعه را به یک چشم دید. در قدم دوم باید در تمامی قوانین حقوقی درباره زنان تجدید نظر شود تا حقوق از دست رفته زنان به آنها بازگردانده شود. تغییر در نگرش تربیت بانوان هم ضروری هست. تا دیر نشده باید اتکا به نفس دختران و زنان جامعه را بالا ببریم و در آنها خودباوری را رشد بدهیم.

به آنها بباورانیم که می توانند هر کاری را درست انجام دهند می توانند تا هر مقطعی که می خواهند تحصیل کنند، که حق انتخاب همسر خود را دارند. که شیئی نیستند که معامله شوند و باید به عنوان یک انسان از حق طبیعی یک انسان برخوردار باشند. اگر معتقدیم که زنان در نقش مادر «قلب» خانواده هستند، باید قلب خانواده سالم باشد تا خانواده سالم بماند.
طبعا هنگامی که حال قلب خانواده خوب نباشد، نمی تواند فرزندان صالح تربیت کند. نمی تواند همسر خوبی برای همسرش باشد. پس مرد خانواده هم صدمه می بیند و خانواده گریز می شود. به جای یافتن خوشی در خانه، آن را بیرون از خانواده جست وجو می کند و باز هم آسیب روی آسیب پدیدار می شود…
 نسلِ تربیت شده پس از انقلاب یا والدین شان را الگو قرار داده اند و یا الگوی مقابل والدین را برای زندگی برگزیده اند. گزینشی که در بعضی وجوه به افراط ها و آسیب های جبران ناپذیری مثل خیانت و روابط نامشروع در مواردی انجامیده هست. نظر شما در این باره چیست؟
زندگی دوگانه فرزندان ما در خانه و جامعه در آنها خصو صیات های پیچیده ای به وجود آورده هست. آموزه های خانواده در بیشتر خانه ها تفاوت اساسی با خواست و آموزه های حکومت داشته هست. مثلا داشتن دوست پسر و یا دوست دختر در بعضی از خانواده ها فعل قبیحی به حساب نمی آید، اما به ویژه در دوره ای این روابط به شدت کنترل و سانسور می شد، برای همین روابطی که قرار بود در حد خوردن یک قهوه در کافی شاپ باشد، برای حفط امنیت به خانه ها کشیده شد و موجب روابط جنسی زودرس شد و در پیامد آن بسیاری از ارتباطات انسانی که به آهستگی شکل می گرفت، تبدیل به روابطی زود رس و بی سرانجام و آسیب زا شد.
شخصیت نیره در فیلم ملی و راه های نرفته اش، مصداق شخصیتی معارض با الگوی نسل قبل زن ایرانی هست ؛ زنی که خیانت را برگزیده و در این بین نه تنها پایه های زندگی خودش را خراب کرده بلکه به زندگی زنی دیگر هم لطمه می زند. هدف شما از گنجاندن او در این فیلم چیست؟ انتقاد از شرایط تربیتی و رشد خانواده او؟
جامعه امروز ما در زمینه ارتباط انسانی بسیار پیچیده هست و مرحله بحرانی و خطرناکی را تجربه می کند. یکی از این نوع ارتباطات، داستان نیر هست که در فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» به آن اشاره می شود. نیر در جامعه امروز ما پدیده ای هست که اغلب در خانواده های طبقه متوسط سنتی دیده می شود.
منظورم اقشار صرفا مذهبی نیست؛ بلکه اقشار سنتی هست. نیر و نیرها در خانواده خود دایره بسته ای از ارتباطات دارند و اگر در زندگی زناشویی خود موفق نباشند، ممکن هست در همان حریم بسته ارتباطات خانوادگی، ابتدا به دنبال فردی برای رفع نیازهای عاطفی بگردند و در ادامه حتی ممکن هست این رابطه به ارتباط پیچیده تر هم منتهی بشود. البته همیشه و در هر زمان این نوع ارتباطات ویرانگر در خانواده ها به شکل محدود وجود داشته اما در این روزگار و تحت تاثیر بسیاری از عوامل از جمله وسایل ارتباط جمعی ساده و گسترده چون اینترنت و سر یال های به ویژه ترک، تبدیل به یک آسیب مهم اجتماعی شده هست.
اغلب این زنان شوهردار که وارد ارتباط با مردی متاهل یا مجرد می شوند، در زندگی زناشویی خود دچار مشکل هستند، اما به هر دلیلی قادر به ترک خانه و همسر خود نیستند. گاه پیش می آید که این زنان از طریق فامیلی و خواستگاری ازدواج می کنند، ولی وقتی وارد زندگی زناشویی می شوند، همسر آنها مردی نیست که در رویاها و تخیل شان تصور می کردند. این امر در مورد مردها هم صادق هست.
آشنایی و ایجاد علاقه مندی میان این زنان و مردان، ابتدا با درد دل، شوخی و حرف زدن آغاز می شود و کم کم به علاقه می رسد. البته این نوع علاقه مندی ها گاه صرفا عاطفی و برقراری دیالوگ هست؛ یعنی شنیدن کلام خوش از مردی دیگر یا تعریف و تمجید از آشپزی از طرف همان مرد. این تعریف و تمجید چون هیچ گاه از جانب شوهر زن مورد نظر اتفاق نمی افتد، طبعا این زن، به سادگی تحت تاثیر مردی که از او تعریف می کند قرار می گیرد. اغلب این نوع ارتباط از همین رفتار ساده شروع می شود و لزوما با قصد و نیت خیانت نیست.
وضعیت این نوع روابط در جامعه چگونه هست؟
امروزه موبایل و اینترنت ارتباط بین انسان ها را گسترده و بسیار آسان کرده هست؛ خصوصا افراد خانواده های بسته و سنتی به دلیل محدودیت های ارتباطی بیشتر از این امکانات بهره می گیرند.
توجه به ارتباط غیرمعمول در این نوع دایره های بسته خانوادگی برای اولین بار در فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» مطرح می شود. شورای تصویب سناریو اصرار داشتند که ما این موضوع را حذف کنیم تا قبح ماجرا در جامعه نریزد، اما ما با سماجت آن را ساختیم؛ چون فکر کردیم اگر امروز به این مساله توجه کافی نشود و راهکاری برای آن یافته نشود، ممکن هست در آینده با مصائب و آسیب های بیشتری دست به گریبان شویم. اغلب انسان هایی که در این دایره گرفتار می شوند تصوری از آینده ندارند و با این منطق که مگر چه اشکالی دارد با یک مرد از آشنایان گپ بزنم و درد دل کنم، وارد این بازی خطرناک می شوند و در ادامه با این منطق که: حالا چه اشکالی دارد بیشتر با هم حرف بزنیم، چه اشکالی دارد یک قهوه هم با هم بخوریم و همین طور چه اشکالی دارد های دیگر، یک دفعه چشم باز می کنند و می بینند به هم دل بسته اند. نیر هم در فیلم ملی و راه های نرفته اش دقیقا همین راه را رفته و در نهایت دلبسته مسعود شوهر خواهر همسر خود شده هست.
جریان روشنفکری یکی از مهم ترین پرچمداران رسیدگی به مسائل زنان در ایران هست. ادعایی که ماحصل چندانی در این سال ها نداشته هست. ماحصلی که حتی در بعضی موارد منجر به بروز آسیب های بیشتر در میان زنان ایرانی شده هست. نظر شما درباره عملکرد روشنفکران و نسبت آنان با مسائل زنان در ایران چیست؟
متاسفانه کنترل بیش از حد بعضی نهاد ها موجب شده هست که جریان مهمی برای احقاق حقوق بانوان از طرف روشنفکران شکل نگیرد. اغلب متفکرین این نوع تفکر، به دلیل کنترل و مشکلات امنیتی به خارج از ایران رفته اند که در عین پراکندگی، عملکرد بدی ندارند. اما در داخل کشور حرکت جدی که بتوان آن را ارزیابی کرد، وجود ندارد.
به نظر شما دغدغه های تهمینه میلانی که امروز ملی و راه های نرفته اش را ساخته، با تهمینه میلانی که روزی دو زن را کارگردانی کرده بود، چه تفاوتی کرده؟ بعضی از منتقدین براین باورند که افت سطح دغدغه ها در کیفیت آثار شما نمایان هست.
دغدغه های من فرقی نکرده هست، فقط قصه ها و کانسپت ها متفاوت هست. شاید حق با منتقدینی باشد که می فرمایید؛ البته برای قضاوت کمی زود هست. ما، یعنی من و همسرم فکر می کنیم فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» یکی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینما ست که ما ساخته ایم. نا گفته نماند که فضای فرهنگی این روزگار نسبت به زمانی که فیلم دو زن ساخته شد، تنگ تر و سانسور بیشتر شده هست.
ده ها فیلمنامه من که با موضوع زنان نوشته ام، به دلیل رد شدن از طرف شورا های متنوع، در انبار خاک می خورند. فیلم «ملی و راه های نرفته اش» هم بی توجه به اصلاحات ارشاد ساخته شد، وگرنه همین فیلمی که شما می فرمایید به نسبت فیلم «دوزن» افت سطح دغدغه ها را دارد، که البته من آن را قبول ندارم، را با فشارهای عصبی و روانی بسیار ساخته ام. فراموش نکنید شخصیت «فرشته» در فیلم «دوزن» تفاوت بسیاری با شخصیت «ملی» در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» دارد. «مَلی» دختر معصومی هست با سقف آرزوهای کوتاه که یک عمر حرف نزده و کوپن های خشم در او انباشته شده و باید در جایی آنها را خرج کند! و «فرشته» زنی آگاه با رویاهای بزرگ هست که قصد تغییر و رشد خانواده خود را دارد.
 او می خواهد در تعیین آینده جامعه خود نقش داشته باشد، برای همین قادر هست عقایدش را مطرح کند. فرشته فیلم «دو زن» زنی هست که قادر هست حرف بزند و کینه روی کینه انبار نمی کند، بنابر این با تمام فشارهایی که روی او وجود دارد، قادر نیست شوهرش را بکشد. چون کوپن های خشم در وجود او جمع نمی شود. درحالی که مَلی در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» به دلیل اتکا به نفس صعیف و نداشتن مهارت زندگی، کوپن های خشم را روی هم انبار می کند تا در لحظه ای که جان خود را در خطر می بیند تمامی آنها را خرج کند و دست به قتل بزند. فرشته زنی آگاه هست.
او ناهنجاری رفتاری همسرش را می فهمد، گرچه برای خواسته هایش می جنگد، فریاد می زند، اما روی خودش کنترل دارد، حال آنکه مَلی براساس غریزه عمل می کند. او مهارت های زندگی را یاد نگرفته هست و خودش هم به دلیل کنترل بیش از حد خانواده تلاش زیادی نکرده هست.
زنانی که نمی توانند طلاق بگیرند یا اگر طلاق بگیرند جایی برای زندگی بعد از طلاق ندارند، گاه معشوقه می گیرند و با کمک او دست به قتل می زنند. آنها در خیال خود با این عمل هم از مزاحمت های همسر خشونت گر خلاص می شوند و هم بچه و خانه را در اختیار خواهند گرفت. چون بر طبق قوانین، طلاق مساوی با از دست رفتن همه چیز برای یک زن خانه دار یا زنی که در آمد کافی ندارد، هست. زنانی هم هستند که همانند مَلی تنها از خود دفاع می کنند و هیچ قصد قبلی برای کشتن همسرانشان ندارند.
 به نظر شما نقطه اعتدال مراقبت از خانواده کجاست؟
 آگاهی، یک کلید هست. شما وقتی بچه بودید ممکن هست اتفاقات زیادی برایتان افتاده باشد؛ مثلا ممکن هست مورد ظلم واقع شده باشید. اما اگر بعدها در سایه مطالعه و رشد آگاهی، نسبت به اینکه چرا چنین اتفاقاتی افتاده آگاه شوید می توانید خشم خود را کنترل کنید و انسان نیکی بشوید و چه بسا برای کاستن از این قبیل اتفاقات آسیب زا دست به عمل بزنید. اگر زمانی مادرتان کتک می خورد، رنج و درد او را حس کنید و معنی اشک او را بفهمید بی شک هرگز زنی را مورد خشونت قرار نخواهید داد، اما اگر داده های شما این باشد که زن را باید کنترل کرد یا کتک زد تا خانواده دوام بیاورد این چرخه ادامه خواهد داشت. پس تلاش همه ما باید این باشد که درک درستی از ناهنجاری های خانوادگی و اجتماعی بیابیم و با آگاهی از آنچه پیرامون ما رخ می دهد راهکار بیابیم و یا اگر خود ما در چنین چرخه ای گرفتار آمده ایم از یک حقوقدان و روانشناس مشاور بهره بگیریم.

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا, رزمندگان گردان ۸۸ بسیج مردمی عراق(الحشد الشعبی) صبح امروز در جریان پاکسازی مناطق از تله های انفجاری و بقایای تجهیزات داعش, یک گور دسته جمعی را در چاه های نفت روستای«آذربن» واقع در  شمال «رشته کوه های حمرین» استان دیالی عراق را کشف کردند.

این گور دسته جمعی متعلق به غیر نظامیان و شهروندان بی گناه هست که به صورت وحشیانه توسط تروریست های  تکفیری اعدام و به شهادت رسیده اند و سپس در درون چاه های نفتی که خشک شده هست انداخته شده اند.

در ادامه تصاویری از این گور دسته جمعی را ببینید:

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

دریافت خبر : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۶

تامین اطلاعات و شرایط کار برای فیلمسازان/ به سینما باور داریم

سیوانکا داناپالا نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: سازمان ملل متحد در امور پناهندگان معتقد هست سینما همیشه مدیای بسیار مهمی برای ارایه انواع پیام ها به دنیا بوده و هست و فیلم ها حتی با گذر زمان همچنان تأثیرگذاری خود را دارند و این تاثیرگذاری روی مردمی که جنگ و اتفاقات ناگوار دیگر را تجربه کرده اند بیشتر دیده می شود.
وی در پاسخ به این پرسش که سازمان ملل متحد از تولید آثار سینمایی با موضوع جنگ حمایت می کند یا خیر، توضیح داد: ما قطعا از تولید فیلم های سینمایی حمایت می کنیم اما شکل این حمایت مادی نیست زیرا برای حمایت از پروژه های سینمایی هیچ ردیف بودجه ای در اختیار نداریم.
داناپالا درباره نوع همکاری با هنرمندان بیان کرد: ما سعی می کنیم شرایط و اطلاعات لازم را فراهم کرده و در اختیار سازندگان فیلم قرار دهیم که از جمله فیلم هایی که با عواملش همکاری داشته ایم «در سرزمین خون و عسل» ساخته آنجلینا جولی هست.
وی توضیح داد: این فیلم درباره موضوع جنگ بوسنی و به عنوان اولین فیلم کارنامه کارگردانی جولی محسوب می شود که به عنوان تهیه کننده اثر هم حضور داشت. آنجلینا جولی به عنوان یکی از سفرای یونیسف شناخته شده هست و ما هرگونه حمایتی که می توانستیم از تولید این فیلم انجام دادیم.
نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان تاکید کرد: همچنین ما از تولید فیلم های مستند با موضوع پناهندگی و جنگ نیز حمایت می کنیم.
داناپالا در پایان گفت: موضوع مهاجرت یکی از تراژدی های انسانی هست که هیچ کسی در هیچ کشوری دوستدار آن نیست ولی به دلیل اتفاقات و تنش های سیاسی مردم مجبور به مهاجرت می شوند و …

اخبار پیشنهادی:

تامین اطلاعات و شرایط کار برای فیلمسازان/ به سینما باور داریم
  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا‌، محسن جوادی؛ معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روز دوشنبه(۲۹ آبان ماه) در چهاردهمین جلسه شورای مدیران معاونت امورفرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۹۶ به چهار رویکرد به عنوان رویکردهای پیش رو در فعالیت های معاونت امور فرهنگی اشاره کرد.

وی  در این جلسه ضمن تاکید بر ضرورت تمرکززدایی در فعالیت‌های فرهنگی به عنوان یکی از رویکردهای اصلی فعالیت ها گفت: در دروه گذشته اقدامات خوب و موثری در راستای تمرکززدایی از فعالیت‌ها در معاونت فرهنگی انجام شده  که انشالله این رویکرد در این دوره نیز پیگیری خواهد شد. بسیاری از استان‌های کشور پتانسیل فراوانی برای برگزاری فعالیت‌های فرهنگی دارند و در برنامه‌ریزی‌های معاونت امور فرهنگی باید به این توانمندی‌ها توجه شود.

معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتخاذ نگاه فراگیر در فعالیت‌های فرهنگی را از دیگر رویکردهای مورد نظر برای فعالیت‌ها دانست و گفت: ما باید در چارچوب قانون یک نگاه فراگیر به فعالان عرصه‌ کتاب و نشر داشته باشیم و ملاک برایمان قانون و شرع باشد.

وی از جذب مشارکت نهادها و ارگان‌های دیگر در فعالیت‌ها هم به عنوان یک رویکرد جدی در معاونت فرهنگی یاد کرد و ادامه داد: ما برای کمک به عرصه‌ نشر و کتاب و فعالیت‌های این حوزه باید به سمت جلب مشارکت نهادهای خصوصی و دولتی حرکت کنیم تا ضمن هم‌افزایی از امکانات دیگران برای ارتقای فرهنگی کمک بگیریم.

محسن جوادی  همچنین بر فرهنگی‌تر شدن فعالیت‌های فرهنگی به عنوان یک رویکرد دیگر تاکید کرد و گفت: در فعالیت های فرهنگی اخلاق مداری و تعامل اخلاقی با مخاطبان باید به عنوان یک اصل مدنظر باشد. همچنین گسترده تر شدن دایره مراودات و مبادلات کاری در حوزه‌ فعالیت‌ها و شفافیت در امور مالی می‌تواند در فرهنگی تر شدن برنامه‌های معاونت فرهنگی موثر باشد.

همچنین در این جلسه مدیران موسسات و ادارات زیرمجموعه‌ معاونت فرهنگی ضمن ارائه گزارشی از فعالیت‌های خود، به بیان طرح ها و برنامه‌های پیش رو پرداختند.

در چهاردهمین جلسه شورای مدیران معاونت امورفرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همایون امیرزاده؛ مشاور اجرایی، نیکنام حسین‌پور؛ مشاور توسعه منابع، داریوش رضوانی؛ مشاور فرهنگی، محمد سلگی؛ مدیرکل دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی، علی اصغر سیدآبادی؛ مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه ریزی‌های فرهنگی، مهرزاد دانش؛ مدیرکل دفتر چاپ و نشر، علی فریدونی؛ مدیرکل دفتر مجامع تشکل‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، مجید غلامی جلیسه؛ مدیرعامل خانه کتاب، مهدی حافظی؛ مدیر امور مالی معاونت، ععبدالرضا گرشاسبی؛ مدیر واحد آمار و اطلاعات معاونت، مهدی سهل‌آبادی؛ مدیر حراست معاونت و  سید محمد طباطبایی حسینی؛ مدیر روابط عمومی معاونت فرهنگی حضور داشتند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

سینماروزان: سومین جشنواره فیلم سینه ایران CineIran از هفدهم تا نوزدهم نوامبر در شهر تورنتوی کانادا برگزار شده و مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفت. این رویداد سینمایی با هدف معرفی آثار سینمای ایران به مخاطبان ایرانی و غیرایرانی برپا شده هست.
در این جشنواره سینمایی که به احترام قربانیان زلزله غرب ایران با یک دقیقه سکوت و بدون فرش قرمز برگزار شده بود آثار متعددی از تولیدات شاخص سینمای ایران وجود داشتند.
چهره هایی همچون رضا کیانیان، تهمینه میلانی، محسن تنابنده، رامبد جوان، نگار جواهریان، پگاه آهنگرانی، آنا نعمتی، عبدالرضا کاهانی، مروا نبیلی، لوون هفتوان و جهانگیر کوثری از جمله هنرمندان شناخته شده ایرانی بودند که در این جشنواره حضور داشتند.
در پی تلاش و پیگیری امیر گنجوی دبیر این جشنواره سینمایی، ورکشاپ بازیگری رضا کیانیان و بخش ویژه مرور آثار عبدالرضا کاهانی به همراه کارگاه کارگردانی این فیلمساز از رویدادهای تازه این دوره از جشنواره بودند که با استقبال پرشمار مخاطبان خصوصا ایرانیان مقیم کانادا و ایالات متحده امریکا مواجه شدند.
از ویژگی های حائز اهمیت سومین دوره از جشنواره CineIran اضافه شدن بخش «آثار مرمت شده» به برنامه های روزانه این جشنواره و افزایش تعداد فیلم ها، ورک شاپ های بازیگری و کارگردانی و سه برابر شدن حجم و گستردگی آثار بود که موجب شد دو سالن اختصاصی «تیف بل لایت باکس» و «AGO(موزه هنرهای معاصر تورنتو» به این رویداد سینمایی اختصاص داده شود.
فیلم های «رگ خواب» ساخته حمید نعمت الله، «بدون تاریخ، بدون امضاء» ساخته وحید جلیلوند، «فراری» ساخته علیرضا داودنژاد، «نگار» ساخته رامبد جوان، «سدّ معبر» ساخته محسن قرایی، «ملی و راه های نرفته اش» ساخته تهمینه میلانی، «آذر» ساخته محمد حمزه ای، «سارا و آیدا» ساخته مازیار میری، «زرد» ساخته مصطفی تقی زاده، «آپاندیس» ساخته حسین نمازی، «کارت پرواز» ساخته مهدی رحمانی، «اسرافیل» ساخته آیدا پناهنده و «کوپال» ساخته کاظم مولایی در سومین جشنواره فیلم های ایرانی در تورنتو به رقابت می پردازند.
در این جشنواره سینمایی، علاوه بر انتخاب بهترین فیلم توسط آرای تماشاگران به روال دوره های گذشته، بخش رقابتی هم به جشنواره اضافه شده هست و نیک دیویس، سوفیا بنداویچ، جسی کومینگ و تینا حسن نیا چهار چهره شناخته شده و دارای سابقه تئوریک و عملی سینمایی هستند که داوری این جشنواره را بر عهده دارند.
فهرست تیم اجرایی برگزارکننده سومین دوره جشنواره سینه ایران به ترتیب زیر هست:
رئیس افتخاری جشنواره: دکتر امیرهوشنگ هاشمی
دبیر جشنواره: امیر گنجوی
مدیر هنری : امیر سلطانی
مدیر سوشیال مدیا: سیاوش فتاحی نیا
مدیر اجرایی: رضا نخجوانی
مشاور رسانه ای: امید عشیری

جمعی از سینماگران ایرانی در جشنواره سینه ایران کانادا

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، آیت‌الله علیرضا اعرافی صبح امروز در دیدار محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه‌وبودجه، با اشاره به ویژگی‌های شهر قم اظهار داشت: شهری به‌مانند قم در ابعاد علمی در کشور بی‌نظیر بوده که از تمام مناطق ایران و از ۱۳۰ کشور جهان طلبه دارد و بیش از ۱۰ هزار استاد و ۲۰۰ رشته تحصیلی و انتشار نزدیک به ۳۰۰ مجله در طول سال، در کنار بیش از ۳۰۰ مرکز و موسسه علمی از ویژگی‌های این شهر هست.

وی عنوان کرد: نظام اسلامی بدون تولید علم در حوزه‌های علمیه نمی‌تواند مسیر واقعی و مستقیم خود را به‌درستی سپری کند، همچنین در المصطفی ۴۵ هزار فارغ‌التحصیل و بیش از ۳۰ هزار طلبه در حال تحصیل هستند.

مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور با بیان اینکه تلاش جامعه المصطفی نیز تعریف جامعیت علمی دنیا با گفتمان اسلام عقلانی و منطقی هست، افزود: امروز همه کشورها اذعان دارند طلابی که در قم تربیت می‌شوند پیام‌رسان‌های وحدت و دوستی هستند و با تربیت‌شدگان مراکز تکفیری تفاوت دارد.

امام‌جمعه قم با تأکید بر اینکه در جامعه المصطفی بیش از ۱۰۰ رشته تدریس می‌شود، ادامه داد: جامعه المصطفی العالمیه تقریباً در تمام دنیا حضوری منطقی و مؤثر دارد، همچنین بر اساس طرح‌های جامع ۱۴۱۴ امکان حضور علمی پررنگ‌تر و جامع‌تری نیز در دنیا وجود دارد ولی باید وضعیت موجود را حفظ کرده و به فکرترمیم جایگاه باشیم .

وی گفت: جامعه المصطفی العالمیه و حوزه باید برای روزگار بعد از داعش نیز برنامه‌های خاص خود را داشته باشد، همچنین حوزه علمیه نیز باید برای تحول و اثرگذاری بیشتر تغییراتی در سرفصل‌های درسی داشته و آن را تقویت کند که تاکنون نیز بیش از صد طرح و برنامه برای این منظور در نظر گرفته‌شده هست.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

دریافت خبر : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۹

علیرضا تابش: سینماى ایران از چهارمین دوره کتابگردی حمایت مى کند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در تکست پیام علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی به مناسبت دوم آذرماه روز کتابگردی آمده هست:
«به نام خداوند جان و خرد
خش خش برگ های زرد پاییزی و نوای دل آرام کاغذهای کتب، همواره روح افزا بوده و هست.
چه مبارک هست که سینما، سینماگران و هنرمندان خود را وامدار کتاب می دانند و به آن می بالند.
بخت، بسیار یارمان بوده که از دل انس و الفت با کتاب و مکتوبات وزین، در دنیایی زندگی می کنیم که آثار سینماگرانِ مولفِ ایران زمین محدوده جغرافیایی ایران بزرگ را درنوردیده هست و شهره آفاق شده اند.
حضور فعال و پر مهر اهالى سینما را در سنت حسنه ى «آیین کتابگردى» در روز پنجشنبه دوم آذر ماه که همزمان شده هست با ربیع جاودانهاسوه عالم، گرامی داشته، چشم انتظار قدوم پرمهرتان برای خرید کتاب و تورقی دوباره از کتبِ کتابفروشی های شهر و سرزمینمان به عنوان آخرین حلقه از زنجیره صنعت نشر هستیم.
کتاب پایدارترین میراث بشر هست و سینماگران ایران همچون سال هاى گذشته در هر جاى ایران، با دعوت از هموطنان عزیز به حضور در این رویداد از رونق کتابفروشی ها حمایت مى کنند.»
۵۸۲۴۳

اخبار پیشنهادی:

علیرضا تابش: سینماى ایران از چهارمین دوره کتابگردی حمایت مى کند
  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، در روزهای پیش و پس از اربعین حسینی، ایران اسلامی شاهد یک شور و اشتیاق وصف ناپذیری از زائران کربلای حسینی هست. هر ساله در هفته منتهی به اربعین سالار شهیدان، امواج عظیم جمعیت عزادار برای عرض ارادت به محضر پیشوای آزادگان جهان با شرکت در پیاده روی اربعین با کوله باری از لطافت معنوی کوی و برزن های ایران اسلامی را به عطر زیارت معطر می سازند که در نقطه نقطه شهر ها و روستاها شاهد این تابلوی زیبا هستیم.

این حرکت عظیم در کنار جنبه‌های معنوی و تعالی بخش، حایز نکاتی ارزشمند دیگری نیز هست ، که نشان می‌دهد با الهام از یک منشاء دینی و معنوی چگونه می توان حضور میلیونی مردم را از نقاط مختلف جهان بدون کوچکترین تقابل و تعارض شاهد بود.

پس می توان گفت پیاده روی اربعین در وهله اول جلوه ای از حضور هماهنگ و هم افزای انسان های بی شمار از اقوام، ملیت ها و مذاهب مختلف در کنار هم هست که با کمترین آسیب ها انجام و به سرانجامی نیکوتر که همانا بار فرهنگی و اجتماعی مترتب بر این امر معنوی هست، به پایان میرسد. برای تبیین وجوه و جلوه‌ هایی از این حماسه به بعضی از آنها اشاره مختصری می کنیم.

۱- نمادی از احساسات پاک و دلدادگی ؛

بر هیچ انسان منصفی که سیر فکری منطقی داشته باشد، پوشیده نیست که امام حسین (ع) مظهر آزادگی و عظمت وجودی یک انسان در برابر طاغوت و ظلم و ستم هست. شعار هیهات من الذله، از همان فردای روز دهم محرم سال ۶۱ هجری، بسیاری را از تیغ کشیدن به روی آفتاب آزادگی شرمسارکرده بود و در طول زمان، قیام و نهضت امام حسین (ع) تبدیل به بزرگترین الهام بخش برای انسانهای آزادیخواه شد و امروز نه تنها شیعیان، بلکه بسیاری از غیر مسلمانان نیز به پاس احترام و ارادت به ندای آزادی خواهی و عزت طلبی امام حسین (ع) و یاران با وفایش در این اجتماع بزرگ انسانی شرکت می کنند که نشان از عشق همراه با شعور و معرفت انسان های آزادیخواه جهان دارد.

۲- جلوه ای از وحدت امت اسلامی؛

شاید عده ای گمان کنند که راهپیمایی اربعین اختصاص به شیعیان دارد، اما حضور در این حرکت پرشور و ارتباط با زائران پیاده سرور آزادگان، نشان از یک حرکت اسلامی با حضور مذاهب مختلف اسلامی و حتی غیر اسلامی دارد.

حضور زائران اربعین با پرچم کشورهای مختلف، نشان می دهد که مسلمانان و به خصوص پیروان اهل بیت(ع) همانند یک ملت و امت واحد می‌توانند در کنار همدیگر با نهایت آرامش و اتحاد منشأ فعالیت‌های مذهبی، اجتماعی و جهانی باشند و در راهپیمایی بزرگ اربعین این اتحاد و امت واحده بودن را به صورت عینی تجربه و به جهانیان نشان می‌دهند که دارای یک پیام هست و آن اینکه مسلمانان باتاکید بر اشتراکات و پرهیز از همراهی با دشمنان جهان اسلام می توانند جلوه ای از وحدت امت اسلامی را به تصویر بکشد.

۳- بروز فضایل عالی اخلاقی و انسانی

آمارها نشان می‌دهد که میلیون ها مشتاق حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در پیاده روی اربعین شرکت می‌کنند. کافی هست یک لحظه تصور کنیم که این افراد همانند سایر موارد و براساس حب نفس به فکر منافع شخصی خود باشند وآنها را عاری از صفات عالی ایثار و از خودگذشتگی فرض کنیم.

آیا چنین جمعیت عظیمی را می توان مدیریت و کنترل کرد و نیازهای اولیه آنها را تدبیر نمود.

واضح هست که امکانات دولت هابه هیچ عنوان پاسخ گویی این سیل جمعیت نیست و چنانچه روح معنویت و اخلاق در این زائران وجود نداشته باشد، باید انتظار بروز هزاران گونه از  مشکلات را شاهد باشیم، اما به برکت و معنویت حاکم بر زائران، شاهد بروز فضایل اخلاقی از جمله ایثار و گذشت، کمک به هم نوع، همکاری و همیاری انسان های بیشماری در این جریان هستیم. چه آنها که موکب داری می کنند و خدمات ارایه می دهند و چه آنها که خدمت می گیرند.

پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که در جامعه نیز می توان برای ارتقای تعهد اجتماعی و ایجاد یک خودکنترلی درونی در افراد جامعه از مولفه های معنوی نهایت بهره را برد و مسیر تعالی و زندگی سعادت بخش برای انسان‌ها فراهم و الگویی کار آمد برای جهان امروزارائه کرد.

۴- نظم درونی و امنیت مثال زدنی؛

با توجه به شرایط ویژه عراق، نیروهای سازمانی و نظامی بیشترین انرژی خود را صرف ایجاد امنیت در حاشیه مسیرهای پیاده روی و مقابله با گروهک‌های تروریستی می‌کنند و آنچه در بین شرکت کنندگان در پیاده روی از لحاظ ایجاد نظم و امنیت به اجرا در می آید، نوعی نظم درونی بر اساس قوانین نانوشته اخلاقی و معنوی هست.

جمعیت حاضر در این حماسه با اعتماد به همدیگر و پایبندی اخلاقی به ایجاد یک نظم درونی، سعی می کنند رفتار و حرکاتشان در جهت کمک به دیگران تنظیم شود و هیچ کس نمی‌خواهد بار خاطری برای همسفران خود ایجاد کند، پس نظم درونی و امنیت مثال زدنی یک مصداق و تجربه با ارزش از قدرت اعتقادات معنوی در ایجاد امنیت و نظم در جامعه اسلامی هست که می توان با مشابه سازی های عقلانی از این مولفه در حل بسیاری از معضلات امنیتی بهره برداری کرد و نمادی از ظهور یک تمدن با مظهر عالی همزیستی مسالمت آمیزارائه کرد.

۵- مدیریت مصرف؛

یکی از چالش های مهم پیش روی پیاده سازی اقتصاد مقاومتی و اقتصاد کشورهای اسلامی، آسیب های موجود در مدیریت مصرف هست. واقعیت این هست که عادت به مصرف بی رویه یکی از معضلات اقتصادی کشور بوده و در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز به صراحت بر مدیریت مصرف به عنوان یکی از راهکارهای پیاده سازی اقتصاد مقاومتی تاکید شده هست.

پس با توجه به حضور چندین میلیونی مردم و مدیریت مصرف توسط خود زائران نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی با پشتوانه دینی برای مدیریت مصرف در جامعه اسلامی وجود دارد و از این سرمایه می‌توان بهره گرفت و الگویی برای مصرف بهینه و ایجاد یک فرهنگ پایدار نزد مردم مسلمان استفاده کرد.

۶- ترسیم چهره زیبای صلح و عدالت؛

واقعیت این هست که اگر حضور میلیونی مردم ایران در راهپیمایی اربعین و استقبال گرم و مثال زدنی مردم عراق از زائران سیدالشهدا (ع) را بخواهیم  با معیارهای مادی و جامعه شناختی تحلیل کنیم، راه به جایی نخواهیم برد. اما آنچه باعث شده هست به جای مسایل مختلف، برادری در بین مردم ایران و عراق و زائران دیگر کشورها نمود عینی پیدا کند، یک مفهوم عمیق از اعتقادات مذهبی  و عشق مشترک به یک فضیلت اخلاقی هست.

وجود عتبات عالیات در کشور عراق و اشتیاق زیارت در مردم ایران و دیگر کشورهای اسلامی باعث شده که مردم دو کشور بی‌واسطه و با همدیگر از نزدیک آشنا شده و ارتباط بگیرند و در نتیجه به سرعت اعتمادسازی مردمی به وجود آید تا آنجایی که مردم عراق با شوق، میهمانان ابا عبدالله را به خانه‌های خود دعوت می کنند و زائران ایرانی نیز با طیب خاطر میزبانی آنها را می پذیرند. پس واقعه اربعین یک عنصر بسیار مهم در تحکیم رابطه صلح آمیز و عدالت جویانه ملت عراق، ایران و دیگر کشورها شده هست و پیروان سایر ادیان و مذاهب این حماسه بزرگ را رصد می کنند و تصویری زیبا از همزیستی و صلح را در میان مسلمانان می بیند که با اندک اقدامات ساختاری در سال های آینده منجر به رشد صلح همراه با عدالت و امنیت برای منطقه خواهد بود.

۷- مدیریت متعالی؛

همه کارشناسان معتقدند بهترین نظام مدیریتی آن هست که بتواند ظرفیت های بزرگ مردمی را در کنار ظرفیت های دولتی بکار گرفته و هماهنگ کند، در جهت رسیدن به اهداف موثر عمل نماید و موجب کاهش هزینه و آسیب ها و بهره وری بیشتر شود.

بی تردید با کمی دقت می توان دید که چگونه در راهپیمایی اربعین ظرفیت های دولتی در کنار ظرفیت های بیشمار مردمی به خدمت زائران می شتابند و به صورت هماهنگ و هم افزا در یک جهت عمل کرده و الگویی از مدیریت متعالی اسلامی را به منصه ظهور می رساند که لازم هست نواقص در مسیر زمان اصلاح و بر ارزش های کارآمد آن افزوده شود.

نتیجه اینکه این جلوه ها و ده ها جلوه دیگر که از برکات وجودی سالار شهیدان (ع) و حرکت معنوی زائرین اربعین هست، مولفه هایی هست که نشان می دهد الگوهای متمایز و متعالی در حال شکل گیری هست و این نشانه ها وشاخص ها ، نمادهایی از شکل گیری تمدن نوین اسلامی را نوید می دهند که می توان از آنها در هماهنگی و هم مسیر کردن کشورهای اسلامی و افزایش تعامل آنها در جهت ایجاد وحدت و تعالی بخشی مقوم های تمدن نوین اسلامی بهره جست.

انتهای پیام/

 

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

آوای ایرانیان: رضا عطاران نمایش «هایلایت» به کارگردانی سوسن پرور را افتتاح می کند. به گزارش آوای ایرانیان، سوسن پرور که سال ۸۷ در سریال «بزنگاه» و پس از آن در فیلم سینمایی «ردکارپت» به کارگردانی رضا عطاران به ایفای نقش پرداخته بود نمایش «هایلایت» را روی صحنه می برد و رضا عطاران نیز این نمایش را افتتاح خواهد کرد. همچنین پوستر نمایش «هایلایت» رونمایی شد. این پوستر توسط بابک آب برین طراحی شده هست. طرح پوستر نمایش «هایلایت»، تصویری از یک کالیته هست که در آرایشگاه های زنانه برای انتخاب رنگ مو به کار می رود. در این نمایش (به ترتیب حروف الفبا): سوسن پرور، غزاله جزایری، شراره درشتی، منا شمس الدینی، سمیه شوقی، مرضیه صدرایی، بیژن قهرمانی، شیما ملکیان، فاطمه هاشمی، صدیقه کیانفر به ایفای نقش می پردازند. سوسن پرور در این نمایش با نگاهی آسیب شناسانه و با رویکردی کاملا طنازانه به از بین رفتن مفهوم خانواده می پردازد. «هایلایت» روایت زندگی زناشویی چند زن در یک آرایشگاه هست و این سوال را مطرح می کند که چرا زندگی های متاهلی در حال حاضر چندان موفق نیستند؟ چرا میانه راه عشق فراموش می شود، آن ها که عاشق هم بودند به هم عادت می کنند و یا اینکه زندگی شان شامل روزمرگی می شود و گذر زمان باعث می شود خوبی های یکدیگر را فراموش کنند و فقط ایرادهای یکدیگر را ببینند. نمایش «هایلایت» از ۲۹ آذرماه هرشب ساعت ۱۹ در تماشاخانه باران روی صحنه می رود.