• تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

میلاد کی مرام به لیست بازیگران فیلم سینمایی «روسی» به کارگردانی امیر حسین ثقفی پیوست.

صراط : میلاد کی مرام به لیست بازیگران فیلم سینمایی «روسی» به کارگردانی امیر حسین ثقفی پیوست.
به گزارش فارس، میلاد کی مرام به لیست بازیگران اصلی فیلم سینمایی «روسی» پیوست. « روسی» چهارمین فیلم سینمایی امیر حسین ثقفی پس از « مرگ کسب و کار من هست»، «همه چیز برای فروش» و «مردی که اسب شد» در مقام کارگردان هست.
فیلمنامه «روسی» نوشته امیر حسین ثقفی به تهیه کنندگی علی اکبر ثقفی در ژانر اجتماعی ساخته خواهد شد .
پیش از این حضور امیر آقایی، طناز طباطبایی و صابر ابر در این فیلم قطعی شده بود.
تمرین بازیگران «روسی» آغاز شده و فهرست عوامل اصلی فیلم در حال تکمیل نهایی هست همچنین ۷۰ درصد از لوکیشن های فیلم در حال بازسازی و ساخت دکور هست.
 بزودی اخبار جدیدی از « روسی» در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت.

  • تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا, سردار حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که برای دومین بار به منظور پیگیری و در جریان قرار گرفتن اقدامات ناجا و وصعیت مناطق زلزله زده به استان کرمانشاه سفر کرده هست, صبح امروز با حضور در یادمان شهدای بازی دراز واقع در شهرستان زلزله زده سرپل ذهاب با شهدای گمنام مدفون در این یادمان تجدید میثاق کرد.

برپایه این گزارش, بازی‌دراز ارتفاعاتی صعب‌العبور و حساس با قله‌های بلند و شیب‌های تند و بریدگی‌های ممتد هست که دامنه شمال آن بر شهرهای سرپل ذهاب، قصرشیرین و همچنین دشت ذهاب، پادگان ابوذر و منطقه ریخک و دامنه جنوبی آن بر محور مواصلاتی گیلانغرب – قصرشیرین، دشت قلعه‌شاهین و دیره تسلط کامل دارد.بلندترین قله‌های بازی‌دراز که شامل قلل ۱۱۵۰، ۱۱۰۰ شمالی و جنوبی و ۱۰۵۷ در شرق این ارتفاقات قرار دارد و هر چه به سمت غرب برویم شیب این ارتفاقات ملایمتر می‌شود .

در روزهای اول حمله عراق شهید محمد بروجردی فرمانده سپاه منطقه ۷ برای حفظ این ارتفاقات تعدادی از رزمندگان را روی آن مستقر کرد اما به دلیل نداشتن جاده تدارکاتی و کمبود مهمات و غذا ارتش بعثی عراق در ۵۹/۷/۱۵ این ارتفاقات را اشغال کرد و سپس به منظور بهره‌برداری از مزایای دید و تیر این ارتفاعات صعب‌العبور با انجام فعالیتهای مهندسی شبانه‌روزی جاده‌ای آسفالت به طول شش کیلومتر در دامنه جنوبی آن احداث کرد و ضمن استقرار یگان‌هایی به استعداد یک تیپ و یک گروهان، تانک بر روی آن، استحکاماتی نیز برای دیده‌بانی ایجاد کرد که بعدها به دیدگاه صدام معروف شد.

برای گرفتن این امتیاز مهم از دشمن و پس از سه ماه شناسایی قرارگاه مقدم غرب سپاه و ارتش نخستین عملیات نیمه گسترده را در این منطقه در قالب طرح عملیات محسن طرح‌ریزی کردند که یکی از اولین تجربه‌های بزرگ همکاری مشترک سپاه و ارتش در سایه بی‌اعتمادی روزافزون به شخص بنی صدر بود که با نام عملیات بازی‌دراز در بامداد ۶۰/۲/۲ در چهار محور و در منطقه عملیاتی بازی‌دراز به وسعت ۳۰ کیلومتر مربع آغاز شد و ۷ روز به طول انجامیدو طی آن نیروهای خودی و دشمن بارها به تک و پاتک متقابل پرداختند.

دشمن با استفاده از پشیتبانی هوایی و جاده‌های مواصلاتی یگانهای خود را حمایت می‌کرد اما رزمندگان از جاده، و حمایت هوایی کافی و پشتیبانی آتش محروم بودند، در نتیجه نتوانستند روی تمام هدفها مستقر شوند و علیرغم آزادسازی قلل جنوبی بازی‌دراز شامل ۱۰۵۰، ۱۱۰۰ گچی و ۶ قله دیگر (از ۶۷۵ تا ۷۹۵ متر) در تثبیت قله ۱۱۵۰ (تلاش اصلی) و قله ۱۱۰۰ شمالی ناکام ماندند.

عدم آزادسازی بخش شمالی بازی‌دراز باعث شد تا نیروهای ایران برای کاهش تلفات از بخشی از غرب دشت ذهاب عقب‌نشینی کنند.سروان حسین ادبیان فرمانده گردان مالک اشتر که در مهار بحران سقز در سال ۱۳۵۸ نقش مهمی ایفا کرده بود پس از بال‌برد و فرود شجاعانه در بین قله ۱۱۵۰ و ۱۱۰۰ شمالی به شهادت رسید.

در این عملیات هوانیروز ارتش نقش بسزایی ایفا کرد که در طی آن خلبان دلاور «علی‌اکبر شیرودی» به شهادت رسید. در ادامه عملیات محدود ۱۳۶۰ و به منظور تکمیل اهداف عملیات بازی‌دراز این منطقه بار دیگر موردبررسی قرار گرفت و قرارگاه مقدم سپاه و ارتش در غرب عملیات بازی‌دراز دو را در قالب طرح عملیاتی با نام شهید ادبیان، در دستور کار خود قرار داد و منطقه وسیع‌تری شامل ارتفاعات «قراویز»، «بنه‌دستک» و «کوره‌موش» را به محدوه عملیات افزود تا امکان مانور احاطه‌ای برای تسهیل در آزادسازی مرتفع‌ترین قله بازی‌دراز شود.

این عملیات با یگانهای سپاه پاسداران و تیپ سه لشکر زرهی ارتش در ۱۱ شهریور سال ۱۳۶۰ در سه محور به اجرا درآمد.اهداف عملیات در محور شمالی ارتفاعاه کوره‌موش و در ارتفاع میانی ارتفاعات بنه‌دستک و قراویل و در محور جنوبی قله‌های ۱۱۵۰ و ۱۱۰۰ بود.

عملیات  ۵ روز  ادامه داشت و در این مدت بخشی از کوره‌موش و چند قله قراویل آزاد شد و ارتفاع ۱۱۵۰ چند بار دست به دست شد اما دشمن با ۱۴ بار پاتک سنگین مانع از تسخیر منطقه شد و در نتیجه نیروها به مواضع قبلی بازگشتند.این ارتفاعات در طی عقب‌نشین دشمن پس از فتح خرمشهر آزاد شد.

در این عملیات غرورآفرین ۵۴ تانک و نفربر دشمن، ۳ فروند هواپیما، دو چرخبال و دو دستگاه ادوات مهندسی دشمن منهدم و ۱۲ دستگاه تانک و نفربر و ۵ دستگاه ادوات مهندسی آنان به غنیمت گرفته شد.در عملیات حماسه‌ساز بازی دراز همچنین یک هزار و ۵۰۰ نفر از لشکر دشمن کشته و زخمی شد و ۷۰۰ نفر از آنان به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.آزادسازی ارتفاعات راهبردی و بسیار مهم بازی‌دراز به نمادی از شهامت و اقتدار رزمندگان اسلام در غرب تبدیل شد آنگونه که شهید بهشتی در وصف این مجاهدت می‌گوید: «عرفان واقعی خانقاهش بازی‌دراز هست».

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

دو جایزه جشنواره فیلم های ایرانی کانادا به فیلم سینمایی «اسرافیل» به کارگردانی آیدا پناهنده و تهیه کنندگی مستانه مهاجر رسید.

صراط : دو جایزه جشنواره فیلم های ایرانی کانادا به فیلم سینمایی «اسرافیل» به کارگردانی آیدا پناهنده و تهیه کنندگی مستانه مهاجر رسید.
به گزارش تسنیم، این فیلم سینمایی در آخرین حضور بین المللی خود، در سومین جشنواره فیلم های ایرانی کانادا شرکت کرده بود که در نهایت، جایزه بهترین فیلم جشنواره به مستانه مهاجر رسید و جایزه بهترین دستاورد فنی برای تدوین را نیز هایده صفی یاری برای تدوین اسرافیل دریافت کرد.
داوری آثار حاضر در این جشنواره، برعهده نیک دیویس منتقد نشریه سینمایی فیلم کامنت، سوفیا بدانویچ فیلمساز، جسی کامینگ برنامه ریز فستیوال بین المللی تورنتو (TIFF) در بخش آوانگارد و تینا حسن نیا عضو انجمن منتقدان فیلم تورنتو، بوده هست.
پخش بین المللی «اسرافیل» برعهده کمپانی DreamLab Films به مدیریت نسرین میرشب هست. این فیلم در یک ماه گذشته، علاوه بر حضور در جشنواره های بین المللی فیلم لندن، فیلم های آسیایی هنگ کنگ، فیلم شید امریکا، توانست جایزه نتپک را از جشنواره فیلم های ایرانی استرالیا به دست آورد.
بر اساس این گزارش، این فیلم سینمایی درامی درباره چالش ها، نیازهای عاطفی و روابط انسانی هست که فیلمنامه آن توسط ارسلان امیری و آیدا پناهنده به نگارش درآمده هست.
هدیه تهرانی، مریلا زارعی، هدی زین العابدین و پژمان بازغی بازیگران اصلی و على عمرانى، سهیلا رضوى، پوریا رحیمى سام و سودابه جعفرزاده دیگر بازیگران این فیلم هستند.

  • تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، عبدالرضا اکبری پس یک دوره طولانی بازیگری در سینما و تلویزیون چندی هست فعالیت خود را در تئاتر گسترش داده هست. اکبری در تابستان امسال نمایش «در خونگاه» را در حوزه هنری روی صحنه برده بود که در جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی نیز اجرا شد.

او قرار هست از چهارشنبه، یکم آذر نمایش «شال و انگشتر» را در سنگلج روی صحنه برد. این نمایش نیز همانند «درخونگاه» نوشته عبدالرضا اکبری هست. این نمایش نیز همانند اثر پیشین اکبری در حال و هوای نمایش‌های ایرانی اجرا می‌شود و هنرمندان شاخصی چون داوود داداشی و غلام بابونه ایفای نقش می‌کنند.

در خلاصه داستان این نمایش آمده هست «اواسط زمستون ۱۳۳۸ بنگاه شادمانی عباس مؤسس رو دعوت می‌کنن ایوانکی…. که تو عروسی دختر اسدخان نمایش هزار و یک شب رو اجرا کنن؛ اما باد و بوران، وسط راه زمین گیرشون می کنه… واسه این که از سرما یخ نکنن لباس‌های نمایش رو تنشون می‌کنن و شروع می‌کنن به تمرین… آقا مهدی مسری سیاه باز این گروه بود… از اون سیاه‌بازای قهار و درجه یک … این نمایش گوشه‌ای از زندگی این آدماست که بیشتر از نیم قرن تو جشن‌ها و عروسی‌ها و سالن‌های تئاتر، مردم رو خندوندن و باعث خوشحالیشون شدن»

در نمایش «شال و انگشتر» بازیگرانی چون داوود داداشی، علی فتحعلی، محمود راسخ‌فر، پندار اکبری، غلام بابونه، حمیدرضا مرادی، امیرحسین انصافی، عرفان اکبری، فاطمه نوری، امیررضا دلیری، محمد امین پازکی، فرهاد آبی، احمد شاه قاسمی، حمیدرضا سعیدی‌خواه،  تانیا زارع، شیدا رزم شعار، فاطمه کاشانی، نازنین تبریزی، عاطفه موانس، ندا اکبری، فاطیما زارع، سارا فاتحی ایفای نقش می‌کنند.

سایر عوامل این اثر عبارتند از: امیرحسین انصافی: سرپرست و نوازنده تمبک/ رامین عبدالهی: نوازنده کمانچه/ ناهید دنیا دیده: نوازنده تار/ سرپرست گروه کارگردانی : پندار اکبری/ دستیار کارگردان یک و مدیربرنامه ریزی : میلاد حاجی زاده / گروه کارگردانی : تانیا زارع ، فاطمه کاشانی/ مدیر روابط عمومی : عرفان اکبری/ طراح صحنه : کیارش قوام زاده/ طراح لباس : پندار اکبری/ طراح پوستر و بروشور : حدیث رصاف/ مدیر رسانه ای وعکاس : محسن بیده/ دستیار لباس : شیدا رزم شعار، فاطمه نوری/  مدیران صحنه : امیررضا دلیری، فرهاد آبی، احمد شاه قاسمی.

نمایش «شال و انگشتر» هر روز به جز شنبه ها از ساعت ۲۰ در تماشاخانه سنگلج روی صحنه می‌رود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

زندگی شهید «حسن باقری» فیلم می شود

به گزارش جام نیوز ، علی اصغر جعفری از مدیران فرهنگی کشور هست که در حوزه های مختلف مدیریتی همواره نگاهی خلاقانه، جسور و متعهد به ارزش ها را پی گرفته هست.
جعفری بتازگی به عنوان مدیرعامل موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس منصوب شده هست و البته همچنان در سازمان سینمایی دفاع مقدس هم مسوولیت دارد.
فرصتی پیش آمد تا با او گپ و گفتی کوتاه درباره این موزه و فعالیتهای سازمان سینمایی داشته باشیم.
با توجه به این که شما به مجموعه باغ موزه دفاع مقدس آمده اید و اسم این مجموعه بتازگی به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هم تغییر کرده هست، پرسش نخست من این هست که آیا در ادامه ما شاهد تغییراتی در ماموریت های سازمانی ای نهاد فرهنگی خواهیم بود یا خیر؟
باغ موزه دفاع مقدس تقریبا از سال نود فعالیت خود را آغاز کرد که یک مجموعه بزرگ در یکی از نقاط بسیار خوب تهران هست و ظرفیت بالایی هم برای کار دارد، دوستان قبل از ما واقعا تلاش های بسیاری انجام داده اند و جای قدردانی دارد، آنها یک مجموعه مناسب و خوبی در شأن دفاع مقدس ایجاد کرده اند.
درباره تغییر نام هم باید بگویم که ما به موازات این باغ موزه دفاع مقدس، یک موزه انقلاب اسلامی داشتیم که در نیروهای مسلح پیگیری می شد و در جوار مرقد مطهر حضرت امام (ره) در حال شکل گیری بود که آن هم کار بزرگ و ارزشمندی بود.
در گزارش کاری که اواخر سال ۹۵ در این رابطه خدمت رهبری معظم انقلاب ارائه شد، ایشان به نکته مهمی اشاره کردند مبنی بر این که عملا ایجاد دو موزه در تهران برای انقلاب و دفاع مقدس مناسب نخواهد بود از طرف دیگر برابر با قانون موزه های دفاع مقدس بایستی بر اساس چارچوب ها و سیاست های ستاد کل نیروهای مسلح کارشان را انجام …

اخبار پیشنهادی:

زندگی شهید «حسن باقری» فیلم می شود
  • تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، این نمایش در تالار گلستان مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اجرا می‌شود.

«منو نمی‌بره» نمایشی ویژه مخاطب نوجوان و بزرگسال هست و مضمون آن درباره‌ی رها شدن از تمام حسرت‌ها، دروغ‌ها، حسادت‌ها، جدایى‌ها و خاطره‌های تلخ و شیرین روزهای گذشته هست.

بر اساس این گزارش، سعید ابک، فهیمه باروتچی، خاطره عیسوند، نازنین نادرور و بهناز مهدی‌خواه در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.

محمدرضا کریمی‌صارمی مجری طرح، سعید زین‌العابدینی برنامه‌ریز و دستیار کارگردان و زهرا قزلباش منشی صحنه این نمایش هستند.

در عین حال، بهرنگ عباسپور به عنوان موزیک‌ساز، سینا ییلاق‌بیگی به عنوان طراح صحنه، مونا کیانی‌فر به عنوان طراح لباس و رضا حیدری به عنوان طراح نور با این نمایش همکاری می‌کنند.

نورپرداری این نمایش بر عهده محمدرضا شاملوفرد، طراحی عروسک بر عهده زهرا صبری و منیر مولوی‌زاده، طراحی چهره‌پردازی ماریا حاجیها و ساخت عروسک نیز بر عهده منیر مولوی‌زاده هست.

بر همین اساس، طراحی پوستر و بروشور را مرضیه سرمشقی و رفعت هاشمی، عکس را اختر تاجیک و مشاور رسانه‌ای را گلاویژ نادری بر عهده داشته هست.

گفتنی هست «منو نمی‌بره» همه روزه به جز شنبه‌ها ساعت ۱۹ برای عموم علاقه‌مندان در مرکز تولید تئاتر کانون واقع در پارک لاله تهران اجرا خواهد شد.

این نمایش به سفارش اداره کل سینمایی و تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شده هست.

علاقه‌مندان می‌توانند برای ذخیره بلیت یا دریافت اطلاعات بیش‌تر با شماره‌های ۸۸۹۸۰۷۲۱ و ۸۸۹۶۶۱۱۹ داخلی ۲۸ تماس بگیرند.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۳۰ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

دریافت خبر : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۶

به گزارش جام نیوز ، فیلم سینمایی «روسی» به کارگردانی امیرحسین ثقفی و تهیه کنندگی علی اکبر ثقفی در یکی از نقش های اصلی ایفای نقش می کند.
«روسی» چهارمین فیلم سینمایی امیرحسین ثقفی پس از «مرگ کسب و کار من هست»، «همه چیز برای فروش» و «مردی که اسب شد» در مقام کارگردان هست.
فیلمنامه «روسی» نوشته این کارگردان، در ژانر اجتماعی هست و این دومین همکاری امیرحسین ثقفی و صابر ابر پس از «همه چیز برای فروش» خواهد بود.
«روسی» اثری پر بازیگر و پر لوکیشن هست و انتخاب بازیگران فیلم همچنان ادامه دارد. این پروژه سینمایی اوایل آذر ماه در تهران و چند شهر دیگر فیلمبرداری خود را آغاز می کند.
پیش از این امیر آقایی و طناز طباطبایی برای بازی در این فیلم قرارداد بستند و به زودی اخبار جدیدی از «روسی» در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت.
افکار
۱۱۵

اخبار پیشنهادی:

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

تکست تمام موزیک های آلبوم روزبه نعمت الهی به نام داروگ

ترانه و تکست تمام ترک های آلبوم بسیار زیبای روزبه نعمت الهی

Album, Lyrics By Roozbeh Nematollahi Called Darvag

 

داروگ

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام مست و دیوانه

 

من مست و تو دیوانه

من مست و تو دیوانه

من مست و تو دیوانه

من مست و تو دیوانه

من مست و تو دیوانه

من مست و تو دیوانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

در شهر یکی کس را هوشیار نمیبینم

هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه

جانا به خراباتا تا لذت جان بینی

جان را چه خوشی باشد صحبت جانانه

جان را چه خوشی باشد صحبت جانانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

صد بار تو را گفتم

هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی

آن ساقیه سر مستی با ساغر شاهانه

ای لولیه بر بط زن تو مست تری یا من

ای پیش چو تو مستی افسون به من افسانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

صد بار تو را گفتم

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام زخم

 

زخم تازه میزنی اما دم نمیزنه

شهرو بی شونه ی تو دیگه قدم نمیزنه

بغض تلخ رفتن تو تا ابد وا نمیشه

مثل تو یه زخم دلخواه دیگه پیدا نمیشه

از سرم خیال تو چرا بیرون نمیاد

یخ زده اشک تو چشام آخ چرا بارون نمیاد

بغض تلخ رفتن تو تا ابد وا نمیشه

مثل تو یه زخم دلخواه دیگه پیدا نمیشه

نمیاد نه نمیاد دیگه بارون نمیاد

دیگه عطر نفسات از این خیابون نمیاد

زخم رفتنت مثل گلوله ای تو سینه مه

جز خیال تو فقط مرگه که تو کمونمه

از تو خاطراتمون خنده تو بردار و برو

بیا جای مشتمو ببین رو دیوارو برو

ته این ترانه ها میخوام صدامو گم کنم

عطرت از سرم بره خاطره هامو گم کنم

نمیاد نه نمیاد دیگه بارون نمیاد

دیگه عطر نفسات از این خیابون نمیاد

یکی از گذشته ها میگه بارون نمیاد

من کویرم ای خدا دیگه بارون نمیاد

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام شبم سیاه و روزم سیاه

 

شبم سیاه روزم سیاه تموم عمر من تباه اگه یه روز نیای سراغم

تو شادی و غم منی بارون نم نم منی من مث یه کویر داغم

حالا تو نیستی و چشم به راهه دلم غریب و بی پناهه

بیا ببین از درد دوری روزم مثل شبم سیاهه

حالا شبم سیاه روزم سیاهه تموم عمر من تباهه

بیا ببین از درد دوریت روزم مثل شبم سیاهه

شبم سیاه روزم سیاه تموم عمر من تباه اگه یه روز نیای سراغم

تو شادی و غم منی بارون نم نم منی من مث یه کویر داغم

حالا تو نیستی و چشم به راهه تموم عمر من تباهه

بیا ببین از دوریت روزم مثل شبم سیاهه

حالا تو نیستی و چشم به راهه دلم غریب و بی پناهه

بیا ببین از دوریت روزم مثل شبم سیاهه

بیا ببین از دوریت 

حالا شبم سیاه روزم سیاهه

بیا ببین از دوریت 

حالا شبم سیاه روزم سیاهه تموم عمر من تباهه

بیا ببین از درد دوریت روزم مثل شبم سیاهه

حالا شبم سیاه روزم سیاهه تموم عمر من تباهه

بیا ببین از درد دوریت روزم مثل شبم سیاهه

 

 

داروگ

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام داروگ

 

خشک آمد کِشتگاه من در جواب کِشت همسایه

گرچه میگویند میگریند روی ساحل نزدیگ سوگواران در میان سوگواران

خشک آمد کِشتگاه من در جواب کِشت همسایه

گرچه میگویند میگریند روی ساحل نزدیگ سوگواران در میان سوگواران

قوس زدن روزان ابری داروگ کی میرسد باران

قوس زدن روزان ابری داروگ کی میرسد باران

داروگ کی میرسد باران

بر بساطی که بساطی نیست

در درون حومه ی تاریک منکه ذره ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش میترکد

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش میترکد میترکد

چون دل یاران که در حجران یاران

چون دل یاران که در حجران یاران

قوس زدن روزان ابری داروگ کی میرسد باران

قوس زدن روزان ابری داروگ کی میرسد باران

داروگ کی میرسد باران

داروگ کی میرسد باران

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام زود برمیگردم

 

همه جا طوفانه عکس تو گم کردم

جلوی ایوون باش زود برمیگرد

با دلی دریایی با لبایی خاموش

صبر کن تا بیام تو شب رویا پوش

با خیالت گاهی خوش خیالی دارم

کاش میفهمیدی که چه حالی دارم

میروم اما اینبار زود برمیگردم

صبر کن تا دیدار زود برمیگردم

نامه هات چیزی جز بغض و خاکستر نیست

حالمو میپرسی حال من بهتر نیست

سوت و کورم بی تو لااقل خوابیدم

تازه فهمیدم با عطرتم دزدیدم

خنده هات همرامه بغض من همراته

دلخوشی با یادم دلخوشیم رویاته

میروم اما اینبار زود برمگیردم

صبر کن تا دیدار زود برمیگردم

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام بارون گرفته حالمو

 

بارون گرفته حالمو قفس شکسته بالمو

پر از خیالتم هنوز ازم نگیر خیالمو

نگاه مهربونت از همیشه مهربون تره

یه جوری زل زدی بهم که فکرت از سرم نره

میخوام تو خیسیه چشات یه لایه هامو حل کنی

به تلخی ها بخندی و شبو پر از عسل کنی

باید منو جا بذاری حتی اگه دلت نخواد

مثل موهای گندمیت منو بده به دست باد

بارون گرفته حالمو

بارون گرفته حالمو قفس شکسته بالمو

پر از خیالتم هنوز ازم نگیر خیالمو

نگاه مهربونت از همیشه مهربون تره

یه جوری زل زدی بهم که فکرت از سرم نره

همیشه من موندیم همیشه تو مسافری

به موندن تو دلخوشم تو هم فقط میخوای بری

باید منو جا بذاری حتی اگه دلت نخواد

مثل موهای گندمیت منو بده به دست باد

میخوام تو خیسیه چشات یه لایه هامو حل کنی

به تلخی ها بخندی و شبو پر از عسل کنی

باید منو جا بذاری حتی اگه دلت نخواد

مثل موهای گندمیت منو بده به دست باد

 

 

خدانگهدار

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام خدانگهدار

 

آهای شب سیاه غم گرفته بیا ببین چقد دلم گرفته

بیا که روزگار بی مروت گلایه هامو دست کم گرفته

تموم شهر لعنتی رو باهم یه عمری عاشقونه راه رفتیم

بهم نگو عاشقی اشتباهه منو تو راهو اشتباه رفتیم

دوری ازت اومده که بتونم چشمامو روی رفتنت ببندم

دل بکنم از این روزای دلتنگ به این شبای بیخبر بخندم

به این شبای بیخبر بخندم

آهای شب سیاه غم گرفته بیا ببین چقد دلم گرفته

بیا که روزگار بی مروت گلایه هامو دست کم گرفته

میخوام که با ترانه های تنها با خاطره هامو از تو پس بگیرم

بارون بیاد خیس بشم نفهمم برف بیاد گوله بشم بمیرم

نگو خدا نخواست خدانگهدار

موندنم اشتباس خدانگهدار

بخند با خنده هاش خدانگهدار

به فکر من نباش خدانگهدار

به فکر من نباش خدانگهدار

 

 

قاصدک

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام قاصدک

 

قاصدک چه خبر آوردی از کجا و از که خبر آوردی

خوش خبر باشی اما اما گرد بام و در من بی ثمر میگردی

انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرن

در دل من همه کورند و کرند قاصدک، قاصدک

قاصدک چه خبر آوردی از کجا و از که خبر آوردی

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ با دلم میگویم

با دلم میگویم که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

با دلم میگویم که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب قاصدک

قاصدک، قاصدک

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام رویای بارانی

 

هنوز روزای بارونی به یادت ابر میچینم

با رویای تو درگیرم چشاتو خواب میبینم

هنوز این لحظه ی بی تو به بد حالی گرفتارم

نمیبینی که از عکست چشامو بر نمیدارم

نمفهمم چرا از من داری رویاتو میدزدی

تو قاب عکستم حتی ازم چشم تو میدزدی

تو از من دوری اما من دچار عطر دستاتم

محاله خیس بارونشم که زیر چتر دستاتم

یه چیزایی تو دنیا هست که اسمش رسم تقدیره

کسی که دوسش داری همیشه بی خبر میره

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام تیر

 

تازه ترین زخم دلم قصه رفتن توئه

اینروزا هر جا که میرم حرف شکستن توئه

تازه ترین زخم دلم قصه رفتن توئه

اینروزا هر جا که میرم حرف شکستن توئه

مثل یه آنیه سوت و کور شکستی و رها شدم

تبر شدم شکستمت ولی چه بی صدا شدم

تو سهم من نبودی و به قصه هام سپردمت

ولی به عشقمون قسم که تا خدا میبردمت

ولی به عشقمون قسم که تا خدا میبردمت

تازه ترین زخم دلم قصه رفتن توئه

اینروزا هر جا که میرم حرف شکستن توئه

مثل یه آنیه سوت و کور شکستی و رها شدم

تبر شدم شکستمت ولی چه بی صدا شدم

تو سهم من نبودی و به قصه هام سپردمت

ولی به عشقمون قسم که تا خدا میبردمت

ولی به عشقمون قسم که تا خدا میبردمت

خدا همیشه تکیه گاه من بود تو غربتی که سهم من نبودی

نگو که رفتن تو پای من بود تو اهل موندنی شدن نبودی

گذشته هر چی بین ما گذشته تو نگذر از کسی که ماهو گم کرد

یه فاصله همیشه بین ما بود پر از سکوت و آه و حسرت و درد

گذشته هر چی بین ما گذشته تو نگذر از کسی که ماهو گم کرد

یه فاصله همیشه بین ما بود پر از سکوت و آه و حسرت و درد

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام شال

 

دلتنگ تر میشم وقتی نمیخندی وقتی که با گریه چشماتو میبندی

این گریه های تو از زخم بدتر نیست هیچکی به قد من زخماتو از بر نیست

قلبم که یخ میزد دستامو ها کردی من منتظر بودم رفتی که برگردی

بو میکشم تو رو از شال قرمزم دنبالتم هنوز تو فال حافظم

ساعت مریضه یا این شب نمیگذره خوابت نمیبره خوابم نمیبره

خوابت نمیبره خوابم نمیبره

تصویری از تو در ابعاد بی حدی تکثیر میشه تو آینه ی قدی

با گریه های تو دیوونه تر میشم گیجم حواسم نیست انگار کر میشم

بو میکشم تو رو از شال قرمزم دنبالتم هنوز تو فال حافظم

گریه سپیدی چشماتو میبره خوابت نمیبره خوابم نمیپره

خوابت نمیبره خوابم نمیپره

 

 

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام او

 

گُل گُل گُل شکفت و من بلبل بی نوا شدم

قُل قُل قُل ها میزنم در چمنش ز وَق وَقی

گُل گُل گُل شکفت و من بلبل بی نوا شدم

قُل قُل قُل ها میزنم در چمنش ز وَق وَقی

هی هی هی شب غمام میبردم به تور او

خم خم خم کمند او میکشدم که عاشقی

هی هی هی شب غمام میبردم به تور او

خم خم خم کمند او میکشدم که عاشقی

گُل گُل گُل شکفت و من بلبل بی نوا شدم

قُل قُل قُل ها میزنم در چمنش ز وَق وَقی

گُل گُل گُل شکفت و من بلبل بی نوا شدم

قُل قُل قُل ها میزنم در چمنش ز وَق وَقی

 

 

تردید

تکست موزیک روزبه نعمت الهی به نام تردید

 

لبخند و بگیر از من یا بغض منو تر کن

تو عاشقمی یا نه تکلیفتو روشن کن

کبریت بکش شاید روشن بشه تنهاییت

بی حرف مرورم کن تو هق هق هر کبریت

لبخندو بگیر از من

تو آینه مون امروز لبخند تو جاری بود

یک لحظه دلم لرزید تردید تو مُسری بود

تو رودی یا دریا ابرم که میبارم

خوشبخت ترم چون که رویای تو رو دارم

لبخندو بگیر از من

این فاصله مشکوکه از بغض تو میترسم 

میترسم از این تردید دیوونه بشیم با هم

لبخندو بگیر از من یا بغض منو تر کن

تو عاشقمی یا نه تکلیفتو روشن کن

لبخندو بگیر از من

تو آینه مون امروز لبخند تو جاری بود

یک لحظه دلم لرزید تردید تو مُسری بود

تو رودی یا دریا ابرم که میبارم

خوشبخت ترم چون که رویای تو رو دارم

لبخندو بگیر از من

***

دانلود تمام موزیک های جدید روزبه نعمت الهی

 

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

باشگاه خبرنگاران پویا، رمضانعلی کاوسی(جانباز قطع نخاع ۷۰ درصد):

بیست و اندی سال هست که از جنگ هشت ساله و به عبارت منصفانه تری از دفاع مقدس ملت ما می‌گذرد. ناگفته‌ها و خاطرات زیادی در سینه‌های مادران و همسران شهدا و همسران رزمندگان و ایثارگران تلنبار شده که متأسفانه امروزه گرد غربت بر این خاطرات نشسته. مشکلات اقتصادی چنان بر زندگی مردم سایه افکنده که انگار کسی حوصله ندارد بداند در آن روزهای حماسه چه بر این پروانگان صمیمی گذشت.

هم آن روزها و هم امروز، وقتی قرار هست به مناسبتی تجلیلی صورت بگیرد یا از آن روزهای حماسه و ایثار سخنی به میان آید، فقط روی رزمندگان زوم می‌شود. همه از ایثار رزمندگان و جانفشانی آن‌ها در زیر آتش توپ و تانک خمپاره می­‌گویند؛ اما هیچ­کس از بانوان ایثارگر و نقش پر رنگ آن‌ها در دفاع مقدس حرفی نمی‌­زند.

وقتی مارش عملیات از رادیو و تلویزیون شنیده می‌شد، انگار قلب مادرها و همسرها می‌خواست از سینه بیرون بزند. وقتی مادر رزمنده‌ای مطمئن می‌شد امشب شب عملیات هست، خواب به چشمانش نمی‌آمد تا خبر موثقی از زنده بودن فرزندش بشنود. برای همسران رزمنده، کار سخت‌تر بود. مرتب این سؤالات در ذهن او رژه می­‌رفت که: «آیا همسرم دوباره برمی‌گردد؟ نکند بچه‌هایم یتیم شوند؟ اگه برنگردد چطور این بچه­‌ها را بزرگ کنم؟ و…»  وقتی همسر رزمنده‌­ای خبر اسارت همسرش را می‌­شنید، چه بر سر او می‌­آمد؟ تحمل هشت نُه سال انتظار و صبوری فقط با زبان آسان هست.

احساس سوختن به تماشا نمی‌شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می‌کشم.

شاید اکنون که بحران‌های منطقه‌ای سر باز نموده و پدیدهٔ کثیفی به اسم داعش در عراق و سوریه و گاهی در قلب اروپا کُشت و کشتار راه انداخته، ما بهتر بتوانیم به ۳۰ سال پیش فلش بگ بزنیم و حال و روز خانواده‌ها را در آن روزهای سخت در ذهنمان تداعی کنیم.

به نظر شما در دورهٔ کنونی وضعیت روحی و جسمی همسر یک رزمنده و همسر یک جانباز چگونه هست؟ همسری که سال‌ها با عشق و علاقه پرستار شوهر جانبازش بوده و حالا پا به سن گذاشته؛ اما ذره‌­ای از مسئولیت سنگین او در برابر کارهای روزمرهٔ یک جانباز کم نشده هست. چرا هیچ­کس از نقش مادری که فرزندِ جانبازش نتوانسته به خاطر مشکلات جسمی همسر اختیار کند، سخن به میان نمی‌آورد؟ به نظر شما اجر و پاداش مادر یک جانباز قطع نخاع که اکنون به سن پیری رسیده و دارد از فرزند ۵۰ ساله‌اش پرستاری می­‌کند چقدر هست؟

سؤال من این هست: «مسئولین فرهنگی کشور و حوزهٔ پایداری ادبیات دفاع مقدس برای شناساندن این ایثارگران خاموش و کم توقع فیلمی ساخته یا کتابی نگاشته‌اند؟» مگر نه این هست که نقطهٔ قوت دفاع مقدس ما مستند بودن آن هست؟ مستند نگاران عزیز، حواسشان هست که هر روز از سخت افزارهای ساخت مستند کاسته می­‌شود؟ چه کسی می­‌داند در دل آن دختر شهید که حالا دیگر برای خودش خانمی شده چه می­‌گذرد. دختری که بیست و چند سال فقط با بغل کردن تصویر قاب گرفتهٔ بابایش جشن تولد گرفته و دیگران به او “تولدت مبارک” گفته‌اند.

رزمندگان عزیز، همسنگران من، پیشکسوتان جهاد و شهادت، هدفم از طرح این مبحث این بود که بد نیست هر از گاهی به خودمان تلنگری بزنیم که زیر پوست جنگ ما چه مسائلی بوده و هنوز هم ادامه دارد. درست هست که شهید نزد خداوند “عند ربهم یرزقون” هست؛ اما همسر او که دیگر حالا گرد پیری هم روی صورتش نشسته یک عمر در تنهایی به سر برده و می‌­برد. بد نیست گاهی به خودمان یادآوری کنیم که برای بعضی‌­ها هنوز جنگ ادامه دارد و تبعاتش دارد کمر بعضی­‌ها را می‌شکند. من بارها گفته‌ام، اجر همسر و مادران رزمنده و ایثارگران کمتر از آن‌ها نیست. این جملهٔ من شعار نیست بلکه یک باور قلبی ست.

آیا شما تاکنون شنیده‌اید همایشی برگزار شود و در آن از نقش مادران و همسران رزمنده سخنی به میان آید؟ نمی­‌دانم چرا ما مردم و حتی دست اندرکاران حوزهٔ ایثار و شهادت و بنیاد حفظ و نشر آثار ارزش‌­های دفاع مقدس به خودمان تلنگر نمی‌زنیم که این مادرها بودند که این سربازها را به دنیا آوردند!؟ چرا هیچکس از نقش پرعاطفهٔ مادران و همسران رزمنده در جنگ حرفی نمی‌زند؟ چرا هیچ کس فکر نمی‌کند که آن رزمندهٔ متأهل، دلگرم عواطف مقدس و ازخودگذشتگی همسرش بود که خانه و کاشانه را رها کرد و به جبهه رفت.

بیایید خودمان برای یک بار هم که شده به هر طریق ممکن در همایشی فقط با تقدیم یک شاخه گل نرگس، به احترامشان تمام قد بایستیم و ایثار و فداکاری این عزیزان را ارج نهیم که از مسئولین فرهنگی کشور …!!!؟؟؟

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۹ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

تهمینه میلانی؛ نویسنده و کارگردان نام آشنای سینمای ایران این روزها با آخرین ساخته خود، ملی و راه های نرفته اش، در سینماهای ایران میهمان هست. مرور آثار میلانی و کارنامه سینما یی او در طی سالیان فعالیتش، نشان از آن دارد که توجه همیشگی او به مسائل زنان و خانواده بوده هست. مسائلی که اغلب از حیث مشکلات و آسیب ها زیر ذره بین نگاه میلانی رفته اند و نهایت تبدیل به سوژه فیلمسازی این چنین شده اند. اکران ملی و راه های نرفته اش و اختصاص موضوع این فیلم به خشونت خانگی، بهانه ای شد تا در فضای شلوغِ کاری میلانی، گپ و گفتی در این باره داشته باشیم.
به خاطر دارم که چند سال پیش، در جریان مصاحبه ای در جشنواره ای در برلین گفته بودید که فمینیست هستید! فمینیستی که معنای تعادل درون چارچوب آن نهفته و قصد دارد چارچوب های مردسالاری را به سوی تعادل و آزادی زنان دگرگون کند. از نظر شما حد و مرز این تعادل و آزادی برگرفته از چیست؟! تهمینه میلانی برای رسیدن به یک الگوی مطلوب و ارائه آن به جای الگوی موجود مردسالار، به کجا می نگرد؟
یادم نمی آید در برلین چه گفتم؛ اما در مصاحبه های متعددی که با رسانه های داخلی داشته ام همواره عرض کرده ام که فمینیسم هم مثل همه ایسم ها، بر اساس موقعیت مکانی و زمانی تغییر مفهوم می دهد، بنابر این اگر ساختن فیلم درباره مسائل زنان کشور، جهت رسیدن به تعادل اجتماعی نامش فمینیسم هست، با این تعبیر من و همسرم فمینیست هستیم. تلاش ما این هست که به خانواده ای دست بیابیم که روابط افراد آن مبتنی بر عشق هست. ما نقد جدی به روابط فر ادست و فرودست در خانواده داریم و معتقدیم این نگرش، باتوجه به رشد تصاعدی وسایل ارتباط جمعی، به ویرانی نهاد خانواده منجر خواهد شد.

جرقه فیلمسازی با محوریت مسائل زنان در وجود تهمینه میلانی از چه زمانی زده شد؟ آیا پرداخت به مسائل زنان در شما مقدم بود یا شکستن ابهت مردسالاری؟!
مرد سالاری در این زمانه، ابهتی ندارد که کسی قصد شکستن آن را داشته باشد، تنها ویرانگر هست. ما برای رسیدن به حقوق برابر انسانی، در جهت ایجاد تعادل اجتماعی این فیلم ها را می سازیم. سیاست های فرهنگی و قوانین حقوقی کارشناسی نشده و مشاهده مجموعه رفتارهای نامناسب با دخترها و زنان، ما را به ساختن فیلم هایی با محوریت زنان می کشاند. شاید از آنجایی که به طور فردی نمی توانستم کاری برای این قبیل زنان و دختران بکنم و از دیدن رنج هایشان رنج می بردم به این نتیجه رسیدم که باید برای آنها کاری بکنم. تاثیرگذاری در بخشی از جامعه ای که در حال تغییر هست و کاهش صدمه انتقال جامعه از سنت به مدرنیسم از دغدغه های اصلی ام بوده هست. سعی می کنم جامعه را نسبت به این نوع مسائل حساس کنم و صدای کسانی باشم که در کنج خانه ها رنج می کشند و صدایشان به جایی نمی رسد.
و همین آدم ها می شوند قهرمان فیلم های شما؟
نه! حرف های آنها را می شنوم و با تحقیقات گسترده ای که روی آسیب های مطرح شده انجام می دهم قصه ها را می نویسم و شخصیت ها را شکل می دهم. در مجموع به این نتیجه رسیده ام که ادامه این موقعیت؛ یعنی حال نامساعد بانوان در همه طبقات – که واقعا نگران کننده هست – پیامد های بدی برای کل جامعه خواهد داشت. یکی از این مسائل و مشکلات عمومی که بانوان مطرح می کنند، مساله خشونت خانگی پشت دیوارهای بسته خانه هست که به چشم نمی آید. از جمله نکات تلخی که در تحقیقات خود به آن رسیدم میزان این خشونت هست . طبق نظر کارشناسان ایرانی حداقل دو سوم خانم هایی که وارد ارتباط زناشویی می شوند مورد خشونت؛ از خشونت کلامی تا فیزیکی قرار می گیرند. خب! نمی توانم نسبت به این مسائل بی تفاوت باشم. باید کاری کرد و در حیطه شغلی ما، باید فیلم بسازیم.
دغدغه فیلمسازی درباره زنان برای شما مشکلات زیادی به همراه داشته هست. مشکلاتی که سال های سال امتداد یافته، اما انگیزه میلانی را از وی نگرفته هست! ماحصل این تلاش ۳۰ساله از دیدگاه شما چیست؟
آگاه سازی جامعه. آگاهی یک کلید برای رسیدن به تعادل هست و من و همسرم در این جهت گام بر می داریم. مسائل زنان در جامعه ایرانی شقوق مختلفی را شامل می شود که می توان آنها را به دو دسته کلی مطالبات سلبی و ایجابی تقسیم کرد ؛ مطالباتی مثل توقیف خشونت های اجتماعی علیه زنان به عنوان یک خواسته سلبی و از سوی دیگر ایجاد حقوق جدید برای آنان که در بخش مطالبات ایجابی باید به آن اشاره کرد.
مساله ما فقط خشونت اجتماعی نیست. زیر ساخت خشونت اجتماعی، خشونت در خانواده هست. تربیت پایه و چرخه خشونت را جدی بگیرید. بچه های ما شکل خود ما می شوند. سیامک در فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» از کودکی کتک خورده و شاهد کتک خوردن خواهرها و مادر خود بوده هست. خشونت در رفتار او نهادینه هست و باید تلاش بسیاری کند و مشاوران کارکشته ای را به کار بگیرد تا اطلاعاتی که در کودکی در ذهن او نقش بسته، پاک شود و اطلاعات جدیدی بر پایه یک زندگی توام با عشق و مهر در او شکل بگیرد.
مَلی هم مثل سیامک، قربانی یک سیستم مرد سالار خشن هست و اتکا به نفس او به دلیل دختر بودنش از همان طفولیت آسیب دیده و نوعی ریاکاری که در همه زنان ما به دلیل نبود شرایط دموکراتیک در خانواده شکل می گیرد، در او وجود دارد. او همواره برای رسیدن به چیزی که حق خود می داند باید پنهانکاری و حتی ریا کند؛ چون چاره ای جز این ندارد. ملی خانواده ای دارد که به او اجازه رشد اجتماعی و اقتصادی نداده هست؛ پس او اتکا به نفس کافی ندارد. این همان پاشنه آشیل اوست..
مرور آثار شما اما نشان از آن دارد که همواره دغدغه مطالبات سلبی را داشته اید. چرا به بخش ایجابی این حوزه ورود نکرده اید؟ در واقع جریان سازی یک مطالبه اجتماعی که می تواند با تولید و پخش یک فیلم سینما یی آغاز شود، هیچ گاه در ذهن شما بوده؟
در خانواده ای به دنیا آمده ام که نسبت به بسیاری از خانواده های ایرانی از شرایط مناسب تری برخوردار بود. البته منظورم این نیست که پدر و مادرم بر اساس تئوری های مدرن روانشناسی و نظریات اریک برن، فرزندان خود را بزرگ کرده اند، اما شاید بتوان گفت صدمه کمتری نسبت به بسیاری از بانوان هم نسل خود دیده ام. از سوی دیگر در تشکیل زندگی مشترک هم آزادی انتخاب داشتم و ازدواجم با عشق و علاقه صورت گرفته و با میل و علاقه و همفکری با همسرم تصمیم گرفته ایم که فرزند داشته باشیم. با این اوصاف، گرچه رنجی را که زنان فیلم هایم می کشند تجربه نکرده ام، اما با این وجود انسانم و نمی توانم چشمم را به روی بسیاری از حقایق جامعه و آسیب های اجتماعی ببندم.
 زنان زیادی در جامعه می بینم که از مشکلات اقتصادی و فرهنگی رنج می برند، خصوصا در ارتباط مستقیم با افرادی که به دفترم مراجعه می کنند حقایق بسیاری را در می یابم. آنها به دلیل فیلم هایی که در مورد زنان ساخته ام؛ مثل «دوزن»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» به من اعتماد می کنند و حقایقی را که شاید برای حفظ آبرو برای کسی بازگو نمی کنند با من مطرح می کنند. حقایقی که اغلب دردناک و گاه حتی خطر ناک هست! و گفتن آنها می تواند پیامد بسیار بدی برای آنها داشته باشد. در واقع وقتی این انسان ها با من به درددل می نشینند، مسئولیت اجتماعی مرا زیاد می کنند. در مجموع آدم سیاست نیستم، هنر مندم و کارم نقد و نمایش کاستی های جامعه هست.

تلویزیون یکی از مهم ترین رسانه های عمومی هست که هنوز در بین اقشار متوسط و ضعیف شهرستان ها و روستاها جایگاه قابل توجهی دارد. دلیل پرهیز شما از استفاده از این تریبون چیست؟ عدم تمایل شما یا رویگردانی تلویزیون از پرداخت به مسائل و آسیب های زنان؟
 تلویزیون ما کاملا سیاسی و تحت کنترل یک جناح خاص هست که بدون هیچ شناختی مرتبا آدم هایی شبیه مرا قضاوت می کنند. می بینید که در میان ۱۰فیلم اکران شده، تنها تیزر های تبلیغاتی فیلم ما را پخش نمی کنند! این دوستان از پذیرش ما حتی در یک برنامه ساده سینمایی اکراه دارند، چه رسد که دعوت به ساخت فیلم کنند. ای کاش مسئولان تصمیم گیر، فضایی ایجاد کنند تا آدم هایی شبیه من که خوشبختانه در جامعه ما کم نیستند، اما دستشان از رسانه های جمعی کوتاه هست، حرف بزنند.
اگر در سال های گذشته این اتفاق می افتاد، ما امروز شاهد این همه ناهنجاری و آسیب در سطح جامعه نبودیم اگر همانند سازی جای خود را به رسمیت شناختن هویت فردی انسان ها می داد، امروز شاهد رشد جامعه در همه زمینه ها بودیم. اگر سیاست جمع گریزی وجود نداشت، امروز هر فردی تنها به فکر خود نبود و در همه امور، از جمله اداره شهر و کشور مشارکت می کرد. این وضعیت آشفته، این تظاهر برای نفع شخصی، حاصل سیاست های غلط هست که کسی حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد!
هنگامی که زنان جامعه عنوان می کنند به دنبال حقوق برابر و یکسان با مردان هستند با زدن انگ های سیاسی و اخلاقی به حاشیه رانده می شوند. این نوعی نگاه مردسالارانه به مشکلات و مسائل زنان توانمند ایران هست ؛ برخلاف سریال های تلویزیون که با نگاهی کاملا سنتی زنان را منفعل و گاه کوته فکر و ریاکار نشان می دهند. فیلمسازانی شبیه من، در فیلم هایمان به زنان کشور به عنوان یک انسان توانمند که توانایی اش به دلیل نگرش غیر علمی نادیده گرفته می شود، نگاه می کنیم. طبیعی هست که نگرش سنتی در مقابل دیدگاه ما بایستد، اما آیا حاضر به پذیرش عواقب و آسیب های عمل خود هم هست؟ جامعه ما دچار مشکلات فرهنگی بسیاری هست. فرهنگی که تبلیغ می شود جوابگوی زندگی و روابط مردم نیست. برای همین هم مردم راه خود را می روند و رسانه های ارتباط جمعی با انکار ایشان، راه خود را !
یعنی پیشنهادی از طرف صدا و سیما به شما نشده هست؟!
نه به صورت جدی. فیلمنامه هایی با محوریت بانوان، به ویژه بانوانی که شخصیت های پیچیده و بلند پرواز دارند، در همان برخورد اول از طرف شورای فیلمنامه سیما رد می شوند. گویی اصلا این خانم ها در ایران زندگی نمی کنند. سریال های ما را ببینید؛ اغلب زنانی که رویاهایشان را دنبال می کنند، شخصیت های منفی و ویرانگر نشان داده می شوند. در طول این سال ها تنها از دو بار از طرف سیما فیلم دعوت به همکاری شد ه ام که با وجود نگارش فیلمنامه برای ایشان، با تغییر مدیریت ساخت آنها متوقف شده هست.
موضوع فیلمنامه هایی که نوشتید، چه بود؟!
شش فیلمنامه درباره ایدز برای سیما فیلم نوشتم که کارگردان های دیگر بسازند. یکی از آنها که بسیار مورد علاقه ام بود را می خواستم خودم بسازم که مجوز نگرفت. داستان زوج جوانی که با عشق ازدواج کرده بودند، اما مرد خانواده معتاد و از طریق سرنگ آلوده به بیماری ایدز شده بود و متاسفانه همسر بی گناهش را هم آلوده می کرد. فکر کنید چه تعداد زن نجات پیدا می کرد اگر از طریق این نوع فیلم ها پیشگیری را می آموخت و مبتلا نمی شد.
چون فیلم به آنها نشان می داد که حتی اگر شوهر شما مردی خوشگذران نباشد و عاشق شما هم باشد می تواند از طریق سرنگ آلوده، ایدز بگیرد و به شما منتقل کند. اما مدیران سیما فیلم گفتند این موضوعات جامعه را می ترساند و قبح ماجرا از بین می رود. شک ندارم که اگر ۱۵ سال قبل این فیلمنامه ها ساخته می شد الان میزان ایدز در جامعه ما به شدت پایین تر بود. اما چه کسی حاضر هست مسئولیت فیلم های ساخته نشده را بپذیرد؟! چه اشکالی داشت که این فیلم ها ساخته می شد؟ چرا مدام روی این آسیب ها سرپوش می گذارند؟ یعنی با کتمان کاستی ها از میزان آن کاسته می شود؟ یا هر روز اوضاع از روز پیش بدتر می شود؟
در مصاحبه ای گفته بودید که پس از انقلاب بنا بر این شد که الگوسازی همسانی در میان افراد جامعه صورت پذیرد. الگوسازی که تفاوت ها را در نظر نمی گرفت! امروز که ۴۰سال از انقلاب گذشته اما، شاهد رخ دادن چنین اتفاقی نیستیم.
با سیاست همسان سازی، هویت فردی آدم ها مخدوش شده هست، حتی اگر این سیاست امروزه منسوخ شده باشد. برای ایجاد تعادل در جامعه در قدم اول، باید هویت فردی و انسانی زنان به آنها برگردانده شود. هر انسانی باید براساس طبیعت و هویت خود زندگی کند و نباید همه زنان جامعه را به یک چشم دید. در قدم دوم باید در تمامی قوانین حقوقی درباره زنان تجدید نظر شود تا حقوق از دست رفته زنان به آنها بازگردانده شود. تغییر در نگرش تربیت بانوان هم ضروری هست. تا دیر نشده باید اتکا به نفس دختران و زنان جامعه را بالا ببریم و در آنها خودباوری را رشد بدهیم.

به آنها بباورانیم که می توانند هر کاری را درست انجام دهند می توانند تا هر مقطعی که می خواهند تحصیل کنند، که حق انتخاب همسر خود را دارند. که شیئی نیستند که معامله شوند و باید به عنوان یک انسان از حق طبیعی یک انسان برخوردار باشند. اگر معتقدیم که زنان در نقش مادر «قلب» خانواده هستند، باید قلب خانواده سالم باشد تا خانواده سالم بماند.
طبعا هنگامی که حال قلب خانواده خوب نباشد، نمی تواند فرزندان صالح تربیت کند. نمی تواند همسر خوبی برای همسرش باشد. پس مرد خانواده هم صدمه می بیند و خانواده گریز می شود. به جای یافتن خوشی در خانه، آن را بیرون از خانواده جست وجو می کند و باز هم آسیب روی آسیب پدیدار می شود…
 نسلِ تربیت شده پس از انقلاب یا والدین شان را الگو قرار داده اند و یا الگوی مقابل والدین را برای زندگی برگزیده اند. گزینشی که در بعضی وجوه به افراط ها و آسیب های جبران ناپذیری مثل خیانت و روابط نامشروع در مواردی انجامیده هست. نظر شما در این باره چیست؟
زندگی دوگانه فرزندان ما در خانه و جامعه در آنها خصو صیات های پیچیده ای به وجود آورده هست. آموزه های خانواده در بیشتر خانه ها تفاوت اساسی با خواست و آموزه های حکومت داشته هست. مثلا داشتن دوست پسر و یا دوست دختر در بعضی از خانواده ها فعل قبیحی به حساب نمی آید، اما به ویژه در دوره ای این روابط به شدت کنترل و سانسور می شد، برای همین روابطی که قرار بود در حد خوردن یک قهوه در کافی شاپ باشد، برای حفط امنیت به خانه ها کشیده شد و موجب روابط جنسی زودرس شد و در پیامد آن بسیاری از ارتباطات انسانی که به آهستگی شکل می گرفت، تبدیل به روابطی زود رس و بی سرانجام و آسیب زا شد.
شخصیت نیره در فیلم ملی و راه های نرفته اش، مصداق شخصیتی معارض با الگوی نسل قبل زن ایرانی هست ؛ زنی که خیانت را برگزیده و در این بین نه تنها پایه های زندگی خودش را خراب کرده بلکه به زندگی زنی دیگر هم لطمه می زند. هدف شما از گنجاندن او در این فیلم چیست؟ انتقاد از شرایط تربیتی و رشد خانواده او؟
جامعه امروز ما در زمینه ارتباط انسانی بسیار پیچیده هست و مرحله بحرانی و خطرناکی را تجربه می کند. یکی از این نوع ارتباطات، داستان نیر هست که در فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» به آن اشاره می شود. نیر در جامعه امروز ما پدیده ای هست که اغلب در خانواده های طبقه متوسط سنتی دیده می شود.
منظورم اقشار صرفا مذهبی نیست؛ بلکه اقشار سنتی هست. نیر و نیرها در خانواده خود دایره بسته ای از ارتباطات دارند و اگر در زندگی زناشویی خود موفق نباشند، ممکن هست در همان حریم بسته ارتباطات خانوادگی، ابتدا به دنبال فردی برای رفع نیازهای عاطفی بگردند و در ادامه حتی ممکن هست این رابطه به ارتباط پیچیده تر هم منتهی بشود. البته همیشه و در هر زمان این نوع ارتباطات ویرانگر در خانواده ها به شکل محدود وجود داشته اما در این روزگار و تحت تاثیر بسیاری از عوامل از جمله وسایل ارتباط جمعی ساده و گسترده چون اینترنت و سر یال های به ویژه ترک، تبدیل به یک آسیب مهم اجتماعی شده هست.
اغلب این زنان شوهردار که وارد ارتباط با مردی متاهل یا مجرد می شوند، در زندگی زناشویی خود دچار مشکل هستند، اما به هر دلیلی قادر به ترک خانه و همسر خود نیستند. گاه پیش می آید که این زنان از طریق فامیلی و خواستگاری ازدواج می کنند، ولی وقتی وارد زندگی زناشویی می شوند، همسر آنها مردی نیست که در رویاها و تخیل شان تصور می کردند. این امر در مورد مردها هم صادق هست.
آشنایی و ایجاد علاقه مندی میان این زنان و مردان، ابتدا با درد دل، شوخی و حرف زدن آغاز می شود و کم کم به علاقه می رسد. البته این نوع علاقه مندی ها گاه صرفا عاطفی و برقراری دیالوگ هست؛ یعنی شنیدن کلام خوش از مردی دیگر یا تعریف و تمجید از آشپزی از طرف همان مرد. این تعریف و تمجید چون هیچ گاه از جانب شوهر زن مورد نظر اتفاق نمی افتد، طبعا این زن، به سادگی تحت تاثیر مردی که از او تعریف می کند قرار می گیرد. اغلب این نوع ارتباط از همین رفتار ساده شروع می شود و لزوما با قصد و نیت خیانت نیست.
وضعیت این نوع روابط در جامعه چگونه هست؟
امروزه موبایل و اینترنت ارتباط بین انسان ها را گسترده و بسیار آسان کرده هست؛ خصوصا افراد خانواده های بسته و سنتی به دلیل محدودیت های ارتباطی بیشتر از این امکانات بهره می گیرند.
توجه به ارتباط غیرمعمول در این نوع دایره های بسته خانوادگی برای اولین بار در فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» مطرح می شود. شورای تصویب سناریو اصرار داشتند که ما این موضوع را حذف کنیم تا قبح ماجرا در جامعه نریزد، اما ما با سماجت آن را ساختیم؛ چون فکر کردیم اگر امروز به این مساله توجه کافی نشود و راهکاری برای آن یافته نشود، ممکن هست در آینده با مصائب و آسیب های بیشتری دست به گریبان شویم. اغلب انسان هایی که در این دایره گرفتار می شوند تصوری از آینده ندارند و با این منطق که مگر چه اشکالی دارد با یک مرد از آشنایان گپ بزنم و درد دل کنم، وارد این بازی خطرناک می شوند و در ادامه با این منطق که: حالا چه اشکالی دارد بیشتر با هم حرف بزنیم، چه اشکالی دارد یک قهوه هم با هم بخوریم و همین طور چه اشکالی دارد های دیگر، یک دفعه چشم باز می کنند و می بینند به هم دل بسته اند. نیر هم در فیلم ملی و راه های نرفته اش دقیقا همین راه را رفته و در نهایت دلبسته مسعود شوهر خواهر همسر خود شده هست.
جریان روشنفکری یکی از مهم ترین پرچمداران رسیدگی به مسائل زنان در ایران هست. ادعایی که ماحصل چندانی در این سال ها نداشته هست. ماحصلی که حتی در بعضی موارد منجر به بروز آسیب های بیشتر در میان زنان ایرانی شده هست. نظر شما درباره عملکرد روشنفکران و نسبت آنان با مسائل زنان در ایران چیست؟
متاسفانه کنترل بیش از حد بعضی نهاد ها موجب شده هست که جریان مهمی برای احقاق حقوق بانوان از طرف روشنفکران شکل نگیرد. اغلب متفکرین این نوع تفکر، به دلیل کنترل و مشکلات امنیتی به خارج از ایران رفته اند که در عین پراکندگی، عملکرد بدی ندارند. اما در داخل کشور حرکت جدی که بتوان آن را ارزیابی کرد، وجود ندارد.
به نظر شما دغدغه های تهمینه میلانی که امروز ملی و راه های نرفته اش را ساخته، با تهمینه میلانی که روزی دو زن را کارگردانی کرده بود، چه تفاوتی کرده؟ بعضی از منتقدین براین باورند که افت سطح دغدغه ها در کیفیت آثار شما نمایان هست.
دغدغه های من فرقی نکرده هست، فقط قصه ها و کانسپت ها متفاوت هست. شاید حق با منتقدینی باشد که می فرمایید؛ البته برای قضاوت کمی زود هست. ما، یعنی من و همسرم فکر می کنیم فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» یکی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینما ست که ما ساخته ایم. نا گفته نماند که فضای فرهنگی این روزگار نسبت به زمانی که فیلم دو زن ساخته شد، تنگ تر و سانسور بیشتر شده هست.
ده ها فیلمنامه من که با موضوع زنان نوشته ام، به دلیل رد شدن از طرف شورا های متنوع، در انبار خاک می خورند. فیلم «ملی و راه های نرفته اش» هم بی توجه به اصلاحات ارشاد ساخته شد، وگرنه همین فیلمی که شما می فرمایید به نسبت فیلم «دوزن» افت سطح دغدغه ها را دارد، که البته من آن را قبول ندارم، را با فشارهای عصبی و روانی بسیار ساخته ام. فراموش نکنید شخصیت «فرشته» در فیلم «دوزن» تفاوت بسیاری با شخصیت «ملی» در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» دارد. «مَلی» دختر معصومی هست با سقف آرزوهای کوتاه که یک عمر حرف نزده و کوپن های خشم در او انباشته شده و باید در جایی آنها را خرج کند! و «فرشته» زنی آگاه با رویاهای بزرگ هست که قصد تغییر و رشد خانواده خود را دارد.
 او می خواهد در تعیین آینده جامعه خود نقش داشته باشد، برای همین قادر هست عقایدش را مطرح کند. فرشته فیلم «دو زن» زنی هست که قادر هست حرف بزند و کینه روی کینه انبار نمی کند، بنابر این با تمام فشارهایی که روی او وجود دارد، قادر نیست شوهرش را بکشد. چون کوپن های خشم در وجود او جمع نمی شود. درحالی که مَلی در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» به دلیل اتکا به نفس صعیف و نداشتن مهارت زندگی، کوپن های خشم را روی هم انبار می کند تا در لحظه ای که جان خود را در خطر می بیند تمامی آنها را خرج کند و دست به قتل بزند. فرشته زنی آگاه هست.
او ناهنجاری رفتاری همسرش را می فهمد، گرچه برای خواسته هایش می جنگد، فریاد می زند، اما روی خودش کنترل دارد، حال آنکه مَلی براساس غریزه عمل می کند. او مهارت های زندگی را یاد نگرفته هست و خودش هم به دلیل کنترل بیش از حد خانواده تلاش زیادی نکرده هست.
زنانی که نمی توانند طلاق بگیرند یا اگر طلاق بگیرند جایی برای زندگی بعد از طلاق ندارند، گاه معشوقه می گیرند و با کمک او دست به قتل می زنند. آنها در خیال خود با این عمل هم از مزاحمت های همسر خشونت گر خلاص می شوند و هم بچه و خانه را در اختیار خواهند گرفت. چون بر طبق قوانین، طلاق مساوی با از دست رفتن همه چیز برای یک زن خانه دار یا زنی که در آمد کافی ندارد، هست. زنانی هم هستند که همانند مَلی تنها از خود دفاع می کنند و هیچ قصد قبلی برای کشتن همسرانشان ندارند.
 به نظر شما نقطه اعتدال مراقبت از خانواده کجاست؟
 آگاهی، یک کلید هست. شما وقتی بچه بودید ممکن هست اتفاقات زیادی برایتان افتاده باشد؛ مثلا ممکن هست مورد ظلم واقع شده باشید. اما اگر بعدها در سایه مطالعه و رشد آگاهی، نسبت به اینکه چرا چنین اتفاقاتی افتاده آگاه شوید می توانید خشم خود را کنترل کنید و انسان نیکی بشوید و چه بسا برای کاستن از این قبیل اتفاقات آسیب زا دست به عمل بزنید. اگر زمانی مادرتان کتک می خورد، رنج و درد او را حس کنید و معنی اشک او را بفهمید بی شک هرگز زنی را مورد خشونت قرار نخواهید داد، اما اگر داده های شما این باشد که زن را باید کنترل کرد یا کتک زد تا خانواده دوام بیاورد این چرخه ادامه خواهد داشت. پس تلاش همه ما باید این باشد که درک درستی از ناهنجاری های خانوادگی و اجتماعی بیابیم و با آگاهی از آنچه پیرامون ما رخ می دهد راهکار بیابیم و یا اگر خود ما در چنین چرخه ای گرفتار آمده ایم از یک حقوقدان و روانشناس مشاور بهره بگیریم.

صفحه 1 از 104
12345678910 بعدی 203040...«