• تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، کتاب «آن بیست‌ و‌ سه نفر» خاطرات خودنوشت احمد یوسف‌زاده، از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و نویسنده، از دوران اسارت ۱۹ نوجوان کرمانی و چهار نوجوان دیگر هست که در عملیات آزادسازی خرمشهر توسط ارتش بعث به اسارت درمی‌آیند. نویسنده در این کتاب شرح هشت ماه ابتدایی اسارت و اتفاقاتی که برای این گروه ۲۳ نفره افتاده از جمله ملاقات با صدام در کاخ ریاست جمهوری عراق را روایت کرده هست. این اثر شرحی هست کوتاه از رشادت‌های رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس.

جمعیت المعارف لبنان به تازگی ترجمه‌ عربی این اثر را با عنوان «أولئک الثلاثة والعشرون فتىً» در لبنان منتشر و کتاب را در بازار نشر این کشور توزیع کرده هست. در برگردان عربی کتاب بخشی از تقریظ مقام معظم رهبری بر این اثر به عنوان معرف کتاب، ترجمه و عرضه شده هست.

مقام معظم رهبری در تقریظی بر این اثر نوشته‌اند: در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴ با شیرینی این نوشته‌ شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرین‌کام شدم و لحظه‌ها را با این مردان کم سال و پرهمت گذراندم. به این نویسنده‌ خوش ذوق و به آن بیست و سه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همه‌ی این زیبائی‌ها، پرداخته‌ سرپنجه‌ معجزه‌گر اوست درود می‌فرستم و جبهه‌ سپاس بر خاک می‌سایم.

یک بار دیگر کرمان را از دریچه‌ این کتاب، آنچنان که از دیرباز دیده و شناخته‌ام، دیدم و منشور هفت رنگ زیبا و درخشان آن را تحسین کردم.
۹۴/۱/۵

بیشتر بخوانید: سردار سلیمانی برای «آن بیست و سه نفر» یادداشت نوشت

بیشتر بخوانید: استقبال از «آن بیست و سه نفر» بعد از تقریظ رهبر انقلاب

بیشتر بخوانید: روایتی از علاقه لبنانی‌ها به کتاب‌های ایرانی/ «پایی که جاماند» و «آرمیتا کلحوریة» از پرفروش‌ترین آثار

 

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، شاعران و اعضای حلقه ادبی مجاز، در دومین برنامه بداهه سرایی جمعی خود به موضوع اغتشاشات اخیر در تهران و دروایش گنابادی پرداختند و قصیده واره ای تقدیم به شهید محمد حسین حدادیان سرودند. شهید محمد حسین حدادیان، دوشنبه شب(۳۰ بهمن) توسط دراویش داعشی در خیابان پاسداران تهران به طرز غریبانه ای به شهادت رسید.

اسامی بعضی از شاعران حاضر در این بداهه سرایی به شرح زیر هست :

محمد رسولی ، پیمان طالبی، نفیسه سادات موسوی، فاطمه افشاریان، زینب ملایی، نیلوفر شکیب، ریحانه عسگری، علی بهاری،  فائزه عربی ، فتانه پاینده ، هادی اشراقی، سیدعلیرضا خاتمی، الهام کریمی، ماهرخ درستی، لیلا فخیمی، فاطمه حق بین، سیدمجید کریمی، الهه جوان، مهتاب پناه علیپور، مبینا گلصفتان، محمدحسین حیدرزاده، حمیدرضا عباسی ، لیلا علیزاده ،محمدحسین مددی، عباس حق خواه، فریده سادات موسوی ، امیرحسین یوسفی ، امیرحسین ناطقی راد، مصطفی نیرآبادی، میثم کبیری، عماد الدین ربانی ، مونا نصیری ، علیرضا شیرافکن، مهدیه نژادابراهیم، لیلا زمانی ، حسن خسرو ابادی، محمداکبری، مصطفی محمدی،  ریحان ابراهیم زادگان، پروانه علی پور، راحیل سهی، زهرا فرجی، فاطمه ناظریان، میلاد رحیمی، علی شوندی ، محمد دولابی، سیدبابک پورتوفیق ، سعید ابوالحسنی ، سجادصدرنی ،محمدصادق حسینی، نجمه هاشمی،  سیدعلی میرباقری،  محمدجواد جوادزاده، سیده محدثه موسوی، فائزه ریاضی، مهدا ضرابی،  سمیرا فراهی، نجمه یوسفی، محمدرضا پورصنا، عادله اسدی، حمیدرضا جعفرخونویی، مریم بقایی، محمدصادق باقی زاده، فلاحت برادران، محمدمهدی حیدری، عرفان میرحاجی، علیرضا فراهانی،  امیرمحمد معصومی، ریحانه بنایی

شاعران مجاز در این بداهه سرایی جمعی ۳۷۰ بیت شعر سرودند که گزیده ای از این ابیات را در ادامه می خوانید :

مرگ آمد از پی تو، او را جواب کردی

نام شهادت آمد، پس انتخاب کردی

تیغى سوْال پرسید، از راه حنجر تو

خندیدى و از این راه، او را مجاب کردى

بزمی به پای کردی میخانه ای خریدی

سجاده وا نهادی میل شراب کردی

آه ای شهید خفته نامت بلند بادا

در راه حفظ میهن، پا در رکاب کردی

ای چون علیِّ اکبر با اقتدار، بنگر

سودای دشمنان را نقشِ بر آب کردی

باران تیر بود و رگبار و بغض دشمن

آن شب محاسنت را با خون خضاب کردی

با اغتشاش در شهر آنان چه فکر کردند؟

تو فکر خامشان را ، با خون سراب کردی

“عشقست و آتش و خون”، در راه حفظ میهن

آتش به جان خریدی، خونین حساب کردی

تنگ هست پیش چشمت، دنیا و مردمانش

رفتن چو مادرت را، پس انتخاب کردی

هر نقشه ای که دشمن با خنده میکشیده

با یا حسینِ آخر؛نقشِ برآب کردی

در دیدن حقیقت یک مشت کور بودند

آری خیالشان را  زیبا سراب کردی

در زیر تیغ شیطان، در آتشِ “گلستان”

مثل “خلیل” بودی، تو انقلاب کردی

با تو چه شد؟ خدا را! با خون خویش یارا

دل‌های سنگ ما را، از شرم آب کردی

پاى دفاع از عشق، هر خون، یک انقلاب هست

اى خون! مبارکت باد! تو انقلاب کردى

یا لیتنای نوحه، آتش به سینه می زد

آتش فشان غم را، با خون مذاب کردی

اکبر شدی و میدان گلگون شد از تن تو

گنداب کوچه هارا  غرق گلاب کردی

رفتی و گریه آمد،رفتی و چشم من سوخت

چشمان عاشقم را،پر التهاب کردی

تو مرد راه عشقی ، آرام پیش رفتی

آن شب چه شد تورا که ناگه شتاب کردی

خونت شده گواهِ ، ناحقیِ دراویش

اهداف شومشان را ، با خون خراب کردی

دستور رهبرت را لبیک گفته بودی

جان را فدای حفظ این انقلاب کردی

ارزان حراج کردند اسلام را، ولی تو

با خون به جای پاسخ، سنگین حساب کردی

سیدعلی به منبر گفتا که أین عمار

لبیک روی لب را اینگونه باب کردی

می‌خواستی که عطرت، در هر طرف بپیچد

در گوشه ی گلستان، گل را گلاب کردی

ما خوابِ خواب بودیم، النوم هم أخ الموت

اما تو مرگ خود را بیدار خواب کردی

فرق هست بین مردن در خواب با شهادت

از مرگ بین بستر تو اجتناب کردی

از خادمی به هیئت ، تا عزت و شهادت

رفتی به نزد ارباب ، دل را کباب کردی

امشب میان چیذر، تنگ هست قلب بیرق

انگار تار و پودش، از گریه آب کردی

امشب برو به خواب مادر ، بگو به گوشش

خود را شفیع او در یوم الحساب کردی

قد صنوبرت را،چشم چو گوهرت را

با مادرت چه گویم؟فکر جواب کردى؟

ای شمعها بسوزید ای ناله ها برآیید

اینگونه قلب ها را در التهاب کردی

عکس ضریح ارباب همراه پیکرت بود

عکسی که با صد امید یکروز قاب کردی

مثل حسین مظلوم ، نامت چقدر زیباست

آن را میان تاریخ ، جانانه قاب کردی

دیدی حنای دنیا رنگ وفا ندارد

همچون علی اکبر با خون خضاب کردی

با رفتنت به هرسو در شهر گفتگویی ست

یک شهر عاشقت شد تا انقلاب کردی

چیذر،علی اکبر،تلمیح پشت تلمیح

ای روضه ی مجسم با خون خضاب کردی

آه ای به خون تپیده در هفتمین گلستان!

در راه حفظ میهن باز انقلاب کردی

تاریک بود تهران در آن غبار فتنه

تو آمدی به میدان… تو آفتاب کردی

یار بصیر رهبر؛ ای شیر؛ ای دلاور

 تو زود تر از اینها، پا در رکاب کردی

دیدند حیدریون در راه و رسم حیدر

درویش دم زد و تو پا در رکاب کردی

رویت چرا کبود هست؟ جرمت مگر چه بوده هست؟

آنجا مگر چه دیدی؟ خون‌ را خضاب کردی

دشمن که با نقاب میش آمده به میدان

او را به صد نشانه، تو بی نقاب کردی

دردولتی که در آن تدبیروحکمتی نیست

باغیرت بسیجی پا در رکاب کردی

درویش دم زد از دین، طبلش ولی تهی بود

اما تو  جان، نثار اسلام ناب کردی

ذهن تو در همان حال، یاد مدافعان بود

پروانه وار رفتی ، خود را عتاب کردی

باران نمیزد عمری،با پرکشیدن خود

چشمان آسمان را غرق سحاب کردی

تنها سلاحت آن شب جان تو بود جانا

بنیاد فتنه ها را با جان خراب کردی

معنای عاشقی چیست؟؛زود از تو نام بردم

ای مرحبا که من را حاضر جواب کردی

در کوچه های شهر دود و دم و سیاهی

پیمانه سر کشیدی ما را کباب کردی

در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصود

حلاج واره شب را غرقِ شهاب کردی

فتوای رهبرت بود آتش به اختیاری

با این شعار محکم، تو انقلاب کردی

حرف مدافعانِ امنیتِ نظام هست

این جمله بر زبان هاست این را تو باب کردی

صد تیر پیکرت را بوسید و پر کشیدی

درویش داعشی را با خون عِقاب کردی

تنها شدی میانِ این گرگ های وحشی

ترسی به دل نداری، جان را جواب کردی

قومی پر از جهالت، با ظاهر دیانت

رفتی و نقششان را، نقش بر اب کردی

تو مسلک علی را از فاطمه گرفتی

یا هو زدی و بهر احیا شتاب کردی

در هر قنوت وترَت ، گفتی ز عشق و مستی

آری دعای خود را خود مستجاب کردی

بااین چنین شهادت همچون علی اکبر

دلهای مردمان را پر التهاب کردی

در کسوت ِ بسیجی  راهی شدی به میدان

احوالِ ناکسان را  ؛ پر اضطراب کردی

ازجان خود گذشتی تا امنیت بماند

شرمنده، دِینِ ما را با خون حساب کردی

در این کویر  ِ وحشت ؛ با جانفشانی خود

باران شدی و رحمت ؛ کار سحاب کردی

در ظلمت ِجهالت؛ با شوق و با شهامت

تابیدی و رقابت؛ با آفتاب کردی

بیچاره جام و ساقی بیچاره هر که باقی

ماندیم و حال ما را مست و خراب کردی

مادر نخواست عمری جز عاقبت بخیری

آخر دعای او را ، تو مستجاب کردی…

زود از خدا گرفتی حکم رهاییت را

از قیل و قال دنیا چون اعتصاب کردی

خارج ز وعظ گشتی کاری دگر نمودی

در محفل حکیمان میل شراب کردی

«در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی»

درویش کور دل را با خون جواب کردی

در راه اکبری تو نامت بلند و پر نور

لبخند مرتضی را تو اکتساب کردی

عشق هست و آتش و خون… تصویر تو به ذهنم

ای جسم پاره پاره دل را کباب کردی

دنبال جای خالی؛در صورت تو گشتند

با تیر دیده بوسی؛نه! انتقاب کردی…

دشمن پر از سلاح و تو دست خالی اما

رفتی به قلب دشمن، خون در خشاب کردی

آتش به اختیار و فتوا و امر رهبر

رفتی و از نرفتن خوب اجتناب کردی

در خواب شوم درویش، افتاد با تو تشویش

تزویر را به خونت خانه خراب کردی

«ننگ هست زنده ماندن در شهر پر گناهم»

پس یاحسین گویان ، با خون خضاب کردی

در جیره بندی مِی، ساقی نگاه کرد و

پیمانه سر کشیدی تو فکر ناب کردی

دل بردی و شکستی بت های نفس دون را

ما غرق در تماشا دل را چه آب کردی!

“در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند”

اما تو پر گشودی، رفتی شتاب کردی

در مکتب ولایت از بر شدی شهادت

تو درس عاشقی را صدها کتاب کردی

بی ترس و با  جسارت اینسان شتاب کردی

خودداری از تنش ها، از اضطراب کردی

خالص شدی و رزقت از سفره‌ی حسین‌ست

خدمت به زاده‌ی آن ام‌الکتاب کردی

در خون خود بلاشک فکر حسین بودی

بر کربلا رسیدی وقتی شتاب کردی

پیراهنت ک آمد ، شرم از نگاه تو ریخت

آن لحظه یاد جسم در آفتاب کردی

همچون “حسین” گشتی زخمی ز تیغ اعداا

چون “او” محاسنت را با خون خضاب کردی

مثل علیِ اکبر،  صد پاره شد تن تو

تکرار کربلا را, اینگونه باب کردی

یاد رقیه ، یاد قاسم و یاد سقا

یاد علی اکبر ، آن ماهِتاب کردی

شاید که تشنه بودی آن لحظه های آخر

شاید که خون خود را نذر رباب کردی

آرام گشتی ای جان! ، ای روح اربا اربا!

چشمان خسته ات را آهسته خواب کردی

امشب فضای چیذر حالی عجیب دارد

عطر محله ها را عود و گلاب کردی

فهمید کل دنیا فرزند انقلابی

وقتی شبیه بابا ،تو انقلاب کردی

تا آخرین نفس ها ماندی درون میدان

درویش داعشی را پراضطراب کردی

او خواست تا بدزدد ذکر علی علی را

اما تو نقشه ها را نقشِ بر آب کردی

نام علی به لبها, راه عدو به رفتار

بزم نفاقشان را, با خون, خراب کردی

از این هواپرستان یک چشم زهر گرفتی

بت خانه هایشان را از بن خراب کردی

درویش مسلکان را در مهلکه چه تنها

با نام پاک حیدر تو بی نقاب کردی

وقتی که خواب بودند در شب وطن فروشان

تو فتنه‌ی دراویش، در نطفه خواب کردی

شیطان که در کمین و درویش آتشین بود

تن را سپر نمودی جان را شهاب کردی

دشمن به سختی آمد دریای خون بسازد

دریای دشمنان را آسان سراب کردی

با ادعای مردی، شارب بلند کردند

تو با محاسنت دفع،  شَرَّ الدَّوَاب کردی

درویش های کذاب از عشق بو نبردند

بی شرم مردمان را با خون عذاب کردی

آن ها فقیرِ فهم‌اند ، نِی فقرِ بی نیازی

کاخ یزیدیان را ، از نو خراب کردی

شیطان میان مردم دنبال یار میگشت

با بذل خون سرخت،او را جواب کردی

در حیرتند پستان از کارت ای موحد!

این گونه دشمنان را یکجا جواب کردی

در عصر مدگرایی در وادی جهالت

آرام چهره ات را از خون خضاب کردی

عمری به نام حیدر، کسب حرام کردند

از مسلکی دروغین، کشف حجاب کردی

در راه عشق تنها، السابقون شهیدند

فهمیده بودى این را، زین رو شتاب کردى

السابقون تویی تو، کافیست غبطه خوردن

باید به خود بجنبم، من را مجاب کردی

دردی نشسته بر دل داغی به روی سینه

امشب برای مولا صورت خضاب کردی

چه دیده ای که اخر در کوچه پر گشودی

تو مادر حسن را مادر حساب کردی

سید نبودی اما با سربلندی اورا

در لحظه های آخر مادر خطاب کردی

رفتی و در فراقت فوجی نشسته در غم

با رفتنت بدان ک ما را کباب کردی

محض رضای زهرا با بذل خون پاکت

تاوان عاشقی را نقداً حساب کردی

در جنگ نابرابر در راه حفظ کشور

از چهره ای دروغین کشف حجاب کردی

در روضه سوختی و سیلی ز جهل خوردی

روی کبود و نیلی تو انتخاب کردی

حتما دعای مادر، دست تو را گرفته

کاین گونه خویشتن را، جنت مآب کردی

اینبار در گلستان ، آتش گرفته جانت

وقتی به یاد بی بی ، جان را جواب کردی

مادر خرید اشک و یک عمر نوکری را

دنیا و زرق وبرقش را تا جواب کردی

رویَت کبود و نیلی، چون مادر شهیدان

در فاطمیه سویَش، گویی شتاب کردی

در فاطمیه آخر، گشتى فداى حیدر

خود را فدایى آن عالیجناب کردى

در شام فاطمیه مانند مادرما

اینگونه پاسداری، از بوتراب کردی

ما اهل ترس بودیم، سرگرم درس بودیم

تنها در این میانه، تو فتح باب کردى

ما اهل لاف عشقیم تودر عمل سرآمد

کوه غرور مارا یکجا خراب کردی

عاشق شدن چه آسان شاعر شدن محال هست

امشب ولی تو ما را شاعر حساب کردی

ما خونبهای عشقیم ، معراجنا شهادة

ای اشک روضه ما را ، عالیجناب کردی

خونت بهانه شد تا شعری شود مهیا

حتی برای ما هم فکر ثواب کردی

ابیات مثنوی را با خون خود نوشتی

خون بر دل هزاران افراسیاب کردی

آرامِ چهره ی تو طوفان شدست حالا

در بین شاعران هم قافیه باب کردی

ما جملگی بدهکار بر خاندان عصمت

لکن تو دِین ما را یکجا حساب کردی

مستأصل از بیانم، در شعر هم نگنجد

کوهی که از غم خود در خانه قاب کردی

با حسرتی فراوان آنقَدْر گریه کردم

تا غوره های چشم من را شراب کردی

آتش به اختیارم، آتش به اختیاری

من شعر گفتم و تو با جان حساب کردی

ما اشکهای خود را در شعرمان نشاندیم

آیا شریک این غم، مارا حساب کردی؟

ابیات من صعیف هست در وصف روی ماهت

شرمنده گشت شاعر مارا تو اب کردی

بارفتنت برادر در سالروز زهرا

 ما را به فکر بردی کار صواب کردی

«با من بیا برادر،در راه حفظ کشور»

هنگام رفتن خود،من را خطاب کردی

این خاک تیره و سرد پایان قهرمان نیست

پایان داستان را یک شعر ناب کردی

 باید[مجاز] بر تو شبهای شعر گیرد

ما شاعران نشستیم تو انقلاب کردی

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، در دیدار سردار یزدی فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص) تهران بزرگ با خانواده شهید بسیجی فتنه دراویش، شهید محمدحسین حدادیان، مادر این شهید بزرگوار به نکاتی در مورد شهید اشاره کرده و از لحظات وداع جانسوزش با فرزند روایت کرد. با روایت مادر تمام حاضرین در مراسم اشک می‌ریختند.

مادر شهید محمد حسین حدادیان گفت: “انشاالله مسیری که محمد حسین رفت پر رهرو تر از گذشته باشد. خون شهید جوشان و زاینده هست. علاوه بر اینکه حرکت می‌کند، افزون می‌شود. یک شهید هزاران شهید رویش دارد. انشاالله هر کدام از شما هزاران رویش داشته باشید و جوانان را جذب و همراه کنید و دیگرانی که در مسیر نیستند را به برکت خون شهدا جذب این راه کنید و به آقا بگویید محمد حسین در خانه دست روی سینه می‌گذاشت و می‌گفت: «حضرت آقا! من نوکر شما هستم. حضرت آقا! نمی‌گذارم شما غریب بمانید.»

همه دیدید که جنازه محمد حسین سوراخ سوراخ شده بود. من وقتی جنازه او را دیدم گفتم: «مادر این‌ها سیبل نداشتند که تو را چنین کردند.» به او گفتم: محمد جان من گاهی سر سجاده، زیارت عاشورا می‌خواندم و به امام حسین(ع) می‌گفتم دوست داشتم کربلا جای آن یار شما بودم که موقع نماز با بدنش جلوی تیرها را می‌گرفت و با سر و صورت و بدنم تیر را می‌گرفتم. مادر من ادعا را کردم ولی تو اقدام کردی و به این مقام رسیدی. خدایا شکرت. بچه من با صورتش همه تیرها را گرفته بود. روضه اربا اربا را به لطف خدا نشانم دادند.

جان ناقابل ما چه ارزشی دارد که فدای آقا نکنیم؟ محمد حسین، جانش را خرج کرد. وقتی با او وداع می‌کردم، کف دستم خون محمد بود، گفتم محمد هر وقت دست بلند کردم که بگویم «یا حسین!» دستم خالی بود ولی امروز که دست بلند کردم خون تو در دستانم بود. با خونی که از صورت تو گرفتم، می‌گویم: «یا حسین!» به لطف خدا این بچه من را سربلند کرد. خیلی با افتخار هست که بچه ۲۲ ساله بیاید اینجا و بگوید: «مامان! مهمترین چیز برای انسان اعتقاداتش هست. دعا کن تا آخرین لحظه اعتقاداتمان را داشته و تثبیت کنیم.»”

فیلم صحبت‌های مادر در این دیدار در ادامه قابل مشاهده هست:

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

همینک در مجله آنلاین زندگی با عنوان بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

میثم ولی خانی یکی از بازیگران خوش چهره و خوشتیپ سینما و تلویزیون ایران می باشد که با ایفای نقش در سریال آنام وارد تلویزیون شد .

وی در این سریال نقش جوانی سهند را بازی می کند .

این بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر متولد ۳۰ دی ۱۳۶۹ و اهل تبریز می باشد .

گفتنی است میثم ولی خانی در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۹۵ با فیلم سینمایی او ( خانه ) به کارگردانی اصغر یوسفی نژاد وارد عرصه بازیگری به صورت حرفه ای شد .

تاکنون خبر و عکسی مبنی بر متاهل بودن میثم ولی خانی منتشر نشده است و گفته می شود که وی هم اکنون مجرد است .

در ادامه جدیدترین عکس های میثم ولی خانی را مشاهده خواهید کرد :

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 1 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 2 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

جدیدترین عکس های میثم ولی خانی در سریال آنام

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 3 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

عکس های اینستاگرام میثم ولی خانی

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 4 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

تصاویر جدید میثم ولی خانی

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 5 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

زندگینامه میثم ولی خانی بازیگر نقش جوانی سهند در سریال آنام

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 6 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

عکس جدید میثم ولی خانی با تیپ رسمی و شیک

بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش 7 بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش

همچنین در فارسی ها بخوانید :

عکس های بازیگر نقش جوانی سهند در سریال آنام

نوشته بیوگرافی میثم ولی خانی بازیگر و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

آتسو ناکامورا متولد ۱۸ فوریه ۱۹۴۰ در ژاپن می باشد .

او یکی از محبوب ترین و مشهور ترین بازیگران سینما ، تلویزیون و تئاتر در کشور ژاپن می باشد .

سریال جنگجویان کوهستان یکی از پرطرفدارترین سریال هایی است که او در آن به ایفای نقش پرداخته است .

این سریال همچنین در این نیز ، یکی از سریال های پربیننده بود .

جنگجویان کوهستان در حدود ۳۰ سال پیش ، از تلویزیون پخش می شد .

گفتنی است آتسو ناکامورا بازیگر نقش لینچان در سن ۷۶ سالگی دار فانی را وداع گفت .

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین عکس های بازیگر نقش لینچان دعوت می کنیم :

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان 1 عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان 2 عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

جدیدترین تصاویر بازیگر نقش لینچان

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان 3 عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

زندگینامه بازیگر نقش لینچان

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان 4 عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

بازیگر نقش لینچان

عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان 5 عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان

امیدواریم این مطلب جالب و قدیمی مورد استقبال شما عزیزان قرار گرفته باشد .

پیشنهاد می کنیم به سایر مطالب بخش عکس فیلم و سریال سر بزنید .

نوشته عکس های بازیگر نقش لینچان در جنگجویان کوهستان اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

شباهت عجیب شیلا خداداد به مجری تلویزیون

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان شباهت عجیب شیلا خداداد به مجری تلویزیون در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

چند وقتی است که در فضای مجازی تصویری مبنی بر شباهت لیلا سعیدی مجری تلویزیون و شیلا خداداد بازیگر محبوب و مشهور سینمای ایران منتشر می شود .

در ادامه تصویر لیلا سعیدی و شیلا خداداد را مشاهده خواهید کرد .

شیلا خداداد متولد ۱۴ آبان ماه ۱۳۵۹ در تهران است . او بازیگر سینما و تلویزیون ایران می باشد و دو فرزند به نام های سامیار و ساتین دارد .

لیلا سعیدی نیز فارغ التحصیل رشته کارگردانی سینما ، مجری صحنه ( کنگره ، جشن ، افتتاحیه ، همایش ، جشنواره و … ) می باشد .

شباهت عجیب شیلا خداداد به مجری تلویزیون شباهت عجیب شیلا خداداد به مجری تلویزیون

شباهت عجیب شیلا خداداد به مجری تلویزیون

قضاوت با شما ! آیا به نظر شما هم میان این دو چهره محبوب و سرشناس تلویزیون ایران شباهتی وجود دارد ؟

همچنین پیشنهاد می کنیم از سایر مطالب اخبار فرهنگی و هنری دیدن نمایید .

نوشته شباهت عجیب شیلا خداداد به مجری تلویزیون اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا انقلاب اسلامی ایران که با ندای حمایت از مستضعفین خود را به سایر جوامع معرفی کرد، دوری از تبرّج و اشرافیت مسئولان را نیز شعار اصلی خود قرار داد. در این نگرش دینی و اسلامی، مسئولان نظام اسلامی باید تمام تلاش خود را برای حمایت از قشر ضعیف جامعه و برای خدمت به عموم مردم به کار می‌بستند و لوازم زندگی خود را در حد متعارف تدارک می‌دیدند. امام خمینی(ره) به عنوان پایه‌گذار انقلاب اسلامی جلوتر از سایر مسئولان نظام این سلوک رفتاری را پیش گرفتند و ساده‌زیستی را اختیار کردند. ایشان در سخنرانی‌های متعدد مردم و مسئولان را همواره به دوری از اشرافیت و اعیانیت و لزوم ساده‌زیستی و توجه به خداوند متعال دعوت می‌کردند.

امام خمینی(ره) در بخشی از فرمایشات خود با هشدار نسبت به خوی کاخ‌نشینی و اشرافیت فرمود: «آن روزی که دولت ما و مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز هست که برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدایی ناخواسته از خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی روی بیاورد، آن روز هست که انحطاط پیدا می‌شود». «امروز روحانیت و سایر قشرهای ملت مسئولند در قبال خدا که حفظ کنند آبروی اسلام و انقلاب را. آن چیزی که روحانیت را پیش برده تاکنون و حفظ کرده، این هست که ساده زندگی کرده‌اند. روحانیون باید ساده زندگی کنند.» (صحیفه امام، ج۱۲)

در ادامه، گزیده‌ای از بیانات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری درباره لزوم دوری از خوی اشرافیت را در ادامه ببینید. 

انتهای‌پیام/

 

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، «خانواده» کوچک‌ترین اما مهم‌ترین رکن هر جامعه هست و در صورتی که در مسیر صحیح تربیتی حرکت کند، آثار و برکاتش شامل حال همه جامعه می‌شود، این مهم جز از طریق عمل به رهنمودهای حضرات معصومین(ع) محقق نمی‌شود. امروزه با توجه به افزایش مشغله‌ها و دغدغه‌های مختلف و همچنین افزایش بیش از پیش دسیسه‌ها و شیطنت‌های ابلیس، توجه به خانواده و لزوم بهره‌مندی از رفتاری زیبا در قبال اعضای خانواده، امری بسیار حائز اهمیت محسوب می‌شود.

امروزه ابلیس و ایادی او به شیوه‎های مختلف درصدد ایجاد ناجوری‎ها در انسان‎ها هستند و آنان را به سوی بداخلاقی می‏‌کشانند که نمود آن در محیط خانواده‎ها دیده می‌شود. پس سعی کنیم با این حربه که سست‌کنندۀ بنیان خانواده‎هاست، مقابله کنیم و با رفتاری سرشار از رحمت، محبت و صفا و صمیمیت در خانواده‌ها، زینت‎بخش اهل‌بیت(ع) باشیم. به عبارت دیگر، بیاییم آنقدر با رحمت و محبت در محیط خانواده، اقوام و دوستان رفتار کنیم که بهانۀ جاری شدن رحمت و برکات الهی را به خداوند بدهیم.

* بیشتر بخوانید:

یکی از مهم‌ترین اهداف آخرالزمانی شیطان+ صوت

 

خانواده را با اخلاقیات زیبا به سوی ارزش‌ها دعوت کنیم/ عصبیت؛ مانع جریان رحمت

 

امام صادق (ع) در حدیثی در اهمیت این امر می‌فرماید:

«إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فى مَنزِلِهِ و َعِیالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ یَتَكَلَّفُها و َإن لَم یَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ : مُعاشَرَةٌ جَمیلَةٌ و َسَعَةٌ بِتَقدیرٍ و َغَیرَةٌ بِتَحَصُّنٍ»؛

مرد در خانه و نسبت به خانواده‌اش نیازمند رعایت سه صفت هست هر چند در طبیعت او نباشد:

۱ـ خوشرفتارى

۲ـ  گشاده‌دستى به اندازه

۳ـ غیرتى همراه با خویشتن‌دارى

منبع: تحف العقول ص ۳۲۲

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

علت مرگ مهدی قرمز

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان علت مرگ مهدی قرمز در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

با ما همراه باشید .

مهدی اسماعیلی ملقب به مهدی قرمز از لات های مازندران شب گذشته بود که به علت ایست قلبی در گذشت .

وی در روستای تلارم چشم به جهان گشود که چند بار به علت جرائمی دستگیر شد .

علت مرگ مهدی قرمز علت مرگ مهدی قرمز

علت مرگ مهدی قرمز

او پس از چند شبی که در کنار مهران قربانی که به مرخصی آمده بود را گذراند ، در بیمارستان رودهن به علت ایست قلبی در گذشت .

او از دوستان صمیمی مهران قربانی به عنوان شرور استان مازندران بود .

این پست با توجه به درخواست های مکرر کاربران درباره ی علت مرگ وی قرار داده شد .

 

نوشته علت مرگ مهدی قرمز اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۷ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

سواحل مکران کجاست

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان سواحل مکران کجاست در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

با ما همراه باشید .

سواحل مکران یکی از مناطق دیدنی سیستان وبلوچستان می باشد که هر ساله تعداد زیادی گردشگر را به خود می بیند .

این سواحل در جنوب شرقی ایران و جنوب غربی پاکستان واقع شده است که از نظر موقعیت استراتژیک ، شرایط بسیار خطیر و حساسی دارد .

این منطقه با دارا بودن سواحل مرجانی و ماسه ای و همچنین مناسب بودن شرایط آن برای ورزش های آبی و به علت دارا بودن آثار باستانی ، اهمیت ویژه ای برای گردشگران دارد .

سواحل مکران کجاست سواحل مکران کجاست

سواحل مکران کجاست

یکی از مهم ترین ویژگی های سواحل مکران اتصال مستقیم آن به اقیانوس است .

بنابراین کشتی های گردشگری می توانند به راحتی از آن بازدید کنند و توسعه ی عظیمی در صنعت گردشگری کشور به وجود آید .

بندر چابهار در سواحل مکران وجود دارد و این موضوع می تواند یکی از موضوع های مهم برای این سواحل باشد .

ادغام بیابان و دریا چشم انداز زیبایی را به وجود آورده است که برای تمام سلیقه های گردشگری مناسب است .

این منطقه پتانسیل آن را داراست که علاوه بر توسعه ی گردشگری ، به اشتغال زایی کمک شایانی کند .

امیدواریم این مطلب از بخش دانستنی ها مورد پسند شما کاربران گرامی قرار گرفته باشد .

نوشته سواحل مکران کجاست اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

صفحه 6 از 62
»... قبلی 234567891011 بعدی 203040...«