• تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، سیزدهم جمادی‌الثانی مصادف با فرا رسیدن سالروز وفات حضرت ام‌البنین (س) هست. پس از آنکه امیرالمؤمنین (ع) به سوگ پاره تن و ریحانه رسول خدا حضرت فاطمه زهرا(س) شهیده راه ولایت و امامت نشست، برادرش عقیل بن ابى‌طالب (ع)  را که آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برایش همسرى از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیرى براى مولا به ارمغان آورد که سالار شهیدان حسین بن على را در کربلا یارى کند. عقیل، ام‌البنین کلابیه (س) را براى حضرت على (ع) برگزید که قبیله و خاندانش، بنى‌کلاب، در شجاعت بى‌مانند بودند. بنى‌کلاب از حیث شجاعت و دلاورى در میان عرب زبانزد بودند. اینچنین امیرالمومنین(ع) با حضرت ام البنین(س) ازدواج کردند.

حال به مناسبت سالروز وفات حضرت ام‌البنین(س)، فیلم مداحی «محمود کریمی» در سوگ این بانوی بزرگوار منتشر می‌شود:

* تکست اشعار خوانده شده توسط محمود کریمی به شرح زیر هست:

شجاع و با ادب میخواست این زن بهترین باشد

علی می‌خواست بانویش همان ام البنین باشد

همان ام البنینی که خودش یک پا ابالفضل هست

برای زینت دست خدا مثل نگین باشد

علی در فکر فردا بود و در فکر مبادا

و قسمت بوده این ام البنین مرد آفرین باشد

خدیجه بار ها آرامش دهد پیغمبر خود را

قرار بی قراریه امیرالمومنین باشد

علی را دوست میدارد به زهرا عشق می ورزد

و باید خانه مولا برایش دلنشین باشد

ادب دارد خودش را فاطمه دیگر نمیخاند

از این بانو نباید انتظاری غیر از این باشد

از این بانو که هر لحظه به عباس خودش میگفت

حسین باید برایت اولین و آخرین باشد

به او هرگز برادر نه بگو مولا

همیشه دست بر سینه نگاهت بر زمین باشد

و شاید مادرش تو را فرزند خود خواند

اگر جسمت کنار علقمه قطع الیمین باشد

ببینی مادری قامت کمان آغوش وا کرده

اگر چه از خجالت چشمهایش شرمگین باشد

بیا فردای محشر پیش زهرا رو سفیدم کن

فدای قد و بالایت شود ام البنین باشد

ادب را شیر داد و شیر مردش را ادب داد و

ادب یاد عرب داد و از این پس نقطه چین باشد

بیا فردای محشر پیش زهرا رو سپیدم کن

فدای قد و بالایت شود ام البنین باشد

* فیلم: 

 

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، «فرج‌الله سلحشور» اولین پیشنهادی را که برای بازی در یک نمایش به او می‌شود، رد می‌کند. نوجوان بوده لابد. خودش می‌گوید: «گفتیم اهل این‌جور چیزها نیستیم. این‌جور چیزها را، به‌قول قدیمی‌ها، قرتی‌بازی می‌دانستیم؛ ما هم بچه‌هیئتی! قبول نکردیم». زمان تنها تا انتهای اجرای همان نمایش گذشت. سلحشور می‌گوید: «در مسجد بودیم. تأثیر این نمایش بر مردمی که آنجا بودند، ما را به‌ذوق آورد. دیدیم حیف هست، نباید از این تأثیرگذاری گذشت.» و او تن به «قرتی‌بازی» داد!

سلحشور سازندۀ سریالی هست که در همۀ کشورهای اسلامی دیده شده و از آن استقبال شده هست. حتی در آمریکا، که «با چیزهایی مثل یوسف عناد دارند»، تا جایی که خودش اطلاع دارد، دو بار سریال «یوسف پیامبر» را دیده‌اند. کریم منصوری، قاری شهیر قرآن، می‌گوید: مردم یکی از کشورهای مسلمان «به‌خاطر این‌که اولِ سریال یوسف قرآن خوانده‌ام من را می‌بوسند».

دی ماه سال ۹۲ بود که در اختتامیه چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار از سال‌ها فعالیت هنری مرحوم فرج‌الله سلحشور تقدیر و تجلیل ویژه شد. همان‌ ایام ویژه‌نامه‌ای برای پاسداشت مرحوم سلحشور منتشر شد و گفت‌وگویی با این کارگردان سینما و تلویزیون مقابل چشم خوانندگان قرار گرفت. آن ویژه‌نامه به‌صورت محدود در جشنواره عمار توزیع شد و صحبت‌های مرحوم سلحشور کمتر دیده و خوانده شد. آن گفت‌وگو حالا برای اولین بار در رسانه‌ای برخط منتشر می‌شود که در ادامه می‌خوانید.

 

 

– دربارۀ نحوۀ ورودتان به عرصۀ نمایش بفرمایید؟

قبل از انقلاب بچه‌های اصفهان و یزد در مسجد حضرت علی‌اکبر (ع) نمایش «حجر بن عدی» اجرا کردند و به من پیشنهاد کردند در یکی از نقش‌ها بازی کنم. گفتیم اهل این‌جور چیزها نیستیم. این‌جور چیزها را، به قول قدیمی‌ها، قرتی‌بازی می‌دانستیم؛ ما هم بچه‌هیئتی! قبول نکردیم. وقتی نمایش اجرا شد، در مسجد بودیم. تأثیر این نمایش بر مردمی که آنجا بودند، ما را به ذوق آورد. دیدیم حیف هست، نباید از این تأثیرگذاری گذشت. هدف فعالیت ما در مسجد تأثیر مثبت بر جامعه، مردم و جوان‌ها هست. اگر نمایش می‌تواند چنین کاری را بکند، چرا ما وارد نشویم؟

چند وقت بعد همان گروه می‌خواستند نمایش «حُر» را اجرا کنند. باز هم برای همکاری از من دعوت شد. این بار پذیرفتم.

تکست نمایش را چه کسی نوشته بود؟

«عباس فرح‌بخش»، یکی از شاگردان دکتر شریعتی. با تغییراتی در تکست اجرایش کردیم.

– چرا مأموران اجازه ندادند نمایش کامل اجرا شود؟

در حقیقت ما در اول این نمایش سرودی گذاشته بودیم که مردم را به حرکت، انقلاب و طغیان علیه حکومت تحریک می‌کرد. جنبۀ دیگر نمایش هم انسان‌ها را بر سر دوراهیِ انتخاب قرار می‌داد. همان دوراهی انتخابی که خود «حرّ بن یزید ریاحی» بر سر آن ایستاد و درست انتخاب کرد. نمایش به‌نوعی به افسران دورۀ شاه می‌گفت که شما هم الآن در سر دوراهیِ انقلاب هستید. بین شاه و دار و دستۀ آمریکایی‌ها و خمینی و مذهبی‌ها، باید یکی را انتخاب کنید. طبیعی بود که مأموران شاه دوست نداشتند. وسط‌‍‌‌های اجرا مردم را پراکنده کردند و سالن را به هم زدند. ما هم فراری شدیم.

قبل از اجرای نقش «حر» در آن نمایش، فضای هنری را تجربه کرده بودید؟

نه. من سابقۀ کار فرهنگی، هنری نداشتم، ولی در مسجد برای بچه‌ها قصه می‌گفتم؛ دکلمه می‌کردم، قرائت قرآن و تجوید درس می‌دادم، گاهی هم برای بچه‌ها نهج‌البلاغه می‌خواندم. قصه‌هایی را که در کتابخانه به بچه‌ها می‌دادم و می‌خواندند، بعد بررسی می‌کردم که از این قصه چقدر در ذهن آن‌ها مانده؛ چقدرش را یاد گرفته‌اند و چه نکته‌هایی را فهمیده‌اند. کار ما به‌نوعی کار هنری بود، امّا کار نمایشی و فیلم نبود.

–  آشنایی شما با قرآن و نهج‌البلاغه و فعالیت در مسجد به فضای خانواده‌تان برمی‌گشت؟

ما خانواده‌ای مذهبی، سنتی و تقریباً روستایی بودیم. پدرم در یک اداره‌ کار می‌کرد. مذهب ما یک مذهب سنتی، روستایی و ابتدایی بود. من حدود یازده، دوازده سالم بود که به مکتب‌خانه ‌رفتم و روخوانی قرآن را یاد گرفتم.

– اهل قزوین هستید؟

بله. ما سال ۱۳۳۹ به تهران آمدیم. من سال ۴۱ یا ۴۲ قرآن را در یک مکتب‌خانه یاد گرفتم. در تکیه‌ای که در گوشۀ خرابۀ محله‌مان درست کرده بودیم، نوحه‌خوان بودم. بعد از تمام‌شدن دهۀ عاشورا یکی از بزرگترها گفت چرا هیئت‌تان را می‌خوابانید؟ هر هفته هیئت خانۀ یکی از شما باشد و با همدیگر قرآن بخوانید. تنها کسی هم که در بین هم‌سن‌وسال‌ها قرآن را بلد بود، من بودم. نوحه‌خوان تکیه که بودم، قاری هیئت قرآن هم شدم. در هفته گاهی سه‌، چهار جلسه می‌رفتیم. یا خودمان قرآن درس می‌گرفتیم یا درس می‌دادیم.

با مسجد هم از این طریق آشنا شدید؟

چون بچه‌مذهبی بودیم، طبیعتاً دامنۀ فعالیت‌های ما به مسجد محل هم کشیده می‌شد. یک نفر ما را پیش «حاج آقا مطلّبی» برد و گفت که فلانی، این دوست دارد جامع‌المقدمات و عربی و اینها بخواند. ایشان هم پذیرفت و من چند جلسه‌ای خدمت حاج آقا مطلّبی رفتم. همین مقدمه‌ای شد که ما غیر از تکیه و هیئت خانگی، در مسجد هم فعالیت بکنیم.

– مبارزات علیه رژیم را از چه طریقی پیگیری می‌کردید؟

فعالیت‌های ما معمولاً در همان مسجد جوادالائمه ساماندهی می‌شد. گاهی هم بچه‌های مسجد را برمی‌داشتیم و به کوه می‌بردیم. بچه‌ها در آنجا سرودهای انقلابی می‌خواندند، دکلمه اجرا می‌کردند، نمایش اجرا می‌کردند. این خودش خیلی زمینۀ رشد بچه‌ها بود.

– بعد از انقلاب هم فعالیت فرهنگی، هنری را دنبال کردید؟

بعد از انقلاب به این حقیقت رسیده بودیم که سینما و تلویزیون، یک ابزار بسیار بُرّنده و کارا هست و می‌تواند تریبون خوبی برای طرح ارزش‌های انقلاب و اسلام باشد. اما هر چه نگاه می‌کردیم، می‌دیدیم این سینما و تلویزیون نمی‌تواند آن‌گونه باشد. این سینما و تلویزیون و این فیلم‌سازی و سریال‌سازی آنی نیست که ما دنبالش هستیم. ما در مسجد با یک اخلاصی نمایش اجرا می‌کردیم. کسی به دنبال طرح خودش یا دیده‌شدن نبود. در مسجد آرزوی دیده‌شدن و غرور و تکبر و خودپسندی و خودبزرگ‌بینی و خودنشان‌دادن نبود. می‌دیدیم این سینما و تلویزیون و این فیلم‌سازی و سریال‌سازی اصلاً در راستای آن اخلاصی که در مسجد بود نیست.

– چه کاری برای بهبودآن فضا انجام دادید؟

یک گروه تشکیل دادیم تا با همدیگر کار کنیم، ولی مدام می‌آمدند و گروه را از همدیگر می‌پاشاندند. تا این که حوزۀ هنری را تشکیل دادیم. با پنج، شش نفر خدمت آیت‌الله امامی کاشانی رفتیم. ایشان هم گفتند از طرف ما مجاز هستید. این کار را بکنید.

 

همۀ اعضایی که در آن زمان تشکیل‌دهندۀ حوزۀ هنری بودند، رفتند. آخرین نفر از بنیان‌گذاران حوزه که از آنجا بیرون زد، من بودم. من تا آخر ایستادم، ولی دیدم دیگر نمی‌شود. آقای زم و دوستانش دنبال اهداف دیگری بودند.

 

– آن پنج، شش نفر چه کسانی بودند؟

من بودم؛ مصطفی رخ‌صفت بود؛ آقای بابایی بود، که از بچه‌های مدرسۀ شهید مطهری بود؛ خانم ثقفی بود؛ آقای عبدالحی شماسی بود؛ آقای علی بروجردی بود و آقای علی رجبی.

– حوزۀ هنری چطور شکل گرفت؟

امام دستور دادند که سازمان تبلیغات تشکیل بشود. یکی از کارهایی که این سازمان تبلیغات باید انجام می‌داد فعالیت‌های هنری بود. این سازمان واحد هنری هم می‌خواست، که ما بودیم.

– آن جمع در حوزۀ هنری ماندند؟

همۀ اعضایی که در آن زمان تشکیل‌دهندۀ حوزۀ هنری بودند، رفتند. آخرین نفر از بنیان‌گذاران حوزه که از آنجا بیرون زد، من بودم. من تا آخر ایستادم، ولی دیدم دیگر نمی‌شود. آقای زم و دوستانش دنبال اهداف دیگری بودند.

– آن دوره بیشتر روی چه کارهایی متمرکز بودید؟

آن روزها بیشتر بازی می‌کردم، اما همان زمان فیلمنامه «عُزیر نبی» را نوشتم. «حر» را که کار کرده بودیم، اصلاح کردم و خودم کارگردانی کردم.

–  در چه فیلم‌هایی بازی کردید؟

فیلم «پرواز در شب»، که ملاقلی‌پور آن را کار کرد؛ «انسان و اسلحه»، که مجتبی راعی آن را کار کرد؛ «گورکن»، که آقای هنرمند آن را کار کرد؛ یک فیلم کوتاه به نام «سقای تشنه‌لب» بود که آن را هم رسول ملاقلی‌پور کار کرد؛ و یک کار بلند به نام «مشکات» که آقای نوری‌زاد آن را کار کرد.

–  همکاری شما با آقای سراج در آلبوم «نینوای۱» منجر به تولید یکی از بهترین آلبوم‌های موسیقی انقلاب شد. شما بیشتر در عرصه فیلم و نمایش فعالیت داشتید، چطور به موسیقی ورود پیدا کردید؟

علتش صدای من بود. صدایم خوب بود و بعضی وقت‌ها آواز هم می‌خواندم، امّا دلم نمی‌خواست من را به عنوان کسی که آواز هم می‌خواند بشناسند. بچه‌ها تصمیم گرفتند یک آلبوم تولید کنند. شعرها از آقایان سبزواری، معلم، خانم سپیده کاشانی و چند شاعر دیگر بود.

آقای سراج خواننده و آهنگسازِ کار بود. مانده بودند که دکلمۀ اینها را چه کسی بخواند. قبل از آن شخصی دیگر خواند، خوششان نیامد و نپسندیدند. گفتند فلانی تو بیا بخوان.

از این کار خیلی استقبال شد. چه ویژگی‌هایی در این کار بود که باعث استقبال مردم شد؟

اولاً، نوآوری‌هایی در کار بود. ثانیاً، شعرهای آن، شعرهای ارزشمند و خوبی بود. ثالثاً اجرا، اجرای خالص و ازدل‌برآمده بود.

واقعاً کار دلی بود. این کار را دوست داشتیم. دربارۀ لبنان و فلسطین و… هم کاربرد داشت و همین باعث شده بود که این نوار بیشتر گل کند و به بیرون از مرزها هم برود. روی مردم تأثیر گذاشت و استقبال شد.

شما در انتخاب روش و جزئیات نقشی داشتید؟

نه. شعرها را بررسی کردم، دیدم با روحیه و شناخت من سازگار بود.

 

رهبر معظم انقلاب فرمودند که شما می‌دانید که من داستان حضرت ایوب (ع) را خوب می‌شناسم. قبل از انقلاب، این آیات را برای مردم تفسیر کرده‌ام. من با حضرت ایوب (ع) بیگانه نیستم، اما این نمایش شما به شکل جاندارش، ارادت من را به حضرت ایوب (ع) بیشتر کرد.

 

فکر می‌کنم شما بعد از جنگ کار ایوب را نوشتید، که گویا ابتدا یک نمایش بود. دربارۀ ایوب توضیح بدهید.

انقلاب و دفاع مقدس از نظر مادی به ما خیلی لطمه زده بود. از ما کشتۀ زیادی گرفته بود و ما را داغدار کرده بود. مصیبت‌های زیادی سرِ خانواده‌های ما آمده بود. من فکر کردم که چه‌جوری می‌شود این مردم مصیب‌دیده را آرام کرد؟ راهش چی هست؟ دیدم حضرت ایوب آدم مصیبت‌دیده‌ای هست که به خدا پناه می‌برد و خدا هم به او آرامش می‌دهد. در حقیقت ما به‌نوعی می‌خواستیم مردم‌مان را به صبر تشویق کنیم و صبر مردم‌مان را به زیباترین شکل به نمایش بگذاریم، که سمبل آن شد حضرت ایوب.

– تکست نمایش از کجا آمد؟

خودم نوشتم؛ جزو قصه‌های قرآنی هست. منابع زیادی از زندگی حضرت ایوب (ع) در قصص و تاریخ داریم. خود بزرگان ما هم این داستان را تفسیر کردند و بارها همین تفاسیر بزرگان ما کتاب هم شده هست. زندگی حضرت ایوب (ع)، غیر از قصص و رمان‌ها، در تفاسیر مختلف هم هست. اول به صورت نمایش نوشتم و آن را در تالار وحدت و تالار مولوی اجرا کردیم. دو نوبتِ یک‌ماهه. خیلی هم استقبال شد. کسی بود که این نمایش را یازده‌بار آمد و دید.

یکی از اجراهای ما در حسینیۀ امام خمینی برای رهبر معظم انقلاب بود. نمی‌دانم بعد از ما گروهی برای رهبر معظم انقلاب نمایشی اجرا کرده یا نه.

– عمومی بود؟

نه. خودشان و خانواده‌شان یک شب. اعضای بیت هم یک شب.

– اجرا در حضور حضرت آقا چطور هماهنگ شد؟

بعد از این که ما نمایش را در تالار مولوی و تالار وحدت اجرا کردیم، به بچه‌های بیت آقا گفتم می‌خواهیم این کار را برای رهبر معظم انقلاب اجرا کنیم. آن‌ها هم موافقت کردند و کسانی را فرستادند نمایش را دیدند. بعداً گفتند کار درخور اجرا هست. رفتیم و در حسینیه اجرا کردیم.

– اجرا در حضور حضرت آقا سخت نبود؟

بچه‌ها قبل از اجرا خیلی نگران بودند. من با آن‌ها صحبت کردم و گفتم: «کسی که می‌خواهید برایش نمایش اجرا کنید، یکی از بزرگترین انسان‌های روی کره خاکی هست. این را هم بدانید که مهربان‌ترین شخص هم ایشان هست. فکر نکنید اگر یک جایی تُپق زدید و خراب کردید و بد اجرا کردید، ایشان شما را توبیخ می‌کند، یا احیاناً به روی شما می‌آورد. این را مطمئن باشید. اگر بدترین اجرا را هم بکنید، غیر از تعریف چیز دیگری از ایشان نخواهید شنید. ولی شما سعی‌تان را بکنید که کار را قشنگ و بدون استرس اجرا بکنید. بدانید که ایشان می‌بیند و کیف هم می‌کند. ایراد هم به شما نمی‌گیرد. شما فقط سعی کنید خوب اجرا بکنید.» این اتفاق بچه‌ها را آرام کرد و توانستند اجرای خوبی داشته باشند. وقتی اجرا شد، کسانی که شاهد بودند، به ما می‌گفتند هم رهبر معظم انقلاب و هم خانواده‌شان داشتند گریه می‌کردند. رهبر معظم انقلاب فرمودند که شما می‌دانید که من داستان حضرت ایوب (ع) را خوب می‌شناسم. قبل از انقلاب، این آیات را برای مردم تفسیر کرده‌ام. من با حضرت ایوب (ع) بیگانه نیستم، اما این نمایش شما به شکل جاندارش، ارادت من را به حضرت ایوب (ع) بیشتر کرد.

– نسخۀ فیلمش چطور ساخته شد؟

به مسئولین صداوسیما گفتیم که می‌توانیم از این نمایش یک فیلم در بیاوریم. آن‌ها هم قبول کردند.

– این اولین تجربۀ فیلم‌سازی شما بود؟

بله. الحمدلله هزینه‌اش هم خیلی نشد. ما در آن زمان با بیست میلیون یک سریال پنج، شش قسمتی ساختیم. در سالنی به نام مهرگان‌فیلم دکور زدیم و فیلم را ساختیم.

– استقبال مردم از نمایش ایوب انگیزه‌ای بود برای ساخت فیلمش، درست می‌گویم؟

بله، طبیعی هست. استقبالی که مردم از تئاتر ایوب (ع) کردند، ما را تشویق کرد. نظرات مردم را گرفتیم. دیدیم مردم خیلی خوششان آمده هست.

– از شکل‌گیری ایدۀ ساخت «مردان آنجلس» و تمرکز بر روی قصه‌های قرآنی بگویید؟

آقای بهمن‌پور داستان اصحاب کهف را به نام «خفتگان غار» نوشته بود. ما آن را خواندیم و خیلی خوشمان آمد. با او صحبت کردیم و گفتیم می‌خواهیم آن را به فیلمنامه تبدیل کنیم. ایشان هم یک چیزی به نام فیلمنامه نوشت و به ما داد. دیدیم که نه، ضعیف هست. خودمان تغییراتی دادیم و همان را ساختیم.

در مؤسسۀ تبیان‌فیلم بحث قصه‌های قرآنی را پیگیری می‌کنید و در این حوزه نظراتی دارید. آن روزها که مردان آنجلس را ساختید هم این نظرات را داشتید؟

نه. من آن موقع فقط می‌فهمیدم که باید کار مذهبی انجام بدهم. می‌دانستم باید قصه‌های مذهبی را بردارم و کار بکنم. مدام هم دنبال این بودم که ببینم می‌توانم فرمول و تئوری‌ای برای فیلم و سریال‌سازی اسلامی پیدا کنم یا نه. در حقیقت این کارها قدم به قدم من را به این هدف می‌رساند که آیا ما می‌توانیم ماهیت فیلم و سریال‌سازی اسلامی را روشن بکنیم و تعریفی بدهیم، یا نمی‌توانیم؟ منتها حرف‌های ما جسته و گریخته بود، منسجم نبود. تا این‌که از توی قرآن چارچوب قصه‌نویسی را پیدا کردیم. چارچوب قصه‌نویسی به شما امکان می‌دهد که سناریو هم بنویسید. سناریو که نوشتید، خودش فیلم هست دیگر.

– از دیدار با حضرت آقا، بعد از پخش این فیلم خاطره‌ای دارید؟

رهبر معظم انقلاب از سریال اصحاب کهف خیلی خوششان آمده بود و ما را بسیار تشویق کردند. خیلی عنایت کردند. اولین قسمت اصحاب کهف که پخش شد، برای ما پیغام دادند که بارک‌الله، خیلی خوب بود. امیدواریم که قسمت‌های دیگر هم همین‌طور باشد. ما خدمت ایشان پیغام فرستادیم که «آقا جان، قسمت اول ضعیف‌ترین قسمت ما بوده. مطمئن باشید هر چه جلوتر برویم بهتر می‌شود.»

– رئیس‌جمهور وقت هم مردان آنجلس را به پاپ هدیه کرد.

بله. گویا آقای خاتمی که به واتیکان رفته بود با خودش یک نسخه از مجموعۀ مردان آنجلس را به عنوان هدیه برده بود.

– وقتی قرار باشد که قصه از قرآن استخراج بشود، بحث تفسیر به میان می‌آید. شما این مسئله را چطور حل کردید؟ تفاوت تفاسیر بالاخره در خروجیِ کار تأثیر می‌گذارد.

 مفسرین، تفاسیر مختلفی می‌کنند، اما همه در راستای محتوای همان داستان واحد هست. اگر موضوعی را خارج از آن داستان مطرح کنند، در حقیقت به بیراهه رفته‌اند. ممکن هست که ما تفاسیر مختلفی داشته باشیم که از زاویه‌های مختلف به موضوع نگاه کرده باشند، ولی اینها در مجموع یک هدف را دنبال می‌کنند و آن این هست که مفهوم و ارزش این داستان را خوب برسانند. ما این تفاسیر را مبنای تحقیقات‌مان قرار دادیم. بعد رفتیم و دل تاریخ را شکافتیم تا ببینیم آیا در تاریخ جهان هم رد پایی از اصحاب کهف هست؟

 

سئولین رادیو، تلویزیون‌های کشورهای اسلامی سه، چهار بار به ما گفتند که پربیننده‌ترین سریال کشور ما تا قبل از یوسف، اصحاب کهف بود و حالا یوسف پیامبر هست. نزدیک به شصت کشور هستند. همه‌شان می‌گفتند پربیننده‌ترین سریال‌های کشور ما اول یوسف هست.

 

– قرآن داستان‌ها را به‌شکل کلّی مطرح کرده هست؛ فیلم‌نامه نیست. شما خلأها را از چه طریقی پر می‌کنید که هم به مطلب آسیب نرسد، هم اصول قصه‌گویی رعایت شود؟

داستان‌هایی که قرآن می‌گوید، از نظر ما که سناریونویس هستیم، نه از نظر خداوند، نقاط کوری دارد. شاید خداوند گفتنِ آن ریزه‌کاری‌ها را لازم نمی‌دانسته هست. چون قرار نیست خداوند داستانی را که گفته به تصویر بکشد. خداوند این آیات را با توصیف برای مردم گفته و مردم هم می‌فهمند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. اما وقتی خواستیم تصویری بشود، می‌بینیم که کمبودهایی وجود دارد. باید بگردیم و آن کمبودها را در دل تاریخ پیدا کنیم و سر جایش بگذاریم. اگر هم نتوانستیم پیدا بکنیم، [باید] از خودمان خلق کنیم. چون باید آن بخش داستان را پر کنیم. تأمین کمبود حوادث داستان و روشن کردن نقطه‌های کور آن هم بایستی با قبل و بعدی که مدرک و مأخذ آن وجود دارد هماهنگ باشد. عین حلقه‌های یک زنجیر، که اگر یک دانه‌اش گُم بشود، شما باید حلقۀ زنجیری را جایگزین کنید که با قبل و بعدش بخواند. دربارۀ حضرت یوسف هم همین کار را کردیم. سعی کردیم نقطه‌های کور داستان را طوری پر کنیم که بیننده باور بکند که این می‌تواند وجود داشته باشد.

پر کردن خلأها و اتصال حلقه‌های داستان قرآنی بدون انس با قرآن ممکن هست؟

در جواب شما یک خرده منیّت هست. وقتی یک نفر می‌خواهد تفسیر قرآن بگوید، باید با قرآن بیگانه نباشد. باید کار کرده باشد. وقتی که شما می‌خواهید زندگی و سیره یک پیامبر را به تصویر بکشید، خودتان باید از سیرۀ انبیا اطلاعاتی داشته باشید. باید خودتان [حداقل] بخشی از آن را در زندگی‌تان پیاده کرده باشید. اگر از دل برنخیزد، بر دل نمی‌نشیند. اگر شما خودتان به آن چیزی که دارید می‌گویید خیلی اعتقاد نداشته باشید و خودتان باورتان نباشد، نمی‌توانید این را به عینیت تبدیل کنید؛ عینیتِ باورکردنی.

ساختن داستان‌های قرآنی در کنار مشکلاتش، که درباره‌اش صحبت شد، چه فرصت‌هایی برای‌تان ایجاد می‌کند؟

واقعیت امر این هست که ما زرنگی کردیم که به سراغ قصه‌هایی رفتیم که خدا آن‌ها را بیان کرده. واقعِ مطلب این هست که خداوند این کتاب را برای هدایت بنده‌هایش فرستاده هست. هم این کتاب را دوست دارد و هم بنده‌هایش را. نه می‌گذارد این کتاب خراب بشود، نه می‌گذارد که تأثیرات این فیلم بنده‌هایش را خراب کند. پس مراقبت می‌کند. خودش می‌آید پای کار. خودش درست می‌کند. دیالوگ‌ها را به زبان تو می‌آورد. ما معمولاً در محاسبات‌مان، داشته‌هایمان را اسم می‌بریم، آنچه را که اسم نمی‌بریم خداست. نمی‌گوییم که در رأس همۀ خواسته‌ها و داشته‌هایم خداست. روی قدرت بازوی خودم، قلم خودم، حمایت مالی یا حمایت معنوی یا حمایت سیاسی… روی همۀ اینها حساب می‌کنم الا خدا.

او می‌داند که اگر داستانش خراب بشود، هم روی بنده‌هایش تأثیر منفی می‌گذارد، هم کتابش بد معرفی می‌شود. او پای کار می‌آید.

چرا برای بازی نقش حضرت یوسف (ع) از کسی که تجربۀ بازیگری نداشت استفاده کردید؟

چهرۀ او مناسب بود. دیدم اگر او را در نقش حضرت یوسف بگذاریم، مردم باور می‌کنند که این یوسف هست. نکتۀ دیگر این بود که او را امتحان کردم. چند استاد بازیگری را، که انسان‌های صالح و مؤمنی هم هستند، مأمور کردم او را ارزیابی کنند. آن‌ها تأیید کردند و علی‌رغم همۀ مخالفت‌ها مصطفی زمانی نقش را بازی کرد.

یک بازیگر باتجربه نمی‌توانست نقش یوسف را بهتر بازی کند؟

در ذهن مردم سوابق او یادآوری می‌شد. گذشتۀ بازیگر مهم هست.

یوسف پیامبر علاوه بر ایران در کجاها دیده شد؟

می‌توانم به ضِرس قاطع بگویم تمامی کشورهای اسلامی. کشورهای ذیل شوروی سابق، ترکیه، قبرس تا آمریکای لاتین، آمریکا، فرانسه، آلمان، نیکاراگوئه و…

دربارۀ تأثیرگذاری این سریال اطلاعاتی در دست دارید؟

از کشورهایی مثل ترکیه، تاجیکستان، عراق، افغانستان و پاکستان اطلاعات داریم و از آن‌ها فیلم هم داریم. اما از جاهای دیگر دنیا خبر نداریم.

بعضی اوقات خبرهایی برای ما می‌آید. مثلاً آقای کریم منصوری، که آیۀ اول سورۀ یوسف را در تیتراژ خوانده بود، می‌گفت که مردم قطر گاهی توی سفارتخانه می‌آیند. می‌آیند و اتاق من را پیدا می‌کنند. به‌خاطر این‌که اولِ سریال یوسف قرآن خوانده‌ام من را می‌بوسند. یا جواد فروغی می‌گفت: بعد از سریال یوسف، تعداد زیادی از اهل تسنن به دست من شیعه شده‌اند. یا دکتر تیجانی می‌گفت من فکر می‌کردم که کتاب من هست که در دنیا دارد شیعه درست می‌کند اما الآن دارم می‌بینم یوسف تو جلوتر هست. اینها چیزی هست که از زبان دیگران شنیده‌ام. یا مسئولین رادیو، تلویزیون‌های کشورهای اسلامی سه، چهار بار به ما گفتند که پربیننده‌ترین سریال کشور ما تا قبل از یوسف، اصحاب کهف بود و حالا یوسف پیامبر هست. نزدیک به شصت کشور هستند. همه‌شان می‌گفتند پربیننده‌ترین سریال‌های کشور ما اول یوسف هست و بعد از یوسف هم اصحاب کهف. با این که پنج سال هست که دنیا دارد این را نشان می‌دهد، ولی باز هم کشورها و شبکه‌های مختلف این سریال را نشان می‌دهند. در آمریکا، که مرکز فیلمسازی دنیاست و با چیزهایی مثل یوسف عناد دارند، تا آن جایی که من خبر دارم، دوبار سریال یوسف را دیده‌اند. در کشور ما هیچ‌کدام از این خبرها را نمی‌دانند. اگر هم بشنوند، مسئولین فرهنگی، هنری و هنرمندان کتمان می‌کنند و سعی می‌کنند به گوش کسی نرسد. 

چرا وقتی مردم از چیزی خوششان می‌آید، نه فقط مردم ایران بلکه مردم جهان، در ایران از آن تقدیر نمی‌شود؟

برای این که بخش فیلم‌سازی و سریال‌سازی کشور ما با مردم نیستند. فیلم‌سازی و سریال‌سازی جمهوری اسلامی مالِ جمهوری اسلامی نیست. اینها عضوی از جامعۀ فیلم‌سازی جهانی هستند به سرکردگی هالیوود؛ به سرکردگی صهیونیسم. فیلم‌سازی و سریا‌ل‌سازی ما مالِ این مملکت نیست.

وقتی شما درست عمل می‌کنید، دست نادرست رو می‌شود. وقتی شما می‌روید و یک کاری را با قیمتی مناسب انجام می‌دهید، دست آن کسانی که همان کار را با قیمت بیشتر انجام داده رو می‌شوند. می‌فهمند که این گران‌فروش هست؛ این ولخرج هست.

ما در حضور رهبر معظم انقلاب و ۱۵۰ نفر از اعضای بیت و بچه‌های سریال یوسف عرض کردیم که آقا جان ما الآن زیر سؤال هستیم و بر ما اتهام وارد شده هست. بعضی‌ها می‌گویند سلحشور چهارده میلیارد، هفده میلیارد، بیست میلیارد خرج کرده و دزدیده. خورده و برده. در حالی که کل بودجه‌ای که ما از این‌ها گرفتیم ۶٫۵ میلیارد هست. نیم میلیارد هم خودمان از این طرف و آن طرف کمک گرفتیم، شده هفت میلیارد. وقتی اینها اعلام نمی‌کنند، ما زیر سؤال هستیم. آقا برگشت و به آقای ضرغامی گفت: این که کاری ندارد. خب بگویید! رهبر معظم انقلاب فرمودند خب بگویید! ولی آقای ضرغامی و معاونینش چنین حقیقتی را به کسی نگفتند. چرا؟ چون آن وقت شما سؤال می‌کردید که چرا آن سریال چهل میلیارد و این سریال سی میلیارد هزینه داشته در حالی‌که همزمان با یوسف بوده؛ ولی یوسف هفت میلیارد. چرا؟ شما این را می‌پرسید و مسئول باید جواب بدهد. برای این که خودش جواب ندهد و متهم نشود و به او ایراد گرفته نشود، این اتهام را همچنان بر ما پابرجا نگه می‌دارد.

این را به‌صراحت بگویم: بخش اعظم جامعۀ هنری از اسلام و انقلاب و قرآن و خدا و دین و مذهب متنفر هستند. این فیلم‌سازی و سریال‌سازی را برای رسیدن به آمال و آرزوهای نفسانی خودشان می‌خواهند. چنین آدمی اگر یکهو ببیند که یک سریال مذهبی ساخته شده و بُرد کرده و همه هم استقبال می‌کنند، فردا مردم چه می‌گویند؟ برای این که کار خدا و پیغمبری نمود نکند، از هر طرف آن را می‌زنند. هم سایت‌ها و هم رادیو، تلویزیون‌هایی که آن طرف آب‌ها هستند و دستشان با فیلم‌سازی و سریال‌سازی داخل کشورمان یکی هست، شروع می‌کنند اثری را که در جامعه جا باز کرده و تأثیر مثبت گذاشته می‌کوبند، که این خودش را نشان ندهد.

– شما برای همین کار یوسف سفری هم به لبنان رفتید. درست هست؟

بله.

گویا با سیدحسن نصرالله هم دیدار داشتید؟

قرار بود که نشست و مصاحبه‌ای با المنار داشته باشیم. ما شرط کرده بودیم که حتماً باید آقای سیدحسن نصرالله را زیارت بکنیم. اینجا به ما قول دادند، ولی توی لبنان کتمان کردند و گفتند اصلاً نمی‌شود و دست ما نیست. در آخرین لحظه‌ها هماهنگ شد. رفتیم و ایشان را دیدیم. از سریال خیلی خوششان آمده بود. فرمودند که یازده قسمت دوبله‌شده به زبان عربی را برای ما آورده‌اند. من، خانواده‌ام، بچه‌ها و نوه‌هایم همه در یک مجلس نشستیم و یازده قسمت را دیدیم. می‌گفتند که من به بچه‌های لبنانی توصیه کردم که سریال را ببینند؛ اعم از مسیحی‌ها، شیعه‌ها و اهل تسنن. فرق نمی‌کند؛ به همه توصیه کردم که این سریال را ببینند. وقت سخنرانی خودم را به این سریال دادم و گفتم من بعد از آن سخنرانی می‌کنم.

در ادامه هم فرمودند که یکی از مهمترین نکات این سریال، این بود که خباثت برادرهای یوسف را که اسلاف بنی‌اسرائیل بودند خوب نشان داده‌اید.

پروژۀ جدیدتان چیست؟ درباره‌اش توضیح بدهید.

حضرت موسی (ع) هست. سریالی هست که خیلی وقت بود می‌خواستیم کار بکنیم، ولی نشد. از سالیان دور.

بین یوسف و این سریال خیلی فاصله نیفتاده؟

چرا، ولی قرار نیست که ما تند تند کار بکنیم. مسئولین ما این‌جوری نیستند که اگر دیدند یک نفر کار ارزشمندی ساخته و تأثیر مثبت گذاشته، بروند و بگویند: آقا جان، تو دوباره کار کن. مخصوصاً اگر دیدند این آدمی نیست که اهل چاپیدن و بخور بخور باشد، کار قبلی‌اش را خیلی منصفانه و با ارزانترین قیمت انجام داده هست. اینجا مسئول باید برای این کار ارزش قائل بشود، ولی مسئولین ما برای آن ارزش قائل نیستند. اصلاً برایشان مهم نیست. نمی‌آیند بگویند: «سلحشور، داداش تو این کار را کردی که خوب بوده. جایزه‌ات این هست که کار بعدی‌ات را شروع کنی. معطل نشو. با تو هم دیگر بحثی دربارۀ قیمت و هزینه‌ها نخواهیم گذاشت.» نمی‌آیند بگوید که تو خوب کار کردی، با قیمت خوب کار کردی، کار مذهبی و سالم انجام دادی، کارت خداپسندانه بوده، برای صداوسیما آبرو و اعتبار کسب کردی. آقا، دیگر با تو بحث نداریم. تو امتحانت را پس دادی. بیا کارت را بکن. هنوز هم اگر بنده بخواهم در صداوسیما کار بکنم، بایستی از تک‌تک مسئولین و آنهایی که در شوراها و جلسات هستند خواهش بکنم. واقعیت امر این هست که آن‌ها می‌گویند فرق نمی‌کند. تو که کار مثبت کردی، مثل اصحاب کهف، یوسف، ایوب و کارهای دیگر، با آن کسی که کار ویلاییِ کناردریایی و آپارتمان فلان و… ساخته هیچ فرقی نداری. همه‌اش یکی هست. اگر غیر از این هست، مسئولین صداوسیما و مسئولین هنری بیایند جواب بدهند.

– مسئولین امور هنری چه تفاوتی بین سلحشور و آنهایی که کارهای مبتذل، کارهای سیاه‌نمایانه و کارهای ضدارزشی ساخته‌اند قائل شده‌اند؟

 به دیگران برای یک قسمت تحقیق و نگارش سریال، پانزده میلیون تومان می‌دهند (این قیمت مال یک سال و خرده‌ای پیش هست). ولی به من که با یک تیم بیست‌نفره کار کردم، هشت میلیون تومان داده‌اند! این حمایت آن‌ها هست. آن وقت انتظار دارید که من برای صداوسیما کار بکنم.

حق بر این هست که صداوسیما بیاید و قدر هر کسی را که دارد کاری را انجام می‌دهد بداند. همان‌طور که از دانشمندان هسته‌ای‌مان، دانشمندان پزشکی‌مان، اساتید و بزرگان تجلیل می‌کنیم؛ از کارشان تقدیر می‌کنیم و امکانات در اختیارشان قرار می‌دهیم و می‌گوییم کار بکنید، همان امکانات را هم به سلحشور و امثال سلحشور بدهند که کار مثبت انجام داده هست. به بهمنی بدهند؛ به شورجه بدهند؛ به بچه‌های مؤمنی که در این عرصه کارهای مثبت انجام داده‌اند بدهند. چرا این کارها را نمی‌کنند؟ برای این که فیلم‌سازی و سریال‌سازی ما آمریکایی هست؛ ایرانی نیست. فیلم‌سازی و سریال‌سازی‌ای که نبض آن با ساعت آمریکا و ساعت هالیوود می‌زند، این فیلم‌سازی و سریال‌سازی که نمی‌آید امکانات به سلحشور بدهد.

مسئولین خیال می‌کنند که این شبکه‌ها را اداره می‌کنند؟ نه. بخش اعظم سینما و تلویزیون ما را، بخصوص فیلم‌سازی و سریال‌سازی ما را غرب اداره می‌کند. برای همین قرار نیست که سلحشور و امثال سلحشور پا بگیرند و رشد بکنند. آن‌ها می‌دانند که اگر سلحشور دو تا کار دیگر مثل یوسف بسازد، دیگر کسی برای فیلم‌سازان و سریال‌سازان مسخرۀ آن‌ها تره خرد نمی‌کند. ما میدان را از دست آن‌ها می‌گیریم. آن‌ها هم این را نمی‌خواهند.

مخاطب کارهایی که شما ساخته‌اید، جهانی هست. با این‌که موضع شما موضع شیعی هست و از منظر یک هنرمند شیعی به کارها نگاه می‌کنید، اما مخاطب شما همۀ مردم هستند. این به خاطر موضوعاتی هست که شما انتخاب می‌کنید، یا به خاطر پرداختی هست که روی کارها انجام می‌دهید؟

هیچ‌کدام نیست. به خاطر قرآن هست. دین اسلام، دین فطرت هست. قرآن هم کتابی هست که با فطرت انسان‌ها تطابق دارد. دروغ با فطرت انسان تطابق ندارد؛ ریا تطابق ندارد؛ توهم و خیالبافی‌های مالیخولیایی با فطرت تطابق و سنخیت ندارد. فطرت اینها را پس می‌زند. در قصه‌های قرآن اینها نیست. قصه‌های دروغ را، که از ذهن آدمیزاد برخاسته (اکثر فیلم‌ها و سریال‌ها از این نوع خیالبافی‌هاست)، مردم پس می‌زنند. نهایتش این هست که فقط یک جلسه می‌نشینند و می‌بینند. اما قصه‌ها و فیلم‌های قرآنی را می‌پذیرند. اثری که واقعیت هست و توهم و تخیل نیست؛ سازنده هست؛ در آن عبرت هست؛ آموزنده هست؛ ارزشهای دینی و الهی که بشر به آن‌ها نیاز دارد در آن هست؛ داستان زیبا هم دارد؛ انسان می‌گوید این آثار با فطرت انسان‌ها تطابق دارد.

– این نوع کارها نوعی صدور هنر انقلاب هست؟

بله. اگر ما واقعاً دلسوز باشیم و بخواهیم انقلاب‌مان را به دنیا صادر بکنیم، یوسف و مریم و اصحاب کهف نمونه‌های خوبی هستند که ما می‌بینیم. این آثار از ایران رفته و دنیا را جذب کرده. اگر ما می‌خواهیم نظر مردم دنیا را نسبت به انقلاب خودمان جذب کنیم، چرا از این آثار نسازیم؟ فقط به یک دلیل آدم می‌تواند سراغ این آثار نرود: جذب مردم دنیا و ترویج تشیع اصلاً برایش ارزش نباشد.

– اگر در پایان مطلبی هست بفرمایید.

من فقط می‌خواهم یک نکته به بچه‌های جشنوارۀ عمار بگویم. زمانی حوزۀ هنری و جاهای دیگر، با اهداف اسلامی، مسئول اسلامی و هنرمندان اسلامی و با ساخت آثار اسلامی درست شدند. خوب دقت کنید! پنج‌تا مؤلفه: اهداف اسلامی، مسئول اسلامی، هنرمند اسلامی، آثار اسلامی، یک تشکل اسلامی. اما قریب‌به‌اتفاقِ نیروهایی که در این مراکز کار می‌کردند، الآن ازدست‌رفته هستند! دیگر مال ما نیستند؛ الآن به بیراهه رفته‌اند.

باید روی این مسئله فکر کنیم که چرا؟ بچه‌هایی که عمار را راه انداخته‌اند، باید فکر کنند. آیا ما خیلی تافتۀ جدا بافته‌تر از حوزۀ هنری و روایت فتح و انجمن سینمای دفاع مقدس و دیگران هستیم؟ آن‌ها یک‌جوری توی خاکی رفتند و نیروهایشان هم از دست رفت. همان آدمی که آثار انقلابی ساخته بود و بهترین آثار این مملکت را ساخته بود، الآن آثار ضدانقلابی می‌سازد. چرا؟ باید روی این فکر کنیم. آیا شما متفاوت هستید؟ نه. آن‌ها چیزی داشتند که زمینشان زد. ضعفی داشتند؛ اشکالی داشتند که آن ضعف گمراهشان کرد. آن ضعف چی بود؟ باید آن را پیدا کنید.

آن ضعف، نداشتن مبانی و اصول فیلم‌سازی و سریال‌سازی بود. مبانی را تعریف نکرده بودیم. مثل بانک اسلامی، دانشگاه اسلامی. الآن رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند که باید در دانشگاه مبانی علوم انسانی، اسلامی بشود. حالا این سؤال را دربارۀ سینما و تلویزیون و فیلم‌سازی و سریال‌سازی مطرح کنیم. یعنی چه مبانی‌اش اسلامی بشود؟ این را باید پیدا کنیم. اگرنه عمار و هر حرکت دیگر، به همین سرنوشتی دچار می‌شود که حوزۀ هنری و روایت فتح و انجمن سینمای دفاع مقدس و جاهای دیگر دچار شدند. آن مبانی را باید در قرآن پیدا بکنیم، نه این که خودشان بنشینند و ببافند. ما همیشه باید راهکارهای‌مان را از قرآن بگیریم. باید از روایات ائمۀ معصومین (ع) بگیریم. آن‌ها باید بگویند که فیلم‌سازی و سریال‌سازی یعنی چه؟ آیا فیلم‌سازی و سریال‌سازی پدیده‌ای هست که در طول تاریخ و در مسیر امت اسلامی به وجود آمده یا نه؟ اسلام می‌تواند دین کامل در دنیا باشد و به این فکر نکرده باشد؟ اگر دین کامل هست، باید به این فکر کرده باشد. اگر نکرده باشد، پس دینی ناقص هست، که این غیرممکن هست. خب بگردیم و پیدایش کنیم. نترسیم از این که حالا کی می‌آید این را عملیاتی بکند؛ کی این را اجرا بکند. از این نترسیم؛ شدنی هست.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

عیادت شهاب مظفری از دختر بیمار

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با گزارش و فیلم عیادت شهاب مظفری از دختر بچه بیمار در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

شهاب مظفری خواننده محبوب پاپ و خوش صدای ایرانی چندی پیش به عیادت یک دختر بیمار رفت .

عیادت شهاب مظفری از دختر بیمار عیادت شهاب مظفری از دختر بیمار

دختر بیمار آرزو داشت این خواننده پرطرفدار و خوش قلب را از نزدیک ببیند و شهاب مظفری نیز به دیدن او رفت .

از دختر جوان پرسیدند دوست داری کیو از نزدیک ببینی؟ جواب داد شهاب مظفری . بعدش شهاب مظفری به داخل اتاق رفت و دختر رو سوپرایز کرد .

شهاب جان امیدواریم هر جا هستی خوب و خوش و سلامت باشی ..

در ادامه شما عزیزان را به دیدن فیلم شهاب مظفری دعوت می کنیم :

عیادت شهاب مظفری از دختر بیمار

آرزوی سلامتی برای همه بیماران

این مطلب از بخش اخبار فرهنگی و هنری برای شما عزیزان گردآوری شده است .

امیدواریم مورد استقبال شما کاربران گرامی قرار گرفته باشد .

نوشته عیادت شهاب مظفری از دختر بیمار اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

نحوه تزریق آمپول پروژسترون

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان نحوه تزریق آمپول پروژسترون در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

با ما همراه باشید .

پروژسترون یکی از هورمون های زنانگی است .

موارد مصرف این هورمون عبارت است از : جلوگیری از بارداری ، سقط جنین ، جلو انداختن پریود .

زنانی که سفر های دور داشته یا دچار ضربه های روحی شده اند دچار آمنوره می شوند .

از این آمپول برای جلو انداختن پریود استفاده میگردد .

آمنوره :

این واژه به معنای پریود نشدن شخصی می باشد که قبلا پریود شده اما الان پریود نمی شود .

معمولا پس از تزریق پروژسترون ، بعد از گذشت زمان ده تا چهارده روز شخص پریود می شود .

در غیر این صورت باید به پزشک متخصص مراجعه شود .

نحوه تزریق آمپول پروژسترون نحوه تزریق آمپول پروژسترون

نحوه تزریق آمپول پروژسترون

عوارض 

۱ – زردی پوست

۲ – تورم و خارش در محل تزریق

۳ – تب ، تهوع ، بی خوابی

۴ – لکه بینی

۵ – تغییرات وزن

۶ – تغییر در مدت زمان پریود

موارد منع مصرف

۱ – داشتن سابقه ی سقط

۲ – داشتن استعداد سرطان سینه و رحم

۳ – داشتن خونریزی های پیوسته

۴ – داشتن بیماری های کلیوی و کبد

۵ – داشتن لخته ی خون در نقاط مختلف بدن

دقت داشته باشید که دوز استفاده از این آمپول توسط دکتر تایید می شود .

تزریق این آمپول به صورت عضلانی می باشد .

در هنگام استفاده از آمپول پروژسترون در مواردی گزارش شده که این آمپول منجر به لخته شدن خون ، در نهایت سکته ی قلبی گردیده است .

پس اگر علائمی همچون گرگرفتگی ، بالا رفتن ضربان قلب ، قرمزی گونه را در خود مشاهده کردید سریعا با پزشک خود در میان بگذارید .

امیدواریم این مطلب از بخش سلامت زنان مورد پسند شما دوستان گرامی قرار گرفته باشد .

نوشته نحوه تزریق آمپول پروژسترون اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

چگونه پوستی براق داشته باشیم

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان چگونه پوستی براق داشته باشیم در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

با ما همراه باشید .

زیبایی برای انسان ، مخصوصا بانوان از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

در این پست نکاتی را بری شما گردآوری کرده ایم تا از داشتن پوستی شفاف و براق لذت ببرید .

۱ – قبل از رفتن به رخت خواب صورت خود رابشویید .

این کار باعث از بین بردن باکتری ها و همچنین باز شدن منافذ پوست می گردد .

۲ – براش آرایش خود را چند روز یک بار بشویید .

اغلب مواد آرایشی چرب هستند و مکانی بسیار خوب برای رشد باکتری ها می باشد .

بنابر این سعی کنید فرچه آرایش خود را به کلونی باکتری ها تبدیل نکنید !

۳ – روبالشی خود را هفته ای یک بار شستشو دهید .

باکتری و چربی هایی که روی روبالشی هستند در هنگام خواب با پوستتان تماس مستقیم دارند .

چگونه پوستی براق داشته باشیم چگونه پوستی براق داشته باشیم

چگونه پوستی براق داشته باشیم

۴ – در شبانه روز بین ۸ تا ۱۰ ساعت بخوابید .

اکثر سموم بدن انسان در شب ، هنگام خواب از بین میروند .

بدن باید فرصت کافی برای از بین بردن این سموم را داشته باشد .

۵ – با صورت خود با ملایمت برخورد کنید .

با خاراندن های شدید به پوست خود صدمه می زنید .

۶ – هر روز از ضد آفتاب استفاده کنید .

کرم های ضد آفتاب مانع از برخورد اشعه ها مضر خورشید به پوست می گردند .

اشعه فرا بنفش باعث پیر پوستی می گردد .

۷ – جوش های خود را نترکانید .

برای این کار می توانید از محلول های ضد جوش استفاده کنید .

۸ – بعد از استفاده از اسپری های مو صورت خود را بشویید .

این اسپری ها حاوی مواد شیمیایی هستند که منجر به جوش روی صورت می شوند .

این بخش از قسمت پوست و مو برای شما انتخاب شده است . امیدواریم لذت برده باشید .

برای راه های درمان جوش سر سیاه روی لینک زیر کلیک کنید .

راه های از بین بردن جوش سر سیاه

نوشته چگونه پوستی براق داشته باشیم اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

پیش شماره ۰۹۹۰ مال کجاست

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان پیش شماره ۰۹۹۰ مال کجاست در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

پس از پر شدن شماره های اعتباری و دائمی همراه اول با شماره های قدیمی ازجمله ۰۹۱۲ و  ۰۹۱۹ و ۰۹۱۰ و … و بقیه پیش شماره های شهرهای دیگر ، همراه اول با اخذ مجوزهای لازم و قانونی پیش شماره ۰۹۹۰ را برای خطوط اعتباری خود به پیش شماره های قبلی اضافه کرد .

پیش شماره 0990 مال کجاست پیش شماره 0990 مال کجاست

پیش شماره ۰۹۹۰ مال کجاست

گفتنی است از مهر ماه ۱۳۹۴ شماره های جدید اعتباری همراه اول با پیش شماره ۰۹۹۰ برای تمام متقاضیان در تمامی نقاط فروش همراه اول در سراسر کشور عرضه می‌شود .

این شماره های جدید تمام ویژگی‌های شماره های اعتباری فعلی همراه اول را دارند .

این مطلب از بخش دانستنی ها برای شما عزیزان انتخاب شده است .

نوشته پیش شماره ۰۹۹۰ مال کجاست اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا حسن قاسم‌پور، استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در نشست «فلسفه و آینده ایران» که با حضور بیژن عبدالملکی، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی، حسین کلباسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و سیدجواد میری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و جمعی از طلاب  و دانشجویان در کتابخانه عمومی ساختمان ولی‌عصر(عج) برگزار شد، با بیان اینکه اشکالمان در مباحث فلسفی در انقطاع بنیادین با گذشته هست، افزود: زیرا تصور می‌کنیم گذشته به معنای زمانِ سپری‌شده هست در حالی که این نوع فهم و برداشت، غلط هست. از منظر فلسفی، گذشته، بنیان و اساس هست؛ به این معنا که گذشته حیث وجودی دارد و هر گذشته‌ای ناظر بر آینده هست.

وی با بیان اینکه تا زمانی که توانایی خوانش میراث و سنت خود را نداشته باشیم و صرفاً مطالعه کنیم و اطلاعات کسب کنیم، توانایی برداشت از آموزه‌های آن و آینده‌نگری بر آن مبنا را نداریم، ادامه داد: پس بازگشت به گذشته نوعی بازجویی از آن و توانایی شکوفا کردن آن برای آینده هست و لازمه‌اش فهم معضلات کنونی ایران اسلامی و ارزیابی امکانات، فرصت‌ها و توانایی‌های آن هست. 

قاسم‌پور فهم صحیح آینده را از ضروریات یک جامعه معرفی کرد و گفت: آینده با کسی شوخی ندارد و باید آن را به درستی فهم کرد. همچنان که گذشته به صورت اتفاقی رخ نداده،‌ آینده نیز اینگونه هست. از سوی دیگر معتقدم تمام حوادث تابع اراده انسان هست، اما تماماً تابع اراده نیست بلکه اراده انسان باید در کنار امکانات قرار گیرد. 

استادیار دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر اینکه فیلسوفان ما به صورت عام و تمام متفکران‌مان مقصر هستند، زیرا تاکنون به درستی درباره آینده اندیشه نورزیدند، افزود: هیچ جامعه‌ای نباید ادعا کند وضعیت کنونی ما خوب هست، مگر اینکه از ۲۰  سال گذشته برای حال خود اندیشیده باشد. اگر اکنون نتوانیم برای ۵۰ سال آینده‌مان فکر کنیم، موفق نخواهیم بود و هرگونه تحلیلی مبتنی بر نظرات شخصی  و احتمالات می‌شود. اگر تفکری آینده‌نگرانه داشته باشیم، می‌توان مدعی شد اندیشه‌ای را سامان می‌دهیم که وجه «universal» یا جهانی پیدا کند. اگر دانشی تولید کنیم که صرفاً بومی باشد، نام آن دانش نیست. دانش باید امری «گلوبال» و جهانی باشد، به این منظور اندیشه و تفکر باید اینچنین باشد. 

 بعضی موضوعاتی که در این نشست عنوان شد به قرار ذیل هست:
عدم وجود تفکر واحد و منطبق بر برترین کتب آسمانی

ایران را در پهنه جهان آینده باید مطالعه کرد

مقوله زمان در سندهای راهبردی بیشتر از ۲۰ سال تجاوز نمی‌کند مثل سند چشم‌انداز ۱۴۰۴

برای فهم آینده باید خود را منطبق بر واقعیات کنیم،‌ از مدرنیته گریزی نیست. 

به گزارش تسنیم، بعضی نظریه‌های این نشست از جمله وجوب انطباق بر واقعیات با واکنش حضار مواجه شد. یکی از حاضرین جلسه با طرح این مسأله که اگر جامعه بخواهد بر واقعیات منطبق شود، باید از سیره و نصّ قرآن جدا شود، افزود: گاهی ممکن هست واقعیات منطبق بر عقلانیت و فطرت نباشد و در تضاد با نصّ و سیره و سنت نبوی باشد؛ در این صورت آیا باید با واقعیات پیش رفت؟ از این منظر تقوا و عفاف چه مفهومی پیدا می‌کند؟

بر پایه این گزارش ادامه این نشست‌ها به روز چهارشنبه هفته جاری موکول شد. 

انتهای‌پیام/ 

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

با ما همراه باشید .

با توجه به نزدیک بودن عید نوروز ، بانوان ایرانی در حال آماده سازی برای این عید باستانی می باشند .

سمنو یکی از اعضای جدایی ناپذیر سفره ی هفت سین می باشد .

در ادامه ی مطلب به صورت خلاصه و کاملا ساده پخت سمنو ، به شما کاربران گرامی آموزش داده می شود .

با ما همراه باشید .

طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین 3 طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین

طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین

نکته ی مهم

به ازای هر اندازه گندم جوانه زده باید ۳ برابر آن آرد استفاده کرد .

۱ – ابتدا گندم ها را پاک کرده و دانه های شکسته شده را دور می اندازیم .

سپس آن ها را با آب سرد می شوییم وبه مدت ۲ روز می گذاریم که کاملا خیس بخورد .

نکته مهم مرحله یک

الف – ارتفاع گندم کمتر از هفت سانتی متر باشد تا لایه های پایینی خراب نشود .

ب – روزی ۲ بار آب ظرف را عوض کنید

ج – محل نگهداری دور از آفتاب باشد .

۲ – پس از ۲ روز گندم ها را آبکشی کرده و سپس آن ها را داخل پارچه ی نخی نمناک می پیچیم .

سپس آن ها را داخل یک کیسه ی پلاستیکی به مدت دو روز می گذاریم و در طی این دو روز رطوبت آن ها را تامین می کنیم .

جابجایی گندم ها به گونه ای نباشد که جوانه ها آسیب ببینند .

۳ – پس از نمایان شدن جوانه ها ، آن ها را در داخل صافی بزرگی که ارتفاع آن ها به ۲ سانتی متر برسد می ریزیم .

روی آن ها را پارچه نخی میکشیم و در روز چند بار آن ها را زیر شیر آب با فشار ملایم می گیریم .

۴ – پس از سه روز ریشه های گندم زیاد شده و جوانه ها به رنگ نقره ای در می آیند .

این مرحله زمان شیره گیری است .

طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین 2 طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین

به هیچ وجه نگذارید گندم ها سبز شوند چون شیرینی خود را از دست می دهند .

در غیر این صورت می توانید آن ها را به داخل یخچال منتقل کنید تا از رشد بیش از حد آن ها جلوگیری کنید .

۵ – گندم ها را بشویید و سپس با هر وسیله ی آسیابی می توانید آن ها را له کنید .

مواد به دست آمده را به آب اضافه کنید و تفاله ی آن را جدا کنید .

در این مرحله اگر گندم سالم وجود داشت آن ها را دوباره آسیاب کنید .

این ترکیبات را از صافی ریزی عبور دهید تا شیره جدا شود .

۶ – ظرف طبخ را آماده کنید و سپس آرد و شیره را با هم قاطی کنید تا محلول رقیقی به دست آید .

سعی کنید از آرد سبوس دار استفاده کنید . برای این کار می توانید از آرد نانوایی استفاده کنید .

۷ – ترکیب به دست آمده را روی حرارت ملایم می گذاریم و به هم می زنیم .

ابتدا محتویات داخل دیگ غلیظ شده و سپس آب می اندازد .

تا پخته شدن آرد و جوش رفتن آب آن را به هم بزنید .

۸ – در مرحله آخر سمنو به رنگ قهوه ای در می آید و مزه اش بسیار شیرین می گردد .

بعد از اتمام پخت بگذارید یک نصفه روز سمنو در معرض هوای خانه بماند .

طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین 1 طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین

سپس می توانید آن را داخل یخچال بگذارید .

به به ! نوش جان ……..

این مطلب از بخش آشپزی برای شما انتخاب شد .

می توانید برای خواص سمنو روی لینک زیر کلیک کنید .

آیا سمنو چاق کننده است

نوشته طرز تهیه سمنو برای سفره هفت سین اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی

در ادامه این مطلب از بخش آشپزی مجله آنلاین فارسی ها طرز تهیه کیک خیس شکلاتی بسیار خوشمزه را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

امیدواریم دوست داشته باشید .

طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی

طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی

کیک خیس اخیرا طرفداران بیشتری از کیک ساده پیدا کرده و پخت آن نیز واقعا آسان است .

با ما همراه باشید ‌.

مواد لازم

پود کاکائو ۴ قاشق غذاخوری

شکر یک و نیم لیوان

تخم مرغ ۳ عدد

شیر یک و نیم لیوان

آرد ۲ لیوان

روغن مایع یک و نیم لیوان

بکینگ پودر ۱ قاشق چای خوری

وانیل مقداری

طرز تهیه

ابتدا در یک ظرف بزرگ پودر کاکائو ، شکر ، شیر و روغن مایع را با یکدیگر مخلوط می کنیم و خوب آنها را هم می زنیم .

سپس یک لیوان از این مواد را به عنوان سس برای بعد برمی داریم .

بکینگ پودر را ۳ بار الک می کنیم .

حالا آرد ، وانیل و بکینگ پودر الک شده را به ظرف اضافه می کنیم .

سپس تخم مرغ ها را نیز اضافه می کنیم و مخلوط را با همزن برقی خوب هم می زنیم ‌.

حالا یک قالب برمی داریم و داخل آن را چرب می کنیم .

موادمان را داخل قالب می ریزیم و در فر با دمای ۱۸۰ درجه سانتی گراد به مدت ۵۰ دقیقه می پزیم .

پس از گذشت ۵۰ دقیقه کیکمان را از یخچال بیرون می آوریم و همچنان که هنوز داغ است آن یک لیوان سسی را که از قبل کنار گذاشته بودیم را روی کیک می ریزیم .

حدود ۱۰ دقیقه صبر می کنیم تا سس کاملا به خورد کیک برود .

سپس روی آن را هر طور که مایلید تزیین کنید .

طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی1 طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی

نوش جان !

نوشته طرز تهیه کیک خیس شکلاتی خانگی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۹ام اسفند ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

طرز تهیه کوکی براونی خانگی

در ادامه این مطلب از بخش آشپزی مجله آنلاین فارسی ها طرز تهیه کوکی براونی خانگی را برای شما کاربران گرامی آماده کرده‌ ایم  .

امیدواریم دوست داشته باشید .

طرز تهیه کوکی براونی خانگی طرز تهیه کوکی براونی خانگی

طرز تهیه کوکی براونی خانگی

کوکی براونی شیرینی بسیار آسان پختی است و طعم خوبی دارد برای همین در مهمانی ها گزینه مناسبی برای پخت است .

مواد لازم

شکلات ۳۰۰ گرم

تخم مرغ ۲ عدد

پودر اسپرسو ۲ قاشق غذاخوری

شکر سه چهارم فنجان

کره ۶ قاشق غذاخوری

بیکینگ پودر ۱ قاشق چای خوری

آرد نصف فنجان

عصاره وانیل ۱ قاشق چای خوری

نمک نصف قاشق چایخوری

طرز تهیه

ابتدا شکلات ها را رنده می کنیم .

سپس ۲۵۰ گرم از آنها را به همراه پودر اسپرسو و کره در یک کاسه روی بخار آب جوش قرار می دهیم تا شکلات ها آب شوند .

در حین آب شدن شکلات ها مواد را با یکدیگر هم می زنیم .

سپس کاسه را از روی حرارت برمی داریم و می گذاریم خنک شود .

در یک کاسه جدا بیکینگ پودر ، آرد و نمک را با یکدیگر مخلوط می کنیم و در یک کاسه کوچک تر شکر تخم مرغ و وانیل را با یکدیگر مخلوط می کنیم .

حالا شکلات آب شده را به این کاسه کوچک اضافه می کنیم .

سپس مخلوط آرد و بیکینگ پودر و نمک را به آنها اضافه می کنیم .

همچنین ۵۰ گرم از شکلات رنده شده باقی مانده را نیز اضافه می کنیم و با هم ، هم می زنیم تا خمیری یکدست به دست آید .

روی خمیر را نایلون می کشیم و می گذاریم یک ساعت در یخچال بماند .

حالا خمیر را به هر صورتی که دوست داریم اما معمولاً به صورت دایره‌ای ، شکل می‌دهیم و روی سینی فر می گذاریم .

کلوچه ها را به مدت ۱۰ دقیقه در فر با دمای ۱۶۰ درجه سانتی‌گراد قرار می‌دهیم .

هنگامی که روی آنها ترک برداشت آنها را از داخل فر بیرون می آوریم .

می توانید روی آنها نمک دریا نیز بپاشید .

نوش جان !

نوشته طرز تهیه کوکی براونی خانگی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

صفحه 1 از 62
12345678910 بعدی 203040...«