• تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا،‌ مانو کچه «Manu Katche» موسیقیدانی هست که هم در اجراهای زنده و هم استدیویی فعالیت دارد. او دنباله‌روی سبکی یکتا در نوازندگی‌هست؛ آمیزه‌ای متمایز از ظرافت و قدرت که موسیقیدان‌ها و تهیه‌کنندگان همواره در پی آن هستند.

کچه که نوازنده‌ی درامز منتخب پیترگابریل هست در اثر بسیار موفق او به نام «پُتک» بسیار اثرگذار بود و کانون گروه او در اجراهای زنده‌ی اخیرش در تور جهانی «Back to front» هست. همکاری درازمدت کچه با استینگ یکی دیگر از جنبه‌های بارز فعالیت حرفه‌ا‌ی اوست؛ سبک متمایز او سهم چشمگیری در موفقیت بهترین اثر استینگ «مرد انگلیسی» در نیویورک داشته هست.

فعالیت کچه،‌ در جایگاه آهنگساز و رهبرگروه، بخش‌ مهمی از فعالیت‌های حرفه‌ای اوست. او تاکنون شش آلبوم با نام خود منتشر کرده که با اقبال گسترده‌ی جهانی روبرو شده‌هست؛‌ مشخصه‌ اصلی موسیقی او ادراک در خلق درون‌مایه‌های دقیق،‌ آهنگین و گیرا‌، جریان یکتا و حس‌وحال ژرف آن هست. گواه نبوغ او این هست که هر دو جنبه‌ی هویت موسیقایی‌اش به‌عنوان نوازنده‌ای بی‌نظیر و افسونگر صدا،‌ و آهنگساز و رهبر گروه- مکمل یکدیگر هست.

در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸، او ترکیب جدیدی از سه‌نوازی را تجربه می‌کند و در این سیاحت نوازنده‌ی باس فرانسوی، ژروم ریگارد و نوازنده‌ی گیتار،‌ پاتریک منوگوییَن، ‌ او را همراهی می‌کنند.

مانو کچه ۲۸ دی‌ماه در تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

همینک در مجله آنلاین فارسی ها مجموعه عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

امیدواریم دوست داشه باشید و مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 1 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

سریال زندگی گمشده محصول سال ۲۰۱۵ یکی از پربیننده ترین سریال های ترکیه می باشد .

کارگردان : Taner Akvardar

نویسندگان : Yelda Eroğlu و Gül Abus Semerci

خلاصه داستان سریال زندگی گمشده

سریال زندگی گمشده داستان دختری را روایت می کند که پس از اینکه از مردی که عاشقش بود باردار می شود ، میفهمد که در انتخاب عشقش اشتباه بزرگی کرده است .

سپس آسیه می خواهد بچه اش را سقط کند .

او مردی را که دوست داشت را با چاقو می زند و پا به فرار می گذارد .

در این فرار خواهرش هم او را دنبال می کند و در نهایت آنها سوار یک ماشین می شوند .

در داخل ماشین نوه یک خانواده ثروتمند و نامزدش حضور دارند .

در نهایت آسیه زن را متقاعد می کند که چتین او را فریب داده است و جر و بحث چتین و آن زن در لبه ی یک پرتگاه شدت می گیرد .

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 2 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

زن حین جر و بحث به پاییت پرتاب می شود و میمیرد .

در آخر آسیه خود را به جای سلن جا میزند و در ازای این کار از چتین ۵۰ هزار لیر میگیرد .

پس از آن نیز در خانه چتین مستقر شده و هر روز نقشه های تازه می کشد .

از خانواده آسیه تنها خواهر می داند که او زنده است مدتی بعد نامادری اش نیز به این موضوع مشکوک می شود .

نامادری آسیه در زندگی اش سختی های بسیاری کشیده است و برای نظافت به خانه های مردم می رود .

او به اجبار با پدر آسیه ازدواج کرده است .

آسیه برای اینکه بتواند با چتین که یک خانواده ثروتمند است ازدواج کند دست به هرکاری می زند .

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 3 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

سریال زندگی گمشده

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 14 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 13 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

بازیگران سریال زندگی گمشده

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 12 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 11 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های سریال زندگی گمشده

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 10 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 9 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

تصاویر سریال زندگی گمشده

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 8 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 7 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال زندگی گمشده

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 6 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 5 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

موضوع سریال زندگی گمشده

عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان 4 عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان

نوشته عکس های بازیگران سریال زندگی گمشده و خلاصه داستان اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

با اعلام اسامی فیلم های سینمایی حاضر در سی وششمین دوره جشنواره فیلم فجر، رقابت برای حضور در بخش های مختلف آغاز شده هست.
به گزارش اعتدال به نقل از ایلنا، یکی از مهم ترین بخش های داوری جشنواره فیلم فجر که همیشه برای مخاطبان جذاب بوده هست؛ سیمرغ بهترین بازیگر زن و مرد در جشنواره هست و طبیعی ست اگر بازیگری تعداد فیلم بیشتری در جشنواره داشته باشد، شانس بالاتری هم برای کسب سیمرغ دارد.
در میان بازیگران مرد، بابک حمیدیان با ۴ فیلم و هادی حجازی فر با ۳ فیلم و از میان بازیگران زن، نیز سحر دولتشاهی با ۳ فیلم بیشترین فیلم را در سی وششمین دوره جشنواره فیلم فجر دارد. سپس محسن کیایی، نیکی کریمی، سعید آقاخانی، امین حیایی، مینا ساداتی، ساعد سهیلی، امیر جدیدی، جواد عزتی و فرخ نعمتی هرکدام با دو فیلم در جشنواره فیلم فجر امسال حضور دارند.
اسامی بازیگران به همراه نام فیلم هایی که در آن ها حضور دارند، به شرح زیر هست:
بابک حمیدیان: به وقت شام، سرو زیر آب، جشن دل تنگی، مصادره

هادی حجازی فر: لاتاری، دارکوب، به وقت شام

سحر دولتشاهی: چهارراه استانبول، عرق سرد، امیر

محسن کیایی: چهارراه استانبول، جشن دل تنگی

نیکی کریمی: کامیون، دارکوب

سعید آقاخانی: کامیون، ماهورا

امین حیایی: دارکوب، شعله ور

مینا ساداتی: جشن دل تنگی، سرو زیر آب

ساعد سهیلی: اتاق تاریک، لاتاری

فرخ نعمتی: امپراطور جهنم، سرو زیر آب

امیر جدیدی: تنگه ابوغریب، عرق سرد

جواد عزتی: تنگه ابوغریب، لاتاری

  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، سید مرتضی میرباقری، معاونت سیما در احکامی جداگانه حسین ساری مدیر شبکه آموزش سیما، امیر محمد دهستانی کارگردان، مدرس و کارشناس انیمیشن، مصطفی رحماندوست شاعر، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان، دکتر محمد علی صفورا عضو هیات علمی گروه انیمیشن و سینمای دانشگاه تربیت مدرس و بهرام عظیمی کارگردان انیمیشن، فیلمنامه‌نویس، طراح کاراکتر و کاریکاتوریست به عنوان داوران بخش پویانمایی چهارمین جشنواره تلویزیونی جام جم معرفی شدند.

جشنواره چهارم جام جم آثار انیمیشن را هشت گروه بررسی کرده و در انتها بهترین اثر (تهیه کنندگی)، کارگردانی ، انیمیت (متحرک سازی)، طراحی شخصیت، طراحی فضا، فیلمنامه، دوبله سریال پویانمایی معرفی می شود. همچنین هیات داوران برای برترین دستاورد فنی، هنری و تولید، جایزه ای ویژه در نظر گرفته هست که در مراسم اختتامیه اعلام می شود. 

گفتنی هست، از ۱۸۹ اثر رسیده به دبیرخانه بخش پویانمایی چهارمین جشنواره تلویزیونی جام جم۵۳ انیمیشن برای بخش داوری راه یافت.  هیئت انتخاب آثار بخش پویانمایی چهارمین جشنواره تلویزیونی جام جم، ناصر گل محمدی، روانبخش صادقی، سعید توکلیان، پیروز حکیم زاده، اسماعیل شرعی، حمیدرضا حافظی و آذرمیدخت آذرهوش، بودند و پس از بررسی تمام آثار ارسالی ۵۳، انیمیشن را انتخاب کردند.

در مرحله انتخاب، مهمترین معیار انتخاب، داشتن استاندارد لازم در تصویر به لحاظ فنی و هنری و جذابیت در محتوای آثاربود. این آثار در بخش اصلی مجموعه و سریال و در بخش های جنبی کلیپ موزیکال، میان برنامه و تک قسمتی کوتاه در شبکه های مختلف سیما پخش شده اند.

آثار راه یافته به بخش مسابقه پویانمایی جشنواره تلویزیونی جام جم عبارتند از: «ابزار ماهی ها»، «آقا معلم و بچه ها۲»، «بازمانده ۲»، «بیشه مثل ها۲»، «پهلوانان ۴»، «پیامبران»، «تاریخ از این ور»، «جنگل عجایب»، «خروس زیرک، روباه کلک ۲»، «دوستان جنگل ۴»، «دهکده بزابزا»، «دهکده پرماجرا»، «روبی و جوجه ها»، «سارا و سامان»، «قهرمانان مدرسه»، «ماجراهای حاکم و حاتم ۲»، «ماهی بادکنکی»، «موزه»، «هالا با ما»، «هر کسی کاری داره»، «سمعک»، «فرزندان آفتاب۲»، «قلب خورشید»، «مینا و دوستان»، «داستان های قرآنی»، «اتل متل یه جنگل»، «بچه های ساختمان گل ها» (مجموعه و سریال)؛ «خط خطی۲»، «شوت»، «فوتبال مدرن»، «گزارش های اوتی۲»، «میان برنامه های خمیری»، «وله های ورزشی المپیک۲» (میان برنامه)؛ «بره، گرگ، چوپان»، «پاییز»، «پر از آسمان»، «پروانه»، «تابستان»، «خنده بچه ها»، «شادمانه»، «نماز»، «ماه»، «تاتی» (کلیپ موزیکال)؛ «اختیار»، «دفترچه مشکل گشا»، «رقص قاصدک ها»، «زمزمه سرزمینم» (کودکان دریا)، «عاشوراییان» (عابس)، «عمو نوروز و خاله نوبهار»، «وقت خوابه»، «یک تپه یک گودال ۱»، «یک تپه یک گودال۲»، «دم جنبونک ها» (تک قسمتی کوتاه).

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

ماهنامه سینمایی “همشهری ۲۴” در هر شماره به بررسی بازی چند بازیگر در فیلم های در حال اکران سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت آنان می پردازد. این سری مطالب را به صورت ماهانه به شما مخاطبان سینمادوست “مجله اینترنتی برترین ها” تقدیم می نماییم.
امیر جدیدی در “قاتل اهلی”
قیصر، قرن ۲۱
نه «جلال سروش»، نه «بهمن» خواننده؛ در “قاتل اهلی” باید سایه «قیصر» را در شخصیتی دنبال کنیم که حضورش جلوی دوربین، از آن دو تا کمتر (و به همین دلیل، کار بازیگرش دشوارتر) هست: «سیاوش مطلق». لوطی جوان بامعرفتی که باز هم قرار هست یک جورِ خوبی کلکش کنده شود. در این چند دهه تلاش های کیمیایی با عرب نیا و فروتن و پولاد برای زنده کردن چنان شمایلی، نتیجه نداده بود. این بار اما انگار امیر جدیدی، او را به آرزویش رسانده. کسی که برای بازی در نقش سیاوش، به تکیه کلام این ماه های کیمیایی وفادار بوده و کاملا «دانسته» عمل کرده. بازی جدیدی در “قاتل اهلی”، آن قدرها جزء به جزء و خرد شده نیست؛ یعنی آجرهایی نیست که یکی یکی روی هم چیده شده باشند و آخر سر شده باشند سیاوش.

مثلا نگاه کنید به صحنه ای که جلوی ساختمان «پیسارو»، از موتور پیاده می شود و همان طور که راهش را می کشد و می رود، خیلی ساده می گوید: «پس نون می بری خونه». انگار هزار سال همین جمله سر زبانش بوده و امروز هم یکی دیگر از همان روزهای معمولی هست (از شانس خوب جدیدی و برخلاف قهرمان های مشابه قبلی، این یکی قرار نیست هیچ جا مونولوگی طولانی درباره مانیفست زندگی اش بگوید و بین خودش و مخاطب فاصله بیندازد). سیاوشِ او هیچ زیور و زینت عجیبی ندارد؛ نه صدایی برایش ساخته، نه جور خاصی راه می رود، نه لحن ویژه ای به ادای کلماتش داده و نه تیک بخصوصی برایش تعریف کرده. گریم البته هست، و خیلی هم درست هست. سیه چردگی صورت و لاغری اندام و آن زخم محو روی گونه، از جدیدی بچه پایین شهری ساخته که حالا با «بزرگون» بُر خورده.
غیر از آن اما همه چیز بی کوچک ترین پیرایه و وصله اضافه ای هست. جدیدی فقط دودوی مضطربی را ته چشم های سیاوش نشانده، جوری که انگار همیشه دارد دنبال چیزی می گردد و هیچ وقت مطمئن نیست؛ دودویی که حتی وقتی برای کشتن «زاهدی» از استخر بیرون می اید هم دیده می شود. به خاطر همین، نه وقتی لات و بی ادب حرف می زند- جلوی سردبیر روزنامه «سپر»- یاد کاراکترش در “من” سهیل بیرقی می افتیم، نه وقتی کاری را با آرامش انجام می دهد- حمله اش به کارمندان پیسارو- «حفیظی» کارآگاه را در “اژدها وارد می شود” به یاد می آوریم. و فروریختنش جلوی «مهتاب» (وقتی می پرسد دوستش دارد یا نه) و حاضرجوابی اش مقابل نماینده پیسارو (با نیش «به تو چه خانوم») را چنان بازی می کند که بینشان هیچ پله ای احساس نمی کنیم.
انگار دومی، به سادگی ادامه منطقی اولی بوده و اینها همه به لطف درک درست و پیوسته جدیدی از روح کلی نقش، و خردنکردنش به اجزای قابل تفکیک اتفاق افتاده. در این سال ها، بازی های فیلم های کیمیایی خیلی وقت ها لطمه ای جدی به اتمسفر ویژه آنها زده اند. مثال های نقضش را می شود در بازی های حامد بهداد و سیامک انصاری در “جرم”، یا از آن بهتر در نقش آفرینی های درخشان خدابیامرز شکیبایی در “حکم” و “رییس” دید. جدیدی هم حالا دوباره آن قهرمان محبوب کیمیایی را به شکل درستش نشانمان می دهد. کاش اگر استاد باز قصد رفتن به پشت دوربین را داشته باشد، این بار فیلم خود او را بسازد.

پرویز پرستویی در “قاتل اهلی”
بعد از بازی در نزدیک به چهل فیلم، همکاری با مسعود کیمیایی آن هم در دهه هفتم زندگی، شاید نشانه ای باشد از اینکه پرستویی بدش نمی آید کمی از فشارهای انتقادهای این سال ها- که بعد از هر فیلم، مدام به تکرار «حاج کاظم» متهمش می کنند- بکاهد؛ برای هرچه بیشتر فاصله گرفتن از او، صدایی شبیه «داوود» در “روبان قرمز” برای «جلال سروش» بسازد و آن دیالوگ های ناآشنا و مرصع را درباره «دانستگی» بگوید. انگار ولی مشکل بازی های او با این قبیل ابتکارها حل نمی شود، آن هم در نقشی که به اندازه کافی در فیلمنامه سردرگم و بلاتکلیف هست.

بی انصافی هست اگر بازی پرستویی در “قاتل اهلی” را بد بدانیم، اما مثل اغلب فیلم هایش در این یک دهه، این یکی هم اتفاق خاصی در کارنامه او محسوب نمی شود. درواقع برخلاف فیلم که هرچند سکانس یک بار، مخاطبش را غافلگیر(!) می کند، بازی پرستویی در هر لحظه از “قاتل اهلی” تکراری و قابل پیش بینی به نظر می رسد. از قطره اشکی که موقع اسکایپ با پسرش از چشمش می چکد تا آشفتگی و افت و خیزها و ناله هایش بعد از گلوله خوردن.

نیکی کریمی در “آذر”

سارا پشت موتور

نیکی کریمی غیر از بازی در نقش اول “آذر”، یکی از سرمایه گذاران فیلم و یکی از مشاوران بازنویسی فیلمنامه اش هم هست. اینها یعنی “آذر” برای او، صرفا در حد نقشی که به یک بازیگر پیشنهاد می شود نبوده و داستان فیلم و شخصیت اصلی اش، اهمیتی بیش از اینها داشته. اما آیا “آذر”، واقعا اتفاق مهم و تازه ای در کارنامه بازیگری او به حساب می آید که او را به مشارکت بیشتر در ساخت این فیلم تشویق کرده هست؟ نه، اینجا هم قرار نیست چیزی بیش از شمایل تثبیت شده او در مهم ترین فیلم های قبلی اش ببینیم؛ زن معصوم و ستم دیده ای که کوه مصایب بر سرش آوار می شود و او جز صبر و سکوت، چاره دیگری ندارد. خب البته این بار، موتورسواری هم هست.

آذر از ویراژ دادن با موتورسیکلت لذت می برد و به این ترتیب، ناخواسته جلوی هنجارهای عرفی اجتماعش ایستاده. اما این جسارت و هیجان طلبی، غیر از این که باعث شود او را در لحظاتی از فیلم سوار بر موتور ببینیم، برزو دیگری در شخصیتش ندارد و آذر با سایر تصاویر آن شمایل آشنا و تکراری، فرق قابل توجهی نمی کند؛ همان میمیک همیشگی صورت، همان صدای ظریف و شکننده، همان نگاه ها و سکوت ها، همان بغض ها و اشک ها. درواقع کریمی با این انتخاب، باز هم به دل نقشی رفته که امکان و فرصت جدیدی برای بروز قابلیت های بازیگری در اختیارش نمی گذارد (هر چند پیش تر در فیلم هایی مثل “چه کسی امیر را کشت؟” یا “شام عروسی” هم- که کاراکترهایش متفاوت از آن تصویر بی پناه و رنج کشیده بودند- چندان تلاش نکرده بود با از سایه این قالب کلیشه ای بیرون بیاید).
«انفعال محض»، مشخصه اصلی کاراکتر آذر هست؛ زنی که حرف نمی زند. او هیچ وقت به هیچ کس هیچ اعتراضی نمی کند. به «عمو علی»، به «صابر»، به شوهرش «امیر»… حتی با پیک موتوری کافه- رستورانشان هم که مدام از زیر کار در می رود، مستقیما مواجه نمی شود و از آشپزشان می خواهد تا تکلیفش را معلوم کند. آذر مدام از درون خودش را می خورد و آب می رود. تنها برخورد فعالانه او، وقتی هست که برای یکی از مشتری ها پیتزا برده و طرف او را با فاحشه ای اشتباه می گیرد؛ آذر عصبی و مستاصل، می گوید: «پیتزا سفارش دادی، بیا پولشو بده دیگه!» و بعد بی توجه به دست دست کردن او، از پله ها پایین می رود. فقط در این لحظه هست که ما «فعالیت»ی از آذر می بینیم؛
موقعیتی که به بازیگرش امکان می دهد چیز تازه ای از خودش به نمایش بگذارد. غیر از این، فقط «دندان خشم بر جگر خسته بستن» هست و غم خوردن. اما آیا غم خوردن زن موتورسواری که می خواهد رستورانش را اداره کند با زنی که پدرشوهرش بچه هایش را از او گرفته با زنی که همسرش او را در خانه حبس کرده، با زنی که مخفیانه در زیرزمین سوزن می زند تا بدهی هایش را بدهد، فرقی نمی کند؟ پاسخ کریمی به این سوال، قاطعانه «منفی» هست. ۲۵ سال بعد از «سارا»، انگار او هنوز دل بسته تصویرش در آن نقش هست و همچنان با خاطرات خوش آن تجربه زندگی می کند؛ در کلوزآپی که به دوربین زل زده و با چهره ای پر از درد و اندوه، آرام آرام اشک می ریزد.

عبد آبست در “هجوم”

وقتی ساختار روایی و فضاسازی و شکل اجرای فیلمی، از ابتدا «معمولی» تعریف نشده، طبیعتا بازی هایش هم نباید «معمولی» باشد. تردید و تسلیم، ویژگی های اصلی کاراکتر «علی» در “هجوم”اند. او در هیچ لحظه و موقعیتی، از کارش مطمئن نیست. در مقابل «سامان»، در مواجهه با «نگار»، در دست افسران پلیس، در محدوده «حصار» و از همه مهم تر در چنبره «زمان»، گرفتار شده و چاره ای جز اطاعت و تسلیم ندارد. تازه بیرون از این نقش، حفظ یکدستی اتمسفر کلی فیلم هم قید و بندهای دیگری را به بازیگرش تحمیل می کند؛

آنچه از احساسات علی میبینیم (ترس، استیصال، حیرت، محبت و..) همه باید با حداقل دوز ممکن به تماشاگر منتقل شوند. جوری که او احساس علی را بفهمد، اما خودش به واسطه آن احساساتی نشود و آبست، با درک درست شخصی اش از مختصات این نقض و فضای فیلم، به خوبی از پس این کر دشوار برآمده. بازی او در این نقش در جهان تقدیری و ناگزیر فیلم، از نمونه های نادر یک بازی «درست» در سینمای ماست که با این شکل و اجرا، در هیچ فیلم دیگری با حضور چنین شخصیتی، درست از کار در نمی آمد.

صفحه 57 از 57
»...203040 قبلی 48495051525354555657