• تاریخ : ۱۱ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

محمدرضا نیک نژاد/آموزگار
«اصلان به سفارش بهمن، دلالی که قرار هست زمینه تهیه ویزا برای رفتن او به خارج و بازگرداندن نامزدش را فراهم کند، لباس کشیش کلیسا را می دزدد و خود را به شکل پدر روحانی درمی آورد. اصلان با شمایل کشیش با همراهی بهمن به یکی از سفارتخانه های خارجی می رود و درخواست ویزا می کند. دلالِ چشم و دهان دریده، با دوربین از اداهای کشیش قلابی عکس و فیلم می گیرد تا با مدرک، اصلانِ عاشق پیشه و ساده دل را به خارج بفرستد. تیرشان به سنگ می خورد و به دنبال روش های دیگر گرفتن ویزا می روند و…» این بخشی کوتاه از فیلم سینمایی «اکسیدان» ساخته حامد محمدی با بازی جواد عزتی، امیر جعفری، شقایق دهقان، شبنم مقدمی، لیندا کیانی و… بود. فیلمی کمدی که فروش خوبی نیز داشته هست. نمایش عمومی فیلم با حاشیه هایی همراه بود؛ که مهمترین اش نامه ۱۷ نماینده مجلس به وزارت ارشاد برای جلوگیری از نمایش فیلم بود. جدای از این حاشیه ها، موضوع فیلم با تابوشکنی هایی همراه هست. البته این تابوشکنی نه ورود ناشیانه به بخشی از باورهای دینی در اسلام و مسیحیت هست و نه پرداختن سطحی به موج گسترده و آسیب زای مهاجرت هزاران هم میهن به سودای زندگی بهتر، و نه طرح طنزگونه سبک زندگی زنانِ طبقه متوسط شهری در جامعه کنونی و مطالبه ها و نیازهای ریشه ای آنان، بلکه شوخی هایی کلامی و تا اندازه ای رفتاری ا ست که موضوع اصلی اش زن و آن هم کالایی دیدن اوست! زنان در اکسیدان در سه نقش محدود، سطحی و با نگاهی مردانه، خود را به تماشاگر می نمایانند. نامزدِ بدعهدِ اصلان که عشق پاک او را خرجِ خروجش از کشور می کند. زن میانسال ثروتمندی که به دور از عرف و زندگی پرزرق و برق اش، به شکل …

اخبار پیشنهادی:

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما