• تاریخ : ۲۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، شاید اگر تا چند روز پیش نام ابوقریب را می شنیدیم، یاد زندان مخوفی در رژیم بعث عراق می افتادیم؛ شاید به مخیله ما نیز خطور نمیکرد که این نام میتواند نام یک تنگه استرانژیک در روزگار دفاع همه جانبه مردم ایران بوده که خون جوانان آن به زمین ریخته شد؛ زنده نگاه داشتن نام این مکان و زمان فراموش شده را به خوبی بهرام توکلی بر دوش کشیده و راوی این رشادت ها شده.

تنگه ابوقریب روایتی هست با ادبیات امروزی از روایت دیروز! روایتی که برای جوان امروز قابل فهم هست. روایتی هست که می تواند سوالات جوان امروز را از جوان دیروز به خوبی پاسخ دهد. راوی داستان ابوقریب نوجوان پرشوری هست که دوربین خود را در بحبوحه پاتک دیروز دشمن جاگذاشته و حالا با روایت دوربین امروزی اش سعی در تعریف رویداد گذشته دارد. شاید شخصیت دوربین روی دست، پر التهاب ،در تلاطم و پر استرسی که بهرام توکلی در تنگه ابوقریب داشته هست را بتوان حضور شخصیتی دانست که از امروز به دیروز رفته هست و در حال روایت هست. علی که در صحنه آخر فیلم در حال گذار به امروز هست مصمم به روایت داستان قهرمانان تنگه ابوقریب هست!

تنگه ابوقریب، حس ماجراجویی نوجوان امروزی که با قصه های تخیلی هالیوودی مأنوس بوده هست را راضی میکند، این بار نه از تخیل و خیال پردازی بلکه از دل واقعیت ها و حقایق منبعث می شود. حالا نوجوان امروزی میتواند به قهرمانان تنگه ابوقریب افتخار کند قهرمانانی که از مهلکه تنگه فرار نمیکنند، تشنه هستند اما مقاومت میکنند. مخاطب در تنگه ابوقریب هیچ دشمنی نمیبیند اما با تمام وجود حضور آن را حس میکند. دشمن در تنگه ابوقریب به خوبی شخصیت پردازی شده هست. همانطور که در دانکرک کریستوفر نولان نیز به خوبی این شخصیت پردازی صورت گرفته بود. در دانکرک نیز هیچ دشمنی در قاب وجود ندارد اما مخاطب به خوبی حضور آن را حس میکند و با سربازان جبهه متفقین برای فرار از مهلکه نازی ها همراهی می کند و از آنان قهرمانانه برای نسل امروزش بازنمایی و روایت میکند؛ و این یکی از مهمترین تفاوت های قهرمان تنگه ابوقریب و دانکرک هست. قهرمان در دانکرک فرار میکند و در مقابل مردمش سرافکنده هست هرچند مردمانش از او قهرمانانه استقبال میکنند. در مقابل در تنگه ابوقریب قهرمانان داستان برای حفظ این تنگه استراتژیک شهید می شوند، موجی و دست بسته میشوند و اینگونه تبدیل به قهرمان میشوند. به عبارت بهتر، سینمای غرب پس از سال ها از یک عقب نشینی بزرگ یک روایت قهرمانانه میکند، پس چرا روایت تنگه ابوقریب محکوم به تحسین نباشد!

تنگه ابوقریب مرز میان یک اثر ضد جنگ و ضد دفاع را می پیماید؛ بهرام توکلی در تنگه یک فیلم ضد جنگ را خلق می کند. جنگ با همه زشتی هایش، غم هایش، خرابی هایش، جدائی هایش روایت و بازنمایی می شود. اما هیچگاه جوانان دیروز را به خاطر اینکه محکوم به دفاع از خاک و دین بوده اند را محکوم نمی کند. به همین خاطر فیلم توکلی را نمیتوان یک فیلم علیه دفاع تعریف کرد.

بازی های خوب بازیگران از دیگر نکات مثبت تنگه ابوقریب بود. جواد عزتی که حالا باید انتظار هر نقش آوانگاردی را از او داشت، در تنگه ابوقریب نیز به خوبی یک نقش دشوار که با کارهای قبلی او نیز متفاوت هست را ایفا کرد. امیر جدیدی که بازی شیرین او از تلخی های داستان فیلم کاست و توانست به درستی شخصیت یک قهرمان دیروز با تمام تلخی ها و شیرینی ها و شوخی هایش را ایفا کند. حمیدرضا آذرنگ نیز که ثابت کرده هست از پس نقش های سخت و دشوار به خوبی بر می آید و شاید ایفای نقش او نسبت به ملکه را بتوانیم یک گام رو به جلو در کارنامه کاری او به حساب آوریم.

چهره پردازی سعید ملکان نیز در خدمت داستان قرار گرفته هست و مرحله به مرحله مخاطب را با داستان همراه میکند. هرچند در طول داستان فیلم به دلیل ریتم مناسب آن موسیقی در فیلم مشاهده نمی کنیم، اما موسیقی حماسی سکانس آخر روایت یک حماسه را به مخاطب فیلم منتقل میکند.

هر چند شاید نتوان یک خط مشخص داستانی را برای تنگه ابوقریب ترسیم بکنیم اما کارگردان همینقدر که توانسته هست خود را راوی دال اصلی مقاومت قرار دهد باید گفت از پس این مهم در آمده هست. همانطور که در بسیاری از فیلم های ژانر جنگی در دنیا همین روایت یک رویداد جنگی فی نفسه موضوع اصلی یک فیلم میتواند باشد به شرط آنکه از قواعد اصلی سینما فاصله نگیرد که در تنگه ابوقریب، توکلی از این اصول فاصله نگرفته هست.

حالا میتوان تنگه ابوقریب را یک اثر مهم در سینمای جنگ در سال های اخیر دانست که سال ها به عنوان یک اثر معیار از آن یاد خواهد شد و مهمتر از آن ذکر این نکته هست که هنوز دفاع هشت ساله ایران، ظرفیت های بالای روایت های سینمایی را در خود دارد که هر کدام  پتانسیل یک فیلم تمام عیار را در خود دارد. روایت های کمتر دیده و شنیده شده ای مثل : چهارده روز بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸، عملیات مرصاد، مقاومت هویزه، بمباران سردشت و… که سند مظلومیت مردم ایران در جنگ هشت ساله هست.

انتهای پیام/

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما