• تاریخ : ۲ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، حسین منزوی در روز اول مهرماه سال ۱۳۲۵ در خانواده‌ای فرهنگی در زنجان متولد شد. مرحوم منزوی از غزل‌سرایان سرآمد دوره خودش بود و از او آثار ماندگاری همچون «با عشق در حوالی فاجعه»، «از ترمه و تغزل»، «از کهربا و کافور» و «از شوکران و شعر» به جای مانده هست. این شاعر خوش‌قریحه در شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۳ بر اثر بیماری ریوی درگذشت و در زنجان به خاک سپرده شد.

شایان ذکر هست که محمدعلی بهمنی دربارهٔ منزوی می‌گوید: «اگر بخواهیم غزل بعد از نیما را بررسی کنیم باید بگوییم که هوشنگ ابتهاج در غزل پلی می‌زند و منوچهر نیستانی از این پل عبور می‌کند و ادامه‌دهندهٔ این راه حسین منزوی هست که طیف وسیعی را به دنبال خود می‌کشد.»

در ادامه قصیده‌ای عاشورایی از مرحوم منزوی را مطالعه می‌کنید:

ای تکنواز نابغه نینوا، حسین
وی تکسوار واقعه کربلا، حسین

ای از ازل نوشت سواد سرشت خویش
با سرنوشت غربت خود آشنا، حسین

هم جان فدای راه وفا کرده، هم جهان،
هم جان و هم جهان به وفایت فدا، حسین

از امن و عافیت؛ به رضایت جدا شدی
چون گشتی از مدینه جدت، جدا حسین

یک کاروان ذبیح، به همراه داشتی
از فطرت خجسته شیر خدا، حسین

یک کاروان اسیر به همراه داشتی
از عترت شکسته دل مصطفا، حسین

جانبازی ات به منزل آخر رسیده بود
در کربلا که خیمه زدی و سرا، حسین

وز آستین لعنت ابلیس رسته بود
دستی که رگ گسیخت ز خون خدا، حسین

شسته هست خون پاک تو، چرک جهان همه
تا خود جهان چگونه دهد، خونبها، حسین

در پیش روی سب و ستم، خیزران چه کرد
با آن سر بریده به جور از قفا، حسین

کامروز هم تلاوت قرآن رسد به گوش
زان سر که رست چون گل خون بر جدا، حسین

چاک افق رسید به دامان آسمان
وقتی فلک گرفت به سوگت عزا، حسین

حتا کویر تف زده را ، اشک شسته بود
وقتی جهان گریست، عزای تو را، حسین

سوگ تو کرد زلزله، چندان که خواهرت
زینب فکند ولوله از «وا اخا» حسین

من زین عزا چگونه نگریم که در غمت
برخاست ناله از جگر سنگ ها، حسین

«آزاده باش باری اگر دین نداشتی»
زیباترین سفارش مولای ما، حسین

از بعد قرن های فراوان هنوز هم
ما راست رهشناس ترین رهنما، حسین

 تو کشتی نجات و چراغ هدایتی
دریاب مان در این شب تاریک، یا حسین

انتهای پیام/

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما