• تاریخ : ۱۲ام آبان ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، جمعی از شاعران کشور در آستانه فرارسیدن اربعین سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، تازه‌ترین سروده‌های خود را به آستان مقدس ایشان تقدیم کردند. هرچند سرودن درباره اربعین حسینی در ادب فارسی سابقه دارد، اما در سال‌های اخیر و با استقبال مردمی از مراسم‌های این ایام، این دسته از سروده‌ها از نظر کمی و کیفی رشد داشته هست؛ به طوری که در آینده به عنوان یکی از شاخه‌های قوی حوزه شعر عاشورایی معرفی خواهد شد.
در همین رابطه، محمد مهدى عبدالهى، از جمله شاعران و مداحان اهل بیت(ع)، نیز در غزلی با کاروان مسافران کربلا هم‌نوا شده هست:

گفتم مگر بهانه غم آشکار شد
عطر حرم وزید و دلم بى قرار شد

جان بر لب آمدم به تمناى هر قدم
بغضم نهفته در دل شب‌هاى تار شد

میقات عاشقان، حرم شاه لافتاست
با یاعلى! قدم به قدم، استوار شد

از کوفه عازم سفر کربلا شدم
رنگ تمام فاصله‌هایم غبار شد

اندوه بیکران تو را در میان دشت
 آغوش گرم خاطره‌ها، اعتبار شد

از بوى سیب، عطر تو مى‌آید اى عزیز!
پاییز سرد جاده، برایم بهار شد

با هر قدم کنار قدم‌هاى خواهرت
اشکم چکید و دفتر غم لاله‌زار شد

موکب به موکب از غم هجران سروده‌ام
شاعر در انتظار تو، چشم انتظار شد

***

علی‌محمد مودب نیز سروده ذیل را در کانال شخصی‌اش منتشر کرد:

“امام در شب عاشورا فرمودند: الدنیا حلوها و مرها حلم”

یکی بود، یکی نبود، بود و نبود صف کشیدن
اونایی بودن و هستن، که خداشونُ دیدن

هر کی چِش داش، دل به دریا می‌زد و راهی می‌شد
ریگا و سنگا، صدای چشمه رُ نمی‌شنیدن

بعضی سیبا، عمری آویزون شاخه‌ها بودن
ظهر عاشورا که شد، سر بزنگاه رسیدن

زِلّ گرما بود و بارونای غیبی می‌اومد
اونا که بذر قابل‌داری بودن، قد کشیدن

دیگه دنیا هر چی داش رو کرد و دستای غروب
سیبای سرخ وصالُ سر نیزه‌ها چیدن

تلخ و شیرینش یه خوابه دنیا، آقا گفت و رفت
یه‌دفه هفتاد و دو کبوتر از خواب پریدن

***

سید حبیب حبیب‌پور:

قرآن بخوان به نیزه که توفانی ات شوم
سرمست از تلاوت روحانی ات شوم

مصباح هرچه راه هدایت چه می شود؟
پپدای ز نور این سر نورانی ات شوم

دیگر مریز اشک  ز بالای نیزه چون
ترسم که محو گریه پنهانی ات شوم

قرآن بخوان به نیزه … بخوان آیه ای ز ” کهف “
تا سرخوش از ترنم قرآنی ات شوم

ای سر که بی سریر به نی تکیه داده ای
ای کاش همدمی به پریشانی ات شوم

ای کاش با سرشک خود ای ماه کاروان
مرهم به زخم کهنه پیشانی ات شوم

باید به احترام شهادت ، تو را سرود
باید همیشه غرق غزلخوانی ات شوم 

انتهای پیام/

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما