• تاریخ : ۲۲ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

خبرگزاری تسنیم- مهدی مافی:

این که کارگردانی مثل بهرام توکلی با آن فیلم های بعضا تراز اول هنری ناگهان ژانر خودش را عوض کند چیزی هست که در سینمای جهان هم کمتر می بینیم. گاهی این تغییر نابودی کارنامه کاری فیلمساز را با خودش به همراه دارد اما گاهی هم ابزاری می شود برای قدرت نمایی هنرمند در فرم و ژانر!

وقتی خبر ساخت فیلمی در گونه دفاع مقدس را توسط توکلی و اوج شنیدم به معنای واقعی کلمه خوش بین نبودم. نمی دانستم توکلی که تاکنون فیلم های بیگ پروداکشن نساخته چطور می خواهد از پس این مهم برآید اما هرچه هست نتیجه نهایی شگفت انگیز هست. کارگردان «پابرهنه در بهشت» سال های ابتدایی کار حرفه ایش را با موج تحسین ها آغاز کرد. اوج کار وی وقتی بود که پس از «پرسه در مه»، «اینجا بدون من» را ساخت. اما بعد از آن هر چه زد به در بسته خورد. «آسمان زرد کم عمق» و «بیگانه» را ساخت که مورد توجه قرار نگرفت و در نهایت کمی از موفقیت های گذشته اش را با «من دیگو مارادونا هستم» زنده کرد. موسسه اوج اما دست به ریسک بزرگی زد و توکلی را واداشت تا به جای اقتباس از نمایشنامه های تنسی ویلیامز سراغ اقتباس از یک ماجرای واقعی در جنگ ایران و عراق برود. نتیجه همین فیلم «تنگه ابوقریب» هست که امسال در جشنواره فجر حاضر شد. بدون شک جدید ترین ساخته بهرام توکلی با اختلافی فاحش بهترین اثر اوست.

در روزگاری که بعضی فیلمسازان با پول ارگان های دولتی سراغ قصه های عجیب و غریب دفاع مقدس می روند، ساخت یکی از مهم ترین عملیات های کشورمان در قالب فیلم سینمایی اتفاق ویژه ایست. بهرام توکلی به خوبی و به درستی در «تنگه ابوقریب» جای آن که نقش اولی همه فن حریف را در برابر مشکلات قرار دهد، یک گردان را قهرمان کرده. به همین جهت هم فیلم او عملا نقش اول ندارد و مخاطبان منتظرند تا سرنوشت گردان عمار را به عنوان یک مجموعه واحد ببینند؛ از همان سکانس های ابتدایی و خوردن هویج بستنی در بازار گرفته تا کل کل های مربوط به پرسپولیس- استقلال و… روی روابط و رفاقت کاراکترها تاکید می شود تا این موضوع عینیت بیشتری هم پیدا کند.

در دیالوگ ها متوجه خرده داستان هایی می شویم که شخصیت ها در پس زمینه این شمایل قهرمانانه خودشان دارند اما به کسی بیشتر از دیگری پرداخته نمی شود تا در ذهن مخاطب نقش اول لقب گیرد. خیلی ها معتقدند «تنگه ابوقریب» قصه ندارد ولی باید گفت ساخته بهرام توکلی اساسا احتیاجی به قصه اضافه ندارد. چون درحال روایت داستانی از حماسه آفرینی مردانی هست که برای کشورمان جان خودشان را از دست داده اند و هر چیزی که بخواهد این موضوع را تحت تاثیر قرار دهد باید حذف شود. نگاه توکلی به گردان عمار، کاملا متفاوت با نگاه فیلمسازی مثل مصطفی کیایی به حادثه پلاسکو هست. کیایی می خواهد داستان خودش را بگوید و پلاسکو عملا فقط بستری برای روایت می شود. اما توکلی تمام هدفش روایت حماسه ایست که آفریده شده هست.

او برای نشان دادن این منظور اوج هنر خودش را به کار برده و با یک دکوپاژ استثنایی، قدرتش در کارگردانی را به رخ کشیده. دوربین در «تنگه ابوقریب» خود شخصیت دارد و هر چقدر جلوتر می رویم به صورت حساب شده ای آن را احساس می کنیم. خونی که روی لنز دوربین می پاشد، انگار خونی هست که بر چهره مخاطب پاشیده. بیننده هم تا پایان خودش را در میان عملیات می بیند. سکانس پلان های مربوط به صحنه های نبرد که واقعا فراتر از استاندارد های سینمای ایران هست یادآور فیلم های روایت فتح شهید آوینی هست. خصوصا برای نسلی که تمام تصاویر ذهنیش از جنگ را مدیون مستندهای شهید آوینی هست این شباهت غیر قابل انکار هست. با توجه به سن بهرام توکلی به نظر می رسد همین مستندها هم او را برای نشان دادن تصاویر دفاع مقدس یاری کرده چون منطقا نمی توانسته خودش در جبهه ها حاضر شده باشد. شاید تنها نقطه ضعف محسوس «تنگه ابوقریب» عدم توانایی فیلم در القای درست جغرافیا و موقعیت نبردیست که روایت آن را بر عهده داشته که می تواند ناشی از نبود تجربه کافی سینمای دفاع مقدس در سازندگان این اثر باشد. هر چند این یکی از مشکلات فیلمنامه هست اما هنوز تکست «تنگه ابوقریب» آن قدر قدرتمند هست که آن را جزو آثار برگزیده جشنواره بدانیم. خصوصا در تصویر مفهوم «راهی که ادامه دارد» در پایان فیلم، کمک شایانی به کارگردانی بهرام توکلی کرده هست. بگذریم که توانسته بدون حتی یک صحنه نشان دادن سربازی عراقی، حضور دشمن و ظلمی را که به مردم ما روا داشته کاملا ملموس نشان دهد.

جالب اما این هست که نه فقط فرم، که نگاه آوینی در حماسه آفرینی به جای نشان دادن تصاویر سیاه و ضد جنگ هم در «تنگه ابوقریب» مشهود هست. خصوصا در شخصیت پردازی ها، به جای نمایش رزمنده های شرمنده از جنگ و کسانی که به خاطر عدم توانایی در دفاع از آب و خاک کشور به دزدی در تهران روی آورده اند، قهرمانانی را با تمام وجود لمس می کنیم که پایشان روی زمین اما قدشان بسیار بلند هست.  بدون شک بازی های درخشان تیم بازیگری «تنگه ابوقریب» به عنوان فاکتوری در جهت شخصیت پردازی بهتر کاراکترها را نمی شود نادیده گرفت. از جواد عزتی که روزگاری نماد کمدی های عامه پسند بود بگیرید تا امیر جدیدی و حمیدرضا آذرنگ که در نشان دادن نقش هایشان ذره ای کم فروشی نکرده اند.

مجموعه کارگردانی حساب شده توکلی، فیلمبرداری مسحور کننده حمید خضوعی ابیانه و بازی های بی نظیر بازیگران را وقتی با موسیقی فوق العاده تاثیرگذار حامد ثابت جمع می زنیم نتیجه اثری دوست داشتنی می شود که می تواند در روز پایانی هم دست پر اختتامیه را ترک کند. «تنگه ابوقریب» آن قدر اثر موفقی شده که ادعا کنیم نه تنها توکلی توانسته از پس تغییر ژانر برآید، بلکه به نظر تازه گونه مخصوص به خودش را شناخته و بهتر هست فعلا به جای ساخت فیلم هایی در ادامه «بیگانه» و «من دیگو مارادونا هستم» همین خط را جلو برود.

انتهای پیام/

 

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما