• تاریخ : ۲۰ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : دیبا

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگران پویا، آیت‌الله «سید حسین یعقوبی قائنی» مجتهد و عارف معاصر متولد ۱۳۰۳ بوده  و با عارف مشهور سید علی قاضی دیدار داشته و شاگرد دو عارف مبارز «محمدجواد انصاری همدانی و سید جمال‌الدین گلپایگانی» بوده هست. وی همچنین با بزرگانی از جمله سید رضا بهاءالدینی، حسنعلی نجابت شیرازی در ارتباط بوده هست. او در جوانی راهی عتبات شده و در حوزه علمیه سامرا، نجف، کربلا و قم تحصیل کرده هست. «سفینة الصادقین» و «انیس الصادقین» دو اثر مکتوب وی محسوب می‌شود که کتاب نخست، دربردارندۀ زندگی‌نامه وی با نکات مهم عرفانی اوست.

* بیشتر بخوانید:

ماجرای ملاقات عارف ربّانی آیت‌الله سیدحسین یعقوبی با رهبر معظّم انقلاب

او در ابتدای کتاب «سفینة الصادقین» می‌فرماید: درخواست مکرر جمعی از برادران ایمانی مبنی بر آشنا شدن با نحوه سیر و سلوک حقیر و کم‌وکیف آن، بنده را بر آن داشت تا شمه‌ای از یافته‌های خود را در ضمن قضایای متعدده و جریاناتی که در طول زندگی برایم پیش آمده در جلسات معنوی و محافل انس برای آنان بازگو کنم.

* در بخشی از زندگی‌نامه خودنوشت وی آمده هست:

حقیر از طفولیت بسیار اهل عشق و محبت بودم و نیز نسبت به ائمه معصومین(ع) علاقه زیادی در قلبم مکتوم بود که گاهی ظهور می‌کرد. گاهی در بیابان‌ها در جای خلوت به‌انتظار ظهور گریه می‌کردم. نسبت به پول و ثروت و دنیا بی‌علاقه بودم و اصلاً برای آینده فکر نمی‌کردم. نسبت به قیامت و عوالم آخرت هم به خداوند متعال خوش‌بین بوده و می‌گفتم: خداوند مرا به جهنم نخواهد فرستاد و مضمون این فراز از دعای کمیل «و لأبکین علیک بکاء الفاقدین و لأنادینک أین کنت یا ولی المؤمنین» که در آن وقت اصلاً از آن اطلاعی نداشتم، بیانگر حال درونی‌ام بود. پس از فوت مادر چندین مرتبه از قائن به مشهد رفتم. آخرین بار مدتی در آنجا مانده، سپس عازم تهران شدم. در آن وقت تقریباً پانزده سال داشتم.

پس از گذشت حدود ۲ سال به ذهنم آمد که از قائن و اقوام خود دیدن کنم، لذا رهسپار قائن شدم. این سفر برایم سفر باخیر و برکتی بود چون کاملاً باعث تنبه حقیر شد و سرعت گذشت عمر را برایم ممثل کرد، زیرا همین که وارد قائن شدم افراد هم‌سن خود را می‌دیدم که قیافه‌های‌شان عوض شده، به‌صورت مرد به‌نظر می‌رسیدند و اشخاص کامل را می‌دیدم که موی سر و صورت‌شان سفید شده هست. در اثر این ملاقات‌ها حالت عجیبی پیدا کرده، حالم دگرگون شد و نسبت به زندگی دنیا بی‌میل شدم اما نمی‌دانستم تکلیف چیست و چه باید کرد.

انتهای پیام/*

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما